« June 2009 | Main | August 2009 »

July 18, 2009

كاربرد نظريه‌هاي ارتباطات: اقناع و تبليغ

كاربرد نظريه‌هاي ارتباطات: اقناع و تبليغ
هدف اين مقاله پرداختن به نظريات و مباحثي است كه در زمينه اقتاع و تبليغ وجود دارد. در اين مقاله ضمن ارائه تعاريفي براي اقناع و تبليغات و نگرش، به بيان تفاوت اقناع با تبليغات خواهيم پرداخت. سپس براي تفكيك تجاري از تبليغات سياسي (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسي مباحث و تكنيك‌هاي پروپاگاندا پرداخته خواهد شد.

هدف اين مقاله پرداختن به نظريات و مباحثي است كه در زمينه اقتاع و تبليغ وجود دارد. در اين مقاله ضمن ارائه تعاريفي براي اقناع و تبليغات و نگرش، به بيان تفاوت اقناع با تبليغات خواهيم پرداخت. سپس براي تفكيك تجاري از تبليغات سياسي (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسي مباحث و تكنيك‌هاي پروپاگاندا پرداخته خواهد شد. در بخش پاياني اين مقاله نيز نظرياتي كه در زمينه اقناع در سطح خرد و كلان وجود دارد، مورد بحث و اشاره قرار مي‌گيرند.
كليد واژگان: اقناع، نگرش ، تبليغات تجاري، تبليغات سياسي (پروپاگاندا)، نظريه هاي اقناع
مقدمه
اگر به محيطي كه در آن زندگي مي كنيم، با دقت نظري بيافكنيم تلاش‌هاي اقناعي را به راحتي مشاهده مي‌كنيم: در واقع اقناع به بخش جدايي ناپذير زندگي ما تبديل شده است. آگهي دهندهاي كه از ارتباطات جمعي براي فروش كالاهاي خود استفاده مي‌كند، دست به اقناع مي‌زند. نامزد سياسي كه مبادرت به خريد آگهي‌هاي روزنامه مي كند يا سازمان بهداري كه از طريق راديو افراد را به ترك سيگار تشويق مي‌كند. همه به نوعي از طريق پيام‌هاي ارتباط جمعي تلاش مي كنند تا تغييراتي در اشخاص به وجود آوردند (تانكارد 1381).
هدف اصلي اين مقاله پرداختن به نظريه‌ها و مباحث ارتباطاتي است كه در زمينه اقناع وجود دارند. ما در ابتدا به مفاهيمي چون اقناع، نگرش و تبليغات خواهيم پرداخت و سعي مي‌كنيم براي هر يك تعريفي روشن ارائه دهيم. سپس ضمن معرفي انواع تبليغات سياسي، به شناخته شده‌ترين تكنيك‌هاي به كار رفته در حوزه‌ي تبليغات به طور عام و تبليغات سياسي به طور خاص اشاره مي‌شود براي ملموس و روشن بودن مطالب، مثال‌هايي كاربردي استفاده را پروپاگاندا طي دو قرن گذشته در سطح جهان آورده مي‌شود.
از آنجا كه در بسياري از مواقع اقناع و تبليغ به اشتباه به جاي ديگر به كار مي روند. بخش ديگري از مقاله به مقايسه اين دو و تفكيك آنها از يكديگر پرداخته و نظريه‌هاي عمده‌اي كه در باب اقناع و تغيير نگرش وجود دارند، ذكر كرده‌ايم، وارد شدن به مبحث مخاطب و ترغيب كننده و كنش و واكنش هاي متفاوت آن دو نسبت به يكديگر و پيام‌هاي اقناعي جزو مباحث پاياني مقاله است. در نهايت به منظور ملموس‌تر بودن بحث اقناع و تبليغات انجام شده در ايران در حوزه اقناع، دو پايان نامه مورد بررسي قرار گرفته‌اند كه خلاصه‌اي آنها ارائه مي‌گردد.
اقناع و نگرش
اولين مفهومي كه در اينجا به آن پرداخته مي‌شود، اقناع است كه تعاريف متعددي براي آن ذكرشده است. بيانگر (1376) بيان كرده كه واژه اقناع در شكل مناسب به معناي دخل و تصرف در نمادهاست كه براي انجام عمل از سوي ديگران طراحي شده است. در واقع توسل به تعقل و احساس به خاطر حصول نوعي رضايت رواني در شخص صورت مي‌گيرد كه اقناع شده است.
علي اصغر كيا و رحمان سعيدي (1383) اقناع را به اين صورت تعريف كردهاند، اقناع فرايندي ارتباطي است كه هدف آن نفوذ گيرنده پيام است، به اين معني كه يك پيام ترغيبي يك نظر يا رفتار را به شكلي داوطلبانه به گيرنده ارائه مي‌دهد و انتظار مي‌رود كه اين پيام در مخاطب يا گيرنده پيام موثر واقع شود.
تعريف ديگري كه براي اقناع ذكر شده، اين است كه: اقناع فرايندي است كه از خلال آن مي‌كوشيم تا نگرش ديگران را تغيير دهيم و به تعبير ساده‌تر به مفهوم كوشش براي تغيير نگرشي است(كيا، سعيدي، 1383).
در دايره‌المعارف اينترنتي و يكي پديا اقناع به عنوان شكلي از نفوذ معرفي شده است. منظور از اقناع فرايند هدايت مردم به سوي پذيرش يك عقيده نگرش يا عمل است به وسيله وسايل عقلاني و نمادين كه ممكن است منطقي هم نباشد و بيشتر از طريق توسل به جذابيت‌ها صورت مي‌گيرد. به جاي آنكه از زور و قدرت استفاده شود.
نفوذ و اقناع از مفاهيمي هستند كه بسيار به يكديگر نزديكند. در نفوذ هر زمان كه منبعي تعمداً تلاش كند تا افكار، احساسات و رفتار گيرنده را تغيير دهد. نفوذ روي مي‌دهد. اقناع را مي توان حالت خاصي از نفوذ دانست. وقتي منبعي آگاهانه از ارتباطات استفاده و سعي كند نگرش مخاطب را تغيير دهد، در اين حالت، اقناع روي مي‌دهد، نفوذ و اقناع حاكي از تغييرات عامدانه هستند اما در عمل با هم متفاوتند زيرا اقناع به ارتباط (پيام‌هاي شفاهي و غير شفاهي) نيازمند است و به دنبال تغيير نگرش است اما نفوذ مي تواند بدون ارتباط هم روي دهد و موجب تغييرات رفتاري (خارجي) شود، بدون آنكه تغيير نگرش (دروني) ايجاد كند. نگرش ارزيابي شخص از يك موضوع فكري است. هر شخصي يك معيار ارزيابي (خوب و بد) مي‌سازد و درباره‌ي موضوعات طبق آنها قضاوت مي‌كند.
نگرش مفهومي متمايز و اجتناب ناپذير در روانشناسي اجتماعي معاصر امريكا است. نگرش اولين بار در سال 1918 در مطالعه اي توسط توماس و زنانيكي به شيوه علمي مورد استفاده قرار گرفت. گوردون آلپورت نگرش را به اين صورت تعريف كرده است: نگرش نوعي حالت آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي شده است و تاثير پويا و جهت داري بر پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود مي‌گذارد (تانكارد 1381).
ترغيب فرايندي پيچيده مداوم و داراي كنش متقابل است كه در آن يك فرستنده و يك گيرنده با نمادهاي شفاهي يا غير شفاهي به هم پيوند مي‌يابند كه از طريق آنها ترغيب كننده مي كوشد. در ترغيب شونده نفوذ كند تا تغييري را در نگرش يا رفتار بپذيرد. ترغيب يك فرايند دو سويه است كه در آن هر دو گروه يا هر دو طرف به يك پيام – رويداد نزديك مي‌شوند و آن را براي كوششي به منظور پاسخگويي به نيازها به كار مي‌برند، در نتيجه مخاطب هرگز منفعل انگاشته نمي‌شود، او يك مخاطب فعال است كه ترغيب كنندهاي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد و آن ديگري يك ترغيب كننده فعال است كه مي‌داند بايد به نيازهاي مخاطب توجه كند و با اتخاذ يك پيام و هدف معين به نيازهايش پاسخ دهد.(كيا، سعيدي، 1383)
پروپاگاندا
در سال‌هاي اخير، تبليغات سياسي يا پروپاگاندا به صورت جزئي از ارتباطات درآمده است. طي هفتاد سال گذشته در سطح جهان صدها كتاب و مقاله جنبه‌هاي گوناگون تبليغات را بررسي كرده‌اند. با شروع مطالعات در مورد اقناع و ترغيب در چند دهه گذشته اين بررسي‌ها جايگاه مشخص‌تري در تحقيقات ارتباطات يافتند. با گسترش تكنولوژي‌هاي ارتباطي جديد و افزايش كانال‌هاي پخش اطلاعات، فعاليت هاي تبليغات نيز آشكارا افزايش يافتند.
مفهوم پروپاگاندا در حوزه نظريه هاي مرتبط به اقناع از اهميت زيادي برخوردار است و تعاريف متعددي براي آن ذكر شده است. لارسول در سال 1937 تبليغات را اين گونه تعريف شده است: تبليغات در كلي‌ترين معني، فن اثر گذاري بر عمل انساني از راه دستكاري نمودگرها است كه ممكن است گفتاري، نوشتاري، تصويري يا موسيقايي باشد (تانكارد 1381) فرهنگ لغت اكسفورد (2002) واژه پروپاگاندا را شامل ايده‌ها و بياناتي مي‌داند كه امكان نادرستي و مبالغه در آنها وجود داشته و به هدف كسب حمايت براي يك رهبر سياسي، يك حزب و غيره استفاده مي‌شود.
ريشه اين لغت به واژه لاتين پروپاگاره بر مي‌گردد كه به معناي كاشتن نهال‌هاي تازه از يك گياه براي باز توليد آن است. براي نخستين بار در سال 1633 پاپ اوربان هشتم كنگره پروپاگاندا را تاسيس كرد. هستة اصلي اين كنگره را كميته‌اي از كاردينال‌هاي كاتوليك تشكيل مي‌دادند كه مسئول ماموريت‌هاي تبليغاتي خارجي بودند. مبلغان به كاري كه انجام مي‌دادند، كاملاً علم داشتند و با آگاهي تمام آن را انجام مي‌دادند. از اين لحاظ پروپاگانداي آنها كاملاً عمدي و آگاهانه بود (براوان، 1964) پرو پاگانداي بي‌طرف به معناي انتشار و ترويج افكار است. اما از آنجايي كه اين واژه به طور كاربردي براي اولين با توسط يك كليساي كاتوليك و براي اشاعه باورهاي آن و همچنين در جهت مخالف با پروتستان‌‌ها مورد استفاده قرار مي‌گرفت. معناي بي طرف خود را از دست داد. بنابراين مي توان گفت كه پروپاگاندا كوششي تعمدي و حساب شده است كه با هدف شكل دادن به نحوه دريافت، دستكاري ادراك و همسو كردن مخاطبان با نيت مورد نظر مبلغ صورت مي‌گيرد.
زماني كه تاكيد بر كاربرد باشد پروپاگاندا با كنترل همراه است و به عنوان يك تلاش سنجيده براي تغيير يا حفظ تعادلي پر قدرت به آن توجه مي‌شود. به اين منظور لازم است مخاطب، نگرش‌هاي خود را تقويت كند يا تغيير دهد يا در مواقع لزوم حتي در مورد رفتار خود چنين عكس‌العمل‌هايي را نشان دهد. اين جاست كه ترغيب و اقناع معنا پيدا مي‌كند(كيا و سعيدي، 1383).
الوان (1370) انواع پروپاگاندا را به شرح زير بررسي كرده و بر چهار نوع تبليغ تاكيد دارد:
تبليغات سياسي و جامعه شناس تبليغات آشوب گرانه و جذب كننده تبليغات عمودي و افقي تبليغات عقلاني و غير عقلاني تبليغات سياسي و جامعه شناسي: تبليغات سياسي از طرف گروهي كه معمولاً يك دولت با يكي از موسسه هاي دولتي است با تكيه بر شيوه‌هاي اعمال نفوذ استفاده مي‌شود تا به اهدافي قابل تشخيص و كاملاً دقيق دست يابد. از سوي ديگر تبليغات جامعه شناختي نوعي مجاب كردن از درون است و زماني پديد مي‌آيد كه فرد ايدئولوژي مسلط سياسي و اقتصادي جامعه خود را پذيرفته و در خود جذب كرده باشد. و اين ايدئولوژي را به منزله مبنايي براي تحقق بخشيدن به انتخاب‌هاي خود جوش و تفاوت‌هاي مبتني بر ضوابط اخلاقي به كار ببرد.
تبليغات آشوبگرانه و جذب كننده: تبليغات آشوبگرانه معمولاً مخرب و ستيزه جويانه است. ممكن است هدف از اين نوع تبليغات سرنگوني يك دولت با بر هم زدن نظمي تثبيت شده باشد. اما تبليغ جذب كننده دراز مدت و تكثير شونده است و هدف از آن فراهم آوردن رفتار ثابت، سازش و هماهنگي در بطن يك نظام اجتماعي دائمي است.
تبليغات عمودي و افقي: تبليغ عمودي از رهبري نشات گرفته و هدف از اين نفوذ در توده‌ها است. در مقابل تبليغ افقي در درون گروه و در بين افراد گروه پياده مي‌شود. آن هم گروهي كه در آن همه افراد با هم برابرند و رهبري در بني آنها نيست.
تبليغات عقلاني و غير عقلاني: تبليغ عقلاني بر پايه اطلاعات واقعي، آمار و ايده‌هاي اقتصادي قرار دارد. اين گونه تبليغات به خاطر دقيق بودن مطرح هستند، حال آنكه تبليغ غير عقلاني تاكيد عمده‌اش بر احساسات و عواطف مخاطب است.
جووت و اودانل (1986) نيز يك تقسيم بندي از پروپاگاندا، بر اساس منبع، درستي اطلاعات و صحت و سقم آن در سه دسته ارائه داده اند:
1. پروپاگانداي سفيد: در اين نوع پروپاگاندا، هويت منبع به درستي شناخته شده و اطلاعات موجود در پيام هاي مبلغ به درستي و صحت تمايل دارد. هدف اين نوع تبليغ آن است كه مبلغ خود را نزد مخاطب با اعتبار كند.
زيرا اين امر مي‌تواند در آينده به نحوي مورد استفاده قرار گيرد.
2. پروپاگانداي خاكستري: در اين نوع پروپاگاندا منبع مي‌تواند داري هويت شناخته شده باشد يا نباشد و درستي اطلاعات پيام‌هاي آن نيز ممكن است مورد اطمينان نباشد. كاربرد اين نوع پروپاگاندا بيشتر براي پريشان كردن دشمن است.
3.پروپاگانداي سياه: اين نوع پروپاگاندا داراي منبعي كذب و دروغين و اطلاعات ارائه شده نادرست، ساختگي و نيرنگ آميز است. منابع پروپاگانداي سياه خود را خودي و دوست جلوه مي‌دهند در حالي كه از طرف دشمن اداره مي‌شوند.
اصولاً شيوه‌هاي بسيار زيادي توسط پروپاگانديست‌ها براي تغيير نگرش و ايجاد عمل ديگران استفاده مي‌شود. معروف‌ترين و برجسته‌ترين اين روش‌هاي تبليغات، تكنيك‌هاي هفت‌گانه‌اي هستند كه در اينجا به آنها اشاره مي‌شود و عبارت‌اند از: برچسب زني، تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)، انتقال، شهادت دادن يا تصديق، شيوه مردم ساده، مغالطه (كارت‌هاي يكدست) و همرنگي با جماعت (هجوم براي سوار شدن به واگن) (استندلر، 2005)
1.برچسب زدن
اسم گذاري يا برچسب زدن از تكنيك‌هاي قديمي پروپاگاندا است كه از كلمه لاتين ad hominemگرفته شده است. با استفاده از اين تكنيك به شخص، ايده يا يك گروه كه هدف حمله است بر چسب توهين آميز و ناپسند زده مي‌شود. اين تكنيك با اين هدف مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه ايده و فكري را محكوم يا رد كنيم، بدون اينكه به دنبال دليلي براي تصميم خود باشيم.(مهرداد، 1380)
2.تعميم جذابيت (تلطيف و تنوير)
برچسب زني اطلاق برچسب بد و حقارت آميز به دشمن بوده است اما در مقابل اين شيوه، شيوه معمول پروپاگاندا يعني بر چسب زدن فضيلت و صفتي شايسته به محصول مطلوب خود است. مثال‌هاي روشني از كاربرد چنين الفاظي وجود دارد. نظير: تمدن، شجاعت، دموكراسي، تعهد، زيبايي، آزادي، افتخار، اعتماد، شرافت، عدالت، آزادي، صلح و نظاير آن. وجود اين كلمات در متن به منظور تاثير گذاري بر هيجانات و احساسات عملي بر پايه پروپاگاندا است.
استفاده از اين كلمات (تعميم جذابيت) در پروپاگاندا معمولاً مبهم و سر بسته است و تعريف درستي از آن ارائه نمي‌شود تا مخاطب خود بر اساس حوزه تجربيات خود آنها را تفسير به مطلوب كند.
3. انتقال
تكنيك موثر ديگر انتقال اعتبار، اقتدار، فضيلت بعضي گروه‌ها به محصول مورد نظر است.
هدف از اين تكنيك، انتقال اقتدار، ضمانت قانوني و اعتبار چيزي كه مورد احترام همگان است به چيزي ديگري، به منظور كسب اعتبار و عزت بيشتر براي آن به عبارت ديگر مكانيسم انتقال بر اساس فرايند ارتباط بين دو عامل عمل مي‌كند. (مهرداد،1380)
در واقع هدف ارتباط‌گر اين است كه ايده، كالا يا علتي را به عامل ديگري كه مورد علاقه مردم است و مردم نگرش مثبتي بدان دارند، مرتبط سازد.
4. شهادت دادن
اين مورد در سياست و هم در تبليغات تجاري افراد مشهور فراوان يافت مي‌شود. مثل بازيگران سينما، سياستمداران و...
در اين تكنيك از افرادي كه براي مخاطب شناخته شده اند و محبوبيت دارند، استفاده مي‌شود و تلاش مي‌كنند تا از نظر اين افراد مشهور درباره محصول به خواننده منتقل شود.
در تكنيك انتقال كه در بخش قبلي بحث شد، تصويري مطلوب از گروه به محصول منتقل مي شود، اما در اين تكنيك، تصوير مطلوب از يك فرد به محصول منتقل مي‌شود.
تكنيك شهادت دادن يا تصديق در پروپاگاندا در حالتي است كه شخص مورد اعتماد يا شخص غير قابل اعتماد و منفوري درباره درستي يا نادرستي فكر، برنامه، محصول يا فردي ابراز عقيده مي كند. تكنيك شهادت و تصديق شيوه متداولي به ويژه در عرصه آگاهي تجارتي و مبارزات انتخاباتي محسوب مي‌شود. (مهرداد، 1380)
5.شيوه مردم ساده
سياستمداران تلاش مي كنند خود را شبيه مردم معمولي و عادي جلوه دهند. در جملات اول سخنراني‌هاي سياسي معمولاً پس از قدرداني از مقامات ارشد حاضر كه به نام يا درجه خواهد بود، گفته مي‌شود و شهروندان عادي من در اين جهت كه مي‌خواهند ما گمان كنيم كه آنها هم از ما هستند. شبيه به اين گفته در مورد رهبران اتحاديه‌هاي كارگري هم صادق است كه تلاش مي كنند خود را عضوي عادي از جامعه خود تعريف كنند.
تكنيك مردم ساده تمهيدي است كه فرستنده يا گوينده سعي مي كند به مخاطبان خويش اين پيام را القا نمايد كه نظريات و انديشه‌هاي او به اين دليل صحت دارد كه برخاسته از فرهنگ و اعتقادات مردم كوچه و بازار است اين تكنيك در حوزه سياست‌بازان زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ولي اخيراً اين تكنيك به عرصه تبليغات و آگهي‌هاي تجارتي نيز سرايت كرده است. تبليغات تجاري كه براي محصولات مواد غذايي در تلويزيون تبليغ مي‌كند، معمولاً از مدل‌هاي ساده و عوام پسند براي تبليغ چنين موادي استفاده مي‌كند به ويژه محصولات لبني، مواد غذايي مخصوص صبحانه، نان، بستني و امثال آن (مهرداد، 1380).
6.جمع آوري كارت هاي يك دست (مغالطه)
اين شيوه به ارائه انتخابي حقايق كه منتج به نتيجه مطلوب مي‌شود، اطلاق مي گردد. با از قلم انداختن تعمدي حقايق غير مطلوب در جهت اصول نتايج مساعد همراه است. شايد واژه بهتر براي اصطلاح فريب باشد.
تكنيك جمع آوري كارت هاي يك دست، به معني انتخاب جزييات و تكه‌هاي پراكنده‌اي از يك موضوع يا يك واقعه است كه از ميان انبوهي از اطلاعات واقعي و غير واقعي دست چين شده است، به نحوي كه با يكديگر مطابقت مي كنند، اين جزييات يا تكه‌ها ممكن است حقايقي مربوط به يك موضوع يا يك واقعه باشد يا ممكن است انتخابي از سخنان و مدارك كذب باشد يا تهيه مدارك انحرافي از جرياني خاص باشد يا ابزار بيانات منطقي يا غير منطقي به منظور متقاعد ساختن ديگران براي پذيرش يا عدم پذيرش يك ايده، يا يك برنامه، شخص يا نوعي كالا يا محصول باشد. به عبارت ديگر، اين تكنيك عبارت از انتخاب بحث‌ها يا مداركي است كه به خاطر حمايت از يك موضع و ناديده گرفتن دلايل و استدلال‌هاي است كه براي پشتيباني از موضع مخالف ارائه مي‌شود. جزييات بحث‌هاي انتخاب شده ممكن است، صحيح يا باطل باشد، بهترين نمونه‌هاي تكنيك كارت‌هاي يك دست را مي‌توان در تبليغاتي مشاهده كرد كه براي معرفي فيلم‌هاي سينمايي ارائه مي‌شوند، به ويژه آن بخش از نظريات منتقدان سينمايي كه جنبة نقل قول دارد. معمولاً در تبليغات سينمايي آن دسته از نقل قول‌هاي منتقدان با دقت انتخاب مي‌شوند كه ارزيابي آنها از فيلم مثبت تر است. بسياري از آگهي‌هاي تجارتي كه مصاحبه شهروندان عادي را درباره توليدات مختلف نشان مي‌دهند، از همين تكنيك كارت هاي يك دست استفاده مي كنند. (مهرداد، 1380)
7. شيوه همرنگي با جماعت
تعريف معمول اين واژه اين است همه اين محصول را خريده‌‌اند، تو هم بايد بخري.
وقتي واژه اكثريت به كار برده مي‌شود، معمولاً مردم تشويق مي‌شوند زيرا ترجيح مي‌دهند در جمع اكثريت باشند، به دو دليل در اكثريت بودن قابل اهميت است يك اكثريت برنده انتخابات است و برنده قدرت سياسي دارد؛ دوم مردم دوست دارند همرنگ با جماعت باشند تا اينكه مدام در معرض انتقادات متفاوت قرار گيرند.
اين تكنيك هجوم براي سوار شدن به واگن نيز ناميده مي‌شود، جوهر اصلي اين تكنيك جمله عجله كنيد تا به واگن پرسيد بيانگر اين نكته است كه همه ما قصد سوار شدن به واگن را داريم، پس عجله كنيم تا زودتر به آن برسيم، به عبارت ديگر سعي بر اين است كه ديگران را متقاعد سازد كه همگان – كه ما هم جز آنها هستيم- برنامه‌هاي او را پذيرفته اند، لذا ما هم بايد هر چه سريع‌تر به آنها بپيونديم و خود را به واگن برسانيم. تكنيك هجوم سوار شدن به واگن، غالباً در تبليغات جنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هدف معمولاً اين است كه مردم را متقاعد كنند كه همه در جنگ مشغول فعاليت و ايثار هستند، حتي حاضرند جان خود را نيز فدا كنند. مللي كه درگير جنگ هستند. براي بالا بردن روحيه جنگي و افزايش اعتماد به نفس جنگجويان نياز به قهرمان دارند. اگر فاقد چنين قهرماناني باشند، ناگزير فردي را براي اين منظور در نظر مي‌گيرند و درباره قهرمان بودن او مبالغه مي‌كنند، همچنين دولت‌ها نيز از اين تكنيك پروپاگاندا، به ويژه در داخل كشور بهره برداري مي‌كنند . مخصوصا بعضي از كشورها به منظور بالا بردن سطح محصولات كشاورزي خود در كشور به دنبال مدلي مي‌گردند تا ديگران را تشويق به پيروي از آن نمايند (مهرداد، 1380)
تكنيك ديگري كه معمولاً خطيبان و نويسندگان از آن بهره مي‌گيرند اصرار به مخاطب بر انتخاب يكي از دو تاست:
يا به ما بپيونديد يا به دشمن ملحق شويد شما يا با ما هستيد يا عليه ما شما يا بخشي از راه حل هستيد يا بخشي از مشكل شما يا مخالف تروريست هستيد يا حامي آن اين دو قطبي سازي‌هاي معمولاً بوسيله متعصبان مذهبي يا سياستمداران افراطي به كار مي‌رود.
در اين قسمت به نمونه‌هايي از استفاده از پروپاگاندا در طي قرن‌هاي نوزده و بيست اشاره مي‌شود (منبع سايت و يكي پديا، 2005)
انقلاب روسيه: پروپاگذار به معناي انتشار ايده‌هاي انقلابي بود. آموزهاي ماركسيسم، دانش تئوريكي و عملي اقتصاد ماركسيستي، شكل گيري افكار عمومي مساعد و همچنين افزايش بي نظمي جزو اولويت هاي برنامه پروپاگاندايي به حساب مي‌آمد.
آلمان نازي: برنامه هاي تبليغي از طرف وزارت پروپاگاندا و روشنفكري عمومي به رياست جوز، گوپلز اداره مي‌شد. در سال 1933 اين وزارتخانه از همه روزنامه نگاران، نويسندگان و هنرمندان دعوت كرد تا در يكي از مراكز اين وزارتخانه ثبت نام كنند و در بخش‌هاي مختلفي مانند مطبوعات، هنرهاي زيبا، موسيقي ، تئاتر، فيلم، ادبيات يا راديو مشغول به فعاليت شوند. گوپلز به عنوان يك ابزار حياتي به پروپاگاندا نگاه مي‌كرد. به طوري كه گوپلز و هيتلر تقريباً هر روز با هم ملاقات داشتند.
جنگ سرد: ايالات متحده آمريكا و اتحاديه جماهير شوروي به طور گسترده از شيوه‌هاي مختلف تبليغي در طول جنگ سرد استفاده مي‌كردند. هر دو طرف از برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني و راديويي همچنين فيلم براي تحت تاثير قرار دادن شهروندان خود با ديگري و با ملت‌هاي اروپايي و ملت‌هاي جهان سوم بهره مي‌گرفتند. براي نمونه مي‌توان به راديو آزاد اروپا با راديو آزادي كه توسط سيا حمايت مي‌شد اشاره كرد كه به عنوان پروپاگانداي خاكستري مي توان از آن نام برد و همچنين راديو مسكو به عنوان يك پروپاگانداي سفيد و راديو صلح و آزادي به عنوان پروپاگانداي خاكستري كه آن نيز از طرف مسكو حمايت مي شد.
كوبا: در اين كشور راديوهايي با حمايت سيا و گروه‌هاي تبعيدي كوبايي فعاليت مي‌كردند كه مي توان آنان را در زمره پروپاگانداي سفيد و سياه قرار داد و همچنين در مقابل راديويي با حمايت مسكو عليه گروه‌هاي تبعيدي فعاليت مي‌كردند.
افغانستان: تاكتيك‌هاي عملياتي روانشناختي براي بي اخلاق جلوه دادن طالبان و جلب حمايت مردم افغانستان در سال 2001 به شدت به كار مي‌رفت. حداقل شش هواپيماي كماندويي E-EL 130هر روزه براي جذب پيام‌هاي محلي و ارسال پيام‌هاي پروپاگذاري جايگزين، آسمان افغانستان را پوشش مي‌دادند، به علاوه پخش بيانيه‌هاي كه در آنها براي زنده يا مرده اسامه بن لادن جايزه تعيين شده بود، بخشي از اين برنامه‌هاي تبليغي را تشكيل مي داد.
عراق: وزارت اطلاعات عراق تا آخرين روز سقوط، از طريق تلويزيون، راديو و مطبوعات اعلام مي‌كرد كه آمريكا به زودي شكست مي‌خورد.
تفاوت اقناع و تبليغ
واضح است كه بين تبليغات و اقناع تفاوت وجود دارد. هر چند كه در تبليغات نيز تلاش اصلي براي اقناع گيرندگان پيام به پذيرش موضوعي است كه پروپاگاندي است دنبال مي‌كند.
اتوبينگر (1376) درباره تفاوت اقناع و تبليغ مي‌گويد: هنگامي كه در يك رابطه اقناعي، اقناع كننده امتيازات چندان مشخصي به دست نياورده باشد و انگيزهاي او با علايق شخص يا گروه ديگر مناسب و همخواني ندارد، معمولاً از واژه تبليغ استفاده مي‌شود، اما تفاوت بين آنها ناچيز است، زيرا هر دوي آنها براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده به ابزارهاي ارتباطي تكيه دارند.
راجر براون با ايجاد تمايز بين تبليغات و اقناع كوشيد تا مشكلي را كه بر سر تمايز بين تبليغات سياسي و اقناع وجود داشت، حل كند؛ او اقناع را تحت عنوان دستكاري نماد به منظور ايجاد عمل در ديگران تعريف كرده و گفت: هنگامي كه قضاوت شخصي اين باشد كه عملي كه هدف آن تلاش اقناعي است؛ به نفع اقناع گر است ولي كاملاً به نفع اقناع شونده نيست، اين گونه تلاش‌هاي اقناعي تبليغات ناميده مي‌شود. از نظر او اقناع و تبليغات يكي هستند، تنها زماني كه شخص احساس كند منبع اقناع منتفع نمي‌شود ولي گيرنده پيام سود مي‌برد. مي‌توان عمل يا پيامي را تبليغات ناميد (تانكارد، 1381)
ارسطو يكي از نخستين كساني بود كه آثار كلاسيك خود راجع به فن خطابه، اقناع را تجزيه و تحليل نمود.(تانكارد، 1381)
در تئوري جامعي كه توسط ارسطو براي اقناع وضع شده، اقناع داراي سه جنبه است: منبع، پيام و احساس مخاطب. او يك عامل موثر ديگر بر اقناع مشخص مي‌كند و آن را آتكنوي به معني حقايق و وقايع خارج از كنترل فوري گوينده مي‌نامد. (پراتكانيس، 1380)
مطالعات زيادي براي ارزيابي نظريه‌هاي اقناع صورت گرفته است. بر اساس مطالعه‌اي كه توسط هاولند بر روي ارتش آمريكا براي آزمايش پيام‌هاي يك سويه و دو سويه انجام شد. نتايج نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يك طرفه در افرادي كه در ابتدا موافق پيام بودند، بيشترين تاثير را دارد. اما پيام‌هاي دو طرفه در اشخاصي تاثير زيادي دارد كه در ابتدا مخالف پيام بودند، همچنين نتايج اين تحقيق نشان دهنده اين موضوع بود كه پيام‌هاي يكطرفه در افرادي كه تحصيلات كمتري دارند، تاثير گذاري است و پيام‌هاي دو طرفه در افرادي كه تحصيلات بالاتري دارند، داراي بيشترين ميزان تاثير گذاري است. (تانكارد، 1381)
بوهر (2003) معتقد است طبق نظر ارسطو كه پدر افكار اقناعي مدرن محسوب مي‌شود، احساسات، منطق و شخصيت نه تنها سنگ بناي اقناع موثر محسوب مي‌شوند بلكه اصولي بنيادين در تفسير پيام‌هاي ديگران و همچنين جلب ديگران به انديشيدن طبق ميل و خواسته ما هستند.
يكي از عواملي كه باعث تحقيق درباره اقناع شد، ترس بود. ترس ناشي از جنگ كه مبادا تبليغات بتواند بر قلب‌ها و اذهان چيره شود. جنگ جهاني دوم باعث شد تا مطالعات دقيق‌تر و علمي‌تري راجع به اقناع يا تغيير نگرش انجام شود. نگرش از نظر گوردون آلپورت نوعي آمادگي ذهني است كه از طريق تجربه سازماندهي مي‌شود و تاثير پويا و جهت داري بر روي بر روي پاسخ‌هاي افراد به تمامي اشيا و موقعيت‌هايي كه به آن مربوط مي‌شود، مي‌گذارد. روزنبرگ و هاولند در سال 1960 بيان كردند كه نگرش سه جزء دارد: الف – جزء اصلي احساسي؛ ب – جزء شناختي؛ ج- جزء رفتاري.
گرچه اقناع گونه‌اي از ارتباطات اجتماعي است ولي فرآيندي است كه افراد زيادي به آن علاقمند هستند (تانكارد، 1381). از اقناع و ترغيب به ميزان زيادي براي اعمال نفوذ گسترده و كنترل رفتار توده‌ها با استفاده از وسايل ارتباط جمعي استفاده مي‌شود (پينگلر، 1376). اما اگر كمي دقت كنيم، مي‌توانيم موارد مختلف كاربرد اقناع را در زدگي روزمره خود ببينيم. ما روزانه در معرض بمباران كلامي و بسياري از اين دست كوشش‌ها براي اقناع يا تغيير نگرش قرار گرفته‌ايم. از قبيل تبليغات سياسي (پروپاگاندا) در روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌هاي همگاني، آگهي‌‌هاي تجاري، سخنراني‌هاي سياسي و غيره ...(كيا و سعيدي، 1383).

عوامل تأثير اقناع
سوالي در اينجا مطرح است كه چه عواملي باعث مي‌شوند تا كوشش‌ها در جهت اقناع و تغيير نگرش موثر باشد؟ براي اينكه يك پيام اقناعي موثر باشد، يعني نگرشي را در مخاطب تغيير دهد، نگرش جديدي ايجاد كند يا نگرش قبلي را تقويت كند؛ بايد به عوامل زير توجه كرد:
از افراد متخصص استفاده شود؛ هدف تغيير نگرش بايد به صورت غيرمستقيم باشد؛ مبلغ بايد داراي جذابيت باشد؛ ارسال پيام حتماً به صورت ناخودآگاه باشد؛ افرادي كه اعتماد به نفس پايين‌تري دارند، سريع‌تر متقاعد مي‌شوند؛ هنگامي كه نگرش مخاطب با نگرش متقاعد كننده يكسان نباشد، بايد از پيام دو طرفه استفاده كرد پيام‌هاي هيجاني كه همراه با ترس باشد، داراي درجه متقاعد كنندگي بالاتري است. تئوري‌هاي اقناع عمدتاً بر اصولي تاكيد مي‌كنند كه حداقل از يكي از سه مكتب اصلي روان‌شناسي، روانكاوي، نظريه يادگيري و رويكرد شناختي نشأت گرفته‌اند (پراتكانيست، 1380)
در روانشناسي فرض بر اين است كه وقتي نگرش شخصي را تغيير دهيم، مي‌توانيم رفتار او را نيز به نحوي تغيير دهيم. بنابراين هرچه بيشتر درباره رفتار بشري بدانيم، بيشتر مي‌فهميم كه چگونه مي‌توان نگرش‌ها را تغيير داد (بينگلر، 1376).
رويكرد روانكاوي به اقناع يك ويژگي منحصر به فرد دارد كه شايد به لحاظ آگاهي عمومي شناخته‌‌ترين تئوري اقناع باشد ولي احتمالاً براي مبلغان حرفه‌اي كمترين استفاده را دارد، تئوري روانكاوي اقناع در اثر بسيار مشهور ونس‌ پاكارد شركت‌هاي تبليغاتي با استفاده از اصول روانكاوي، آگهي‌هايي خلق مي‌كردند كه به نحوي اعجاب‌آوري قوي و موثر بود. در اواسط دهه 1960 بسياري از موسسات تبليغاتي تئوري روانكاوي را به دليل اينكه موثر نيست، كنار گذاشتند (پراتكانيس 1381).
تئوري يادگيري: براساس اين تئوري پيام اقناع هنگامي اقناع‌كننده است كه توسط گيرنده آموخته و پذيرفته شود.
والتر اسكات در سال 1917 به تبليغات‌گران توصيه كرد كه با تكرار (پخش پي‌در‌پي آگهي)، شدت (استفاده از آگهي‌هاي رنگين و بلندآوا)، تداعي (محتواي پيام را با تجارب گيرنده ربط دادن)، ابتكار (متمايز بودن آگهي) و يادآوري، آگهي‌هاي خود را افزايش دهند (پراتكانيس، 1381).
هاولند و همكارانش تئوري يادگيري را به چهار مرحله تقسيم كرده‌اند.
از نظر آنها پيام اقناع‌كننده هنگامي اقناعي است كه در هر يك از مراحل رواني زير به گيرنده پيام پاداش دهد: 1- پيام بايد توجه گيرنده را جلب كند؛ 2- ادله پيام بايد درك و فهم شود؛ 3- گيرنده پيام بايد استدلال‌هاي پيام را بياموزد و آنها را به عنوان حقيقت بپذيرد؛ 4- ما هنگامي براساس اين يادگيري‌ها و اعتقادات عمل خواهيم كرد كه انگيزه‌اي براي انجام آن داشته باشيم.
انتقادات: تحقيقات نشان داد ه است كه يك پيام مي‌تواند حتي بدون برخورداري از برخي از مراحل تئوري يادگيري اقناع كننده باشد. گاه پيام مي‌تواند اقناع‌كننده باشد، حتي در صورتي كه استدلال‌هاي كليدي آن آموخته يا به خاطر سپرده نشود (همان).
رويكرد شناختي: در اواخر دهه 1960 ميلادي رويكرد تازه‌اي اقناع به نام رويكرد واكنش ادراكي در پاسخ به ادعاهاي مطرح شده در مورد تئوري يادگيري پديد آمد. براساس اين نظريه، اقناع گيرندگان منفعل پيام مورد نظر نيست، بلكه جذب شركت‌كننده‌اي فعال در فرآيند اقناع مورد توجه است. عامل مهم تعيين‌كننده در اقناع، افكاري است كه در حين ديدن يا شنيدن پيام اقناع كننده، در ذهن شخص پيدا مي‌شود. به بيان ديگر اقناع به چگونگي تفسير و واكنش گيرنده بستگي دارد (پراتكانيست، 1381).
فنون اقناع
توسل به شوخي يا مسائل جنسي و تكرار گسترده يك پيام بازرگاني از رايج‌ترين فنون اقناع به شمار مي‌آيند. استفاده از شوخي فن رايجي در ارتباط است. نظريه درگيري پايين و نظريه تغيير توجه دو نظريه‌اي هستند كه به رابطه شوخي با اقناع پرداخته‌اند. نظريه درگيري پايين حاكي از اين است كه شوخي نوعي تقويت به وجود مي‌آورد و بنابراين به تغيير نگرش بيشتر منتهي مي‌شود. رويكرد تغيير توجه نيز پيش‌بيني مي‌كند كه شوخي حواس را منحرف مي‌سازد و اين انحراف مي‌تواند با جلوگيري از استدلال مخالف به تغيير نگرش بيشتري ختم شود (تانكارد، 1381).
استفاده از جاذبه‌هاي جنسي فن رايج در تبليغات است. در بسياري از آگهي‌هاي بازرگاني از مدل‌هاي جذاب جنسي استفاده مي‌كنند.
يك فن رايج ديگر تكرار گسترده يك پيام بازرگاني است كه به دلايل متعدد اقناع‌كننده است. گروگمان مي‌گويد: سه بار مواجهه با يك پيام تبليغاتي كافي است تا اثر مطلوب خود را داشته باشد. (تانكارد، 1381).
نظريه‌هاي اقناع
تلقيح: يكي از نظرياتي كه در زمينه اقناع ارائه شده، نظريه تلقيح است. براساس اين نظريه كه توسط مك‌گواير و پاپاجورجيس ارائه شده است، بيشتر افراد باورهايي دارند كه در معرض چالش قرار نگرفته است. هنگامي كه به اين باورها حمله شود ممكن است به آساني تغيير كنند زيرا فرد عادت ندارد تا به دفاع از آنها بپردازد. اين دو محقق براي آزمون اين فرضيه تحقيقي انجام دادند. آنها دو فرضيه را مورد آزمون قرار دادند. فرضيه اول اين بود كه رويكرد حمايتي- در معرض قرار دادن قبلي فرد با استدلال‌هايي كه عقايد اساسي را تأييد مي‌كند- از رويكرد تلقيح - يعني در معرض قرار دادن قبلي شخص با تعدادي از استدلال‌هاي ضعيف و برانگيزنده دفاع كه به عقايد شخص حمله مي‌كند- از جهت ايمن‌سازي اثربخشي كمتري دارد. فرضيه دوم نيز بحث مي‌كرد كه بايد اثر مشاركت انفعالي باشد. آنها مطالعاتي درباره عقايد در فرهنگ آمريكايي انجام دادند. نتايج تحقيقات آنها نشان داد كه عقايد اگر مصون نشوند، خيلي آسيب‌پذير خواهند بود. (تانكارد، 1381).
شرطي شدن كلاسيك نگرش‌ها: نظريه ديگر در زمينه اقناع نظريه شرطي شدن كلاسيك نگرش‌هاست. استاتس نظريه شرطي شدن كلاسيك را در يادگيري نگرش‌ها استفاده كرد. براساس اصطلاحات شرطي شدن كلاسيك محرك‌هاي احساسي را مي‌توان محرك‌هاي شرطي نشده در نظر گرفته و واكنش‌هاي احساسي را استخراج مي‌كنند. آنها استدلال‌ كردند كه نگرش نوعي از معني احساسي براي كلمه‌اي است كه با شرطي شدن كلاسيك تثبيت شده است. پژوهش اين دو محقق تبييني نظري براي برخي از فنون تبليغات فراهم كرد مانند تلطيف و تنوير كه در آن سعي مي شود شخص با انديشه‌اي به كلمه‌اي فضيلت‌دار پيوند داده شود يا اسم‌گذاري كه در آن كوشش مي‌شود شخص يا انديشه‌اي به برچسب بدي نسبت داده شود (همان).
درگيري پايين: نظر متعارف درباره تقدم نگرش بر رفتار در نظريه‌اي كه به ويژه‌ به اثرهاي تبليغات مي‌پردازد، معكوس شده است. براساس اين نظريه كه توسط كروگمان مطرح شده است، افراد پيام‌هاي تلويزيوني را به گونه‌اي متفاوت با پيام‌هاي رسانه‌اي نوشتاري پردازش مي‌كنند. اين نظريه تصديق مي‌كند كه تكرار مواجهه با تبليغ اثري دارد كه به شكل آني مشهود نيست تا اينكه نوعي جرقه رفتاري پيدا شود (همان).
يكپارچگي اطلاعات: يكي از رويكردهاي جديد به نظريه اقناع، نظريه يكپارچگي اطلاعات است. نورمن اندرسون از جمله كساني است كه اين نظريه را پرورانده است. در اين رويكرد فرض بر اين است كه تغيير نگرش نتيجه شيوه اي است كه افراد تمام اطلاعات در دسترس و مرتبط با موضوع نگرش را يكپارچه يا تركيب مي‌كنند. هنگامي كه شخصي اطلاعات جديدي دريافت مي‌كند كه مرتبط با تغيير نگرش اوست، وزن و ارزش آن تغيير مي‌كند. اين وزن عقيده شخصي به درستي آن اطلاعات است. واضح است كه نظريه يكپارچگي اطلاعات در مقايسه‌ با بسياري از مدل‌هاي قديمي‌تر اقناع نقش خيلي فعال‌تري به دريافت كننده مي‌دهد. (تانكارد).
مخاطب و اقناع
در ساليان اخير جهت‌گيري‌هاي جديدي در نظريه‌هاي مربوط به اقناع، صورت گرفته است. تغيير عمده در حوزه نظريه اقناع، دور شدن از نظريه مكانيكي محرك - پاسخ و نزديكي به ديدگاهي بوده است كه به نقش فعال دريافت كننده اعتقاد دارد. بر اين اساس اين نظريات جديد فرايند اقناع زماني روي مي‌دهد كه افراد معني‌هايي كه در فضايي خاص به پيام‌ها نسبت مي‌دهند، دروني كنند. اين رويكرد گاهي تبديل به رويكردي داد و ستدي در مورد اقناع خواننده شده است و بر انتخاب دريافت‌كننده تاكيد دارد (بينگر 1376).
نظريه‌هاي جديد بيان ‌كننده اين امر هستند كه مخاطب فعال است. در واقع ترغيب فرآيندي دو سويه است كه در آن هر دو گروه فرستنده و گيرنده به يك پيام يا رويداد ارتباطي نزديك مي‌شوند و آن را براي پاسخ‌گويي به نيازها به كار مي‌برند. در چنين رهيافتي مخاطب هرگز منفعل نيست، مخاطب فعال است و ترغيب‌كننده‌اي را مي‌جويد كه به نيازهاي او پاسخ گويد. ترغيب‌كننده است كه نيازهاي مخاطب را شناخته و با اتخاذ پيام يا پيام‌هايي به نياز او پاسخ مي‌دهد (كيا و سعيد، 1383).
در كل مي‌توان گفت كه در برابر پيام‌هاي اقناعي واكنش مخاطب به سه صورت ظهور مي‌كند:
1. واكنش در حال شكل‌گيري: اين حالت شبيه يادگيري است. هنگامي كه معلم در مقام ترغيب‌كننده تلاش مي‌كند كه با آموزش نحوه رفتاري را به دانش‌آموز بياموزد و با دادن پاداش به تقويت رفتار مخاطب كمك كند، واكنش در دانش‌آموز شكل گيرد. اگر واكنش‌هاي مخاطب با آنچه مدنظر ترغيب‌كننده است، تناسب داشته باشد، با دادن پاداش شكل‌گيري نگرش‌هاي مثبت در مورد آنچه آموخته مي‌شود، گسترش مي‌يابد.
2.واكنش در حال تقويت: اگر مخاطب خود در مورد يك موضوع نگرش‌هاي مثبت داشته شد، ترغيب‌كننده با يادآوري آنها به تقويت اين نگرش‌ها كمك مي‌كند. ترغيب در جامعه امروز بيشتر از نوع در حال تقويت است.
3. واكنش در حال تغيير: دشوارترين نو ترغيب و اقناع است زيرا به اين مسأله مي‌پردازد كه افراد مي‌خواهند از نگرشي به نگرش ديگر، از حالت خنثي به نگرش مثبت يا منفي، به تغيير رفتار يا اتخاذ رفتاري جديد انتقال يابند. افراد به تغيير تمايلي ندارند يا از آن اكراه دارند. در اين حالت ترغيب‌كننده از يك زمينه ديگر كه قبلاً‌ مخاطب آن را پذيرفته، ربطي به زمينه جديد باز مي‌كند و آنها را به هم مربوط مي‌سازد. به اصطلاح «لنگر» مي‌اندازد.
مطالعات موردي در ايران
يكي از پايان‌نامه‌هايي كه به نوعي به نظريه‌هاي اقناع پرداخته است. پايان‌نامه سعيد ميرشاهي (1383) است كه به بررسي رابطه فرهنگ با تبليغات پرداخته است. وي در پايان نامه «نقش تجاري در باز توليد فرهنگ» به مسأله تبليغات تجاري و معرفي روابط بين‌المتوني تبليغات تجاري تلويزيون به عنوان رويكردي براي خلق معنا و اثرات متقابل تبليغات و فرهنگ پرداخته است. فرضيه اين تحقيق چنين بوده است كه بين نحوه بهره‌مندي از روابط بين‌المتوني در تبليغات تجاري تلويزيون و امثال معاني رابطه وجود دارد. سؤال اصلي اين تحقيق به اين صورت بوده است: «آيا معاني پيام‌هاي بازرگاني كه كالاهاي كم‌دوام و بادوام را تبليغ مي‌كنند، از يكديگر متمايز است. به عبارت ديگر تبليغ كالاهاي كم‌دوام و بادوام هر كدام چه معنايي را از طريق روابط بين‌المتوني منتقل مي‌كند؟» در اينجا منظور از كالاهاي بادوام لوازم خانگي، مصالح ساختماني، وسايل نقليه و مقصود از كالاهاي كم‌دوام مواد غذايي، مواد آرايشي و بهداشتي بوده است.
براي پاسخ به اين سؤال منتخبي از آگهي‌هاي شبكه‌هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران و شبكه محلي استان خراسان در فاصله 15 تا 20 شهريور ماه ضبط و از آنها 32 آگهي برگزيده شده است. براي ارزيابي اين آگهي‌ها از تحليل محتواي كمي و كيفي استفاده شده است. واحد تحليل در اينجا يك نماي آگهي بازرگاني بوده كه در مجموع 282 نما در قالب 32 پيام بازرگاني بررسي شده است.
نتايج اين تحقيق نشان داده كه معناي كالاي كم‌دوام از طريق روابط بين‌المتوني بيشتر بار احساسي دارد اما معناي كالاي بادوام بر عقلانيت متمركز است. از آنجا كه بيشتر تبليغات تجاري به تبليغ كالاهاي كم‌دوام اختصاص دارد و اين كالاها هم مفاهيم احساسي را منتقل مي‌كنند، متون تبليغاتي آگهي‌هاي بازرگاني در ايران بيشتر بر احساس مخاطب با بر بعد عقلاني وي تكيه مي‌كنند (ميرشاهي، 1383).
پايان‌نامه ديگري نيز تحت عنوان «بازنمايي هويت زنانه در تبليغات اينترنتي» توسط رويا فرسلون به موضوع تبليغات تجاري به طور كاربردي پرداخته است.
اين پايان‌نامه در پي پاسخ به اين سوال‌ها بوده است: «هويت ارائه شده از نقش‌هاي جنسيتي زنانه و مردانه چيست؟ آيا اين بازنمايي هويت در اينترنت به عنوان رسانه‌اي جديد با ويژگي‌هاي خاص خود تداوم بازنمايي هويتي ساير رسانه‌هاست يا با نمايش هويت جنسيتي جديد فارغ از كيلشه‌هاي نابرابري جنسيتي، منبع جديد هويت بخشي و موجد نگرش‌هايي جديدي به زنان و هويتشان است؟
بدين منظور فرسلون (1384) از پيمايش رسانه‌اي استفاده كرده است كه در آن از ميان عناصر فرايند، تنها به ارتباط بر خود رسانه و محتواي آن تمركز مي‌شود و كاري به فرستنده يا گيرنده ندارد. براين اساس متن رسانه‌اي را به معناي پيام در نظر گرفته كه توسط رسانه اينترنت رمزگذاري مي‌شود. متن رسانه‌اي مي‌تواند شامل نشانه‌هايي مانند تصوير، صدا، واژه و ... باشد. او براي فهم متن از روش نشانه‌شناسي بهره گرفته است. او بر روي سايت ياهو متمركز شده و تيزرهاي تبليغاتي موجود در‌ آن را به عنوان متن رسانه‌اي بررسي كرده است. نتايجي كه از اين پژوهش به دست آمده عبارتست از:
بسياري از تعاملات ميان رسانه و مخاطب در فضاي مجازي با جهت‌گيري جنسيتي همراه است. در واقع مي‌توان گفت امتدادي از استانداردهاي اعتقادي و كنشي محيط واقعي است. محيط مجازي مستقل از محيط واقعي حركت نمي‌كند بلكه تا حدودي از همان اصول و قواعد دنياي واقعي متأثر است. در تعدادي از تيزرهاي تبليغاتي شاهد تشابه و برابري هويت جنسيتي زنانه و مردانه هستيم.
نتيجه‌گيري
هر يك از ما در طول بيست و چهار ساعت شبانه‌روز در معرض شديد پيام‌هاي اقناعي تجاري و سياسي هستيم. راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، اينترنت و بوردهاي تبليغاتي موجود در معابر و خيابان‌ها هر يك به طور سازمان‌يافته با پيام‌هاي اقناعي خود مانند تيرهايي ذهن ما را نشانه گرفته و سعي در جذب ما به سوي خودشان هستند. لذا به منظور اجتناب از انفعال و تسليم محض به آنها و در عوض تلاش براي تبديل شدن به مخاطبي فعال، آشنايي با نظريات و تكنيك‌هاي مختلف اقناع و تبليغ در دنياي امروز نه تنها مناسب و به جا بلكه بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.
منابع:
1- الوال، ژاك: اخلاق‌شناسي تبليغات، ترجمه هومن پناهنده،‌ فصلنامه رسانه، تابستان 1370، تهران. (1370). 2- بينگر، اتولر: ارتباطات اقناعي، مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي صدا و سيما، (1376). 3- پراتكانيس، آنتوني: عصر تبليغات: استفاده و سو‌استفاده روزمره از اقناع، ترجمه دكتر كاووس سيد امامي و محمد‌صادق عباسي. انتشارات سروش، تهران. (1380). 4- سعيد ميرشاهي: نقش تبليغات تجاري در باز توليد فرهنگ (تحليل روابط بين‌المتني تبليغات تجاري تلويزيون) استاد راهنما: دكتر عليرضا دهقان. (1383). 5- سورين، ورنر و تانكارد، جيمز: نظريه‌هاي ارتباطات، ترجمه دكتر عليرضا دهقان، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.(1381). 6- فرسلون، رويا: بازنمايي هويت زنانه در تبليغات اينترنتي، استاد راهنما دكتر حميد عبداللهيان. (1384) 7- كيا، علي‌اصغر و رحمان سعيدي: مباني ارتباط، تبليغ و اقناع، موسسه انتشاراتي روزنامه ايران، تهران. (1383). 8- هرمز، مهرداد: مقدمه‌اي بر نظريات و مفاهيم ارتباط جمعي، انتشارات فاران، تهران.(1380)
1.rown, J.A.C.:Techniques of Persusion, From Prepaganda to Brainwashing, Penguin Books.(1964) 2. th, S.Jowett & Victoria, O’Donnell: Propaganda and Persuasion, Sage Publication, p.236.(1987) 3. Hornby, A.S.: Oxford Advanced Learner’s Dictionary of curreny English, Oxford University Press, p.1015.(2002) 4. Standler, Roland B.: Propaganda and How to recognize it, www.rbs0.com/propaganda.pdf(2005) Websites: 1. ttp://en.wikipedia.org/wiki/Persuasion: The Power of Persuasion: Emotion, Logic, and Character, By Dianna Booher, Jul 10, 2003. 2.ttp://www.expertmagazine.com/ artman/publish/article_326.shtml3.http://www.as.wvu.edu:Online course book by Steven Booth- Butterfield, for his course in Persuasion Theory and Research.
پي‌نوشت‌:
1. Persuasion2. http://en.wikipedia.org/wiki/persuation3. Influence4. http://www.as.wvu.edu/~sbb/comm21/primer.htm5.Name calling6. Glitering genrality7.Transfer8. Testimonial9.Plain Folk10. Card stacing11.Band wagon12.Propaganda13. Ethos14. Logos15. Phatos16. Atechnoi


http://www.gerdab.ir/fa/pages/?cid=83

July 15, 2009

مديريت آرم تجاري

مديريت آرم تجاري (Brand Management)، برنامه‌ي كاربردي تكنيك‌هاي بازاريابي يك محصول خاص، خط محصول و يا آرم تجاري است. هدف از اين نوع مديريت، افزايش ارزش محصولات براي مشتريان و در نتيجه كسب حق امتياز براي آن محصولات است. بازاريابان، به آرم تجاري به عنوان وعده‌اي مي‌نگرند كه درباره‌ي كيفيت مورد انتظار مشتريان از محصولات به آن‌ها داده شده است.

اين امر ممكن است باعث افزايش ميزان فروش شود. همچنين با مديريت علامت تجاري، توليد كنندگان مي‌توانند محصولات را با قيمت بالاتري به فروش رسانند. ارزش آرم تجاري با ميزان سود حاصل براي توليدكنندگان سنجيده مي‌شود. اين امر ناشي از تركيبي از افزايش ميزان فروش و افزايش هزينه‌هاست.

يك آرم تجاري خوب بايد:

1-از لحاظ قانوني قابل پشتيباني باشد.
2- تلفظ آن ساده و روان باشد.
3- به خاطر سپردن آن آسان باشد.
4- شناسايي و تشخيص آن كار دشواري نباشد.
5- توجه افراد را جلب كند.
6-مزاياي استفاده از محصول را در خود داشته باشد.
7- پيام محصول و يا شركت توليد كننده را به همراه داشته باشد.
8- موقعيت محصول را در ميان محصولات رقيب مشخص سازد.

هزينه‌ي يك آرم تجاري خوب، بيش از هزينه‌ي ساير محصولات عادي ديگر است. يك علامت تجاري اقتصادي اغلب بخش‌هاي منعطف بازار را در برابر قيمت مورد هدف قرار مي‌دهد. يك علامت تجاري رقابتي و جنگ‌جويانه براي مقابله با تهديدهاي رقابتي ايجاد مي‌شود. زماني كه يك علامت تجاري براي چند محصول متعدد به كار برده مي‌شود، به عنوان يك آرم تجاري خانوادگي شناخته مي‌شود. وقتي كه تمامي محصولات يك شركت، هر كدام داراي نام تجاري مجزايي براي خود هستند، به آرم تجاري منفرد مشهور مي‌شودند.

زماني كه شركتي از يك آرم تجاري به همراه آرم تجاري ديگري كه پيش از اين به كار گرفته مي‌شده براي معرفي محصول و يا خط محصول جديدي استفاده كند، به يك اهرم تجاري مشهور مي‌‌شود. زماني كه فروشندگان بزرگ، محصولات را از توليد كنندگان خريداري مي‌كنند، نام تجاري خود را بر روي آن محصولات قرار مي‌دهند كه به آن، آرم تجاري خصوصي مي‌گويند. علامت‌هاي تجاري خصوصي ممكن است با نام اصلي كه توليد كنندگان براي محصولات در نظر مي‌گيرند، تفاوت زيادي داشته باشند.

انطباق آرم تجاري به كاهش تعداد علامت‌هاي مخصوص هر شركت مي‌انجامد. برخي از شركت‌ها تلاش مي‌كنند تا آرم‌هاي تجاري بيش‌تري را براي محصولات متعدد و گوناگون خود ايجاد كنند. آن‌ها اين كار را انجام مي‌دهند تا ميزان فضاي اختصاصي آرم‌هاي تجاري رقيب را كاهش دهند. اما از آن جايي كه ممكن است اين اقدام، استراتژي مناسبي نباشد، بنابراين بسياري از شركت‌ها تصميم مي‌گيرند تا ارتباطي منطقي ميان نام‌ها تجاري گوناگون خود برقرار سازند.

بسياري از مديران نام تجاري خود را محدود به اهداف و مسايل مالي مي‌كنند. آن‌ها مسايل استراتژيك را با اين تصور كه مسئوليت آن بر عهده‌ي مدير ارشد است، ناديده مي‌گيرند. اكثر مديران نام تجاري، خود را محدود به اهداف كوتاه مدت مي‌كنند، زيرا بسته‌هاي محصولات آن‌ها براي مدتي كوتاه و محدود طراحي شده‌اند. بايد اهداف كوتاه مدت را گامي مهم به سوي اهداف بلند مدت به حساب آورد.

در شركت‌هايي كه داراي متنوع سازي محصولات هستند، ممكن است هدف از ايجاد برخي از نام‌هاي تجاري با ساير نام‌ها مغايرت پيدا كند و يا بدتر از آن ممكن است اهداف شركت با نيازهاي نام تجاري مغاير باشند.

همچنين لازم است مدير نام تجاري از استراتژي‌هاي مديريت ارشد اطلاع داشته باشد. چنانچه مديريت شركت قصد داشته باشد از بازاريابي بلند مدت استفاده كند، به كارگيري جريان پرداخت هزينه‌ها به صورت كوتاه مدت، اشتباه بزرگي خواهد بود.

بسياري از مديران نام تجاري در زمان هدف گذاري، اهدافي را در نظر مي‌گيرند كه عملكرد واحد خودشان را نسبت به كل سازمان بهبود مي‌بخشند.
http://manmoder.blogfa.com

July 14, 2009

روابط عمومی الکترونیکی در خدمت روابط عمومی مشکل گشا

دکتر مهدی محسنیان راد*
یکی از مدل های مفهومی و تئوریک مطرح در حوزه فعالیت های روابط عمومی، مدلی سیستمی است با عنوان مدل انطباق و سازگاری(Adjustment and adaptation) که در آن، سازمان های روابط عمومی به صورت سیستمي از یک سیستم کلان تر دیده می شود که در یک اکولوژی، اما پیچیده تر از اکولوژی سیستم های بیولوژیکی، فعالیت دارند. اکولوژیی که به آن«عامه»(Public) می گویند.
در بیولوژی، هرپاره سیستمی، ساختار و کارکردی دارد که کوچکترین تغییر در آن، کلِ سیستم را دچار اختلال می کند. به عنوان مثال، اگر یکی از اندام ها، دچار کم رشدی غیرمعمول شود، مثلاً یکی از پاهای یک موجود زنده، رشدی کمتر از پای دیگر داشته باشند، به دلیل به هم خوردن توازن درون سیستم اختلال در راه رفتن به وجود خواهد آمد. از سوی دیگر، اگر سلول های موجود در یکی از اندام ها، به ضریب رشدی بیشتر از معمول برسد، عامل شکل گیری تومورهای بدخیم خواهد شد. حال هرچقدر سیستم و به تبع آن پاره سیستم، بسته تر باشد، آژیر خطر عدم رشد متوازان یکیاز پاها و یا شکل گیری تومورهای بدخیم، دیرتر بلند می شود. بنابراین در مدل سیستمی، فقط کافی نیست که واحد روابط عمومی خصلت سیستم باز و منطبق را داشته باشد، بلکه باید از دربان تا بالاترین مقام سازمان معتقد و پایبند به چنین وظیفه ای برای خود باشند.
در کنار نظریه سیستمی، نظریه دیگری در حوزه جامعه شناسی وجود دارد به نام«واپس ماندگی یا پس افتادگی فرهنگی»(Cultural Lag) که از ترکیب آن با نظریه سیستمی، می توان پدیده روابط عمومی الکترونیکی در ایران معاصر را دنبال کرد.
اساس نظریه واپس ماندگی بر تفکیک فرهنگ به عناصر فرهنگ مادی(Material Culture) و فرهنگ غیرمادی (non-material culture) و تفاوت سرعت انطباق با تغییرات مواجه شوندگان با هر یک از این دو جنبه فرهنگ استوار است. گفته می شود هرگاه یک نوآوری- چه به صورت خلاقیت های درون فرهنگی و بومی( مانند اختراع و تعدد تولید ماشین چاپ چرخ چاهی در ایران قرن نوزدهم و پیامدهای شگفت انگیز آن که یک پدیده کاملاً بومی بوده و می توانسته هر ساعت حدود 250 ورق را چاپ کند) و چه به صورت نفوذ از فرهنگی دیگر(مانند تعدد واردات کامپیوتر به ایران که بستر استفاده از اینترنت را فراهم کرد) در یک جامعه پدید آید، باعث دگرگونی غیرمادی آن جامعه خواهد شد. از این لحظه به بعد، دو اتفاق می تواند رخ دهد که جامعه را از نظم خارج کند.
می دانیم سرعت یادگیری و نهادینه شدن بکارگیری یک فن آوری جدید، مانند یادگیری رانندگی اتومبیل به مفهوم استفاده از یک فرهنگ مادی جدید ظرف چند هفته امکان پذیر است، اما یادگیری راه و رسم درست رانندگی کردن در کنار سواره و پیاده ها، و مراقبت از حقوق دیگران، ممکن است حتی پس از چند دهه نیز عملی نشود. به همین دلیل است که گفته می شود یادگیری فرهنگ غیرمادی، به زمانی متناسب با تصاعد متناسب با تصاعد حسابی(2، 4، 6، 8) و یادگیری فرهنگ غیرمادی، به زمانی متناسب با تصاعد هندسی(2، 4، 8، 16) نیاز دارد. همین تفاوت است که واپس ماندگی فرهنگی را باعث می شود.
با اتکاء به نظریه «واپس ماندگی فرهنگی» اگر شایسته ترین واحد روابط عمومی به عنوان یک پاره سیستم، یا در تمثیل به عنوان یک چرخ دنده سالم، اما کوچک در میان ده ها چرخ دنده فرسوده و ناسالم، فعالیت کند، نه تنها نخواهد توانست کارآیی مورد انتظار را داشته باشد، بلکه ممکن است از شایستگی هایش، برای پنهان کردن ناشایستگی های سیستم اصلی نیز استفاده کند.
در واقع اگر به دنبال تغییر در یک بخش فرهنگ مادی(دسترسی روابط عمومی ها به اینترنت) با هر روش، از جمله تشکیل سمینارهایی همچون سمینار حاضر، کوشش شود که فرهنگ غیرمادی مرتبط با آن پدیده- مثلاً فرهنگ غیر مادی بزرگ نمایی موفقیت ها و پنهان کاری زشتی ها- نیز تغییر کند، اما پاره سیستم های دیگر سیستم اصلی، تغییر نکند( مانند سردرگمی دیرینه در باب رسالت و کارکرد مطبوعات در ایران) ممکن است حتی ترکیب جدید فرهنگ مادی- غیر مادی در آن پاره سیستم خود منتهی به نوعی واپس ماندگی فرهنگی جدید شود.
در جهان معاصر، سرعت تغییر در همه حوزه ها بسیار افزایش یافته است. آنچنانکه ویلبرت، ای مور (Wilbert Ellis Morre) با استفاده از لفظ«بهنجاری تغییر»، می گوید؛ میزان تغییر درحال حاضر بیشتراز زمان های گذشته است، خواه این تغییر، برنامه ریزی شده، یا نتیجه نوآوری های گذشته باشد. او مهمترین خصایص تغییر در دوره معاصر را«مکرر»، «مداوم» و « در همه حاضر» می داند و می افزاید که سرعت تغییر و به خصوص میزان آن، جهان را بسوی نظامی واحد، اما به شدت بی نظم سوق می دهد و ضرورت پذیرش این نظریه را که بحران یک پدیده عادی در زندگی اجتماعی است، فراهم می سازد... نکته مهم آنکه تاکید می کند که علی رغم این عادی شدن تغییر و بحران ناشی از آن، بسیاری از اجزاء اصلی حیات اجتماعی انسان، حتی پس از دوره زمانی، کماکان بدون تغییر و به صورتی ماندگار، باقی می ماند.
مشکل جوامع در حال توسعه در آن است که آن اجزای قدیمی- مانند رسالت و کارگر مطبوعات- که در جوامع ابداع کننده نوآوری ها جا افتاده و به اصطلاح نهادینه شده، در جوامع در حال گذاری چون ایران، هنوز نهادینه نشده است وهمین امر سبب می شود که در این کشورها، ابعاد آن بحران ناشیِ از تغییرات، وسیع تر و عمیق تر از جوامع دیگر شود.
می دانیم که دنیس مک کویل، یکی از کارکردهای رسانه ها را مشابه دیده بانی می داند . کاری که از مهمترین نمونه هایش افشاگری های رسانه ای واترگیت در آمریکا بود. در ایران هنوز رسانه ها نتوانسته اند ایفای نقش دیده بانی و گزارش مستمر آن را در خود نهادینه کنند. سه علت مهم آن به شرح زیر است:
1- بالا بودن سهم بخش دولتی در ارائه کالا و خدمات به جامعه از طریق انبوه کارمندان دولت، با تمام ویژگی های دیرینه آن.
2- وجود انحصار دولتی بر دو رسانه مهم رادیو و تلویزیون در ایران، در نتیجه کماکان مخاطب دانستن آن از سوی فرستنده، در حالکیه عصر مخاطب( audience)چند دهه است پایان یافته و پس از عصر مصرف کننده(user)، اکنون دوران ارتباط گیر( Communicatee)، به صورتی هم وزن ارتباط گر(Communicator) فرا رسیده است. ارتباط گری که مهمترین خصلت آن «گزینشگری پیام» است.
3- تداوم انواع فشار ها بر مطوبعات بخش خصوصی، شکل گیری خودسانسوری و فقدان انگیزه برای کشف خبر، به جای تولید خبر.
از ترکیب این سه عامل است که مردم به یک باره از پدیده های تاسف باری، مانند سوء استفاده های بسیار و تضییع حقوق مردم از سوی یک شرکت بیمه دولتی 72 ساله آگاه می شوند. اگر رسانه ها به عنوان دیده بان جامعه، از ترس انواع عقوبت ها، خودسانسوری نمی کردند. اگر ضرب المثل های ضد دیده بانی چون،«سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند» و یا «زبان سرخ سر سبز دهد برباد» از این جامعه رخت بر بسته بود اکنون با این سوال مواجه نمی شدیم که چرا فریاد انبوه کسانی که این شرکت، حقوق آنان را ضایع می کرده، به گوش رسانه ها نمی رسیده و یا اگر می رسیده، چرا منتهی به نشر نمی شده است؟ اینجاست که دسترسی به چنین شرکتی به اینترنت و تجهیز روابط عمومی آن به سایت و انواع شیوه هایE نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی را نیز به وجود آورد که به نفع مخفی کردن ناکارایی سیستم اصلی نشود.
اگر بنای روابط عمومی الکترونیک بر فوندانسیون محکم یک روابط عمومی سالم به عنوان پاره سیستمی باز از یک سیستم زنده و غیر بسته بنا شود، قطعاً می توان به سرعت، جبران عقب ماندگی ها را نمود. در غیر این صورت، ورود انواع تدابیر مبتنی بر E، ممکن است آن راهکارهای سنتی نهادینه شده، برای برقراری ارتباطات حتی عمومی دوسویه، اما انسان با انسان، را تبدیل به ارتباطات ماشین-انسان کند که ظاهری افقی دارد، اما مددکاری ارتباطات عمودی بالادست- فرودست است. پدیده ای که آثارش را در سرگردانی ماه های اخیر دارندگان وسایل نقلیه درباره کارت هوشمند سوخت شاهدیم.
باید با دولتمردان به این درک متقابل برسیم که روابط عمومی بدون آزادی مطبوعات، نمی تواند نقش مثبت چندانی در جامعه ایفا کند. از سوی دیگر روابط عمومی رسانه مداری که در دو دهه قبل از او توقع پوستر چسبانی می رفت و اکنون توقع برگزاری انواع جشنواره های مطبوعاتی در باب حوزه شهری، حوزه مالیاتی و از این قبیل، نمی تواند منتهی به گسترش دیده بانی رسانه ها شود. زیرا برپایی مراسم و اهدای قاب خاتم و سکه ها به خبرنگاران، نخواهد توانست به آنانی تعلق گیرد که فسادهای اقتصادی یا تضییع حقوق شهروندان را افشا کرده اند. و درواقع جز تحریک کردن رسانه هابه ایفای هرچه بیشتر نقش پروپاگاندیست سازمان های ناکارا، سودی نخواهد داشت.
سخن آخر آنکه حدود 20 سال پیش، در مراسمی که برای اولین بار از روابط عمومی های برتر کشور تجلیل می شد، به عنوان سخنگوی داوران گفتم که شرایط کشورهای در حال توسعه ای چون ایران، با غرب، به عنوان خاستگاه روابط عمومی متفاوت است و باید همت کرد و «روابط عمومی آرمانی» در اینگونه از کشورها را تبیین نمود.
طی 20 سال گذشته، روابط عمومی در ایران، توانسته کم و بیش به بالادستی هایش بفهماند که روابط عمومی پوستر چسبان نیست. یا آنها را قانع کرده که نظرسنجی از مردم چیز بدی نیست. اما تصور می کنم که هنوز نتوانسته به تبیین روابط عمومی آرمانی دست یابد و انرژی خود را بر توسعه آن متمرکز کند. می خواهم از این فرصت استفاده کنم و با خضوع بسیار، از حضار محترم تقاضا کنم بیاندیشند به نوعی روابط عمومی که می تواند مبنای روابط عمومی آرمانی برای کشور ما باشد.
من مهمترین خصلت برای روابط عمومی در ایران را از یک رسم قدیمی ایده گرفته ام و آن«روابط عمومی مشکل گشا» است.
روابط عمومی مشکل گشا، مجبور است که برای گشودن مشکل، ابتدا مشکل را بیابد و این بدون برخورداری از خصلت پاره سیستم باز، امکان پذیر نیست. زیرا اطلاعات مربوط به مشکل در همان اکولوژی خاص چنین سیستمی، یعنی در کارکنان- مشتریان جای دارد. پس در هر دو حوزه روابط عمومی داخلی و روابط عمومی خارجی، وظیفه مستمرش می شود مشکل یابی. از طرف دیگر، از آنجا که در روزگار ما، تغییر امری مستمر و مداوم، و بحران ناشی از تغییر نیز امری هنجار و طبیعی شده است کار مشکل یابی روابط عمومی نیز وظیفه ای دایم و همیشگی خواهد بود. تا اینجا میان روابط عمومی مشکل یاب و روزنامه نگاری جستجوگرانه( که جایش خالی است) شباهت بسیار است. اما تفاوت واقعی روابط عمومی با فعالیت ارتباطی رسانه ای، در تجهیز برای مشکل گشا بودن آن است. اگر بانوان قدیم ایرانی، راز گشودن مشکل را در نوعی آجیل می دانستند( فرهنگ دهخدا درباره آجیل مشکل گشا می نویسد:« خشک میوه ها باشد که زنان به نذر بخشند، برآمدن حاجتی را»)روابط عمومی امروز ایران باید تجهیز شود تا بیابد که «بدون آجیل» چگونه می تواند مشکل کارکنان سازمان و مشکل مردم را بگشاید. همت در این راستا، به خاطر نوع کارکرد، نیازمند ساختار خاصی است که قطعاً فن آوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی خواهد توانست جای خود را در مشکل یابی منتهی به مشکل گشایی ایفا کند. اگر به روابط عمومی مشکل گشای الکترونیکی دست یابیم، تحول پیش رو را به نفع ارتقای سازمان ها و ایجاد جامعه ای راضی تر و خشنود تر جهت داده ایم.
*محقق و استاد علوم ارتباطات

http://www.ictfarajoo.com/Default.aspx?TabId=54&atty=6&atId=146

روابط عمومي و توسعه

نوشته: هوشمند سفيدي
مدیر مسئول روزنامه آرمان روابط عمومی
مقدمه :
بررسي نقش روابط عمومي در فرآيند توسعه جامعه، يكي از موضوعات اساسي در مطالعات مربوط به اين حوزه است.
متاسفانه علي رغم تاكيدات زياد صاحبنظران اين حوزه بر نقش بنيادي روابط عمومي در توسعه، هنوز آثار و ادبيات قابل اتكايي در اين خصوص وجود ندارد.
لذا به نظر مي رسد اهتمام خاص براي پرداختن به موضوع لازم است.
در اين مقاله، تلاش مي شود تا صرفاً گام اول برداشته شود، اميد آنكه انديشه مندان روابط عمومي، قلم فرسايي لازم را در اين خصوص داشته باشند.
توسعه چيست؟
با توجه به شناختي كه از روابط عمومي در نزد صاحبنظران اين حرفه وجود دارد، ابتدا به تبيين مباحث توسعه و انگاره هاي اساسي آن مي پردازيم. ” توسعه“ از لحاظ لغوي به معني فراخي و وسعت دادن و بهبود است. يكي از آراء مهم در تبيين مفهوم توسعه، آن را نوعي تغييرات اجتماعي مي داند كه در سه سطوح اجتماعي، ارزشي و سياسي رخ مي دهد.
مجموعه اين تغييرات بايد به بروز وضعيت هايي جديد در زمينه رشد توليد، بهبود سلامت عمومي و افزايش ميزان اميد به زندگي، رفاه مادي بيشتر، ارتباطات گسترده تر و پيچيدگي اجتماعي بيشتر، جايگزيني روابط افقي مبتني بر مذاكره و چانه زني به جاي روابط عمودي و مبتني بر اقتدار و حاكميت قانون منجر شود كه در نهايت، گسترش حق انتخاب را بر افراد جامعه ضمانت مي كنند.
نظرية مهم ديگري، ”توسعه“ را به معناي ”امكان دسترسي مردم به فرصت هاي مناسب و پايدار براي ارتقاي سطح زندگي خود و ديگران“ معني مي كند. در اين نظريه، توسعه صرفاً به معناي بهبود زندگي مادي نيست كه انسان صرفاً خوب بپوشد، خوب بنوشد، خوب بخورد و خوب سفر كند، بلكه توسعه واقعي زماني اتفاق مي افتد كه انسان بتواند خوب فكر كند، محترم باشد، آزاد باشد، در مسير كمال و تعالي قدم بردارد، تشويق شود و در تصميم گيري هاي مؤثر فرصت مشاركت پيدا كند، مشاركتي كه نه تنها نخبگان، بلكه مردم عادي را نيز در بر گيرد و مبتني بر ”آگاهي راستين“ باشد.
”اميل دوركيم“ جامعه شناس فرانسوي، جامعه توسعه نيافته را، جامعه اخلال مند، ناهماهنگ و نامتعادل مي داند و بر اين باور است كه در يك جامعه توسعه نيافته، بي نظمي اجتماعي، محصول عدم تعادل و نقصان همدردي و يا همفكري بين اعضاي يك جامعه است و نشانه هاي آن را گسترش طلاق، فحشاء، بي عدالتي، فقر، فرار از خانه، مهاجرت، ايدز و روابط اجتماعي ناسالم بر مي شمرد كه نشانه هاي يك جامعه بيمار هستند، همانند تب كه نشانه بيماري انسان است.
با توجه به مطالب عنوان شده، مي توان نتيجه گرفت كه توسعه يعني فاصله گرفتن از يك وضعيت به وضعيتي جديد است كه متضمن بهبود بوده و كيفيت زندگي افراد جامعه را در زمينه هاي مادي و معنوي ارتقاء مي دهد.
روابط عمومي چيست ؟
روابط عمومي يك وظيفه برجسته مديريتي است كه هدف آن كمك به حل مسائل يك سازمان و گروه‌هاي اجتماعي مرتبط با آن است. بي ترديد تحقق اين هدف، زماني ممكن است كه ابتدا روابط عمومي، اطلاعات مناسبي از لحاظ كمّي و كيفي در اختيار مديران جامعه و گروه‌هاي اجتماعي قرار دهد، سپس تلاش كند تا حجم اطلاعات و كيفيت آن بدون دستكاري و حاوي حقيقت، شفافيت و دقت باشد تا فهمي كه هر يك از طرفين از طرف مقابل بدست مي آورد، يك فهم واقعي باشد؛ چنانكه اين روند بدرستي انجام پذيرد، مي‌توان گفت روابط عمومي نقش خود را براي تحقق روند مذكور ايفا كرده است.
نقش روابط عمومي در توسعه
پس از آنكه درباره نقش روابط عمومي در توسعه مفهوم و روابط عمومي بحث شد، اينك بايد پرسش اصلي اين نوشتار را طرح كرد كه آيا روابط عمومي مي تواند به تحقق توسعه كمك كند؟
به يقين پاسخ به اين پرسش، زماني ممكن است كه ابتدا اين پرسش را پاسخ دهيم كه اصولاً كدام روابط عمومي مي تواند به توسعه كمك كند و باز در حالي كه ما از نقش روابط عمومي در توسعه بحث مي‌كنيم، نظرياتي را به ياد آوريم كه روابط عمومي را ذاتاً ضد توسعه به ويژه در بُعد معنوي توسعه مي‌دانند. زماني كه افراد سرشناس مثل ”يورگن هابرماس“ فيلسوف و جامعه شناس آلماني با يك ديد انتقادي، روابط عمومي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد، مي گويد : ”عقيده آگاه سازي، اطلاع رساني به مردم به وسيله كارشناسان روابط عمومي، به سمت پذيرش پيام و دستكاري افكار عمومي تغيير جهت داده است.
اين ديدگاه، برداشتي از روابط عمومي است كه بي ترديد، ضد توسعه بوده و پيوندهاي توسعه نيافتگي را تعميق مي بخشد.
اينجا، اين پرسش پيش مي آيد كه كدام نوع روابط عمومي مي تواند در خدمت توسعه بوده و معرف ديدگاه‌هاي ”روابط عمومي توسعه“ و ”روابط عمومي حامي توسعه“ باشد و اگر ما ديدگاه ”هابرماس“ را بپذيريم، باز مي توانيم از” روابط عمومي“ توسعه صحبت كنيم؟
در پاسخ بايد گفت، ديدگاه هاي ”هابرماس“، گوياي آن است كه نوعي از روابط عمومي وجود دارد كه با آنچه كه در ابتدا از توسعه مطرح كرديم، مغايرت دارد، چرا كه گفت و شنود را توسعه نمي دهد، اطلاعات را تحريف مي كند، مشاركت مصنوعي ايجاد مي كند، صرفاً مبلغ مديران است و ...
پس مي توان نتيجه گرفت روابط عمومي در يك شكل واقعي و بدون تحريف و آنچه كه امروز از آن به عنوان يك علم و حرفه ياد مي شود، مي تواند در خدمت توسعه باشد. براي تنوير بحث مايلم تفكيكي بين ”روابط عمومي لي“ و ”روابط عمومي برنيز“ داشته باشم.
در سال 1906 ”ادوارد. لي“ روابط عمومي را بنا نهاد، در ”اعلاميه اصول“از صداقت، صراحت، شفافيت، دقت و متفاوت بودن روابط عمومي از تبليغات سخن راند، در حالي كه وقتي ”ادوارد. برنيز“ كه در سال 1915 ، ديدگاه هاي خود را در خصوص روابط عمومي منتشر كرد و به عنوان بنيانگذار روابط عمومي مدرن مطرح شد، از توانايي دست اندركاران روابط عمومي براي خلق رضايت سخت گفت و مهندسي انساني را مطرح كرد و گفت : ”متخصصان روابط عمومي مي‌توانند با استفاده از توانايي هاي خود، مردم را به هر سويي كه بخواهند، سوق دهند“.
من بر اين باورم كه انتقاد ”هابرماس“ ، متوجه ”روابط عمومي برنيزي“ است و روابط عمومي واقعي نه تنها زمينه ساز توسعه، بلكه باز كننده درها به روي توسعه است.
با اين توضيح، مايلم بحث را با نوع شناسي” گرونيك“ از الگوهاي روابط عمومي بسط دهم.
”جيمز گرونينگ“ چهار نوع الگو و مدل از روابط عمومي ارائه مي كند :
1- ”روابط عمومي انتشاراتي، تبليغاتي“ با هدف ايجاد انگيزه و ترغيب
2- ”روابط عمومي اطلاع رساني عمومي“ با هدف انتقال و انعكاس اطلاعات سازمانها به مردم
3- روابط عمومي دو سويه با هدف ايجاد آشتي، حل اختلاف و جلب موافقت گروه هاي اجتماعي به نفع سازمان
- روابط عمومي دو سويه همسنگ با هدف كمك به رفع مشكلات سازمانها و گروه هاي اجتماعي مرتبط با آنها، به گونه اي كه منافع هر دو طرف به طور همتراز تامين شود.
همانطور كه از عناوين الگوها مي توان دريافت، هيچيك از سه الگوي اول نمي توانند به توسعه كمك كنند، چرا كه يا كاملاً يكسويه هستند (الگوهاي اول و دوم) و يا نهايتاً به نفع يك طرف ارتباط، فكر وعمل مي‌كنند و مردم كه هدف نهايي توسعه است، فاقد جايگاة واقعي در اين مدلها هستند.
پس نتيجه مي گيريم كه تنها روابط عمومي برتر و دوسويه همسنگ است كه مي تواند در خدمت توسعه باشد و به عبارتي مي توان آن را ”روابط عمومي توسعه“ يا ”روابط عمومي حامي توسعه“ نام نهاد.
نحوة كمك روابط عمومي به توسعه
با اين مقدمه، اگر بپذيريم كه روابط عمومي مي تواند در ”توسعه“ جامعه، موثر واقع شود، اين پرسش مطرح مي شود كه اصولاً اين نقش، چگونه و از طريق كدام كاركردها ممكن است؟
به طور كلي و با توجه به مباحث زيادي كه در خصوص نقش رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعي و يا به طور كلي نقش ارتباطات در توسعه مطرح شده است، مي توان نقش روابط عمومي را در توسعه و يا وظايف ”روابط عمومي توسعه“ را به شرح زير عنوان كرد :
1- نشر دانش و توسعه آگاهي
نقش روابط عمومي را در جامعه كنوني كه به نظر مي رسد در بين عناوين متعدد اطلاعاتي به آن، بايد ”جامعه دانش“ را به نقل از ”پيتر دراكر“ ، شايسته‌تر دانست، دانش مداري و دانش گستري عنوان كرد كه حاصل آن توسعة آگاهي در جامعه است. روابط عمومي اين نقش را به طرق مختلف و از طريق كاربرد تكنيك هاي اختصاصي و عاريتي انجام مي دهد.
براي مثال ارسال خبر يا توليد خبرنامه، جلوه هايي از نشر دانش در روابط عمومي هستند كه بايد مبتني بر اصول روابط عمومي، حاوي صراحت، صداقت، مبتني بر تحقيق، غير جانبدارانه، واقعي و در خدمت اهداف متعالي جامعه و انسانها باشد.
همچنين بايد در نظر داشت كه ”آگاهي“ مورد نظر روابط عمومي كه مي تواند براي توسعه، راهگشا و مفيد باشد، آگاهي انتقادي، واقعي و محصول گفت و شنود بين مديران و گروه هاي اجتماعي از يكسو و گروه هاي اجتماعي مختلف و متعدد با هم از سوي ديگر در يك فضاي آزاد، همسنگ و برابر است كه بي ترديد در آن، هر دو طرف گفت و شنود، حق اظهار نظر داشته و استدلال و عقلانيت، معيار پذيرش ديدگاه‌هاي طرفين است.
نتيجه مهم اين كاركرد، زمينه سازي فكري و فرهنگي براي اجراي برنامه‌هاي توسعه است.
- توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي
بر اساس يك نظر معروف، فاصله بين كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته، صرفاً يك نقطه است و آن اينكه هر جا ”تجليل“ اصالت دارد، نشانة توسعه نيافتگي و هر جا كه ”تحليل“حاكم باشد، نشانة توسعه يافتگي است. از طرف ديگر احترام گذاشتن به انسانها كه محور توسعه هستند و به ويژه افكار آنان و بهره برداري از آراي مردم در تصميم سازيها و تصميم گيريها، در گرو عملكرد روابط عمومي در زمينه مطالعات افكار عمومي به شيوه هاي علمي و انتقال و تاكيد بر توجه به آنها در نزد مديران است.
3- جلب مشاركت مردمي و اصلاح سياستها و عملكرد مديريتي
يكي از رموز توفيق سياستهاي توسعه در هر جامعه‌اي، مشاركت مردم در فرآيند توسعه است.
يكي از توانمنديهاي ارزنده روابط عمومي ، توان جلب مشاركت مردمي است كه از طريق توسعه شناخت، معرفي راه هاي مشاركت، ارتباط دادن موضوع مشاركت به منافع فردي و گروهي مشاركت كنندگان و هدايت آنان به سمت توجه به اطلاعاتي كه اين امر را ممكن مي‌سازد، به دست مي آيد. روابط عمومي در شكل آرماني خود، ”مشاركت واقعي“ را ايجاد مي كند و از هر گونه كمك به ايجاد ”مشاركت مصنوعي“ و احتمالاً ”گزينشي“ خودداري مي‌كند.
از طرف ديگر، با مطالعه مستمر بازخورد عملكرد مديران و انتقال آن، همواره مي كوشد تا با رعايت يكي از قوانين طلايي روابط عمومي تحت عنوان ”قانون مراقبت از رفتار مديران“ ، در صدد اصلاح سياستهاي مديريتي و مديران جامعه باشد كه محصول اين كاركرد را مي توان ”بازتابندگي توسعه‌اي“ نام داد، به اين ترتيب كه مديران جامعه مي توانند همواره از طريق روابط عمومي، عملكرد توسعه را مجدداً مشاهده و نقاط ضعف و قوت را بررسي كنند.
4- كاهش شكاف ها و نابرابريهاي اطلاعاتي
يكي از نكات راهبردي در روابط عمومي آرماني، فراموش نكردن گروه هاي اجتماعي حاشيه‌اي است. گروه هاي حاشيه‌اي، در برابر گروه هاي اجتماعي كليدي قرار دارند. گرچه توجه به اثر بخشي بر اساس هدف گذاري و اولويت شناسي انجام مي پذيرد و بر اساس آنها، گروه هاي كليدي در پيكار ارتباطي مشخص مي شوند. ليكن در پيكار ارتباطي، تعيين گروه هاي حاشيه اي و برنامه ريزي ويژه براي قدرت بخشي به آنها ضروري است. به عبارت ديگر، توجه به گروه هاي مخاطب كليدي، نبايد به حاشيه راني گروه هاي مخاطب غير كليدي منجر شود. اين رويكرد را مي توان يك رويكرد عدالت گرايانه در كار روابط عومي دانست و آن را به ضرورت كاهش نابرابريهاي اطلاعاتي نيز تعميم داد.
بنابراين، يكي از وظايف بسيار مهم روابط عمومي در برنامه هاي توسعه، رساندن اطلاعات به كليه بخشهاي جامعه است تا همگي آنها فرصت مداخله و مشاركت در توسعه را داشته باشند.
افزون بر آن، رفع شكاف هاي اطلاعاتي نيز ضروري است. ”تيكور“ ، ”دونووور“ و ”اُولين“ در بيان فرضية ”شكاف آگاهي“ يا اطلاعات، مفهوم شكاف را اين گونه تعريف مي كنند : ”به همراه افزايش انتشار اطلاعات رسانه هاي جمعي در يك نظام اجتماعي، بخش هايي از جمعيت كه پايگاه پاييني دارند، اطلاعات را كسب مي كنند و در نتيجه، شكاف آگاهي ميان اين دو بخش، به جاي كاهش، افزايش مي يابد.“ از اولين كساني كه اين موضوع را در پژوهش هاي ارتباط جمعي و روابط عمومي مورد بحث قرار دادند، ”هايمن“ و ”شيتسلي“ بودند كه اصطلاح ”بي خبران هميشگي“ را در مورد كساني كه به خود اجازه آگاه شدن نمي دهند، ابداع كردند.“
بنابراين روابط عمومي مي تواند با غلبه بر ”حاشينه نشيني اطلاعاتي“ و فعال سازي حاشيه رانده شدگان اطلاعاتي، كل جامعه را در متن برنامه هاي توسعه قرار دهد.
همانطور كه ”آنتوني گيدتز“ جامعه شناس آلماني مطرح مي كند، از آثار مدرنتيته، يكي ”دور گزيني“ است كه بر اساس توسعه روابط به شكل غير فيزيكي و ارتباط الكترونيك مد نظر قرار مي گيرد و دومي ”نهفتگي زايي“ است كه روابط اجتماعي را از زمينه هاي محدود نزديك به زمينه هاي نامحدود مكاني و زماني سوق مي دهد ، بايد براي كمك به روند توسعه، ابزارهاي مناسبي را بكار گرفت. مثلاً استفاده صرف از سايت براي ارتقاي سلامت عمومي در جامعه‌اي مثل ايران، دامن زدن به شكاف آگاهي است و بايد به اطلاع رساني محلي مثل استفاده از ”مروج سلامت“ و يا رسانه هاي سنتي روي آورد.
علاوه بر كاركردهاي ياد شده، ايفاي نقش مؤثر در مديريت بحران را نيز به اين فهرست اضافه كرد.
نتيجه گيري :
با توجه به آنچه در ابتداي اين بحث به عنوان بعضي از نتايج توسعه مطرح شد، مثل رشد اقتصادي، ارتقاي سلامت عمومي، حاكميت روابط افقي، جايگزيني روابط مبتني بر مذاكره به جاي اقتدار، امكان تفكر، احساس كفايت و شايستگي، آزادي، مشاركت واقعي، كرامت داشتن و ... و نيز با توجه به مواردي كه به عنوان زمينه هاي كمك روابط عمومي به توسعه مطرح شد، همچون نشر و توسعه آگاهي و فرهنگ سازي، توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي، جلب مشاركت مردمي و اصلاح عملكرد مديريتي و كاهش نابرابريهاي اطلاعاتي و قدرت بخشي به حاشيه رانده شدگان اطلاعاتي كه در نمودار شماره يك آمده است، مي توان نتيجه گرفت كه روابط عمومي در رسيدن به هر يك از نتايج مي تواند كمك هاي خود را بروز دهد. براي مثال اگر يكي از نتايج توسعه را دستيابي به ارتقاي سطح سلامت عمومي و افزايش ”ميزان اميد به زندگي“ بدانيم، مكانيسم كمك روابط عمومي را اين گونه تبيين مي كنيم.
مي دانيم كه خمير مايه هر تصميم گيري كه نهايتاً به رفتار منجر مي شود، آگاهي و اطلاعات است. اگر جامعه مفروض، داراي آگاهيهاي كافي در زمينه اهميت و نحوة حفظ سلامت خود باشد، به گونه‌اي كه بر اساسي يكي از قوانين طلايي روابط عمومي به نام ”قانون طلايي گفتمان“، نشر دانش و آگاهي رساني در حد كفايت باشد، مي توان اميدوار شد كه اعضاي آن جامعه، توانمندي لازم را براي حفظ خود در برابر تهديد كننده‌هاي سلامت دارند. آنگاه روابط عمومي مي تواند با بهره گيري از ”نظريه وضعيتي در روابط عمومي“ به جلب مشاركت عمومي براي رسيدن به اين هدف اقدام كند و با توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي، دلايل ضعف آگاهي و عدم مشاركت ها و وضعيت ”حاشيه رانده شدگان“ يا محروم ماندگان از دريافت آگاهيها را دريافته و آنها را در اصلاح عملكرد مديران سلامت جامعه بكار گيرد. در چنين وضعيتي است كه مي توان به كمك روابط عمومي براي حصول يكي از نتايج توسعه دل بست، به شرطي كه دست اندركاران روابط عمومي نيز در استفاده از شيوه ها و تكنيك هايي كه از طريق آنها در پي كمك به فرآيند توسعه هستند، اهداف و نتايج توسعه را مد نظر داشته باشند. براي مثال حصول به نتيجه ياد شده بر اساس استفاده از ابزارهاي نامناسب و يا شيوه هاي اقتدار گرايانه ممكن نيست.
www.adjournal.shaar.com

انفجار بزرگ خاموش (ديجيتال شدن روابط عمومي)

دکتر يونس شکرخواه
ارائه شده به نخستين همايش بين المللي روابط عمومي الکترونيک
تهران - پائيز 1385


روابط عمومي1 در همه عرصه ها دچار يک انفجار بزرگ خاموش2 شده است. مي گويم خاموش چون بعضي از گوش ها اصلا آنرا نشنيده اند.
اين انفجار در بيرون حوزه روابط عمومي رخ داده است در نقطه افکار عمومي؛ يعني در همان نقطه اي که روابط عمومي قرار بود با ارائه ايماژ، پيام و محصول بر آن تاثير بگذارد.
شايد در نگاه اول اين ادعاي وقوع يک انفجار بزرگ خاموش عجيب به نظر برسد؛ اما باور کنيد عجيب نيست و با پارادوکس سروکار نداريم.
من در اينجا نمي خواهم يک مقاله آکادميک و پر ارجاع ارائه کنم. موضوع هنوز تازه و داغ است و هنوز چندان مکتوب نشده که ادبيات ويژه اي داشته باشد؛ هر چقدر پديده جامعه اطلاعاتي3 داراي ادبيات است؛ روابط عمومي مناسب اين جامعه هم همانقدر ادبيات دارد. در واقع ماجراي امروز همان ماجراي ديروز مولوي شاعر بزرگ ايراني است: شناخت پيل با چشمان بسته.
از اين مقدمه کوتاه با يک پرسش و با يک پاسخ کوتاه ؛ مي گذرم :
- مي شود اين فيل را خورد؟
- بله؛ ابتدا بايد آنرا قطعه قطعه کرد
پس من با يک مقاله عقيده اي4 کار را دنبال مي کنم و مي کوشم در اين مقاله، علت و دامنه همين انفجار بزرگ خاموش را از زاويه تجارب شخصي و مستقيم اينترنتي خودم به تصوير بکشم و از مواردي بگويم که خواسته و ناخواسته در اطلا عات نوردي خود با آنها مواجه شده ام .
من آنچه ديده ام را پيامدهاي همين انفجار بزرگ خاموش مي دانم و البته از زاويه يک ارتباط گر به موضوع نگاه مي کنم ؛ درست مثل شما که از زاويه روابط عمومي به موضوع نگاه مي کنيد و مرا و گفته هايم را در کلکسيون تجارب و ادبيات روابط عمومي خود جا خواهيد داد؛ اما اجازه بدهيد مقدمتا اعلام کنم هيچ چيز شکل نمي گيرد مگر در سايه ارتباط.
اين مقاله عقيده اي هم به قصد يک ارتباط ؛ سايه به سايه شما مي آيد تا شايد به چيزي شکل دهد که من بارها قطعاتي از آنرا در سايبر اسپيس يا همان فضاي سايبر5 ديده ام. آنچه مي گويم رويا نيست؛ من آنرا ديده ام و اميدوارم گنگ خواب ديده نباشم.
روابط عمومي : افکار عمومي و مديريت
در حرفه اي ترين صورت ممکن؛ روابط عمومي در پي تاثير گذاري بر افکار عمومي است و اين کار را با ارائه ايماژهاي به موقع و مناسب از شرکت، خدمت، محصول و با عرضه پيام هاي موثر از طريق واسطه هايي به نام رسانه ها و يا به طور مستقيم از طريق خود مخاطبان صورت مي دهد.
يا مي توانم به گونه نرمتر و مثبت تري هم بگويم که شما دست اندرکاران روابط عمومي بيشتر از آن خوشتان بيايد: کار روابط عمومي يک نوع مديريت هوشمندانه است و هدف اين مديريت؛ ايجاد و حفظ روابط دوجانبه و سودمند براي سازمان و مردم.
فلسفه ثابت و علم متغير
به نظر مي رسد در حاليکه 82 سال از انتشار کتاب ادوارد ال. برنيز6 به عنوان نخستين کتاب روابط عمومي حرفه اي تحت عنوان متبلور سازي افکارعمومي7 مي گذرد و درست نيم قرن از تولد انجمن بين المللي روابط عمومي8 فاصله گرفته ايم، اما فلسفه روابط عمومي هيچ تغييري نکرده است.
همه روابط عمومي ها در همه جاي جهان، کماکان اهداف سازمان هايشان را سنگ پايه طرح هاي ارتباطي خود قرار مي دهند و پيام هايشان حکم قلب تلاشهايشان را در رسيدن به مخاطبان هدف 9 دارد.
اما من اين مقدمه را درست مثل اقدامات روابط عمومي ها بي دليل نياوردم؛ اين را گفتم تا برسم به اين نکته که هرچه فلسفه روابط عمومي ثابت مانده، علم تحقق بخشي به همان فلسفه، کاملا دستخوش تغيير شده و خواهد شد و اگر هر روابط عمومي خودش را در عرصه علم عملياتي سازي آن فلسفه ديرپا تجهيز نکند، در اين انفجار بزرگ خاموش جان خواهد باخت.
تاريخ روابط عمومي:
روابط عمومي مثل هر ديسپلين ديگري براي خودش تاريخي دارد که در مکتوب کردن آن با ميلي عمل کرده و منابع چنداني در اين چهارچوب تدوين نشده است، اما به هر حال رد پا در تاريخ دارد. من اگر چه دنبال اين ردپا نمي روم و بيشتر مي خواهم از مسير آتي و از آينده روابط عمومي باخبر شوم؛ اما در اين مورد اطمينان دارم که سايبر اسپيس - چاشني اصلي اين انفجار بزرگ خاموش- تاريخ روابط عمومي را بخوبي گردآوري خواهد کرد و کرونولوژي هاي10 متعدد از آن به دست خواهد داد.
صنعت روابط عمومي:
اگر حوزه هاي مرتبط با روابط عمومي؛ يعني تبليغات11 و بازاريابي12 و سازمانهاي نظرسنجي13 را هم به حساب بياوريم؛ با صنعت بزرگ و پرقدرتي مواجه مي شويم که از لحاظ منطقي بايد بتواند حمايت مطلوبي14 براي بازيگران صحنه خود ايجاد کند؛ اما ترديد نکنيد بدون مسلح شدن به سپر علمي و درک شرايط معاصر؛ نه تنها نمي توان به چنين حمايتي دست يافت؛ بلکه ممکن است حمايت موجود کنوني را هم از دست داد. تکنيکها، ابزارها و مهارتهاي تبليغات و بازاريابي و حتي مهارتهاي مربوط به دستيابي به نگرش هاي مخاطبان هم تغيير کرده اند.
تکنيک ها :
پرسش اينجاست که پروپاگاندا15 و انگاره سازي16 در سايبر اسپيس نسبت به سازمانها چگونه و با چه سرعتي شکل مي گيرد و روابط عمومي هاي کلاسيک که متاسفانه حتي از شکل گيري اين انگاره سازي ها هم خبردار نمي شوند، چگونه مي خواهند به آنها پاسخ بدهند؟
روابط عمومي هاي مدرن از تکنيک هاي متنوع امروزي براي شناسائي و درک نيازهاي گروههاي فوکاس17 و يا براي نظرسنجي ها بهره مي گيرند.
ابزارها:
تحليل مسائل موجود در سايبر اسپيس، تعقيب مناسبات و تاثيرات عميق رسانه هاي نوين، تبليغات اينترنتي؛ بازاريابي وب پايه، استفاده از ايميل مستقيم، تعقيب علائق بلاگرها18 به عنوان مخاطبان بالقوه و ضرورت استفاده از ابزارهاي مولتي مديايي از موارد پرشتاب و معرف نياز به ابزارهاي تازه براي روابط عمومي ها است.
مهارت هاي تبليغات و بازاريابي:
امروز بخش بزرگي از بازاريابي از کانال مقولاتي چون تغذيه ماهواره اي،19 اينترنت، پايگاههاي داده ها، تبليغات ديجيتال20 و مواردي از اين قبيل مي گذرد و ديگر دوره اي که کانال ارتباطي روابط عمومي با مخاطبان، منحصر به رسانه هاي سنتي بود؛ سپري شده است. سايبر اسپيس باعث گره خوردگي متون شده و بدنبال آن؛ حالا مسائلي نظير روانشناسي اجتماعي، جامعه شناسي، هنرهاي ارتباطي21 و اصول مديريت و اخلاق اطلاعات22 به جبر وارد آرا و رويه هاي مربوط به روابط عمومي ها شده و به بخشي لاينفک از دانش روابط عمومي هاي مدرن تبديل شده است.
کارشناسان روابط عمومي:
انفجار بزرگ خاموش مورد بحث من امروز به همه روابط عمومي ها عده اي کارشناس ويژه را تحميل مي کند که مهمترين آنها را مي توان به گونه زير معرفي کرد:
1. کارشناسان مديريت شهرت23
2. کارشناسان بحران24
3. کارشناسان امور سرمايه و کار25
4. کارشناسان تکنولوژي26
5. کارشناسان آنلاين27
کارشناسان مديريت شهرت:
شهرت يک سازمان در دنياي مجازي به سرعت تامين مي شود و با سرعت بيشتري آسيب مي بيند.
تامين شهرت و حفظ آن از طريق رسانه هاي چاپي و الکترونيک (راديو و تلويزيون) کافي نيست و حالا سازمان ها زير کليک قرار گرفته اند؛ کليک هائي که مي تواند يکباربراي هميشه و يا يکبار براي اولين بار و آخرين بار باشد.
کارشناسان بحران:
چنين وضعيتي براي روابط عمومي در مورد پيش بيني بروز بحران و نيز مهار آن صدق مي کند. پيش بيني و مهار بحران از طريق رسانه هاي چاپي و الکترونيک (راديو و تلويزيون) کافي نيست و علائم آنرا بايد گسترده تر تعقيب کرد.1
روابط عمومي هاي که هنوز متوجه انفجار بزرگ خاموش نشده اند؛ بي توجه به چنين اموري عمدتا در صدد حل مسائل از طريق بيانيه هاي مطبوعاتي28 ]که حتي آداب نوشتن آن هم تغيير کرده است[ و بيانيه هاي ويدئويي29 هستند. حال آنکه اگر بحراني رقم خورده باشد؛ در کانون هاي ديگري رقم خورده و بحران در سايبر اسپيس به مراتب خطرناک تر از عرصه رسانه هاي چاپي است؛ چراکه در عرصه رسانه هاي چاپي؛ فقط شهروندان - آن هم در يک حوزه جغرافيايي خاص - متوجه بحران مي شوند، حال آنکه در سايبر اسپيس اين شبکه وندان30 بي مرز هستند که شاهد افول يک شرکت يا فرد مي شوند.
آيا روابط عمومي هاي کلاسيک؛ کارشناسان شهرت و بحران را در کلکسيون قديمي خود دارند؟ واقعا وقتي فردي مي گويد ما مشکل ارتباطي داريم ، اين امر به چه معناست ؟ اگر اين پرسش براي يک سازمان پيش بيايد به چه معناست؟
در نگاه موسوم به نگاه سيستمي، سيستم به مجموعه اي از بخش ها که با هم ارتباط متقابل دارند و نيز به محيطي که سيستم را مهار مي کند اطلاق مي شود.
هر سيستم در واقع شامل چهار ويژگي ابژه يا ابژه ها31، رابطه ها32 ، محيط33 و خصيصه ها34 است.2
بنابراين اگر بگوئيم عناصر يک سيستم با هم رابطه متقابل دارند معني تلويحي آن اين است که اگر اتفاقي رخ دهد که يک قسمت را دچار دگرگوني کند، دست کم يک بخش ديگر هم بايد تغيير کند. به طور طبيعي، همين که بخش دوم تغيير کند، بخش هاي ديگر هم بايد تغيير کنند و اين روند ادامه خواهد يافت.
اين موضوع شبيه به تاثيرات لمس کردن يک ظرف ژله است. تماس با ظرف ژله منجر به يک دوره طولاني از لرزش مي شود و از آنجايي که سيستم با محيط پيرامون خود تعامل دارد، عين اين است که مدام از بيرون لمس مي شود. يعني بيشتر سيستم ها به طور دائم در حال تغييرند و از آنجايي که بروز تغييرات مستلزم گذر زمان است، يک سيستم نمي تواند شکل ثابت داشته باشد.3
حکايت سازمان و محيط سايبر؛ حکايت همين ظرف ژله است و نقش حياتي کارشناسان شهرت و بحران در درک اين محيط و تنظيم مناسبات سازمان با آن از همين مثال و از زاويه نگرش سيستمي آشکار مي شود.
پس اين يک درک بسيار مهم است و معني ضمني اش اين است که اگر به ابژه ها فقط در روابط عمومي نگاه شود، نمي توان ارتباطات را کاملا درک کرد و براي درک ارتباطات به مفهوم نوين آن؛ بايد به روابط بين ابژه ها دقت کرد و آنها را در محيط سايبر درک نمود و اين شاهدي ديگر بر وجود پديده انفجار بزرگ خاموش است.
کارشناسان سرمايه و کار:
بحث کارشناسان سرمايه و کار هم گودال عميق ديگري است که در کنار دهها گودال ناشي شده از انفجار خاموش در برابر قبيله روابط عمومي دهان گشوده است.
پديده شرکتهاي موسوم به دات کم، اقتصاد وب پايه35، تجارت الکترونيک36، مناسبات موسوم به تجارت به تجارت37، تجارت به مشتري38 و مشتري و به مشتري39 به خوبي انتقال ثقل فعاليت هاي اقتصادي به فضاي سايبر اسپيس را نشان مي دهد و کدام روابط عمومي مي تواند بدون توجه به بروز اين تحولات به زندگي کلاسيک خود ادامه دهد؟
در مورد کار هم پديده گردش کارهاي ديجيتال40، مديريت دارائي هاي ديجيتال41 و اساسا تبديل شدن فرايند کار42 به کار پردازش شده43 بيانگر اين نکته است که فضاي زندگي در همه عرصه تغييريافته و روابط عمومي نمي تواند سرنوشت جداگانه اي را براي خود متصور سازد
کارشناسان تکنولوژي:
در روابط عمومي کلاسيک، تکنولوژي جاي چنداني ندارد و بنابراين در اين نوع از روابط عمومي ها به کارشناسان تکنولوژي نيازي نيست.
اما در روابط عمومي هايي که متوجه انفجار خاموش بوده اند، تکنولوژي پيشرفته نقش عمده اي ايفا مي کند. کارشناسان تکنولوژي در روابط عمومي هاي مدرن، چشمان ديجيتال سازمان در سايبراسپيس هستند.
يک نقش مهم کارشناسان تکنولوژي در روابط عمومي مدرن؛ برنامه ريزي براي همگرايي رسانه اي44 به معني حضور اطلاعات سازمان در همه زمانها و مكانها با قابليت دسترسي همزمان مشتريان مشتاق اطلاعات است و اينکه چطور مي توان از كارايي فزاينده كانالهاي بي شمار و از قابليت اطلاع رساني همزمان آنها توسط روابط عمومي به نفع سازمان بهره گرفت و با سرعت نفس گير جامعه اطلاعاتي همگام شد و اين همگامي با كمك چه نوع تكنولوژي هايي مي تواند صورت بگيرد؟
اكنون اين امري رايج است كه اطلاعات به طور همزمان از طريق چند كانال توزيع شود و همين نكته باعث شده تا براي جلوگيري از اتلاف وقت؛ يك اطلاع واحد در چند صورت مختلف ذخيره شود. روابط عمومي مدرن مي داند که هر كانالي، داده هاي با فرمت خاص خود را طلب مي كند. حاصل چنين روندي، انباشتگي فراوان اطلاعات است كه نياز به مديريت دارد.
از ديگر سو؛ مديريت دانش45 هم امروز در گرو قدرت کارشناسان تکنولوژي است. هدف مديريت دانش، تركيب کردن اطلاعات با تجارب و دانش موجود است تا به ايجاد يک پايگاه دانش قابل مديريت منجر شود. كنترل فرايند مديريت دانش در جهان امروز از اهميت ويژه اي برخوردار است و علت آن هم اين است كه قابليت شركتها براي بقا، صرفنظر از اندازه آنها، دقيقاً به كاربرد بهينه آنها از منابع دانش خودشان وابسته است و اين از پيچيده ترين وظايف روابط عمومي هاي مدرن است.
افزون بر اين، مديريت داده ها ومحتواي شركتي46 که ترکيبي از انباشت و مديريت كل اطلاعات و محتواي يك شركت است؛ از موارد ديگريست که عمدتا در زير چتر انفجار خاموش سر بر آورده است.
براي رسيدن به اهداف مديريت داده هاي شركتي، كاركردهاي دنياي سنتي آرشيو، آرشيو و مديريت اسناد - اسكن كردن و ذخيره سازي اسناد به صورتي كه قابل بازيافت و خواندن باشند- نمايه سازي و گردش كارهاي مديريتي؛ بايد با الزامات مديريت محتوا47 که بحث مستقل ديگري است؛ هماهنگ شود تا سپس امكان ادغام مؤلفه هاي وب پايه با محصولات سنتي فراهم شود.
به ياد داشته باشيم که بر اساس يک از شاخص هايي که براي شناخت شکاف ديجيتال در جهان امروز تدوين شده و در سطح جهاني هم طرف توجه قرارگرفته و به شاخص جامعة اطلاعاتي48 شهرت دارد؛ ديگر اصلا نمي توان ضرورت حضور کارشناسان تکنولوژي در روابط عمومي را ناديده گرفت.
بر اساس شاخص جامعه اطلاعاتي که توسط بانک جهاني ارائه شده؛ کليه کشورهاي جهان به پنج گروه طبقه بندي شده اند:
گروه اول49 گروهي هستند که بر اساس شاخص مزبور به گونه اي شتابان در مسير دنياي ديجيتال گام برمي دارند. بنابراين، اين گروه به خودي خود به نقش کارشناسان تکنولوژي واقف هستند.
گروه دوم50 گروهي هستند که با گام هاي بلند و مؤثر در راه ديجيتالي شدن حرکت مي کنند.
و گروه سوم 51 هم گروهي هستند که با تلاش فراوان در صددند تا راههاي استفاده هرچه بيشتر از تکنولوژيهاي ديجيتال را فراهم آورند. پس گروه دوم و سوم هم به نقش کارشناسان تکنولوژي آگاهي دارند.
اما گروه چهارم 52 گروهي هستند که نه تنها مسائل ديجيتال جهان معاصر را چندان جدي نمي گيرند ؛ بلکه محدوديتهاي مالي هم دارند و متاسفانه با ازدياد جمعيت هم مواجه هستند.
و گروه پنجم53 تازه واردان به زمانه و عرصة ديجيتال هستند؛ و روشن است که روابط عمومي هاي حاضر در اين گروه پنجم يا گروه موسوم به "استارترها" چقدر ايزوله و آسيب پذير هستند.
کارشناسان آنلاين:
توضيح دادم که از نگاه سيستمي، هر سيستم آميزه اي است از بخش ها؛ مناسبات بين بخش ها؛ محيطي که سيستم در آن قرار دارد و بالاخره خصيصه هر سيستم.
کارشناسان آنلاين در روابط عمومي ها، اگر با نگاه سيستمي به روابط عمومي نگاه کنيم، در واقع مي توانند جزو افزوده هاي مناسبات بين بخشي به حساب آيند و عمدتا به مناسبات سازمان و محيط آن - چه محيط داخلي و چه خارجي- نظر بدوزند و آنها را تقويت کنند.
کارشناسان آنلاين؛ مسير يابان؛ ديده بانان و هشدار دهندگان هستند و پيام ها و پس فرست ها را تعقيب مي کنند و از هر نوع گسست احتمالي در حلقه فعاليتهاي ارتباطي روابط عمومي؛ زودتر از بقيه مطلع مي شوند و آنها را ترميم مي کنند.
کارشناسان آنلاين به خصوص بخاطر اينکه ناظر بر امکانات و دارائي هاي رسانه اي روابط عمومي ها هستند؛ واقعا جزو دارائي هاي انساني روابط عمومي هاي مدرن محسوب مي شوند.
مشتريان اين زمانه
راستي آن کارشناسان آنلايني که درهاي مجازي كتابفروشي آمازون4 را در جولاي 1995 بر روي كاربران اينترنت در سراسر جهان گشودند و بيش از پنج ميليون كتاب، سي دي، دي وي دي، كتاب هاي گويا، كتاب هاي الكترونيك و سايرمحصولات فرهنگي را در قفسه هاي مجازي جاي دادند و بعد هم با يك انقلاب تازه ديجيتالي ديگر سرويس جستجو در متن 33 ميليون صفحه از بيش از 120000 كتاب را در آمازون فراهم آوردند؛ چقدر در گريز جف بزوز54 رئيس آمازون از بحران هاي احتمالي و چقدر در به شهرت رساندن او و چقدر در ايجاد ارزش افزوده براي شرکت او از طريق هدايت ميليون ها مشتري بالقوه در سراسر جهان به سوي دارايي هاي رسانه اي او نقش داشته اند؟
حفظ ارتباط با مشتري براي هر سازمان - که از کانال روابط عمومي دنبال مي شود- يكي از تعيين كننده ترين عوامل است.
چه ميزان از رابطه با مشتري بايد از طريق ارتباط ديجيتالي و کمک کارشناسان آنلاين حفظ شود؟
فرايند هاي ارتباط و كنترل - اگر اصلا وجود دارند- چقدر قابليت حل مشكلات مشتري را دارند؟
چقدر مديريت دارايي هاي رسانه اي مي تواند به عنوان سازمان دهنده خدمات اجرايي در مرحله اول براي خود سازمان وسپس براي مخاطبان سازمان که من ترجيح مي دهم رسما به عنوان مشتريان از آنان ياد کنم؛ سودمند باشد؟
مشتريان، پيش از هر چيز ديگري به مشاوره در زمينه خدمات و محصولات مورد نظر خود نياز دارند. آيا روابط عمومي از سابقه درخواستهاي مشتريان و نيازهاي آتي احتمالي آنان اطلاع دارد؟
بانکهاي مدرن اطلاعاتي با قابليت مديريت محتوا مي توانند نه تنها گردش كار داخلي سازمان را بهينه سازند؛ بلکه با کاستن از هزينه ها به مزاياي رقابتي سازمان مي افزايند و در نهايت باعث مي شوند تا بتوان محصولات يا خدمات جديدتري عرضه كرد.
ارتباط آنلاين
در هر صورت؛ مشتريان اين زمانه به ارتباط آنلاين با شركتها نياز دارند تا دست کم برخي از كار هايشان را به صورت آنلاين دنبال كنند. آيا مشتريان مي توانند در صورت نياز براي به روز رساني داده هايشان به راحتي اقدام كنند؟
فرق يک روابط عمومي الکترونيک با يک روابط عمومي انلاين و با يک روابط عمومي سايبر در همين نقاط روشن مي شود؛ من روابط عمومي سايبر را اوج ديجيتاليسم ميدانم؛ ديجيتاليسمي که به لحاظ انديشه و فلسفه با تمرکز بر گردش کار سازمان و درک زمانه سايبر؛ به تکنولوژي مسلح شده و تکنولوژي برايش پديده اي ويتريني نيست؛ شيوه زندگي موسوم به بيست وچهار در هفت است. روابط عمومي سايبر قلب هميشه تپنده سازمان است و نه تنها مشتريانش مي توانند در صورت نياز براي به روز رساني داده هايشان به صورت آنلاين و به راحتي از هر نقطه اي در جهان اقدام اقدام كنند؛ بلکه اگر چنين نباشد اين سازمان است که بازي را باخته است.
مشتري امروز، مي خواهد بداند كه سازمان در كجا، كي و چگونه مي تواند مشكل او را حل كند، بنابراين روابط عمومي سايبر مسوول گرا نيست؛ مشتري گرا است و مي داند نو آوري ها امروزه از ابر بزرگراههاي اطلاعاتي و نيز از کريدورهاي سازماني ؛ به راه مي افتند.
تکرار و تاکيد مي کنم که مخاطبان روابط عمومي ها ديگر فقط روزنامه نگاران نيستند و شبکه وندها هستند و اگر عبارت بيانيه مطبوعاتي به بيانيه ويدئويي کشيد يعني از press release به video release رسيديم؛ حالا بايد با کمک کارشناسان آنلاين و کارشناسان تکنولوژي به فکر چيزي افتاد که شايد هم web release نام گرفت.
مخاطبان امروز روابط عمومي به خصوص از متولدان 1972 به بعد نسل ديجيتال هستند( ببخشيد تاريخ تولد ايميل را مبنا گرفتم!) و در حال حاضر روابط عمومي ها علاوه بر اين با دو پديده مهم ديگر نيز مواجهند:
- رقبايي كه به شدت خود را با هاي تک55 تطبيق مي دهند
- و مشتريان ناراضي كه مي توانند به راحتي و به سرعت از طريق اينترنت، تصوير يك بنگاه و سازمان را خراب كنند!
شيفت نيروها؛ جوامع تازه گفتماني
جالب اينجاست در حالي که مخاطبان روابط عمومي ها فقط روزنامه نگاران نيستند؛ حالا خود روزنامه نگاران انلاين هم در حال شيفت به روابط عمومي هاي آنلاين هستند. آنها مي دانند که اينترنت ابزار تازه روابط عمومي هاست و به خوبي به نقش مفيد حضور در گروههاي خبري56 و فروم ها57 براي بهبود ارتباطات و وجهه روابط عمومي ها واقف هستند. انها مي دانند که وب فقط براي صدور بيانيه هاي خبري طراحي نشده است.
به اعتقاد من حتي بيانيه هاي خبري هم مي توانند مفيد باشند اگر انها را براي اسپايدرها58 و روباتها59 آماده کنيم. اسپايدرها و روباتها؛ کدهائي هستند که موتورهاي جستجو مي توانند آنها را بخوانند.5 موتورهاي جستجو دنبال کليد واژه ها و فرا برچسب ها 60 مي گردند و اگر انها را بيابند در واقع صداي روابط عمومي به مخاطبان آنلاين رسيده است.
گفتم روزنامه نگاران انلاين در حال شيفت به روابط عمومي هاي آنلاين هستند؛ اين پديده دست کم در ايران قابل رويت است.من در يکي از پست هاي موجود در دات61 وبلاگ شخصي خودم تحت عنوان "وب سايت روابط عمومي الکترونيک: تولد جامعه گفتماني" چنين آوردم:
راه اندازي وب سايت تخصصي روابط عمومي الکترونيک6 يک کار بزرگ است، احترام برانگيز با آينده اي پربار. تيمي که اين وب سايت را به راه انداخته، خواسته و ناخواسته هسته يک جامعه گفتماني را شکل داده که خود را در آينده بيشتر نشان خواهد داد. در جوامع گفتماني وب، تخصص هاي همگن و مرتبط در کنار هم و در رابطه اي افقي و مبتني بر ادبيات قابل فهم براي طرفين قرار مي گيرند و در واقع يك نوع نظام ويژه نشانه شناسانه و معنا شناسانه در آنها غلبه و تمرکز مي يابد، که برداشت ها و مصرف مخاطبان تخصصي را آسان مي سازد و آنها را در مسير کسب بسته هاي مفيد کاربردي، از وبگردي هاي فروان نجات مي دهد.
از طرف ديگر ايتم هاي وب سايت تخصصي روابط عمومي الکترونيک هم به گونه اي طراحي شده که به جاي ارتباطات انتقالي- که مخاطب در آن به گونه اي انفعالي صرفا يک دريافت کننده محض اطلاعات است و به مشارکت در فرايند ارتباط کشانده نمي شود- به ارتباطات آئيني نزديکتر است. مخاطب،در اين نوع از ارتباطات، خود ارتباط را تجربه کرده و به حسي از ارتباطات اجتماعي ميرسد و معيار موفقيت در ارتباطات آئيني، جز تجربه کردن خود ارتباط که بيانگر حس اجتماعي بودن و دوسويه گي بودن است، چيز ديگري نيست. اين حرف به ويژه هنگامي بيشتر معنا خواهد يافت که وبلاگ هاي تخصصي اين وب سايت با همين وضعيت فعلي افزايش يابند و ارتباط افقي بسياري با بسياري ديگر از همين کانال برقرار شود، آنگاه يک هم افزائي علمي هم به وقوع خواهد پيوست. به نظر من اگر چه بر اين نوع از وب سايت ها جنبه رفرنسي غلبه دارد، اما به خاطر وجود وبلاگ هائي که در وب سايت تخصصي روابط عمومي الکترونيک مستقر شده، نوعي روزنامه نگاري انلاين نوين هم شکل مي گيرد، چرا که آنلاين هاي حاضر در اين وب سايت، از تجربه ها ي خود به هم خبر مي دهند و به لينک هاي مفيدي هم آدرس مي دهند که در جستجوي هاي تخصصي آنها را يافته اند. من حدس مي زنم اگر قبيله روابط عمومي به گونه اي فعال وارد اين وب سايت شود – که نشانه هايش از همين الان پيداست - وب سايت تخصصي روابط عمومي الکترونيک به تدريج با نوع زيرمقوله هائي که انتخاب کرده، ميزبان تيره هاي ديگر حوزه ارتباطات هم خواهد شد . من فکر مي کنم همه اهالي ارتباطات، دير يا زود بايد درباره اين وب سايت شروع به گمانه زني کنند، ارزيابي هاي دقيق تر و عيني تري از آن ارائه دهند، گوشه اي از آنرا به خود اختصاص دهند، يا به ان کمک محتوائي کنند و در کل از سوار شدن به اين قطار باز نمانند. اگر دست اندرکاران اين وب سايت پايداري به خرج دهند، حتي شايد بعدا نشود در آن جاي خالي پيدا کرد.7
جالب است بدانيد که در حال حاضر سيزده بلاگ تخصصي با نام هاي وبلاگ جمعي روابط عمومي، انجمن روابط عمومي ايران، روابط عمومي، كارگـزار روابـط عمومي، بازخواني ارتباطات ، روابط عمومي كاربـردي، برنامه ريزي روابط عمومي، سايبر آباد، پنجره، روابط عمومي و رسانه، جامعه روابط عمومي، هنر هشتم و خاطرات روابط عمومي در اين جامعه گفتماني حضور دارند و نويد روشني براي روابط عمومي در ايران در بردارند.
وبلاگ روابط عمومي8 که يکي از بلاگرهاي همين وب سايت تخصصي روابط عمومي الکترونيک است؛ نشست آنلاين دومين هفته جهاني وبلاگ - روابط عمومي9 را که با مشاركت بلاگرهاي روابط عمومي چندين كشور اروپايي، آسيايي و آمريكايي برگزار شد؛ از 19 سپتامبر به مدت 5 روز به خوبي پوشش داد و 70 موضوع مورد بحث و تبادل نظر اين سمينار را دنبال کرد و همکارانش را در جريان آخرين تحولات مرتبط با حوزه روابط عمومي قرار داد.
در همين زمينه، برگزارکنندگان دومين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران10 هم که کنفرانس ديگر پيش روي ما است؛ به منظور ارج نهادن به خدمات و فعاليتهاي وبلاگ نويسان تخصصي درحوزه روابط عمومي، به بلاگرهاي اين عرصه كه حداقل يك سال سابقه فعاليت در زمينه وبلاگ نويسي داشتند اين فرصت را دادند تا از طريق ثبت نام آنلاين در وب سايت کنفرانس تنها با پرداخت 20 درصد از كل هزينه، در اين كنفرانس شركت كنند.
برگزارکنندگان دومين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران در تشريح هدف خود از اين اقدام به ايسنا که خبرگزاري دانشجويان ايران است گفتند:
نويسندگان و بلاگرهاي روابط عمومي با توليد محتوايي كه در زمينه مسائل علمي روابط عمومي دارند، گامهايي ارزشمندي را در ترويج فرهنگ روابط عمومي ‌الكترونيك و حضور فعال در فضاي وب برداشته اند و از اين رو دبيرخانه دومين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران، اين تسهيلات را براي اين بلاگرها در نظر گرفته است. 11
صداي انفجار را خواهند شنيد؟
من براين باورم که وب سايت هاي تخصصي روابط عمومي در ايران که اکنون در فضاي وب زندگي مي کنند همه در تلاش هستند تا به تدريج ابعاد و تاثيرات انفجار خاموش را به تصوير بکشند. اينها روابط عمومي هائي هستند که به کمک روابط عمومي هاي ديگر خواهند رفت. آنها بي ترديد هيل اند نولتون62 نيستند؛ اما آژانس هاي بوتيک63 که هستند، کوچک؛ اما تخصصي.
دنيا را چه ديديد؛ شايد همين ها توانستند ديدگاههايشان را به روابط عمومي هاي کلاسيک بفروشند؛ مگر کار روابط عمومي ها فروش ديدگاهها در هر دو صورت نرم و سخت64 نيست؟ آنها ايده دارند و اينها هم پول.
نمي دانم در ادبيات فارسي روابط عمومي نامي از يک چهره تاريخي روابط عمومي در دوران تئودور رزولت به نام ايوي لي65 به ميان آمده است يا نه. او فردي بود که به عنوان روابط عمومي؛ در اقداماتي بي سابقه؛ هم اخبار اعتصاب معدنچيان و هم حتي اسامي مديران معادن را که همه جزو رازهاي غير قابل انتشار بودند، ارائه کرد و با همين شفافيت نسبي توانست به حمايت عمومي اين هنوز گمشده بسياري از روابط عمومي ها دست يابد؛ و به نامي ماندگار تبديل شود.
نمي دانم چرا روابط عمومي هاي الکترونيک؛ انلاين و سايبر همه مرا به ياد ايوي لي مي اندازند؟
http://www.e-pr.ir

روابط عمومي در سيره پيامبر اكرم (ص)

” قَد كانَ لكُم في رسول الله، اُسوهٌ حَسنهٌ “
قطعاً براي شما در اقتدا به رسول خدا، سرمشقي نيكوست (سوره احزاب، آيه 21)
* چكيده:
بي ترديد، هيچ حرفه‌اي نمي تواند خود را بي نياز از الگو برداري و انتخاب الگوهاي برتر بداند، به ويژه آنكه بر اساس رهنمود قرآني ، پيامبر گرامي اسلام به عنوان ”خُلق عظيم“ و ”اسوة حسنه“ مطرح هستند .
در حرفه روابط عمومي نيز، الگوهايي مطرح هستند كه بر اساس روشها و ارزش هاي حاكم بر بينش و رفتار دست اندركاران اين حرفه مشخص مي شوند. وقتي سيره پيامبر اعظم(ص) را مطالعه مي‌كنيم ، كنشها، روشها وارزشهاي حاكم بر رفتار ارتباطي آن حضرت، دستمايه هايي را در اختيارما مي گذارد كه اگر بتوانيم آن را بر اساس نظريه هاي علمي، جمع بندي كنيم، مي توانيم الگوي جديدي از روابط عمومي را كه متاثر از خُلق عظيم محمدي(ص) است، تحت عنوان” الگوي روابط عمومي برتر“ ارائه كنيم.
گر چه پرداختن به اين موضوع از ابعاد مختلف، از جمله روشهايي ارتباطي مورد استفاده حضرت پيامبر(ص) مثل خطابه يا موعظه و ... ، تكنيك كاربردي و يا ارزشهاي حاكم بر رفتار ارتباطي پيامبر اعظم(ص) امكان دارد، ليكن در اين مقاله زمينه هايي مثل ”مهر ورزي با مردم“ ، ”صداقت“ ، ”بهره گيري از افكار عمومي و مشورت“ ، ”اخلاق نيك و نيكي با مردم“ ، ” عيب پوشي“ ، ”آگاهي بخشي و اطلاع رساني“ و ”شيوه سخنراني و سخنگويي“ مورد توجه قرار مي گيرند كه در كل مي توان آنها را اجزاي اصلي ” رفتار ارتباطي پيامبر اعظم (ص) تلقي كرد
* نكات كليدي :
سيره ( behavior ) روابط عمومي ( public relations )
صداقت ( honesty) مهر ورزي ( affection )
سخنراني ( lecture ) مشورت ( consultation )
* مقدمه :
همانطور كه مي دانيم، ”روابط عمومي“ : مديريت ارتباط با گروه هاي اجتماعي به منظور ايجاد فهم مشترك و درك متقابل توأم با اثر بخشي دوجانبه بوده و هدف نهايي آن، آگاهي بخشي، ايجاد نگرش‌هاي مثبت، كاهش منازعات و توسعه موارد توافق و كمك به حل مسائل طرفين ارتباطات است. همچنين بر اساس اصول اخلاقي حاكم بر اين حرفه، صداقت، دقت و صراحت، نيكي با مردم، تكريم مخاطب، كاربست روشهاي درست، پرهيز از ترفند، حيله، فريب و نيرنگ، شفافيت، توجه به نظرات پيامگيران، پرهيز از پرده دري، دوستي با مردم و ... ، از جمله مواردي هستند كه جزء بايدهاي اين حرفه محسوب مي شوند و دست اندركاران روابط عمومي موظف هستند كه در فعاليتهاي خود به آنها مومن و عامل باشند كه امروزه، پس از يك قرن عمر در اين حرفه مورد تأكيد قرار مي گيرند .
بررسي سيرة پيامبر اعظم(ص) مبين كاربرد اين اصول به شكلي كامل و متعالي در فعاليتهاي ارتباطي حضرت محمد(ص) است و ما اميدواريم اين گونه تلاشهاي علمي ، ما را از غفلتي كه تا كنون در پرداختن به بررسي علمي آن دامنگيرمان شده است، رهايي بخشد.
بر اساس آنچه كه مطرح شد ، در اين مقاله براي بررسي روابط عمومي در سيرة پيامبر اعظم(ص)، به موارد زير مي پردازيم :
1- مهرورزي با مردم
2- صداقت و راستگويي
3- شيوه سخنراني و سخنگويي
4- اهميت شنيدن صداي مردم
5- مشورت و بهره گيري از افكار
6- اخلاق نيك و نيكي با مردم
7- آگاهي بخشي و اطلاع رساني
8- عيب پوشي
و اما قبل از پرداخت به موارد ياد شده، ذكر اين نكته حائز اهميت است كه گرچه ما بر اين باوريم كه وظيفة سترگ نبوت بر دوش 124 هزار نفر پيامبر بوده است، ليكن تنها 313 نفر از آنان، وظيفة رسول يا پيام آوري را عهده دار بوده اند(1) ، به اين معني نبي به معني خبر دهنده (Prophet) بوده و رسول (Messenger) به معني اعلام كننده شريعت نو مطرح بوده اند. پس حضرت محمد(ص) علاوه بر نقش ”خبر دهندگي“ ، همزمان نقش ”اعلام كننده“ را بر عهده داشته‌اند و اين در بررسي فعاليت‌هاي ارتباطي ايشان حائز اهميت است.
نكته ديگري كه بايد آن را از اعجاز حضرت محمد(ص) قلمداد كرد، توجه به دامنه و عمق تاثير گذاري ايشان بر افكار عمومي آن هم در زماني بوده است كه از يكسو جامعه مخاطب كليدي ايشان يعني عربستان در حالتي از جاهليت بسر مي برده است و از سوي ديگر ايشان صرفاً با تكيه بر ”ارتباط شفاهي“ و عدم امكان كاربرد وسايل ارتباطي به اصطلاح توده اي ، همچون راديو، تلويزيون يا مطبوعات به اين توفيق دست يافته اند و البته از رسانه ”نامه“ حداكثر بهره برداري را بعمل آورده اند.
با اين توضيح، در زير به بررسي موارد مورد نظر مقاله مي پردازيم :
1- مهرورزي با مردم
يكي از مهمترين مصاديق رفتاري حضرت محمد(ص) مهرورزي با مردم بوده كه در گفتار و كردار آن حضرت، نمود بارزي داشته است، براي مثال، نقل شده است: ”چون كسي نزدش مي آمد و خواهشي داشت، تا كارش بر نمي آورد يا حداقل كلامي مهرآميز نثارش نمي كرد، روانه اش نمي ساخت. مهرباني و گشاده رويي پيامير شامل حال همه مي شد “(2) ، يا اينكه مردي از قبيلة ”بني تميم“ نزد پيامبر آمد و گفت : مرا سفارش كن؛ پيامبر در ضمن سخنانش فرمود: با مردم دوستي كن تا با تو دوست شوند(3) ، يا اينكه رسول گرامي خدا مي فرمايند: ” مهرباني به ديگران، بزرگترين هنر است“(4)
همچنين نقل شده است كه حضرت فرموده اند : ”مردم عيال خدا هستند، پس آن كس كه به عيال خداوند فايده رساند و آنان را خشنود كند، خداوند او را بيشتر دوست مي دارد.(5)
در آيه شريفة 159 از سورة مباركة ”آل عمران“ نيز خطاب به پيامبر(ص) آمده است: ”پس به رحمت الهي، با آنان نرم خو شدي و اگر تند خو و تحت دل بودي، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند.“(6) كه آيه شريفه مبين رفتار مناسب پيامبر (ص) با مردم است.
بنابراين مي توان نتيجه گرفته كه از درسهاي مهم ارتباطي در سيرة پيامبر اعظم(ص)، ”ضرورت مهرورزي با مردم“ است كه ايشان آن را هنري مي دانند كه زمينه ساز ارتباط مردم و اتحاد و رضايت آنان مي دانند. اين شيوه رفتاري كه امروزه در روابط عمومي مدرن نيز مورد توجه است ، رهمود و رفتاري بوده است كه كاربردن آن توسط دست اندركاران جهان روابط عمومي حائز اهميت بوده و به فرآيند حرفه‌اي آنان ياري مي رساند.
2- صداقت
بر اساس سيرة پيامبر اعظم(ص) يكي از اصول حاكم بر ارتباطات پايدار و موثر، ”صداقت“ است.
حضرت محمد (ص) مي فرمايند: ”بهترين سخن در نزد من، سخن راست و حقيقت است“(7) و ايشان بهشت را پاداش راستگويي مي دانند كه در واقع اهميت صداقت در گفتار و رفتارايشان رانشان مي دهد.
”همچنين پيامبر اسلام بر آنچه خود مي گفت ، عمل مي كرد و به همين دليل ، آنان كه بر وي ايمان مي آوردند، روز به روز در دين خود استوار مي شدند(8) همچنين حضرت پيامبر مي فرمايند: خوشا به حال كسي كه نيت و باطن او چون ظاهرش باشد.(9) بنابراين مي توان گفت يكي ديگر از ويژگي‌هاي روش ارتباطي پيامبر اعظم(ص) با مردم ،رعايت اصل ” صداقت بوده “ است و ايشان، همواره مردم را به صداقت و يكساني گفتارو كردارو نيت دعوت مي كردند و به لحاظ رعايت آن، به ”محمد امين“ معروف شده بودند.
3- نيكي با مردم
يكي ديگر از ويژگيهاي رفتار ارتباطي حضرت پيامبر(ص)، نيكي با مردم و سفارش به رفتار نيك با آنان است كه از مهمترين فلسفه‌هاي وجودي حرفه روابط عمومي نيز محسوب مي شود.
ايشان مي فرمايند : ”محبت و دوستي با مردم، نصف عقل است.“(10) همچنين فرموده‌اند: ”سه چيز كه خداوندسبحان دوست دارد: حق او را ادا كردن، فروتني در برابر بندگان خدا و احسان به مردم“(11)
4- شيوة سخنراني و سخنگويي
موعظه يا سخنراني، يكي از روشهايي بوده است كه پيامبر اعظم(ص) به شكل گسترده اي از آن براي ”ابلاغ پيام“ استفاده برده است. در اين زمينه ، يكي از رفتارهاي ايشان، اين بوده است كه مجالس تبليغ و ارشاد ايشان، به طرز دايره‌اي تشكيل مي شده ، تا مبادا خود او در صدر مجلس قرار گيرد(12) يا اينكه آن حضرت، وقتي با مردم گفتگو مي كردند ، همه آنان را نگاه مي كردند تا هيچيك از آنان تصور نكنند كه پيامبر نسبت به او بي اعتنا است.(13)
از ويژگيهاي ديگر سخنراني‌هاي پيامبر گرامي اسلام، رعايت اصل اختصار وعامه فهم بودن بوده است، به گونه‌اي كه ”سخنان پيامبر، بدون طول و تفصيل، بلكه در بر دارنده مقصود بود.(14) يا اينكه تمام سخنان پيامبر كوتاه و جامع بوده و به گونه‌اي سخن مي گفتند كه شمرده و متصل به هم و قابل درك براي شنوده باشد.(15) همچنين خطبه ها و سخنراني هاي پيامبر(ص) از همه كوتاه تر بوده ‌واز بيهوده گويي به شدت پرهيز مي كرده است.(16) يا اينكه نقل شده كه حضرت محمد(ص) بي سبب، لب به سخن نمي گشود، گفتارش با مغز بود، نه بيش از اندازه كوتاه و نه بيش از اندازه بلند ، نه درشت سخن مي‌گفت و نه آميخته به مزاح.
بنابراين ويژگي هاي سخنراني هاي حضرت پيامبر(ص) را مي توان كوتاهي، محتوا مداري (توجه به حفظ و ارائه مفهوم) ، سادگي ، پيوستگي و آهنگين بودن بر شمرد. مصداق بارز رفتار آن حضرت در اين خصوص را مي‌توان درنامه هاي ارسالي به پادشاهان همسايه و ملاحظه كرد كه بسيار كوتاه و اثر گذار بوده است.
5- اخلاق نيك
خلق و خوي نيك پيامبر اعظم(ص) را بايد يكي از رازهاي تاثير گذاري مثبت ايشان بر افكار عمومي و تغيير نگرش ها و ايجاد رفتارهاي مورد نظر در نزد مردمان زمان رسالت دانست. به همين لحاظ ايشان هم اخلاق نيك را بكار مي بست و هم مردم را به رعايت آن دعوت مي كرد. در همين راستا، حضرت محمد(ص) مي فرمايند: ”بهترين شما نزد من ، خوش اخلاق ترين شماست“(18) يا اينكه ايشان مي فرمايند:” رسالت من، تكميل مكارم اخلاق است“ .
همانگونه قرآن كريم در آيه 4 از سوره ”قلم“ خطاب به پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: ”تو داراي اخلاق بسيار برگزيده‌اي هستي“ و از آن تحت عنوان ”خلق عظيم“ ياد مي كند. بنابراين اگر ما ، يكي از فعاليتهاي اساسي پيامبر را ، كار ارتباطي با مردم و تغيير افكار عمومي مردم يثرب تلقي كنيم، در مي‌يابيم كه حسن خلق ايشان كه در روابط عمومي مدرن نيز از آن به عنوان شخصيت ترغيبي ياد مي‌شود، يكي از رموز توفيق بوده است.
حضرت محمد(ص) مي فرمايند: ”خداوند سبحان، اخلاق پسنديده را وسيله ارتباط بين خود و بندگان قرار داده است، پس همين قدر شما را بس كه به وسيلة خوش خلقي با خداوند ارتباط برقرار كنيد.“(19) كه باز اين تاكيد ، مويد نقش اخلاق نيك در ايجاد ارتباط است.
پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند: ”سه چيز دوستي مردم با برادر مسلمانش را پاك و خالص مي‌كند كه يكي از آنها، آن است كه با خوشرويي او را ملاقات كند.“(20) يا اينكه مي فرمايد: ”با فضيلت‌ترين شما كساني هستند كه اخلاقشان از همه نيكوتر باشد ، پس با مردم انس بگيريد تا مردم نيز با شما انس بگيرند.“(21) يا اينكه از پيامبر اسلام(ص) نقل شده است كه جبرئيل گفت: ”هر كس از شما خوش خلق تر باشد، به من شبيه تر است.“(22)
بنابراين ، يك ويژگي مهم براي هر فردي به ويژه ارتباط گر يا دست اندركار روابط عمومي ، داشتن حسن خلق و خوشرويي است كه مايه توسعه دوستي با بندگان خدا و تكريم آنان است.
6- آگاهي بخشي و اطلاع رساني
يكي از نقش هاي مهمي كه حضرت پيامبر گرامي اسلام(ص) ايفا مي كرد ، اطلاع رساني و آگاهي بخشي بود كه همانا اطلاعاتي را كه تحت عنوان ”وحي“ دريافت مي كرد، در اختيار مردم مي گذاشت و آگاهي آنان را توسعه مي داد، به گونه اي كه ايشان هدف از رسالت خود را آگاهي دادن به مردم مي‌دانند. پيامبر(ص) در اين زمينه مي فرمايند: ”اگر كسي رفيق يا برادر خود را دوست مي‌دارد، او را آگاه كند.“(22)
7- عيب پوشي و شيوة صحيح انتقاد
يكي از ويژگيهاي رفتاري كه حضرت محمد(ص) بر آن تاكيد دارند، پوشاندن عيب افراد و يا انتخاب بيان دوستانه براي طرح آ ن است. ايشان مي فرمايند : ”سه چيز ماية صميميت و دوستي است: عيب دوست را دوستانه گفت، پس سر او جانبداري كردن و در وقت سخن او را ياري دادن.“(24) يا اينكه مي‌فرمايند : ”بهترين دوستان شما، كساني هستند كه عيب‌هاي شما را دوستانه بر شمارند.“(25)
با تأمل در اين توصيه هاي اخلاقي، به نظر مي رسد بهترين شيوة طرح معايب سازماني توسط روابط عمومي ها ، بيان دوستانه معايب به مسئولان ضمن حمايت از آنان است، به گونه اي كه ابتدا، دوستي و جانبداري روابط عمومي به آن حضرت برسد و سپس با اعتماد به او، ديدگاه هاي روابط عمومي را مورد توجه قرار دهند.
8- مشورت با مردم و استفاده از افكار
يكي از موارد بارز در سيرة پيامبر اعظم، بهره برداري از عامل مشورت و توصيه همگان به استفاده از آن است. همانگونه كه قرآن كريم نيز در آيه 159 از سوره مباركه آل عمران از پيامبر گرامي اسلام مي‌خواهد ”در كارها با آنان مشورت كند“ يا حضرت محمد(ص) مي فرمايند: ”مشورت كردن با عاقل دلسوز مهربان، توفيقي از جانب خداوند است.“(26) بنابراين ارتباط گران، بايد زمينه‌اي را فراهم كنند تا بتوانند از افكار عمومي و مشورت نخبگان بهرمند شوند.
* نتيجه گيري :
يكي از ابعاد مهم سيرة پيامبر اعظم(ص) ، بعد ارتباطي و روابط عمومي ايشان است كه نقش بارزي را در پيشبرد انديشه الهي از نظر دامنه و عمق دارد و متاسفانه كمتر در پژوهش هاي ارتباطات و روابط عمومي مورد توجه قرار گرفته است. اميد مي رود اين مقاله، مقدمه‌اي براي مطالعات عميقتر در اين زمينه باشد، راهي كه بسي دشوار است و به قول ”ملا محمد فضولي“ شاعر پر آوازه آذري:
فضولي! بس كن از دشواري راه رسيدن، تا به مقصود
كه شرع احمد مختار داري در كنارت، پس نباشد؟
*پي نوشت ها :
1- محمد رسول خدا. آنه ماري شميل، ترجمه حسن لاهوتي، انتشارات علمي و فرهنگي ، سال ، ص 100
2- همان، ص 80
3- تاريخ پيامبر اسلام. آيت الله حاج شيخ عباس صفايي، انتشارات مسجد جمكران ، جلد 1 ، سال 1381 ، ص 527
4- درباره پيامبر بيشتر بدانيد. ثاني النبن خان، ترجمع امير صالحي طالقاني، انتشارات قدياني، سال 1384، ص 20
5- شماره 2، ص 573
6- همان، ص 559
7- شماره 4، ص 20
8- اسلام براي همه رضا اصفهاني انتشارات حسينيه ارشاد
9- شماره 3 ، ص 552
10- همان، ص 527
11- آداب و اخلاق در اسلام، ابوالحسن و ورام بن ابي فراس، ترجمه محمدرضا عطايي، انتشارات آستانقدس رضوي، سال 1369 ، ص 256
12- شماره 8 ، ص 6
13- همان
14- سيره اخلاق پيامبر اعظم(ص) . محمدرضا غياثي كرماني، انتشارات حضور، سال 1385، ص85
15- همان
16- همان، ص 104
17- شماره 1، ص 78
18- شماره 4، ص 19
19- شماره 11، ص 158
20- شماره 3 ، ص 526
21- همان، ص 530
22- همان، ص 530
23- همان، ص 526
24- شماره 11 ، ص 256
25- همان، ص 26
26- شماره 3، 537
نوشته شده توسط:هوشمند سفيدي درسه‌شنبه،14 ژوئن 2006 |

http://64.233.183.104/search?q=cache:yKevHcKjA88J:articles.prcic.com/2006/06/post_3.html+%22%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7+%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%D9%8A+%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%22&hl=en&ct=clnk&cd=12&client=firefox-a