مولف: ساعد رمضانعلي
تعريف روابط عمومي
حذف روابط عمومي از آغاز پيدايش خود تاكنون، همواره مشكلات فرواني را پشت سر گذاشته است و هنوز هم با مشكلاتي روبرو است كه يكي از آنها، عدم آگاهي افراد جامعه از وظيفه اصلي روابط عمومي است به گونهاي كه بسياري از افراد نميدانند كه فعاليتهاي روابط عمومي بيشتر با مردم ارتباط پيدا ميكند تا يا با رسانهها.
ولي مهمترين مشكل در اين زمينه نبود يك تعريف كوتاه و كامل از روابط عمومي است. گرچه تعاريف زيادي از روابط عمومي ارائه شده است. اما هيچ كدام را نميتوان در يك جمله خلاصه كرد و تنها اين حقيقت وجود دارد كه روابط عمومي موضوعي پيچيده است كه حوزههاي علمي متنوع و متعددي مانند مديريت، روانشناسي، ارتباطات اجتماعي رسانهاي جمعي را دربرميگيرد.
ركس هارلو Rex Harlow ضمن بررسي كليه تعريفهايي كه دربارة روابط عمومي ارائه شده بود آن را چنين تعريف كرد:
روابط عمومي، نوع ديگري از عملكرد مديريت است كه به ايجاد و حفظ خطمشيهاي متقابل در زمينة شناخت و پذيرش روابط كمك كرده و موجب همكاري سازمان با مخاطبان آن ميشود. همچنين روابط عمومي شامل چگونگي ادارة مشكلات يا مسائل سازمان است كه به مديريت سازمان كمك ميكند تا از افكار عمومي آگاهي يابد و به آنها پاسخ گويد و نيز مشخص ميكند كه مديريت براي تأمين منافع عمومي چه وظايفي دارد و از سوي ديگر، مديريت سازمان را در اعمال تغييرات مؤثر و استقبال از گرايشهاي مختلف ياري ميدهد و در اين زمينه از تحقيق و نيز فنون ارتباطات به گونهاي كه با اصول اخلاقي سازگار باشد استفاده ميكند.
اعضاي مجمع جهاني انجمنهاي روابط عمومي تعريف ديگري ارائه كردند: روابط عمومي يك دانش اجتماعي و فني است كه گرايشهاي مختلف را تحليل كرده، پيامدهاي آنها را پيش بيني ميكند و رهبران سازمان را در انجام دادن طرحهاي برنامهريزي شدهاي كه بتواند ضمن حفظ منابع سازمان، منافع عمومي را تأمين نمايد، راهنمايي ميكند.
روند شكلگيري تعريف روابط عمومي در جامعه اطلاعاتي
اولين قدم در مباحث مربوط به هر رشته علمي، ارائه و تبيين تعريف آن رشته ميباشد. زيرا با ارائه تعريف هر رشته علمي، دامنه بررسي، مطالعه شناخت و فعاليتهاي آن معين ميشود.
ارائه تعريف فوايد ديگري نيز دارد و آن عبارت است از: زمينهسازي براي ايجاد هماهنگي در تلاشها و فعاليتهاي دستاندركاران آن رشته، به عنوان مثال بررسي و ارائه تعارف روابط عمومي و مسير تحول و تكامل آنها موجب ميشود تا بين مديران و دستاندركاران روابط عمومي در مورد وظايف رسالتها و دامنه فعاليتهاي روابط عمومي، هماهنگي و مشابهت برداشت، ايجاد شود.
افراد واحدها و سازمانهاي اجتماعي براي برآوردن نيازها و خواستههاي خود روابطي را با ساير افراد، واحدها و سازمانهاي اجتماعي ايجاد و حفظ ميكند. درجات متفاوت تعامل و وابستگيها اين روابط از هم متمايز ميسازد.
«روابط انساني» و «روابط ميان فردي» اصطلاحاتي هستند كه اغلب براي توصيف، بررسي و ادارة روابط ميان افراد به كار ميروند. به همين ترتيب واژه «روابط بينالملل» وقتي به كار ميرود كه روابط بين كشورها با ملتها در جامعه اطلاعاتي مطرح باشد. وقتي كه روابط يك سازمان با محيط اجتماعي پيرامونش مطرح شود اصطلاح «روابط عمومي» به كار ميرود.
روابط عمومي و پيام رساني
در ابتدا به تجزيه و تحليل تعريف روابط عمومي آغاز ميكنيم در اين تعريف از «فعاليتهاي ارتباطي» ياد ميشود كه اولين بخش روابط عمومي است. تمام مباحث مربوط به دانش ارتباطات در جامعه اطلاعاتي در اينجا نمود پيدا ميكند و اينجاست كه روابط عمومي شاخهاي از ارتباطات ميشود و با تبيلغات تفاوت پيدا ميكند. يعني خلق نگرش مطلوب كه شامل تمام مباحث مربوط به نگرش و مقابله با نگرشهاي مخالف نسبت به خودشان ميشود. يعني كار سازمانهاي تبليغاتي بخشي از فعاليتهاي روابط عمومي است. بخش ديگر روابط عمومي «ارتباط» است و ارتباط عبارت است از فراگرد و هرچه فراگرد باشد. يعني عناصر تشكيل دهندة آن داراي كنش متقابل هستند. دومين و مهمترين خصيصه انتقال پيام در جامعه ارتباطي است. پيام يك منشور سه وجهي است كه يك وجهش كد و نشانههاست، وجه ديگرش محتوا و وجه سوم نحوه ارايه ميباشد.
اغلب اوقات از روابط عمومي فقط تلاش در نحوه ارائه پيام (ارسال پيام) انتظار ميرود.
آنچه كه امروز از روابط عموميها متوقع هستند (ارسال پيام) به هيچ وجه مشكل ارتباطي سازمانها و مردم را حل نميكند حال با فرض اينكه آن سه وجه منشور پيام حفظ شده باشد.
شرط مهم دريافت پيام است. روابط عموميها بايد در اين حوزه خيلي فعاليت كنند.
وضعيت روابط عمومي و مواجه با جامعة اطلاعاتي جديد
روابط عمومي در ايران در حال حاضر وضع خوبي ندارد و علتش مربوط ميشود به سه دوره تحولي كه اين پديده، طي شده است. به گفته يك انديشمند ارتباطات معاصر ايراني، وضعيت موجود رسانهها در هر كشوري قطعاً ريشه در شكلگيري گذشته آن دارد.
سابقاً تأسيس اداره روابط عمومي در جهان به اوايل قرن بيستم حدود سالهاي (1902 ـ 1900) بر ميگردد. زماني كه ايالات متحده آمريكا در يك وضعيت خاص اقتصادي، اجتماعي به سر ميبرد و انقلاب صنعتي در آمريكا به توليد انبوه رسيده بود. عواملي كه سبب رشد روابط عمومي در غرب شكل بگيرد در ايران وجود نداشت. بنابراين روابط عمومي در ايران با 40 سال تأخير و بدون بوجود آمدن عواملش متولد شد.
روابط عمومي براي نخستين بار توسط شادروان پروفسور حميد نطقي در شركت نفت ايران پديد آمد. در ميان مؤسسات و سازمانهاي بخش خصوصي و دولتي ايران، شركت ملي نفت ايران نخستين ادارهاي بود كه دفتر روابط عمومي تأسيس كرد. در سال 1345 مطالعاتي براي ايجاد دانشكدهاي مرتبط با روابط عمومي آغاز شد كه اين مطالعات منجر به تأسيس «موسسه عالي مطبوعات و روابط عمومي» در سال 1346 گرديد.{2}
رسانه چيست؟
رسانه يك واسطه عيني و عملي در فرآيند با فرآيندهاي برقراري ارتباط است. با توجه به وجود دو نوع كاركرد آشكار و نهان براي پرداختن به رسانهها، كاركرد رسانهها را بدين گونه ميتوان مطرح كرد.
كاركرد آشكار رسانه: رسانه محل برخورد يا تقاطع پيام و گيرنده پيام يا محل برخورد محرك و مخاطب است.
كاركرد نهايي رسانه: رسانه برقرار كننده جريان ارتباط و تأمين كننده يك بخش يا تمامي بخشهاي فرآيند زير است:
رفتار / انگيزش / ادراك / احساس/ پيام
انواع رسانهها
1ـ رسانههاي نوشتاري: رسانههايي مانند مطبوعات و كتاب.
2ـ رسانههاي شنيداري: رسانههايي مانند راديو.
3ـ رسانههاي ديداري: رسانههايي همچون تلويزيون، سينما، اينترنت.
4ـ رسانههاي ابزاري: مانند اعلاميه، كاتالوگ، بروشور، تابلوي اعلانات، پوستر، تراكت، پلاكارد، آرم، لوگو، استندبرد، فيلمهاي تبليغي (تيزر) فيلمهاي كوتاه و بلند، تأتر، سخنراني، انواع همايش.
5ـ رسانههاي نهادي يا گروهي: امثال روابطعموميها، شركتهاي انتشاراتي، بنيادهاي سينمايي، راديو و تلويزيون دفاتر مطبوعات.
6ـ رسانههاي فرانهادي: خبرگزاريها، واحد مركزي خبر، دفاتر روابط بين الملل، كارتلها، بنگاههاي سخنپراكني و تراستهاي خبري، شركتهاي چند مليتي سازه، فيلمهاي سينمايي، شبكههاي ماهوارهاي.{3}
رسانههاي جمعي در جامعه اطلاعاتي
نقش و كاركردهاي مختلفي براي رسانههاي جمعي تبيين شده و نقشهاي آموزشي و آگاهسازي از زمينههاي اصلي فعاليتهاي رسانههاي جمعي است كه با فرهنگ عمومي ارتباط عميقتر دارد.
آموزش و آگاهسازي جامعه با وجود آن كه تفاوتهايي با اقدامات تبليغاتي (ترويجي) و هدفهاي مبلغ دارند، در مواردي با يكديگر تركيب ميشوند؛ به عبارت ديگر، ميتوان مهارتها و تواناييهاي فكري و رفتاري افراد جامعه را در بستر آموزش و آگاهسازي و با كمك فنون و روشهاي تبليغاتي اصلاح كرد و ارتقاء بخشيد تا منافع جمعي را تأمين كند و تغيير در نگرشها موجب تحول در عرصه فرهنگ شود.
به طوري كه اقدامات رسانههاي جمعي در حوزة آموزش و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي جامعه در مسير بهسازي روابط اجتماعي، با روشهاي تبليغي اثربخش خواهد شد.
براين اساس، شناخت فرهنگ عمومي، نگرش رفتار و تغيير آنان در طي فرآيندهاي مختلف و ارتباط تعاملي بين رسانههاي جمعي، فرد، جامعه و فرهنگ عمومي، موضوعات اصلي اين بخش از كتاب است.
به منظور چهارچوببندي دقيقتر موضوعات مذكور و ارائه مصداقهاي مشخص از فرآيندهاي تغيير در نگرش، رفتار و فرهنگ عمومي، مسأله ترافيك و رفتار ترافيكي محور موضوع قرار گرفته است به طوري كه مخاطب در جايگاه «فرد سهيم در ترافيك» موردنظر است كه پيامهاي آموزشي، آگاه كننده و تبليغاتي ترافيكي را دريافت و ارزيابي ميكند و واكنش نشان ميدهد.{4}
رسانههاي جمعي و حوزه فرهنگ عمومي
انسان، جامعه و فرهنگ؛ اين واژهها را اگرچه به لحاظ مفهومي ميتوان از هم متمايز كرد، اما در واقعيت، ارتباطي بسيار نزديك، قطعي و عيني بين آنها وجود دارد و بنابر يك برداشت نادرست، نميتوان برخي از اعضاي جامعه را داراي فرهنگ و برخي را فاقد فرهنگ دانست. بلكه ميتوان از افرادي سخن گفت كه فاقد شرايط رواني يا مهارتهايي در ارائه رفتار مطلوب در حوزه يا حوزههايي از زندگي جمعي هستند.{5}
به طور نمونه، حوزه رفتاري در فرهنگ شهرنشيني يا فرهنگ ترافيك از آن جمله است. يعني افرادي كه از شرايط رواني و مهارتهاي رفتاري لازم براي زندگي در شهر و جابهجاييهاي لازم در آن يا استفاده از وسايل نقليه و به طور كلي رفتار ترافيكي Traffic behavior ، برخوردار نيستند.
جامعه، نظام روابط متقابلي است كه انسانها بين خود برقرار ميكنند و فرهنگ، شيوه زندگي، ارزشها، عادات و رسوم محسوب ميشود. اين ارتباط جدانشدني، ما را بر آن ميدارد تا در بررسي مفهوم فرهنگ به تطور و دگرگوني آن كه مستلزم توجه به جنبههاي پيشين و كنوني است، بپردازيم.
جنبههاي پيشيني فرهنگ، آداب و رسوم و سنتها را باز ميتاباند و جنبههاي كنوني، فرهنگ نو و ويژگيهاي آن را كه در شرايط نوين جامعه تبلور مييابد، ميشناساند. امروزه آن چه عامل و حامل فرهنگ نو محسوب ميشود، حضور و نقش رسانهها است. نقش و اهميت رسانهها به حدي است كه نميتوان امور جامعه را بي حضور كتاب، روزنامه، راديو، تلويزيون و ساير رسانهها قابل تصور دانست. چرا كه ارتباط سرچشمه فرهنگ و موجب تكامل آن است، تاريخ گواه آن است تا زماني كه انسانها پراكنده بودند، به درستي هيچ يك از عناصر ارتقاي فرهنگي را كسب نكردند فقدان ارتباط، مانع از انتقال آموختهها و تجربيات بوده و هست.{6}
استعداد بسيار تكامل يافته انسانها در برقراري ارتباط نمادي، فراگيري فرهنگ را آسان ميسازد و انتقال فرهنگ را از نسلي به نسل ديگر امكانپذير ميكند. انسانها با توسل به نمادها به سه شيوه بنيادي، ارتباط برقرار ميكنند.
نخستين شيوه، زبان گفتاري است كه به الگوهاي صوتي اطلاق ميشود كه هريك معنايي براي خود دارد. زبان گفتاري آموزش و ارتباط را آسان ميسازد. دومين شيوه ارتباط، زبان نوشتاري است كه همان ثبت ترسيمي زبان گفتاري است و ساير جلوههاي ارتباط تصويري را نيز دربرميگيرد. اين زبان به حفظ آموزش و ميراث فرهنگي كمك بسياري ميكند. سومين شيوه، زبان بدني (غيركلامي) است. اين اصطلاح بر مبادله معاني از طريق علائم و وضعيتهاي فيزيكي بدن دلالت ميكند.{7}
بنابراين، در عصر حاضر و بر اثر نفوذ و گسترش وسايل ارتباطات جمعي كه پيام را با موضوعات متنوع، ساختارهاي گوناگون و گستره جغرافيايي وسيع توزيع مينمايند، نه تنها وضعيتها جديد فرهنگي را شكل ميدهند، بلكه عامل دگرگوني در رفتارهاي جمعي، گرايشهاي جديد و نگرشهاي تازه در حوزه فرهنگ عمومي ميشوند. از اين منظر، فرهنگ عمومي آن بخش از رفتارهايي است كه در افراد جامعه عموميت دارد و در حوزههاي زندگي اجتماعي جلوه ميكند.
براي مثال، رفتار ترافيكي به عنوان بخشي از فرهنگ عمومي، بيان كننده ميزان تبعيت يا فقدان تبعيت اكثريت افراد يك جامعه از قوانين ترافيك، هنجارهاي ترافيك و معيارهاي ضروري براي تردد و جابهجايي افراد و وسايل نقيله ميباشد كه بر جامعه حاكم است، به عبارت ديگر، فرهنگ عمومي، تصويري فراگير و جامعه از رفتار عموم ارائه ميكند. بنابراين رسانهها و ارتباطات، امروزه در عموميت يافتن فرهنگهاي جديد، رويههاي رفتاري نو و ارائه الگوهاي مفيد، نقشي قطعي دارند و ميتوانند تغييرات لازم را در جامعه، ايجاد كنند.
رسانهها رويههاي جديد را عام و عامتر ميكنند و چنان چه به درستي به كار آيند، همچون مدرسهاي بزرگ بر تمام حيات انسان پرتو ميافكنند. حتي به هنگام فراغت و آنگاه كه اين وسايل براي تفنن و سرگرمي انسانها به كار ميآيند. باز هم ميتوانند آموزش دهند و ترويج كنند:
ـ رسانههاي جمعي ميتوانند در يك زمان واحد، پيام آموزشي يكساني را به انبوهي از افراد جامعه انتقال دهند.
ـ رسانههاي جمعي در تمام مراحل زندگي با انسانها هستند.
ـ رسانههاي جمعي به خصوص تلويزيون ميتوانند از طريق تلفيق تصوير، نوشتار و ... به مفاهيم مورد آموزش، عينيت بدهند و آنها را از مفاهيم صرفاً ذهني و انتزاعي خارج كنند. بنابراين ميزان يادگيري و درك كاملتر آنها امكان پذير ميشود.
ـ رسانههاي جمعي، همه اقشار، گروهها و افراد جامعه (با مقاطع سني و تحصيلي و ...) را تحت پوشش قرار ميدهند.
ـ رسانههاي جمعي، محدوديت مكاني ندارند و در خانهها، محيطهاي كار در مسافرت و ... قابل استفاده هستند.
ـ نحوه آموزش رسانههاي جمعي به گونهاي است كه جذابيت آن از كلاسهايي كه به شكل سنتي اداره ميشود، بيشتر است.{8}
موضوع آموزش و تغيير نگرش افراد در جهت مطلوب و از طريق رسانهها درباره پديده ترافيك، بيان كننده يكي از اصول سه گانه آن است. مثلث سه اصل كه به مثلث اصول سه گانه و مثلث سه E ، موسوم است، مشتمل بر مهندسي Engineering، آموزش Education و اجراي مقررات Enforcement است.
اخلال در هريك از رئوس مثلث به فروپاشي روابط مثلث و در نتيجه به شكست طرح يا پروژه ميانجامد.{9} بنابراين ارائه و انجام آموزشهاي مستمر و نوگرا كه با تغييرات و تحولات تكنولوژيكي در عرصه وسايل حمل و نقل همراه است بايد از شيوههاي جديد و مفاهيم تازه برخوردار باشد. اين هدف از طريق وسايل ارتباطات جمعي با سرعت، سهولت، فراگيري و اثربخشي بيشتر به اجرا درميآيد.
نهاد رسانههاي جمعي به عنوان يك ساختار، ميتوانند بين ساختارهاي ديگر جامعه نقش رابط و پيوند دهنده را ايفا كنند و از اين طريق به يكپارچگي و نظم دروني جامعه كمك رسانند. يعني همان انتظاري كه در ايجاد پيوند بين اصول سه گانه ترافيك لازم و ضروري ميدانيم.
هدايت كنندگي رسانههاي جمعي
رفتار، شامل تمام اعمال و واكنشهايي است كه برابر محركهاي دروني يا بيروني (محيطي)، توسط انسانها بروز ميكند و مشاهده پذير است. بخش اعظم رفتارهاي انسان جنبه اكتسابي دارد و تحت تأثير آموختهها و يادگيري او از محيط پيرامون قرار دارد.
تصورات، ذهنيتها و نگرش افراد كه مباني رفتار او هستند نيز نشأت گرفته از محيط اجتماعي است. بنابراين محرك، ادارك، نگرش و رفتار در طي فرآيند، يكي پس از ديگري به ظهور ميرسند.{10}
بنابراين براي اصلاح وضعيت ترافيكي، لازم است كه تغييرات و اصلاحات در دو زمينه انجام شود:
اول) اصلاح و تغيير نگرش در رفتار ترافيكي
دوم) اصلاح فرهنگ عمومي ترافيك به گونهاي كه براي اصلاح فرهنگ ترافيك لازم است، ابتدا در نگرش مردم و مسوولان نسبت به ترافيك تغييراتي به وجود آيد. اين تغييرات حتي شامل اين موضوع ميشود كه باور كنند اصلاح فرهنگي يك فرآيند پيچيده، همگاني و تدريجي است و نيازمند دانش است. همچنين لازم است تمام فعاليتهايي كه به منظور اصلاح فرهنگي انجام مي شود با برنامهريزي همراه گردند و راههاي سنجش ميزان تحقق هدفها تعيين شود و اقداماتي كه به منظور اصلاح انجام ميشود با ارزشهايي توأم گردند.{11}
اصلاح نگرش ترافيكي هدايت كنندگي رسانههاي جمعي
بنابراين تغييرات لازم در نگرش افراد در فرهنگ عمومي عينيت مييابد و اين خود موجب نوآوري، گرايشهاي نو و نگرشهاي مثبت ميشود. بنابراين، چرخه مستمري از تغييرات ميان نگرش و فرهنگ عمومي به وجود ميآيد.
با اين توضيحات «اصلاح رفتار ترافيكي» براساس، عملكرد فردي كه در ترافيك سهيم است و مخاطب برنامهها يا محتواي آموزشي رسانههاي جمعي است، در چهارچوب فرآيندهاي زير مطرح ميشود:
ـ فردي كه در ترافيك سهيم است، بايد از طريق رسانههاي جمعي آگاهي يابد كه چه نحوه رفتاري مورد نياز است.
ـ فرد سهيم در ترافيك بايد پيامهايي را دريافت كند تا تواناييهاي حركتي و شناختي را به دست آورد و بتواند به طرز صحيحي رفتار نمايد.
ـ فرد مزبور بايد انگيزه كافي جهت اجراي قواعد و مقررات رفتاري را در طي فرآيند آموزش رسانهاي به دست آورد.
اين كه آيا معلومات، انگيزه سازي و تواناييهاي حركتي شناختي براي بروز رفتار منطقي گروه هدف (مخاطبان) وجود دارد، يا خير؟ بستگي به شرايط و اقدامات آموزشي دارد.{12}
در پي اين توضيحات و در ادامه، نگارنده ابتدا تغيير نگرش و سپس اصلاح فرهنگ عمومي را براساس نقش آموزشي و تبليغاتي رسانههاي جمعي بررسي ميكند.
اهميت، نقش و كاركردهاي اطلاع رساني در روابط عمومي
تاكنون در هزاران مقاله، كتاب و سخنراني در سراسر جهان به تبيين اهميت، نقش، هدف و كاركردهاي روابط عمومي در جامعه پرداخته شده و ابعاد گوناگون آن تشريح و تبيين شده است. با اين وجود باز هم شاهديم كه نويسندگان و انديشمندان بسياري علاقمندند به غور و تفحص در اين عرصه بپردازند و در اين تلاش اميدوار هستند كه شايد «اطلاع» ديگري به اطلاعات موجود بيفزايند و گامي ديگر در راستاي شفافسازي موضوع بردارند. چرا روابط عمومي در جوامع امروزي حايز اهميت است و دوستان و دشمنان نيرومندي در ميان انديشمندان و صاحبنظران دارد؟ چرا ما هنوز نيازمند آن هستيم كه دربارهاش تحقيق كنيم و ابعاد گوناگونش را بررسي كنيم. اجرا و عناصر تشكيل دهنده و اثرگذار بر آن را بازشناسي كنيم و روابط و همبستگيهايش را با ساير مقولات اجتماعي كه به نظر ميرسد در شبكهي پيچيدهاي از روابط و مناسبات اجتماعي به وجود آمده و رشد و توسعه يافتهاند، تبيين و توجيه كنيم؟ مختصرترين پاسخ به دو پرسش مذكور اين است كه جهان شاهد تغيير و دگرگوني قابل توجهي در زمينههاي صنعتي و تكنولوژيك، به ويژه در قلمرو ارتباطات اجتماعي و به تبع آن تلاش وسيع و همه جانبة كنشگران جهاني براي دستيابي به اقصي نقاط جهان است تا فرآيند «جهاني سازي» و تشكيل «دهكده جهاني» را به ثمر برسانند و بازاري جهاني را بوجود بياورند كه همه نوع كالا و خدمات به آساني در دسترس كساني قرار گيرد كه قادرند هزينة آنها را بپردازند. به عبارت ديگر پديدههاي اجتماعي و جهان هستي تحت تأثير اين تحولات، دچار دگرگوني شده و به طور دايم به سمت پيچيدهتر شدن سوق داده ميشوند و بررسي بازشناسي و تبيين مجدد آنها ضرورت تام دارد. طبيعي است كه در اين روند ديدگاههاي گوناگوني شكل ميگيرند و هريك از متفكرين با جهتگيري خاصي به تبيين اين تحولات ميپردازند. نكتهاي كه بايد بر آن تأكيد شود اين است كه «اطلاع رساني» و «روابط عمومي» دو مقولهاي قابل تفكيك نيستند و فقط در سطح تحليل ميتوان آنها را از يكديگر تفكيك كرد و نسبتشان نسبت جز به كل است. روابط عمومي و اطلاع رساني سيستم و زير سيتسم مهمي در نظامهاي اجتماعي محسوب ميشوند كه امروزه كسي نميتواند وجودشان را انكار كند.
منابع و مأخذ:
{1} كتاب روابط عمومي فنون (دفتر تبليغات و اطلاع رساني) بخش اول دكتر كاظم معتمد نژاد
{2} كتاب روابط عمومي برتر (دفتر تبليغات و اطلاع رساني) روابط عمومي و پيام رساني دكتر مهدي محسنيان راد
{3} روابط عمومي و رسانهها (فيروز ديندار فركوش ـ حسين صدرينيا) فصل اول صفحه 19
{4} گرانمايه، بهروز، نشر شريف چاپ اول 1377 صفحه 9
{5} كوئن، بورس؛ در آمدي به جامعه شناسي ترجمة ثلاثي محسن نشر توتيا چاپ اول 1378 صفحه 37
{6} ساروخاني، باقر، جامعه شناسي ارتباطات ص 72ـ 70
{7} محمدي، مجيد؛ رسانههاي همگاني و جامعه ايران بهار 77 صفحه 87
{8} محسني، منوچهر؛ جامعهشناسي و ارتباطات جهاني چاپ اول 1384 صفحه 128
{9} مهرداد، هرمز؛ تأثير رسانههاي همگاني بر يكپارچگي اجتماعي شماره هفتم 1374 صفحه 28
{10} فرهنگي ـ علي اكبر، تغيير نگرش از طريق رسانه شماره ششم 1374 صفحه 28
{11} موسويپور، نعمت الله؛ فرهنگ عمومي شماره 12 و 13 صفحه 106
{12} بهروزي كمال، مفاهيمي در مهندسي ترافيك صفحه 21
http://www.uics.ir