« January 2010 | Main | April 2010 »

March 16, 2010

روابط عمومي‌ رايانه‌اي‌ در آينده‌

نويسنده‌: دكتر يوگن‌ مارلو
مترجم‌: غلامرضا آذري‌

درباره‌ نويسنده‌:
دكتر يوگن‌ مارلو به‌ مدت‌ 30 سال‌ درگير كاربرد حياتي‌ چاپ‌ و رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ در امر بازاريابي‌ بوده‌ است‌.
وي‌ در فاصله‌ سال‌هاي‌ 1972 تا 1982 به‌ كارهاي‌ اجرايي‌ مشغول‌ بود و از سال‌ 1983 به‌عنوان‌ مشاور در رسانه‌هاي‌ پيشرو، تكنولوژي‌، سرويس‌هاي‌ مالي‌ و سازمان‌هاي‌ غيرانتفاعي‌ فعاليت‌ دارد.
از دكتر يوگن‌ مارلو شش‌ كتاب‌ ـ از جمله‌ كتاب‌ روابط عمومي‌ الكترونيك‌، انتشارات‌ وادث‌ ورث‌ 1996 ـ و حدود 80 مقاله‌ چاپ ‌و منتشر شده‌ است‌.
دكتر مارلو داراي‌ مدرك‌ فوق‌ليسانس‌ مديريت‌ بازرگاني1‌ از كالج‌ گلدن‌ گيت‌ و درجه‌ دكترا در مطالعات‌ رسانه‌اي‌ از دانشگاه‌نيويورك‌ است‌ و در حال‌ حاضر دروس‌ رسانه‌ الكترونيك‌ و ارتباطات‌ شغلي‌ را در كالج‌ برنارد ام‌ بارچ‌ تدريس‌ مي‌كند.
نشريه‌ روابط رسانه‌هاي‌ خودي‌ در مقاله‌اي‌ در شماره‌ آوريل‌ 1995 خود مي‌نويسد:
"در فرم‌ سنتي‌ روابط عمومي‌، انتقال‌ اطلاعات‌ به‌طور ناقص‌ و با هدر دادن‌ هزينه‌ها صورت‌ مي‌گيرد...روزنامه‌نگاران‌ مي‌گويند: روابط عمومي‌ها به‌ صورت‌ مجموعه‌هايي‌ كه‌ گويي‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ نشده‌اند و با ناچيز شمردن‌ وقت‌ و سرمايه‌ سازمان‌ و مراجعه‌كنندگان‌ اداره‌ مي‌شوند... به‌طور متوسط 34 درصد روزنامه‌نگاران‌ آمريكايي‌ در هر هفته‌ محموله‌هايي‌ را از
روابط عمومي‌ها دريافت‌ مي‌كنند كه‌ بدون‌ باز شدن‌ دورانداخته‌ مي‌شوند".
بنابر يك‌ گزارش‌ "روابط عمومي‌هاي‌ ايالات‌ متحده‌ آمريكا هر سال‌ معادل‌ 200 هزار اطلاعيه‌ رسمي‌ را باصرف‌ 204 ميليون‌ دلار هزينه‌ به‌ اينجا و آنجا ارسال‌ مي‌كنند كه‌ غالباً بدون‌ خوانده‌ شدن‌ از سوي‌ خبرنگاران‌ دور ريخته‌ مي‌شوند".
در مقاله‌ مذكور به‌ اشتباهات‌ فراوان‌ و اشكالات‌ بسيار در متن‌ و نحوه‌ توزيع‌ اطلاعيه‌هاي‌ روابط عمومي ها، ازجمله‌ نشاني‌هاي‌ غلط، ارسال‌ ديرهنگام‌، عنوان‌ اشتباه‌ و ارسال‌ مكرر يك‌ اطلاعيه‌ به‌ يك‌ نشاني‌ اشاره‌ شده‌است‌ كه‌ موجب‌ دور انداخته‌ شدن‌ محموله‌ها از سوي‌ دريافت‌كنندگان‌ مي‌شود.
خبرنامه‌ سانفرانسيسكو در خبري‌ پيرامون‌ استفاده‌
روابط عمومي‌ها از صنعت‌ چاپ‌ مي‌نويسد:
"طبق‌ مطالعه‌ انجام‌ شده‌ در سال‌ 1993 در پرت‌ اسموت1 63 درصد از ارتباط گران‌ و بازاريابان‌ حرفه‌اي‌ معتقد به‌ افزايش‌ هزينه‌هاي‌ اشتباهات‌ روابط عمومي‌ها در پنج‌ سال‌ آينده‌ هستند. در حالي‌ كه‌ در سال‌ 1992تنها 29 درصد از ارتباط گران‌ چنين‌ اظهارنظري‌ مي‌كردند".
اين‌ افزايش‌ هزينه‌ اشتباهات‌، ممكن‌ است‌ گرايش‌ به‌ استفاده‌ از وسايل‌ الكترونيك‌ را كه‌ هزينه‌ كمتري‌ دارند،تسريع‌ كند. در حقيقت‌ بسياري‌ از افراد حرفه‌اي‌ در روابط عمومي‌ خواستار چنين‌ سرعتي‌ به‌ ويژه‌ در گسترش‌استفاده‌ از پست‌ الكترونيك‌ و اينترنت‌ هستند2.
چنين‌ پيشنهادي‌ را جان‌ سي‌ دووراك3 مفسر مباحثه‌گر شناخته‌ شده‌ صنعت‌ كامپيوتر نيز مطرح‌ مي‌كند.
دووراك‌ طي‌ نامه‌اي‌ سرگشاده‌ به‌ انجمن‌ روابط عمومي‌هاي‌ آمريكا، كه‌ در خبرنامه‌اي‌ وابسته‌ به‌ كمبريج‌ درآگوست‌ 1994 انتشار يافته‌ است‌، مي‌نويسد:
"اكنون‌ زمان‌ مناسبي‌ است‌ كه‌ افراد بازارياب‌، ارتباط گران‌ و مؤسسات‌ تجاري‌ روابط عمومي‌ به‌ پايان‌ يافتن‌قرن‌ بيستم‌ توجه‌ كنند و بپذيرند كه‌ براي‌ ادامه‌ توليد ضايعات‌ كاغذ در اين‌ شغل‌ توجيهي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌".
دووراك‌ ادامه‌ مي‌دهد: "من‌ با استفاده‌ از پست‌ الكترونيك‌ همه‌ چيز را حداكثر 5 دقيقه‌ پس‌ از ارسال‌ دريافت‌مي‌كنم‌ و زحماتي‌ كه‌ براي‌ باز كردن‌ و دسته‌بندي‌ بسته‌هاي‌ پستي‌ بايد كشيد نيز در كار نيست‌. به‌ علاوه‌ بااستفاده‌ از پست‌ الكترونيك‌ هر گاه‌ لازم‌ باشد مطلب‌ جديدي‌ به‌ مطلب‌ قبلي‌ اضافه‌ شود، مي‌توان‌ آن‌ را به‌آساني‌ از حافظه‌ دستگاه‌ بيرون‌ كشيد...."
در مقاله‌ ديگري‌ با عنوان‌ "عصر بزرگراه‌ اطلاعات‌" به‌ نقش‌ روزنامه‌نگاران‌ و افراد حرفه‌اي‌ در روابط عمومي‌ اشاره‌ شده‌ است‌. اين‌ مقاله‌ گزارشي‌ است‌ از يك‌ ميزگرد كه‌ در اواخر ژوئن‌ سال‌ 1994 در "B.M.W" درآمريكاي‌ شمالي‌ برگزار شده‌ است‌ و برگزاركننده‌ آن‌، مؤسسه‌ روابط عمومي‌ آمستريانگ‌ 1بوده‌ است‌.
هدف‌ اعلام‌ شده‌ اين‌ اجلاس‌ ـ جست‌وجوي‌ چگونگي‌ مبادله‌ پيام‌ ميان‌ متخصصان‌ روابط عمومي‌ و گزارشگران‌ در آينده‌ ـ بود. يك‌ موافقت‌ عمومي‌ در زمينه‌ فن‌آوري‌هاي رايانه‌اي‌ نيز در ميان‌ حضار وجود داشت‌ وهمه‌ آنها معتقد بودند كه‌ امكانات‌ جديد مثل‌ ديسكت ‌نوري‌، پست‌ الكترونيك‌ و سرويس‌هاي‌ الكترونيك‌ دردسترس‌ نقش‌ عمده‌اي‌ را در برقراري‌ ارتباط مستمر ميان‌ متخصصان‌ روابط عمومي‌ و گزارشگران‌ در آينده‌ ايفا خواهند كرد. در عين‌حال‌ به‌ گزارش‌ چمبرز1 از مجله‌ تايمز: "گزارشگران‌ هنوز علاقه‌مند هستند كه‌ به‌اطلاعيه‌هاي‌ مطبوعاتي‌ دسترسي‌ داشته باشند و خبرهاي‌ داغ‌ 2را با دورنويس‌ يا تلفن‌ دريافت‌ كنند".
در آغاز دسامبر 1994 انجمن‌ روابط عمومي‌ آمريكا ـ حوزه‌ نيويورك‌ ـ اجلاسي‌ را درباره‌ بزرگراه‌ اطلاعاتي‌ ترتيب‌ داد. براي‌ بيش‌ از 90 متخصص‌ شركت‌كننده‌ در اين‌ اجلاس‌، موضوع‌ اصلي‌ اين‌ بود كه‌ "چگونه‌ مي‌توانيم‌براي‌ پيشبرد اهداف‌ روابط عمومي‌ از سرويس‌هاي‌ الكترونيك‌ در دسترس‌9 استفاده‌ كنيم‌؟" اما مهم‌تر از اين‌هدف‌ و موضوع‌ پيش‌بيني‌ شده‌، مباحثه‌هاي‌ حاضران‌ بر اين‌ نكته‌ متمركز شد كه‌ "چگونه‌ مي‌توان‌ از طريق‌ اين‌سرويس‌ها ميان‌ مشتري‌ (مخاطب‌) و روزنامه‌نگار ارتباط فعال‌ برقرار كرد؟"
به‌ وضوح‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ جهان‌ با ظهور فن‌آوري‌هاي‌ الكترونيك‌ يك‌ بار ديگر در حال‌ تغيير است‌ و اين‌تغيير، نقش‌ متخصصان‌ رسانه‌ها را باز هم‌ حياتي‌تر خواهد ساخت‌.
ديدگاه‌ها
مارلو با برخي‌ از متخصصان‌ روابط عمومي‌ درباره‌
روابط عمومي‌ رايانه‌اي‌ گفت‌وگو كرده‌ و در اين‌ گفت‌وگوها كه‌ در كتاب‌ او منعكس‌ شده‌، به‌ تفسير روابط عمومي الكترونيك‌ و تأثير فن‌آوري‌هاي نو، بر اين‌ حرفه‌ به‌طور كلي ‌و نقش‌ متخصصان‌ روابط عمومي‌ به‌طور ويژه‌ پرداخته‌ شده‌ است‌.
نظر افرادي كه‌ مارلو با آنها صحبت‌ كرده‌، به‌طور كلي‌ چنين‌ است‌:
ـ رسانه‌ الكترونيك‌، مفهوم‌ رايج‌ بازاريابي‌ ـ مخاطب‌ قرار دادن‌ جمع‌ ـ را منسوخ‌ و نوع‌ جديد از بازاريابي‌محكم‌ و مناسب‌ را دنبال‌ مي‌كند.
ـ روابط عمومي‌ به‌ گونه‌اي‌ فزاينده‌ در حال‌ گسترش‌ است‌.
ـ نياز به‌ اطلاعيه‌هاي‌ مطبوعاتي‌ و ويديويي‌ به‌ ويژه‌ B-Role در آينده‌ فزوني‌ خواهد يافت‌.
ـ روند شكل‌گيري‌ رسانه‌هاي‌ تعاملي‌ (دادوستدي‌) در آينده‌ تقويت‌ خواهد شد.
ـ استفاده‌ از كاغذ، با ديجيتالي‌ شدن‌ جهان‌ ارتباطات‌، به‌ حداقل‌ خواهد رسيد.
ـ روزنامه‌ها و مجلات‌ به‌طور فزاينده‌اي‌ با شرايط جهان‌ الكترونيك‌ خوي‌ خواهند گرفت‌.
ـ به‌ موازات‌ افزايش‌ تعداد روزنامه‌نگاراني‌ كه‌ از سرويس‌هاي‌ در دسترس‌ استفاده‌ مي‌كنند، نياز مستقيم‌ به‌ تخصص‌ مديريت‌ روابط عمومي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ضربه‌گير اطلاعاتي‌ بين‌ سازمان‌ و روزنامه‌نگار منتفي‌ خواهد شد.
ـ با رشد شكل‌گيري‌ مؤسسات‌ مشاوره‌ روابط عمومي‌، اهميت‌ بخش‌هاي‌ رسمي‌ روابط عمومي‌ (سازماني‌) از ميان‌ خواهد رفت‌.
ـ كاركنان‌ روابط عمومي‌ آينده‌، با كاركنان‌ روابط عمومي‌هاي‌ امروز متفاوت‌ خواهند بود.
ـ روابط عمومي‌ همواره‌ يك‌ شغل‌ ارتباطي‌ بوده‌ و خواهد بود.

مخاطبه‌ گروهي‌ به‌ جاي‌ مخاطبه‌ فرد به‌ فرد
در بين‌ نظريه‌پردازان‌ اين‌ نظر عمومي‌ وجود دارد كه‌ يكي‌ از تأثيرات‌ چشم‌گير رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ بر آينده‌ روابط عمومي‌، احساس‌ نياز فزاينده‌ متخصصان‌ به‌ درك‌ ويژگي‌هاي‌ اين‌ رسانه‌ها به ‌منظور پايان‌ دادن‌ به‌ مخاطبه ‌گروهي‌ و طراحي‌ بازاريابي‌ مناسب‌ اين‌ عصر خواهد بود.
همان‌طور كه‌ جان‌ بردسلي 1‌رييس‌ واحد روابط عمومي‌ انجمن‌ روابط عمومي‌هاي‌ آمريكا و مسؤول‌ چند مؤسسه‌ تخصصي‌ روابط عمومي‌ ديگر مطرح‌ مي‌كند: "تكنولوژي‌ به‌ شما اين‌ امكان‌ را مي‌دهد كه‌ هم‌زمان‌ بامخاطبان‌ و حوزه‌هاي‌ مختلف‌ در تماس‌ و در حال‌ معامله‌ باشيد و با تقسيم‌بندي‌ اين‌ حوزه‌ها، به‌ جايي‌ برسيد كه‌ گويي‌ تنها يك‌ نفر با يك‌ نفر ديگر در حال‌ گفت‌وگوست‌. شيوه‌ گفت‌وگوي‌ گروهي‌، كه‌ از 50 سال‌ پيش‌ رايج ‌بوده‌، ديگر قابل‌ دوام‌ نيست‌. البته‌ مردم‌ هنوز عادت‌هاي‌ آن‌ دوران‌ را ترك‌ نكرده‌اند، اما مسير آينده‌ به‌ سوي ‌نابودي‌ كامل‌ اين‌ عادت‌هاست‌. حالا ديگر كسي‌ تمام‌ روز را پاي‌ تلويزيون‌ سپري‌ نمي‌كند، بلكه‌ با استفاده‌ ازپديده‌هاي‌ جديد در هر لحظه‌ مي‌توان‌ برنامه‌ و اطلاعات‌ موردنظر را انتخاب‌ و دريافت‌ كرد و در صورت‌ نياز،يك‌ برنامه‌ را چندين‌ بار ديد. همچنين‌ متخصصان‌ روابط عمومي با استفاده‌ از اين‌ فن‌آوري ‌ها مي‌توانند كليه‌پيام‌هاي‌ متفاوت‌ را هم‌زمان‌ از خطوط مختلف‌ دريافت‌ يا ارسال‌ كنند".
يك‌ مدير زبده‌ امور ارتباطات‌ در آينده‌ نه‌ تنها از تمام‌ مطالب‌ رسانه‌هاي‌ انتخابي‌ در دسترس‌ با خبر خواهدبود، بلكه‌ مي‌تواند دقيقاً برآورد كند كه‌ كدام‌يك‌ از اين‌ رسانه‌ها براي‌ گزينش‌ بهتر است‌.
كارن‌ ـ آمستريانگ‌ ـ رييس‌ يك‌ شركت‌ روابط عمومي در نيويورك‌ به‌ همين‌ نام‌ مي‌گويد: "تلاش‌ عظيم‌ ما درآينده‌ در زمينه‌ دخالت‌ دادن‌ عوامل‌ تعيين‌كننده‌ در تعيين‌ چگونگي‌ ارايه‌ اطلاعات‌ صحيح‌ به‌ مخاطبان‌ خواهدبود". در اين‌ شيوه‌ متخصصان‌
روابط عمومي نقشي‌ مشابه‌ با طراحان‌ آژانس‌هاي‌ تبليغات‌ رسانه‌اي‌ ايفا خواهندكرد.

روابط عمومي‌ الكترونيك‌ در حال‌ رشد و توسعه‌ است‌
در زماني‌ نسبتاً كوتاه‌، پيشرفت‌هاي‌ بزرگي‌ در مهار اطلاعات‌ رخ‌ داده‌ است‌، درست‌ مانند نفت‌ خام‌ و پالايش‌آن‌ براي‌ توزيع‌ و استفاده‌ روزانه‌.
اين‌ موضوع‌ باعث‌ كشفيات‌ تازه‌اي‌ در روابط عمومي‌ الكترونيك‌ شده‌ است‌ و كارشناسان‌ بر توسعه‌ سريع‌ آن‌موافقت‌ دارند.
به‌ گفته‌ بردسلي‌ "روابط عمومي‌ الكترونيك‌ در آينده‌ به‌صورت‌ تصاعدي‌ گسترش‌ خواهد يافت‌".
پيشرفت‌ها و كشفيات‌ تازه‌ روابط عمومي‌ الكترونيك‌ كه‌ تا حد زيادي‌ ناشي‌ از در دسترس‌ بودن‌ و تلفيق ‌فن‌آوري الكترونيك‌ و به‌ كارگيري‌ فزاينده‌ پست‌الكترونيك‌ و اينترنت‌ از سوي‌ روزنامه‌نگاران‌، باعث‌ آفرينش‌بزرگراه‌ اطلاعات‌ شده‌ است‌.
استيون‌ كوك1 رييس‌ مؤسسه‌ روابط عمومي‌ كوك‌ در واشنگتن‌ دي‌ سي‌ اظهار مي‌دارد: " بعضي‌ ازگزارشگراني‌ كه‌ با تكنولوژي‌ پيشرفته2‌ كار مي‌كنند، حاضر نيستند كه‌ با هيچ‌ راه‌ ديگر غيرالكترونيك‌ كنار بيايند".
نگاهي‌ به‌ گذشته‌ يعني‌ 5 تا 10 سال‌ پيش‌ به‌ ما كمك‌ مي‌كند تا بدانيم‌ كه‌ كجا بوده‌ايم‌ و اكنون‌ كجا هستيم‌. توني‌ اسپوزيتو1 مدير گروه‌ روابط عمومي بوزل‌ در شيكاگو اين‌ دوره‌ انتقال‌ يا گذار2 را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند:
"در پنج‌ سال‌ گذشته‌ تغيير بسيار چشمگير بوده‌ است‌. هشت‌ سال‌ پيش‌ كه‌ من‌ شروع‌ به‌ بررسي‌هاي‌ منظم ‌خود كردم‌ وجود يك‌ عامل‌ تغذيه‌ ماهواره‌اي‌ براي‌ ماهواره‌هاي‌ خبري‌، فوق‌العاده‌ غيرطبيعي‌ بود. بسياري‌ از ايستگاه‌ها حتي‌ براي‌ دريافت‌ و تسلط بر خبرها تنظيم‌ و راه‌اندازي‌ نشده‌ بودند... اما اكنون‌ به‌ سختي‌ مي‌توان‌ ايستگاه‌هايي‌ را يافت‌ كه‌ حاضر باشند از نوارهاي‌ سخت‌افزاري‌ استفاده‌ كنند، زيرا براي‌ آنها بسيار ساده‌تر است ‌كه‌ به‌ آنتن‌هاي‌ ماهواره‌اي‌ دست‌ يابند و اطلاعات‌ را از اين‌ طريق‌ دريافت‌ كنند".
اسكات‌ تير3 مدير ارتباطات‌ خارجي‌ پيشاهنگي‌ پسران‌ در ايروينگ‌ تگزاس‌ بر ادامه‌ كاربرد
احتمالي ‌ويديوهاي‌ خطي‌4 تأكيد مي‌كند. و مي‌گويد: "من‌ تصور مي‌كنم‌ كه‌ ما مجبوريم‌ بيشتر به‌ رسانه‌هاي‌ الكترونيك ‌اعتماد كنيم‌... ما اكنون‌ خيلي‌ زياد بر روي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ برنامه‌ ضبط مي‌كنيم‌."
"نياز به ‌1V.N.R.S و نياز به‌ اطلاعيه‌هاي‌ خبري‌ ويديويي‌ احتمالا رو به‌ افزايش‌ است‌. برخي‌ عوامل‌ اين‌افزايش‌ عبارتند از؛ محدوديت‌ بودجه‌هاي‌ كوچك‌ ايستگاه‌هاي‌ خبري‌ محلي‌ و نياز به‌ متخصصان‌ نظارت‌ بر اطلاعات‌ در روش‌ سنتي‌ كه‌ در روش‌هاي‌ الكترونيك‌ ديگر وجود ندارد.
كار اتاق‌هاي‌ خبر رو به‌ افزايش‌ و بودجه‌هاي‌ آنها محدود است‌. بنابراين‌ آنها زمان‌ و نيروي‌ انساني‌ لازم‌ رابراي‌ شكار اطلاعات‌ مورد نياز با روش‌ سنتي‌ نخواهند داشت‌. از اين‌رو اكنون‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ است‌ كه‌ آيا اين‌ايستگاه‌هاي‌ كوچك‌ در عرصه‌ رقابت‌ بمانند و جهاني‌ شوند و علاقه‌ بينندگان‌ خود را حفظ كنند يا خير؟
اكنون‌ مصرف‌كنندگان‌ آگاه‌تر شده‌اند و انتظار كيفيت‌ بالاتري‌ را از خبرهاي‌ دريافتي‌ دارند. بنابراين‌اطلاعيه‌هاي‌ خبري‌ ويديويي‌ بايد از كيفيت‌ و اعتبار بالا و ارزش‌ خبري‌ بيشتري‌ برخوردار باشند.
گرگ‌ آلبرخت1 مدير تبليغات‌ "دنياي‌ والت‌ديسني" و درياچه‌ "بوئنا ويستا"2 در فلوريدا مي‌گويد: "بينندگان‌بسيار آگاه‌ و باشعورند و تشخيص‌ مي‌دهند كه‌ اطلاعات‌ ارسالي‌ چه‌ وقت‌ با كيفيت‌ و چه‌ وقت‌ فاقد كيفيت ‌هستند... بازار خبرهاي‌ ويديويي‌، يك‌ بازار بزرگ‌ و ماندگار است‌، ولي‌ بايد به‌ كيفيت‌ كار بيش‌ از جنبه‌هاي‌ تجاري‌ آن‌ توجه‌ داشت‌. در مورد تلويزيون‌هاي‌ محلي‌ نيز، چگونگي‌ استفاده‌ از خبر براي‌ تقويت‌ بازار خود،اهميت‌ دارد. آنها از هر برنامه‌ محلي‌ يا موضوع‌ و انگيزه‌ محلي‌ كه‌ مطرح‌ كردن‌ آن‌ بتواند يك‌ راديو محلي‌ راخوشايندتر و جالب‌تر كند، استفاده‌ مي‌كنند".
عوامل‌ ديگري‌ نيز به‌ رشد اطلاعيه‌هاي‌ خبري‌ ويديويي‌ ـ و در نتيجه‌ به‌ روابط عمومي الكترونيك‌ ـ ياري‌كرده‌اند. به‌ گفته‌ ربكا ماديرا3 "با تكثير كابل‌هاي‌ مخابراتي‌ و نابودي‌ رسانه‌هاي‌ تصويري‌ ارتباطي‌، فرصت‌هاي ‌متعددي‌ براي‌ گفت‌وگو با مصرف‌كنندگان‌ و مخاطبان‌ متعدد از طريق‌ وسايل‌ بصري‌ وجود خواهد داشت‌. حال‌ اگر استفاده‌ از اطلاعيه‌هاي‌ خبري‌ ويديويي‌ راه‌ انجام‌ اين‌ مهم‌ باشد، راه‌ زيادي‌ را بايد در زمينه‌ تلفيق ‌اطلاع‌رساني‌ با خويشتنداري‌ صنعتي‌ طي‌ كرد. چرا كه‌ آنچه‌ ارسال‌ مي‌شود اگر فرم‌ خبري‌ نداشته‌ باشد يا داراي جهت‌گيري‌ و جانبدارانه‌ باشد، ارزش‌ خبري‌ نخواهد داشت‌ و هدفي‌ جز هدف‌ تبليغاتي‌ را برآورده‌ نخواهدكرد".
ماديرا در مورد تأثير متفاوت‌ خبرهاي‌ ويديويي‌ و فيلم‌هاي‌ كوتاه‌ B.Roll در مقايسه‌ با تكه‌هاي‌ خبري ‌توليدي‌ مي‌گويد: "اگر از اين‌ ابزار براي‌ تهيه‌ اطلاعات‌ واقعي‌ و با كيفيت‌ بالا استفاده‌ شود و اين‌ ابزار به‌ عنوان‌يك‌ وسيله‌ در دسترس‌ براي‌ تهيه‌ مقالات‌ مورد استفاده‌ متخصصان‌ روابط عمومي‌ قرار گيرد، ارزش‌ واقعي‌ آن‌ معلوم‌ خواهد شد. نكته‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ درك‌ كنيم‌ روزنامه‌نگاران‌ چه‌ مقدار به‌ اين‌ عوامل‌ نياز و تمايل‌ دارند".
ديو بارت‌لت‌ رييس‌ بخش‌ خبرهاي‌ ويديوئي‌ در انجمن‌ مديران‌ خبري‌ راديو و تلويزيون‌ مي‌گويد: "آينده‌همين‌ حالاست‌. حالا تقريباً ديگر هيچ‌ سازمان‌ خبري‌ تلويزيوني‌ نمي‌تواند بگويد كه‌ از اين‌ ابزار استفاده ‌نمي‌كند. اين‌گونه‌ اطلاع‌رساني‌، آينده‌ را در اختيار خود دارد و اين‌ آينده‌ همين‌ حالا شروع‌ شده‌ است‌."

رسانه‌هاي‌ ارتباطي‌ بيشتر
روندي‌ قطعي‌ به‌سوي‌ گسترش‌ استفاده‌ از رسانه‌هاي‌ ارتباطي‌ بيشتر شكل‌ گرفته‌ است‌، در مورد كاربردهاي‌رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ در پنج‌ تا هشت‌ سال‌ آينده‌ چنين‌ است‌: "حضور رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ در زندگي‌ مردم‌روزافزون‌ است‌. نفوذ رايانه‌ در خانواده‌هاي‌ آمريكايي‌ در آغاز قرن‌ جديد از 50 درصد خواهد گذشت‌".
اكنون‌ ديگر براي‌ مردم‌ مشكل‌ است‌ كه‌ رايانه‌ را بدون‌ "مودم" يا "سي‌.دي‌.درايو" خريداري‌ كنند و بسياري‌ به‌استفاده‌ از سرويس‌هاي‌ در دسترس‌، اينترنت‌ و ديسكت‌هاي‌ نوري‌ روي‌ آورده‌اند. اگر اين‌ روند را با وضع ‌موجود كمپاني‌هاي‌ تلويزيوني‌ و مخابراتي‌ بسنجيم‌، مي‌توانيم‌ به‌ ارزيابي‌ مناسبي‌ از آينده‌ رسانه‌هاي‌ ارتباطي‌ برسيم‌ و بگوييم‌ كه‌ در چهار تا پنج‌ سال‌ آينده‌ افراد با رايانه‌ها و تلويزيون‌هاي‌ خود فعاليت‌هاي‌ متفاوتي‌ انجام‌ خواهند داد".
يك‌ كارشناس‌ محافظه‌كار بخش‌ ارتباطات‌ در نيويورك‌ نيز در عين‌ تأييد اين‌ روند، زمان‌ تحقق‌ كامل ‌پيش‌بيني‌ها را ديرتر از زمان‌ موردنظر ديگران‌ پيش‌بيني‌ مي‌كند. وي‌ مي‌گويد: "تصور مي‌كنم‌ روابط عمومي در صدد اين‌ است‌ كه‌ به‌ "سي‌.دي‌.رام‌" برسد. بايد دقيقاً توجه‌ كنيم‌ كه‌ تبليغات‌ به‌ چه‌ سمتي‌ در حركت‌ است‌. روزنامه‌ها و مجلات‌ به‌ سي‌.دي‌.رام‌ مجهز شده‌اند و شما مي‌توانيد كيت‌ مطبوعاتي‌ خود را با استفاده‌ ازسي‌.دي‌.رام‌ پست‌ كنيد و خواننده‌ قادر است‌ با قرار دادن‌ يك‌ ديسك‌ در رايانه‌ خود تمام‌ مقالات‌ را روي‌ ميزخود احساس‌ كند. اما تصور مي‌كنم‌ تا جهاني‌ شدن‌ اين‌ روند زمان‌ زيادي‌ مانده‌ است‌."


از لوح‌هاي‌ كاغذي‌ تا لوح‌هاي‌ الكترونيك‌
آيا ما آينده‌اي‌ بدون‌ كاغذ در پيش‌ داريم‌؟ هنگامي‌ كه‌ رايانه‌هاي‌ شخصي‌ براي‌ اولين‌بار عرضه‌ شدند، اميد به‌كاهش‌ استفاده‌ از كاغذ نيز به‌ وجود آمد. اكنون‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ چنين‌ آينده‌اي‌ امكان‌پذير است‌. انديشيدن به‌ آينده‌اي‌ كه‌ نياز به‌ قطع‌ درختان‌ وجود نداشته‌ باشد و توجه‌ به‌ هزينه‌هاي‌ كمتر، ارتباط رايانه‌اي‌ اين‌ امكان‌ را تقويت‌ مي‌كند و انگيزه‌هاي‌ محيط زيستي‌ را در تسريع‌ اين‌ روند دخالت‌ مي‌دهد.
ديك‌ جونز رييس‌ انجمن‌ بين‌المللي‌ ارتباطات‌ متقابل‌ در نيويورك‌ بر اين‌ باور است‌ كه‌:
"در 10 تا 20 سال‌ آينده‌ دسترسي‌ به‌ تكنولوژي‌ دوربيني‌ بسيار ارزان‌ و قابل‌ حمل‌ با ساير ويژگي‌ها ومزيت‌هاي‌ قابل‌ تصور، استفاده‌ از كاغذ را به‌ حداقل‌ خواهد رساند و شما به‌ اين‌ باور خواهد رسيد كه‌ فقط چيزهايي‌ را بايد چاپ‌ كرد كه‌ واقعاً نياز به‌ نگهداري‌ آنها روي‌ كاغذ باشد."
رييس‌ بخش‌ تصاوير تكنولوژيك‌ يك‌ شركت‌ روابط عمومي در ايلي‌نيوز با تأكيد بر كمك‌ رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ به‌ حفظ محيط زيست‌ و جلوگيري‌ از قطع‌ درختان‌ مي‌گويد: "اگر اين‌ رسانه‌ها مورد سوءاستفاده‌ واقع نشوند آينده‌اي‌ سريع‌ براي‌ خود و راضي‌كننده‌ براي‌ جنگل‌ها را در پيش‌ خواهيم‌ داشت‌. آنچه‌ من‌ دوست‌ دارم ‌و از آن‌ لذت‌ مي‌برم‌ اين‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ تمام‌ مطالب‌ را در پست‌ الكترونيك‌ ذخيره‌ كرد و در هر زمان‌ برگ‌ برگ‌ آن‌ را مرور كرد، آنچه‌ را كه‌ مهم‌ است‌ نگاه‌ داشت‌ و آنچه‌ را كه‌ مهم‌ نيست‌ دور ريخت‌. چنين‌ كاري‌ در رسانه‌ الكترونيك‌ در مقايسه‌ با باز كردن‌ و دور انداختن‌ بسته‌هاي‌ پست‌ كاغذي‌ تنها جزيي‌ از زمان‌ را مي‌گيرد. به‌ علاوه‌ بي‌نظمي‌ و شلوغي‌ هم‌ در كار نيست‌. اين‌ يعني‌ ساده‌تر شدن‌ استفاده‌ از اطلاعات‌. ما هر چه‌ كاربرد اطلاعات‌ رابراي‌ مردم‌ ساده‌تر كنيم‌، استفاده‌ از اطلاعات‌ گسترش‌ بيشتري‌ خواهد يافت‌."

بيشتر روزنامه‌ها و مجلات‌، الكترونيك‌ مي‌شوند
اگر آينده‌ بدون‌ كاغذ محقق‌ شود، روزنامه‌ها و مجلات‌ چه‌ وضعي‌ خواهند داشت‌؟ آنها احتمالا دستخوش‌ سرنوشت‌ "دايناسورها" نخواهند شد زيرا خود را با شرايط جديد تطبيق‌ مي‌دهند. قبل‌ از اين‌ مجلاتي‌ مانند "نيوزويك‌" محتواي‌ خود را روي‌ سي‌.دي‌.رام‌ عرضه‌ مي‌كردند. سپس‌ مجله‌ "وايرد" نيز ضميمه‌ الكترونيكي‌ خود را با عنوان‌ "Hot Wired Ommi" عرضه‌ كرد و نسخه‌هاي‌ چاپي‌ خود را روي‌ سي‌.دي‌.رام‌ و سرويس‌هاي‌ در دسترس‌ گردآوري‌ كرد.
در اجلاس‌ مورد بحث‌ ما، بردسلي‌ از فرآورده‌ جديدي‌ سخن‌ گفت‌ كه‌ انتقال‌ مطالب‌ روزنامه‌ را ممكن‌تر مي‌سازد. وي‌ اعلام‌ كرد: "ريدر21 در آزمايشگاه‌ پژوهشي‌ خود در كلرادو بر روي‌ چيزي‌ شبيه‌ يك‌ دفترچه‌ با صفحه‌ كليد و دستگاه‌ نمايش‌ با نام‌
"8#xII" كار مي‌كند كه‌ دريافت‌ مطالب‌ ارسالي‌ وي‌ را در هر زمان‌ و هر شرايطي‌ ممكن‌ مي‌سازد. شما با اين‌ وسيله‌ قادر خواهيد بود مطالب‌ را از طريق‌ بي‌سيم‌ يا راديو هم‌ دريافت‌ كنيد". با گسترش‌ كاربرد رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ و كاهش‌ مصرف‌ كاغذ، قيمت‌ كاغذ بسيار گران‌ خواهد شد واستفاده‌ از آن‌ براي‌ روزنامه‌ و مجله‌ عملي‌ نخواهد بود. همان‌طور كه‌ در سال‌هاي‌ 95ـ94 ميلادي‌ روزنامه‌هاي‌بزرگي‌ مثل‌ نيويورك‌تايمز به‌ خاطر افزايش‌ بهاي‌ كاغذ ناچار شدند بهاي‌ خود را به‌طور محسوسي‌
افزايش‌ دهند.
روزنامه‌نگاران‌، متخصصان‌ روابط عمومي را ناديده‌ مي‌گيرند
گسترش‌ كاربرد رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ مي‌تواند طبيعت‌ رابطه‌ موجود ميان‌ متخصصان‌ روابط‌ عمومي و روزنامه‌نگاران‌ و كاركنان‌ امور چاپ‌ و پخش‌ را تغيير دهد. با افزايش‌ روزافزون‌ كاربرد پست‌ الكترونيك‌ و سرويس‌هاي‌ خطي‌ در دسترس‌، نياز مستقيم‌ به‌ مدير روابط عمومي به‌ عنوان‌ يك‌ "محافظ اطلاعاتي‌" بين ‌سازمان‌ و روزنامه‌نگار مي‌تواند ناديده‌ گرفته‌ شود.
اين‌ شرايط جديد، مزايا و معايب‌ خود را داراست‌. بردسلي‌ در مورد مزاياي‌ اين‌ شرايط جديد مي‌گويد:"زيبايي‌ ارتباطات‌ الكترونيك‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌طور عمده‌ توصيفي‌ است‌ و نيز غيرقابل‌ قطع‌ شدن‌ مي‌باشد". متخصص‌ روابط عمومي مي‌تواند ايده‌ خود را به‌ كمك‌ پست‌ الكترونيك‌ به‌طور مستقيم‌ براي‌ روزنامه‌نگار ارسال ‌كند و با او به‌ تبادل‌نظر بپردازد و اگر ايده‌ او مورد قبول‌ روزنامه‌نگار واقع‌ شد، متن‌ و نمودارهاي‌ مربوط را براي‌ وي‌ بفرستد.
اكنون‌ زماني‌ را در نظر بگيريد كه‌ روزنامه‌نگاري،‌ تهيه‌ مطلبي‌ راجع‌ به‌ يك‌ موضوع‌ را برعهده‌ گرفته‌ است‌. او مي‌تواند با استفاده‌ از سرويس‌هاي‌ خطي‌ در دسترس‌ و اينترنت‌، جست‌وجوي‌ خود را براي‌ نيل‌ به‌ اطلاعات‌ لازم‌ دنبال‌ كند و بولتن‌ها و خواندني‌هاي‌ ديگر را بدون‌ مراجعه‌ مستقيم‌ به‌ روابط عمومي سازمان‌ مربوط، بيابد وبخواند و از آنها استفاده‌ كند.
براي‌ كمپاني‌هايي‌ كه‌ اطلاعات‌ خود را بر روي‌ سرويس‌هاي‌ در دسترس‌ يا در Home Page قرار مي‌دهند و روي‌ اينترنت‌ مي‌فرستند اين‌ امكان‌ به‌طور گسترده‌تري‌ فراهم‌ است‌ كه‌ مطلب‌ آنها مورد توجه‌ روزنامه‌نگاران‌ بيشتري‌ قرار گيرد. در چنين‌ وضعيتي‌ دست‌هاي‌ واسطه‌ نيز حذف‌ مي‌شوند و تماس‌ دو طرف‌ بدون ‌دخالت‌هاي‌ مزاحم‌ صورت‌ مي‌پذيرد.
در مقابل‌، چنين‌ وضعيتي‌ براي‌ كساني‌ كه‌ رفتار ضعيف‌ و ناقصي‌ در استفاده‌ از وسايل‌ جديد داشته‌ باشند، حامل‌ پيام‌هاي‌ يأس‌، نوميدي‌ و شكست‌ است‌ و مديران‌ روابط عمومي يا روزنامه‌نگاراني‌ كه‌ توان‌ كافي‌ براي ‌هماهنگ‌ شدن‌ با اين‌ شرايط را نداشته‌ باشند، جايي‌ در آينده‌ نخواهند داشت‌ و ناديده‌ گرفته‌ خواهند شد.
كارن‌ آمستريانگ‌ مي‌گويد: "من‌ از خود مي‌پرسم‌ آيا گزارشگران‌ قادرند كه‌ كاركنان‌ روابط عمومي را ناديده ‌بگيرند؟... فكر مي‌كنم‌ ما به‌ طور فزاينده‌اي‌ ناگزيريم‌ كه‌ به‌ مديران‌ اطلاعاتي‌ تبديل‌ شويم‌ و پرورش‌ رابطه‌ خود باگزارشگران‌ را بياموزيم‌. براي‌ چنين‌ كاري‌ يك‌ توان‌ مديريتي‌ بالا لازم‌ است‌ و همين‌ نياز، نقش‌ متخصصان‌ واقعي‌روابط عمومي را افزايش‌ و تعداد كاركنان‌ روابط عمومي را كاهش‌ خواهد داد".

كمپاني‌ها تعداد كاركنان‌ خود را كاهش‌ مي‌دهند؛ مشاوره‌ توسعه‌ مي‌يابد
رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ نه ‌تنها راه‌ و شيوه‌ كار متخصصان‌ روابط عمومي را تغيير داده‌اند بلكه‌ بر چگونگي ‌انجام‌ كار آنها نيز تأثير مي‌گذارند. سازمان‌ها تعداد كاركنان‌ روابط عمومي خود را به‌ چند نيروي‌ پرتوان‌ كاهش‌ مي‌دهند. اين‌ روند پيش‌ از اين‌ شروع‌ شده‌ و مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد كه‌ تعداد كاركنان‌ بخش‌هاي‌ مختلف‌ روابط عمومي هم‌زمان‌ با افزايش‌ تعداد مشاوران‌
روابط عمومي و مؤسسات‌ مشاوره‌اي‌ كاهش‌ مي‌يابد.
شركت‌هاي‌ مشاوره‌اي‌ در حال‌ رونق‌ گرفتن‌ هستند، زيرا كار براي‌ انجام‌ دادن‌ هنوز موجود است‌، اما در عين‌حال‌ آنها دريافته‌اند كه‌ استفاده‌ از مشاوران‌ بيرون‌ از شركت‌ بهتر از جذب‌ و نگهداري‌ كاركنان‌ ثابت‌ است‌.
اتاق‌ها و ايستگاه‌هاي‌ خبري‌ نيز به‌ دليل‌ تمركز بر روي‌ پيامدها، كاهش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ در تعداد نويسندگان‌ خود ايجاد كرده‌اند. در اينجا نيز كار آزاد و مشاوره‌اي‌ در حال‌ رشد است‌. نويسندگان‌ مي‌توانند با سرويس‌هاي‌در دسترس‌ و اينترنت‌ در خانه‌هاي‌ خود كار كنند و تمام‌ منابع‌ موردنياز را زير نوك‌ انگشتان‌ خود داشته‌ باشند.
مشتري‌ها خواهان‌ يك‌ حس‌ تفاهم‌ مطلوب‌ به‌ جاي‌ يك‌ رابطه‌ خشك‌ و بي‌روح‌ هستند. كارن‌ آمستريانگ‌ براين‌ عقيده‌ تأكيد مي‌كند و توضيح‌ مي‌دهد كه‌ شركت‌هاي‌ روابط عمومي كوچك‌تر، چگونه‌ مي‌توانند به‌ صورت‌ رقابتي‌ باقي‌ بمانند. وي‌ مي‌گويد: "روابط عمومي به‌ سطح‌ روابط بين‌ چند فرد تنزل‌ يافته‌ است‌... با شركت‌هاي كوچك‌تر، دست‌هاي‌ بيشتري‌ در كار است‌. آنها نيازمند دانستن‌ اين‌ نكته‌ هستند كه‌ چند نفر در كجا در پي‌ تمركز بر چگونگي‌ كار در حوزه‌ شغلي‌ خود مي‌باشند. شركت‌هاي‌ كوچك‌ مانند شركت‌ من‌ در پي‌ ارتباط باشركت‌هاي‌ ديگر در سراسر كشور هستند تا اطمينان‌ بيابند كه‌ در جاي‌ خود منابعي‌ را كه‌ مورد نياز ما براي‌ ايجاد يك‌ اعتبار بين‌المللي‌ است‌ در اختيار داريم‌. من‌ تصور مي‌كنم‌ آژانس‌هاي‌ بزرگ‌ مربوط به‌ گذشته‌ هستند و دوران‌آنها به‌ سر آمده‌ است"‌.

متخصصان‌ روابط عمومي در آينده‌
به‌ دليل‌ تأثير رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌، صنعت‌ روابط عمومي تغييراتي‌ را در نوع‌ افرادي‌ كه‌ به‌ اين‌ حرفه‌ روي‌ مي‌آورند تجربه‌ خواهد كرد.
نيكوليچ‌ اين‌ موضوع‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند: "هنوز شما افرادي‌ را در كالج‌ها مي‌بينيد كه‌ درست‌ همانند 50سال‌ پيش‌ در پي‌ كسب‌ يك‌ مدرك‌ روابط عمومي هستند. در گذشته‌ اين‌ افراد در زمان‌ فارغ‌التحصيل‌ شدن‌ از كالج ‌داراي‌ يك‌ زمينه‌ گزارشگري‌ بودند و احتمالا در يك‌ روزنامه‌ مشغول‌ به‌كار مي‌شدند. آنچه‌ اكنون‌ در حال‌ روي‌دادن‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ نوع‌ افرادي‌ كه‌ جذب‌
روابط عمومي مي‌شوند تغيير كرده‌ است‌. چرا كه‌ در آينده‌ شما باافرادي‌ سروكار داريد كه‌ به‌ ويديو علاقه‌مند هستند، زمينه‌ تكنولوژيك‌ دارند و به‌ ارتباطات‌ راه‌ دور علاقه‌مندند. روزنامه‌نگاري‌ هنوز در زمينه‌ كار خود به‌ عنوان‌ يك‌ نهاد عمل‌ مي‌كند ولي‌ نياز به‌ ارتباط گران‌ ماهرتر كه‌ بتوانند به‌عنوان‌ گردانندگان‌ تكنولوژيك‌ عمل‌ كنند، نياز اصلي‌ آينده‌ خواهد بود و آن‌ ارتباطگران‌ در محيطي‌ كار خواهند كرد كه‌ تمركز بر روي‌ "رابطه‌" كليد موفقيت‌ است‌".

روابط عمومي
روابط عمومي هميشه‌ يك‌ شغل‌ رابطه‌اي‌ خواهد بود. براي‌ نمونه‌ اگر چه‌ افزايش‌ محسوسي‌ در تعداد روزنامه‌نگاران‌ علاقه‌مند به‌ تماس‌هاي‌ الكترونيك‌ ديده‌ مي‌شود اما روزنامه‌نگاراني‌ هم‌ هستند كه‌ هنوز به ‌تكنولوژي‌ الكترونيك‌ اعتقاد ندارند. شايد به‌ دو دليل؛ اول‌ اين‌ دليل‌ كه‌ چنين‌ مقاومت‌هايي‌ طبيعت‌ انسان‌ است‌ و روزنامه‌نگاران‌ هم‌ انسان‌ هستند و تكنولوژي‌ ممكن‌ است‌ تغيير كند اما انسان‌ نه‌. دوم‌ به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ براي‌ آنهاهنوز هم‌ گردهمايي‌هاي‌ رودررو يا به‌ دست‌ آوردن‌ رونوشت‌ واقعي‌ يك‌ اطلاعيه‌ مطبوعاتي‌ بسيار مهم‌ است‌.
به‌ علاوه‌ ـ و فارغ‌ از بحث‌ تكنولوژي‌هاي‌ الكترونيك‌ ـ مردم‌ هنوز مي‌خواهند دست‌آوردهاي‌ شخصي‌ را لمس ‌كنند، احساس‌ كنند و ببينند. نيكوليچ‌ مفهوم‌ رابطه‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ نكته‌ كانوني‌ براي‌ اين‌ حرفه‌ عنوان‌ مي‌كند:
"من‌ هميشه‌ به‌ مشتري‌هايم‌ مي‌گويم‌ كه‌ پيام‌رساني‌ هميشگي‌ است‌ و هميشه‌ نيز باقي‌ خواهد ماند. اين‌ يك‌شغل‌ رابطه‌اي‌ است‌ كه‌ مستلزم‌ ايجاد رابطه‌ با يك‌ شخص‌ است‌. توانايي‌ برداشتن‌ تلفن‌، شماره‌ گرفتن‌ وگفت‌وگو با شما... توانايي‌ مواجه‌ شدن‌ و تشريح‌ و توضيح‌ يك‌ موضوع‌ يا يك‌ محصول‌ براي‌ شماست‌. روش‌عملي‌ براي‌ چنين‌كاري‌ هنوز هم‌ ـ راه‌ رفتن‌ ـ است"‌.
هر قدر رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ جديد مانند اينترنت‌ و سي‌.دي‌.رام‌ بيشتر اصلاح‌ و كامل‌ و استاندارد مي‌شوند، هزينه‌ها كاهش‌ مي‌يابد و روزنامه‌نگاران‌ و مؤسسات‌ بيشتري‌ قادر به‌ فراهم‌ نمودن‌ و استفاده‌ از آنها خواهند بود. به‌ هر صورت‌، مدت‌ زماني‌ طولاني‌ لازم‌ است‌ تا متوجه‌ اين‌ نكته‌ شويم‌ كه‌ ارايه‌ دقيق‌ ميزان‌ پيشرفت‌ روابط عمومي الكترونيك‌ كار ساده‌اي‌ نيست‌.
يك‌ امتياز بالقوه‌ براي‌ متخصصان‌ روابط عمومي در استفاده‌ از ابزارهاي‌ الكترونيك‌، حس‌ تفاهم‌ بيشتري‌ است‌ كه‌ مي‌تواند بين‌ آنان‌ و روزنامه‌نگاران‌ پيدا شود.
كوين‌ كميبال‌ مدير روابط عمومي شركت‌ زيمنس‌ در نيويورك‌ مي‌گويد: "من‌ اميدوارم‌ كه‌ از اين‌ پس ‌روزنامه‌نگاران‌ بيشتري‌ در دسترس‌ باشند تا امكان‌ گفت‌وگو و تبادل‌نظر بيشتري‌ فراهم‌ شود. من‌ 15 سال‌ پيش‌در بخش‌ صنعتي‌ روزنامه‌نگاري‌ كار مي‌كردم‌ و مي‌دانم‌ كه‌ بزرگ‌ترين‌ چالش‌ در روزنامه‌نگاري‌، جلب‌ توجه‌روزنامه‌نگاران‌ است‌. براي‌ انجام‌ اين‌ هدف‌ لازم‌ است‌ بدانيد كه‌ روزنامه‌نگار چگونه‌ مي‌انديشد؟ چگونه‌مي‌نويسد؟ به‌ چه‌ موضوعاتي‌ علاقه‌مند است‌؟ و چگونه‌ راجع‌ به‌ آن‌ موضوعات‌ مطلب‌ تهيه‌ مي‌كند؟ بنابراين‌احتمال‌ مي‌رود رسانه‌هاي‌ الكترونيك‌ تا حدودي‌ نقش‌ يك‌ پل‌ را بين‌ متخصصان‌ روابط عمومي و روزنامه‌نگاران‌براي‌ نزديك‌ كردن‌ ذهن‌ آنان‌ ايفا كنند و ديوارهاي‌ بين‌ اين‌ دو را بردارند".


* اين‌ مقاله‌ از طريق‌ اينترنت‌ گرفته‌ شده‌ است‌ و نشاني‌ اصلي‌ آن‌ چينن‌ است‌:
نشاني‌ اصلي‌ مقاله‌:
Eugene Marlow. The suljure of Electronic public Relation". in the following is adapted from Electronic public Relations, wadsworth publishing, January 1996.

بازاریابی روابط عمومی محور

نیلوفر مستوفی خوشه مهر

"هر مدیریتی سزاوار همان روابط عمومی است که دارد"
صاحب نظران متعدد تفاوت های تقریباً بسیاری مابین روابط عمومی و بازاریابی تعریف کرده‌اند. البته به نظر می‌رسد برخی از این تفاوت ها در حال رنگ باختن باشند. به عنوان مثال سابقاً گفته می‌شد که بازاریابی یک ارتباط یک طرفه است که تنها تبلیغ و بازاریاب با مخاطب ارتباط دارد. اما روابط عمومی ارتباطی دوسویه مابین سازمان و مخاطبان برقرار می کند. و این نوع ارتباط به عنوان یکی از اصلی‌ترین تقاوت ها میان روابط عمومی و بازاریابی عنوان می شود. اما آیا امروز باوجود رسانه‌های الکترونیک مانند اینترنت چنین تفاوتی مصداق دارد؟ آیا در دنیای اینترنت که مخاطب پس از مشاهده تبلیغ می تواند پرسش های خود را بصورت آنلاین با تبلیغ دهنده در میان گذاشته، در مورد قیمت مذاکره کند و حتی محصول مورد نظر خود را سفارش دهد بازهم می‌توان گفت که بازاریابی صرفاً یک ارتباط یک طرفه است؟
بنابراین می توان این دو را چنین تعریف کرد: بازاریابی، کسب رضایت مشتری به شیوه‌ای سودآور است، و روابط عمومی بستر خوشنامی شرکت است. تعامل شایسته بین این دو، به جذب، نگهداری و رشد دادن مشریان می‌انجامد.
صاحبنظران برجسته بازاریابی با قاطعیت اعلام می‌کنند شاهد یک چرخش اساسی از بازاریابی تبلیغات محور، به بازاریابی روابط عمومی محور هستیم. دلیل آن نیز روندی است که در سالهای اخیر در ارتباط با مشتریان دیده می‌شود. این روند را می توان در، کمرنگ شدن تبلیغات و پررنگ شدن نقش روابط عمومی مشاهده کرد.
پژوهش‌های بسیاری این دو روند را تأیید می‌کنند. این پژوهش‌ها نشان می‌دهند مردم از تبلیغات خسته شده‌اند. دلیل این خستگی نیز افزایش حجم تبلیغات است. شما این خستگی و دلزدگی را می‌توانید در بین تماشاگران فیلم‌های سینمایی یا سریال‌های تلویزیونی از نزدیک مشاهده کنید. حتماً دیده‌اید به هنگام تماشای فیلم سینمایی و یا سریال‌های تلویزیونی، درست در لحظه هیجانی فیلم، به یک‌باره تبلیغات پخش می‌شود. علاقه‌مندانی که این فیلم آنان را مجذوب کرده‌است و فیلم را دنبال می‌کنند، احساس تنفر و ناراحتی از این «قطع فیلم» دارند که به مجرد پخش تبلیغ، گاه این میزان ناراحتی و تنفر خویش را به آن کالا یا خدمات تبلیغ شده نسبت می‌دهند. به نظر می‌رسد در چنین وضعیتی، آن کالا یا خدمات کمتر با استقبال خرید از سوی مشتریان روبرو شود؟ بویژه در جامعه ایرانی ما که افکار و احساسات خود را غالباً در طول روز به صورت شفاهی در گفت‌وگوها، در مکالمات تلفنی، بارها و بارها نقل می‌کنند، چنین کالاها و خدماتی خواه‌ناخواه مسیر دشواری را برای فروش طی خواهند کرد.
به همین دلیل و سایر دلایل است که تبلیغات برای برندسازی، نتوانست نقش موفقی را ایفا کند. اکنون این نقش به روابط عمومی‌ها واگذار شده‌است. روابط عمومی، اطلاع رسانی است. روابط عمومی، تبلیغ نیست. روابط عمومی تحلیلی است که دیگران از عملکرد ما دارند. عملکردی را «ارباب رجوع» یا «مشتریان» از ما می‌پسندند که در آن به شأن و جایگاه مشتریان احترام گذاشته شود. این عملکرد حاصل گفتار ما نیست بلکه، بیش از همه مرهون رفتار ماست و حاصل انطباق ما با آموزه‌هایی است که می‌گوید کمتر حرف بزن، بیشتر عمل کن. حال باید دید چگونه بنگاه های اقتصادی می‌توانند خود را به «ارباب رجوع» یا مشتریان بشناسانند.
روابط عمومی دارای نقش محوری در ایجاد بستری مناسب برای بازاریابی است و بازاریابی به دنبال استفاده بهینه از این فضا برای تحقق اهداف مشتریان خود است.
هدف اصلی بازاریابی کسب درآمد برای سازمان از طریق افزایش تقاضا در بازارهای هدف است. اما هدف اصلی روابط عمومی حفظ پول سازمان ازطریق برقراری و ایجاد ارتباط با مردمی است که توانایی های سازمان برای تحقق ماموریتش را تقویت یا تضعیف می کند.
به عبارتی روابط عمومی نه تنها در معرفی موثر شرکت و خدمات آن و ایجاد تقاضا بسیار موثر است بلکه نقش بسیار مهم و موثری در ایجاد وفاداری در مشتریان و حفظ و ارتقاء بازارهای هدف شرکت ها دارد.
فلیپ کاتلر نظریه پرداز بزرگ علم بازاریابی ، معتقد است روابط عمومی برای پشتیبانی مستقیم اهداف بازاریابی وارد عمل می شود که آنرا ارتباطات بازاریابی می نامند.
از طرفی تامس ال. هریس نویسنده کتاب راهنمای روابط عمومی ویژه مدیران بازاریابی معتقد است:
روابط عمومی به عنوان نقشی حمایتگردر دستیابی به اهداف بازاریابی استفاده می شود. اهدافی مانند افزایش آگاهی مردم، اطلاع رسانی، آموزش، اعتماد سازی ، ایجاد درک متقابل، ایجاد فضایی برای پذیرش شرکت توسط مشتری و...
دیواکار شارما فوق تخصص روابط عمومی در کتاب خود با عنوان «روابط عمومی حرفه‌ای بالنده» و در توضیح بازاریابی تلفیقی می‌نویسد: «یک شیوه جدید با عناصری متشکل از روابط عمومی، بازاریابی، ارتباطات و آگهی در سال 1990 پا به عرصه گذاشت. این پدیده "رسانه‌ی بازاریابی تلفیقی" نام داشت. منظور از این پدیده استفاده از تمام امکانات برای تبدیل یک محصول به صورت بخشی از طرح ذهنی مصرف کننده‌ی مورد نظر است.
در میان تعاریف مختلف از روابط عمومی" اسکات کاتلیپ" آنرا چنین تعریف می‌کند: "روابط عمومی یک عملکرد مدیریتی است که روابط سودمند دو جانبه بین سازمان و گروه‌های متفاوت اجتماعی را ـ که شکست یا توفیق سازمان را رقم می‌زنند ـ شناسایی کرده و اقدام به برگزاری و حفظ این روابط می‌کند." همانطور که ملاحظه می‌شود روابط عمومی را با چنین ذهنیت و اعتقادی باید حتی فراتر از قلب سازمان یا هنر هشتم نامید.
از نظر «ادوارد برنیز» روابط عمومی عبارت است از: 1- اطلاعاتی که به مردم داده می شود. 2- تلاشهایی ترغیبی به منظور تغییر گرایشها و رفتار مردم. 3- کوشش در همبسته ساختن نگرشها و اقدامات یک موسسه با مخاطبان خود و متقابلاً نگرشها و اقدامات مخاطبان با موسسه. در تعریف فوق، آگاه ساختن، متقاعد کردن و ایجاد همبستگی، اقداماتی هستند که به عمل روابط عمومی حاکم است و اعمال فوق بر ارتباط و پیوند یکایک اجزاء با یکدیگر دلالت دارند.
به اعتقاد برخی تبلیغات تجاری هدفی به جزء اغوا مصرف کننده ندارد. در این زمان است که روابط عمومی می تواند حمایت گر تبلیغات بوده و کاستیهای آن را از طریق ارائه اطلاعات مفید و موثر پیرامون شرکت و یا محصول ( کمک به معرفی ارزش های بیرونی محصول) رفع و مخاطب را برای پذیرش پیام های تبلیغاتی پذیرا نماید.
ماحصل کلام آنکه تبلیغات به روش کنونی در حال انقراض می باشد و در اصطلاح تبلیغات مرده نامیده می شود البته به این معنا نیست که نیازی به تبلیغ نیست همانطوری که گویند نقاشی مرده است با این که امروز بیش از هر زمان دیگری مورد توجه است .
وقتی از مرگ نقاشی حرف زده می شود ، منظور مرگ هنر نقاشی نیست بلکه مرگ کارکرد و روش های آن به عنوان یک فرایند می باشد . در حال حاضر مشاهده یک چرخش اساسی از بازاریابی تبلیغات محور به بازاریابی روابط عمومی محور خواهیم بود با توجه به یک سویه بودن تبلیغات نمی توان به وسیله تبلیغات یک نام تجاری BRAND جدید را به بازار عرضه کرد زیرا تبلیغات فقط به فروش فکر می کند و بس !
به اعتقاد بسیاری از خبرگان روابط عمومی به زودی صدای ناله های دردناک صنعت تبلیغات را خواهید شنید نه فقط به خاطر مسایل مادی بلکه بیشتر به خاطر کمرنگ شدن نقش و اعتبار آن ها به عنوان یک روش سنتی در برنامه ریزی های بازاریابی. عصر کنونی نقش حساس روابط عمومی در بازاریابی است .پس لازم است روابط عمومی ما هر چه سریع تر ضمن شناخت وظایف خود ، بهره گیری از خلاقیت ها نقش خود را در بازاریابی و ارتباط با مشتریان به خوبی ایفا نماید.

*رئیس اداره روابط عمومی موسسه اعتباری توسعه

گرافيک محيطي و نقش آن در روابط عمومي

مشخصات‌ اصلي‌ گرافيک‌ محيطي‌:
گرافيک‌ محيطي‌ از کليه‌ علائم‌، تابلوهاي‌ و چراغ‌ها، از شکل‌ و رنگ‌ و طرح‌ و خط ونوشتار بهره‌ مي‌گيرد و اگر بامعيارهاي‌ درست‌ استوار باشد مي‌تواند :ارتباط هاي‌ اجتماعي‌ مردم‌ را تسهيل‌ کند ، ايمني‌ و جريان‌ ترافيک‌ را بهبود بخشد ، مردم‌ را از امکاناتي‌ که‌ شهر در اختيارشان‌ مي‌گذارد آگاه‌ کند ، به‌ رفع‌ نيازهاي‌ اجتماعي‌ مردم‌ با ايجاد ارتباط با محيط اطراف‌ بوسيله‌ مشخص‌ کردن‌، راهنمايي و اطلاع ‌رساني‌کمک‌ کند ، با ايجاد مناظر زيباي‌ بصري‌ در محيط به‌ سلامت‌ ذهني‌ مردم‌ ياري‌ رساند .
عوامل‌ اصلي‌ بيان‌ در گرافيک‌ محيطي‌ عبارتند از : ...
پوستر - علائم - تابلوهاي‌ راهنمايي‌ و رانندگي - علائم‌ نوراني‌( نئونها ) - تبليغات‌ روي‌ وسائل‌ نقليه - طراحي‌ محيطي‌ پارک ‌ها - طراحي‌ محيطي‌ مراکز فرهنگي‌ و تفريحي - تابلوهاي‌ سردر فروشگا هها، مغازه‌ها، سينماها و کليه‌ سازمان‌ها و موسسات‌ دولتي‌ و خصوصي‌ ، انواع‌ تابلوهاي‌ تبليغاتي‌ مانند: بيل‌بورد، چهاروجهي‌، سه‌وجهي‌، سه‌بعدي‌، ديجيتالي‌ .
از آنجا که‌ همه‌ اين‌ عوامل‌ در محيط داخل‌ شهر انجام‌ مي‌گيرد. بنابراين‌ بايد بين‌ آنها و شهر، هماهنگي‌ ايجاد گردد و طراحان‌ گرافيک‌ محيطي‌ با مهندسين‌ شهرساز از نزديک‌، تشريک‌ مساعي‌ داشته‌ باشند.باتوجه‌ به‌ اينکه‌ در شهرهاي‌ بزرگ‌ علاوه‌ بر ساکنين‌ دائمي‌ آنها، انبوه‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از مردم‌، جهت‌ انجام‌کارهاي‌ اقتصادي‌، تجاري‌، بهداشتي‌... نيز مرتب‌ در حال‌ آمد و رفت‌ مي‌باشند، گرافيک‌ محيطي‌ بايد به‌ نوعي‌ نقش‌ خود را ايفا نمايد تا افراد در اين‌ محيط در برقراري‌ ارتباطها و گذراندن‌ امورشان‌ مشکلات‌ کمتري‌ داشته‌ باشند.
گرافيک‌ محيطي‌ چه‌ عرصه‌هايي‌ را در بر مي‌گيرد ؟ ....
گرافيک‌ محيطي‌ اعم‌ از محيطهاي‌ باز و بسته‌، عرصه‌هاي‌ گوناگون‌ را در بر مي‌گيرد، که‌ در هر دوي‌ اينها، نقش‌عمده‌ آن‌ ( اطلاع‌رساني ‌) مي‌باشد. محيطهاي‌ بسته‌ شامل‌ فضاهاي‌ داخلي‌ کليه‌ ساختمان‌ها اداري‌ و تجاري‌، مترو و همچنين‌ نمايشگاهها و فروشگاهها مي‌باشد که‌ در آنها با استفاده‌ از اشکال‌ و حروف‌ و انواع‌ تابلو، اطلاعات‌ لازم‌ به‌مراجعه‌کنندگان‌ داده‌ مي‌شود.
در محيطهاي‌ باز نيز همچون‌ پارک‌ها، خيابان‌ها و معابر شهر و اساسا کليه‌ فضاهاي‌ باز واقع‌ در شهرها و محيط زندگي‌ انسان ‌، که‌ طراحي‌هايي‌ شامل‌: علائم‌ راهنمايي‌ و هشدار دهنده‌ داخل‌ پارک‌ها، تابلوهاي‌ سردر فروشگاهها ، طراحي‌ ويترين‌هاي‌ مغازه‌ها ، علائم‌ راهنمايي‌ و رانندگي‌ در سطح‌ شهر، تابلوهاي‌ نام‌ خيابان‌ها و کوچه‌ها، باجه‌هاي ‌مختلف‌ خدماتي‌ از قبيل‌ تلفن‌، پست‌ و...، در محدوده‌ گرافيک‌ محيطي‌ قرار دارند.
گرافيک‌ محيطي‌ نقش‌ مهمي‌ را نيز در تبليغات‌ ايفا مي‌کند ، از جمله‌ در تبليغات‌ تجاري‌ و تبليغات‌ فرهنگي‌.
امروزه‌ در سراسر دنيا واژه‌ تبليغات‌ فرهنگي‌ معاني‌ خاصي‌ پيدا کرده‌ و آن‌ هم‌ براساس‌ تعريف‌ فرهنگ‌ و تبليغ‌ از ديد آن‌ جامعه‌ خاص‌ مي‌باشد. در کشور ما نيز اين‌ تبليغ‌ حول‌ محورهاي‌ خاصي‌ دور مي‌زند که‌ مربوط به‌ باورها وديده‌ها و فرهنگ‌ جامعه‌ ماست‌ و در اينجاست‌ که‌ دوباره‌ صحبت‌ از هنر به‌ ميان‌ خواهد آمد، هنري‌ که‌ بايد خادم‌ جامعه‌باشد و انديشه‌ها و آرمان‌هاي‌ والاي‌ بشري‌ را که‌ سبب‌ رشد انسان‌ مي‌شوند، جاودان‌ و ماندني‌ کند به‌ گونه‌اي‌ که‌ بر همه‌اقشار جامعه‌ تاثيرگذار گردد.

هنرهاي‌ تجسمي‌، تجليات‌ عالي‌ زبان‌ بصري‌ هستند و بنابراين‌ ابزارهاي‌ آموزشي‌اند که‌ قيمتي‌ بر آنها متصورنيست‌. اکنون‌ وظيفه‌ گرافيک‌ محيطي‌ اين‌ است‌ که‌ از نظر اجتماعي‌ پيام‌ مفيدي‌ برساند و هم‌ چشم‌ را به‌ واسطه‌ آن‌ ، ذهن‌ را جلب‌ کند و در نتيجه‌ نظم‌ لازم‌ را براي‌ ديدن‌ آن‌ سوي‌ سطوح‌ چيزهاي‌ قابل‌ رويت‌ به‌ ذهن‌ بدهد و در شناخت‌ارزش‌هاي‌ لازم‌ براي‌ يک‌ زندگي‌ کامل‌ و لذت‌ بردن‌ از آن‌ راهنماييش‌ کند.
رشد گرافيک‌ محيطي‌ به‌ چند عامل‌ وابسته‌ است‌ از جمله‌ رشد کيفي‌ فکري‌ مديريت‌ها و وجود طراحاني‌ باخلاقيت‌هاي‌ بالا. البته‌ اين‌ رشد تنها به‌ گرافيک‌ بر نمي‌گردد، بلکه‌ به‌ مجموعه‌ عواملي‌ منتهي‌ مي‌شود که‌ ساختارهاي‌اخلاقي‌، اجتماعي‌، سياسي‌ و فرهنگي‌ نيز در آن‌ رشد يافته‌ باشند.
در گرفيک‌ محيطي‌ ابزارها و عوامل‌ مختلفي‌ براي‌ ارائه‌ اطلاعات‌ وجود دارد که‌ از هرکدام‌ براي‌ بيان‌ نوعي‌ خاص‌ ازايجاد ارتباط مي‌توان‌ استفاده‌ کرد. مثلا بالون‌ها و تبليغات‌ برروي‌ وسايل‌ نقليه‌ مربوط به‌ گروه‌ ايجاد ارتباط توسط سوژه‌هاي‌ متحرک‌ مي‌باشند. همچنين‌ بيل‌بوردها بايد در مکان‌هايي‌ مورد استفاده‌ قرار گيرند که‌ که‌ فضاي‌ اطراف‌ آنهاوسيع‌ باشد مانند بزرگراهها که‌ اغلب‌ مخاطب‌ با سرعت‌ بيشتري‌ از مقابل‌ آن‌ مي‌گذارد و بايد به‌ گونه‌اي‌ باشد که‌ به‌سرعت‌ بتواند ارتباط لازم‌ را برقرار کند. نسبت‌ ميزان‌ ارتفاع‌ نصب‌ بيل‌ بورد با طول‌ و عرض‌ آن‌ نيز از نکته‌هاي‌ حائزاهميت‌ مي‌باشد و بايد بطور دقيق‌ محاسبه‌ شود.
با آنچه‌ درخصوص‌ آشنايي‌ با گرافيک‌ محيطي‌ و اهميت‌ و نفش‌ آن‌ در جامعه‌هاي‌ شهري‌ گفته‌ شد، به‌ اختصارشرحي‌ پيرامون‌ اهميت‌ حضور گرافيک‌ محيطي‌ در روابط عمومي‌ها بيان‌ مي‌شود; از آنجا که‌ هدف‌ روابط عمومي‌ جلب‌ مشارکت‌ و همراهي‌ افکارعمومي‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ است‌ و همچنين‌ واحدي‌ است‌ که‌ ارتباط کارکنان‌ با مسئولان‌ ونيز مسئولان‌ با مردم‌ را برقرار مي‌کند. بايد اين‌ رسالت‌ خود را با استفاده‌ از روش‌هاي‌ ويژه‌، به‌ خوبي‌ انجام‌ دهد. گرافيک‌محيطي‌ يکي‌ از آن‌ مواردي‌ است‌ که‌ مي‌توان‌ با شناخت‌ و به‌ کارگيري‌ اصولي‌ آن‌ در روابط عمومي‌ها، برقراري‌ ارتباطات‌ياد شده‌ را گسترش‌ داد. امر تبليغ‌ نيز در روابط عمومي‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفا مي‌کند; تبليغ‌ به‌ معناي‌ تغيير افکار و انديشه‌براي‌ آنچه‌ تبليغ‌ مي‌شود. بهترين‌ و گوياترين‌ زبان‌ براي‌ اين‌ منظور، هنر گرافيک‌ است‌. چرا که‌ هنر گرافيک‌ آينه‌ شفافي‌از مسايل‌ جاري‌ و فرهنگي‌ است‌ و تمام‌ لحظه‌ها زير و بم‌هاي‌ روحي‌ و فکري‌ جامعه‌ را ثبت‌ و منعکس‌ مي‌کند.بنابراين‌، هنر گرافيک‌ در روابط عمومي‌ اهميت‌ خاص‌ خود را مي‌يابد. گرافيک‌ محيطي‌ نيز بخشي‌ از اين‌ هنر است‌:يعني‌ آنجا که‌ مسئله‌ ارسال‌ پيام‌ و دادن‌ اطلاعات‌ لازم‌ به‌ مخاطب‌ در محيط کاري‌ پيش‌ مي‌آيد، گرافيک‌ محيطي‌ قدم‌ به‌عرصه‌ مي‌گذارد و نقش‌ خود را ايفا مي‌کند. براي‌ مثال‌ يک‌ سازمان‌ يا وزارتخانه‌ را در نظر مي‌گيريم‌ که‌ روزانه‌ تعداد زيادي‌ از افراد جامعه‌ آنهم‌ با فرهنگ‌ها و نگرش‌هاي‌ متفاوت‌ اجتماعي‌، به‌ خاطر نيازي‌ که‌ دارند به‌ آنجا مراجعه‌مي‌کنند. در ابتداي‌ ورود، گرافيک‌ محيطي‌ موجود بايد به‌ نوعي‌ طراحي‌ شده‌ باشد که‌ فرد براي‌ رسيدن‌ به‌ قسمتي‌ که ‌لازم‌ است‌ به‌ آنجا مراجعه‌ کند، دچار مشکل‌ و سرگرداني‌ نشود و با ديدن‌ تابلوهاي‌ مخصوص‌ راهنما به‌ راحتي‌ به‌ محل‌مورد نظر برسد.بنابر آنچه‌ که‌ بيان‌ شد، اولين‌ اهميتي‌ که‌ براي‌ گرافيک‌ محيطي‌ قائل‌ مي‌شويم‌، همان‌ برقراري‌ ارتباط براي‌راهنمايي‌ و اطلاع‌رساني‌ به‌ مخاطب‌ است‌ و در دومين‌ نقش‌ خود، وظيفه‌ زيباسازي‌ محيط را برعهده‌ مي‌گيرد، زيرا انسان‌ به‌ طور ناخودآگاه‌ خواهان‌ زيبايي‌ و توازن‌ و تعادل‌ و آراستگي‌ است‌ و از زشتي‌ها و ناهنجاري‌ها دوري‌ مي‌جويد ، حضور در محيطي‌ که‌ همه‌ عنصرهاي‌ آن‌ به‌طور صحيح‌ در جاي‌ خود قرار گرفته‌ باشد و رنگ‌ها در هماهنگي‌ و تضاد، هرکدام‌ به‌ وظيفه‌ خود به‌ درستي‌ عمل‌ کنند، براي‌ هر انساني‌، به‌ راستي‌ لذت‌ بخش‌ است‌ و روح‌ خسته‌‌ از کشاکش‌ ومسايل‌ روزمره‌ زندگي‌ او را به‌ آرامش‌ دعوت‌ مي‌کند.
منبع :www.charkhe.blogfa.com

پنج مقوله مهم روابط عمومی در بازاریابی

درک نقش و قدرت روابط عمومی(PR) در پشتیبانی فعالیت های فروش و بازاریابی امری بسیار حیاتی است، نقشی که باعث افزایش «سهم از اذهان» و به طبع آن «سهم از بازار» می شود.
در این نوشتار به پنج مقوله از یک «برنامه یکپارچه بازاریابی» اشاره می شود که روابط عمومی می تواند به موفقیت کامل برنامه کمک کند:
۱) طراحی یک برنامه روابط عمومی کارا، مؤثرترین راه برای نفوذ و تأثیر واقعی بر مخاطبان و مشتریان می باشد. هیچ ابزار جایگزینی برای افزایش اعتبار شرکت و محصول، بهتر از ابزار روابط عمومی وجود ندارد ابزاری که می تواند شما را به رهبر کسب و کار تبدیل کرده و وجهه شما را نزد نشریات تجاری، تحلیل گران مالی و صنعتی و سایر صاحب نظران بهبود بخشد.
تشابه با بیشتر فعالیت های فروش و بازاریابی، هر چه بیشتر بر فعالیت های روابط عمومی تمرکز کنید نتایج بهتری خواهید گرفت. به طوری که طبق اصل پاره تو ۸۰ درصد مطالب مثبت تقریباً از ۲۰ درصد از تحلیلگران و رسانه های هدف یا سایر مخاطبان اصلی ارایه می شود. برای مثال، روابط عمومی بایستی با پیگیری کلیه اخبار شرکت و صنعت مربوط به موارد مربوط پاسخ مقتضی و مناسب دهد.
۲) روابط عمومی در خارج از سازمان، نقش یک سفیر تجاری را دارد و در داخل سازمان بعنوان یک سامان دهنده مطرح است. به طوری که متخصصان روابط عمومی به طور روز افزونی در توسعه و یا پشتیبانی ابعاد مختلف ارتباطات مربوط به نام تجاری در یک برنامه بازاریابی و تبلیغاتی به کار گرفته
می شوند. این نگرش هوشمندانه ای است که مفهوم ارتباطات را عین بازاریابی و معنی بازاریابی را عین ارتباطات می داند.
این بدین معنی نیست که روابط عمومی فقط بایستی روی خارج از سازمان تمرکز کند.
روابط عمومی می تواند نقش عمده ای در پشتیبانی یا راه اندازی کارکنان یا فعالیت های مربوط به ارتباطات فروش و حفظ مشتریان داشته باشد. اگر شما ارتباطات داخلی مؤثری نداشته باشید درباره ارتباطات خارجی شما چه خواهند گفت؟ اشخاص حرفه ای در روابط عمومی در دوران تحصیل خود روش های مقایسه گرایشات، تغییر تصورات، تغییر رفتارها، اندازه گیری نتایج و تنظیم دقیق تاکتیک ها را یاد می گیرند. برای مثال فقط روابط عمومی است که می تواند به شایعات منفی در داخل و خارج ایران خودرو پاسخ مناسب دهد.
۳) اعتماد مشتریان را جلب کنید. روابط عمومی تنها مرجع صلاحیت دار برای بهبود نام های تجاری یا شرکت های بد نام و مخدوشی است که مشتریان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، تصور بدی از آنها دارند. یک برنامه عملیاتی دقیق و راهبردی روابط عمومی می تواند نتایج مطلوب را در پی داشته باشد و نشان دهنده مسئولیت اجتماعی یک سازمان باشد. برای مثال، روابط عمومی شرکت ایران خودرو با شرکت در امور عام المنفعه مانند امور خیریه، تصویر خوبی از ایران خودرو نزد مشتریان بجای می گذارد.
مرجع سخنگویی در سازمان و پشتیبانی از بازاریابی مرتبط با رویدادها (Event Marketing) به عهده روابط عمومی است. اگر شما مرتباً رویدادهای محلی و ملی را زیر نظر دارید روابط عمومی
می تواند شما را در بهبود RO درآمد سرمایه گذاری یاری کند. برای مثال، قرار گرفتن مدیران اجرایی و کارشناسان ارشد در رأس سازمان، می تواند کسب و کارهای جدید و فرصت های شراکت راهبردی را در پی داشته و ارزش عمومی شرکت شما را بالا ببرد ضمناً فعالیت های استخدام را تسریع و آگاهی بازار هدف را درباره محصولات شرکت افزایش دهد.
۴) روابط عمومی می تواند برنامه های پیشبرد فروش را توسعه داده و مشتریان کنونی را افزایش دهد. برای مثال شما می توانید در صورتی که خوب عمل کنید داستان های موفقیت آمیزی درباره شرکت منتشر کنید. امروزه در برخی زمینه ها نقش تبلیغات غیر مستقیمی همچون روابط عمومی
(Pablic Relations) در بازاریابی را بیشتر از تبلیغات مستقیم محیطی(Advertisting) می دانند. مثلاً بلایی که بر سر یک شرکت تولید کننده محصولات گوشتی داخلی آمد فقط و فقط با ابزار روابط عمومی قابل جبران بود نه با تبلیغات مستقیم.
به علاوه روابط عمومی یک اهرم پرقدرت و بهینه برای عرضه و فروش ایده هاست؛ ورود به بازارهای جدید؛ تغییر عقاید تثبیت شده؛ راه اندازی، ادغام و تصاحب شرکت ها و در نهایت توسعه و پخش محصولات، خدمات، افکار و ایده های جدید از کارهایی است که روابط عمومی قادر به انجام آنهاست.
۵) روابط عمومی جزء پیوسته ای از یک آمیزه بازاریابی یکپارچه و متعادل است که حداقل باید درصدی از بودجه بازاریابی بدان تخصیص یابد بودجه ای تقریباً برابر با ۱۵ تا ۲۰ درصد.
از طرف دیگر، شاید شما نتوانید بودجه مناسبی برای روابط عمومی تخصیص دهید و بنابراین قسمتی از فعالیت های روابط عمومی را به منابع خارجی واگذار می کنید تا فعالیت های مربوطه به طرز بهینه ای انجام شوند که این هم به برنامه ریزی خوب شما بستگی دارد تا نام تجاری همه گیر شود، سطح وفاداری مشتریان افزایش یابد و در نهایت فعالیت های یکپارچه بازاریابی و فروش به ثمر نشیند. در نهایت لازم به ذکر است شناسایی افکار و تصورات مردم درباره شرکت فقط از طریق نظرسنجی های مستمر و علمی امکان پذیر است تا راه حل های پیشنهادی، کارایی بیشتری داشته باشند.


کارگزار روابط عمومی

روابط عمومی تجاری، آینده تبلیغات تجاری

احمد يحيايي ايله اي
(دكتراي ارتباطات)

وقتی كه عكاسی به وجود آمد، این مساله سبب شد كه نقاشی كمرنگ بشود و همین طور وقتی كه ماشین به وجود آمد استفاده از اسب رونق خود را از دست داد وحالا روابط عمومی تجاری، سبب از بین رفتن تبلیغات تجاری خواهد شد و آن را كمرنگ تر خواهد نمود
امروز دیگر باید نوعی از روابط عمومی را طراحی كرد كه توانایی پاسخگویی به نیازهای مشتریان را در یك سازمان تجاری داشته باشد، چرا كه در یك نگرش سنتی در بازار، حرف اصلی را پول می زد و هر كس كه پول نداشت نمی توانست بخرد ، ولی اكنوند زمان تغییر كرده است و در سازمان های مشتری مدار، احترام حرف اول را می زند
حال تقسیم بندی ای داریم از انواع سازمان های مشتری مدار
اول مشتری گرایی: در این سازمان ها، حق با سازمان است و سازمان از حرف و از زاویه خود كوتاه نمی آید و همه حقوق را متعلق به خود می داند و در مواضع خویش عقب نشینی نمی نماید
دوم ، مشتری مدار: یك نوع وضعیت مقایسه و سبك و سنگین كردن حرف ها و ادعاها بین سازمان و مشتری ها وجود دارد، البته در این نوع از سازمان ها، غلظت ادعاها و مواضع سازمان مانند گزینه قبل نیست، ولی سازمان به حق و حقوق خود و ذینفعان خویش هم اهمیت و ادعاهای آنان را مورد توجه قرار می دهد و با ادعاهای مشتری می سنجد و قیاس می كند
سوم، مشتری محور: تز این سازمان ها این است كه حق با مشتری است و از این جهت نهایت احترام را در حق مشتری روا می دارند و به او حداكثر امتیازات را می دهند، چرا كه آنان اینگونه فكر می كنند كه اگر مشتری نباشد، سازمانی هم به تبع آن وجود نخواهد داشت و كلیه این دم و دستگاهها بدون توجه مشتری ها هیچ ارزشی نخواهند داشت و بنابراین مشتری در اینگونه از سازمان ها همیشه مورد استقبال و توجه است
در سازمان های تجاری كه از منش نوع سوم بهره می برند، به حق مشتری احترام گذاشته می شود و به وی این اجازه داده می شود كه حرف بزند و مواضع خو را مطرح نماید و سوی دوم یك ارتباط دوسویه و متقابل باشد

تفاوت های تبلیغات تجاری و روابط عمومی تجاری

تبلیغات تجاری یك سویه است، به افزایش خریداران توجه می نماید، گسترش دامنه سوالات در آن مطرح است، تبلیغات در مقام مثل همچون باد است كه می خواهد به زور پول را از داخل جیب مردم در بیاورد و همچنین خودمحور، گران و عامه پسند است
در حالی كه روابط عمومی تجاری دوسویه است و جریان اطلاعاتی در آن در رفت و برگشت است،به رضایت مندی مشتریان توجه می شود، گسترش دامنه پاسخ ها در آن مطرح است، تبلیغات در آن در مقام خورشید است كه مردم را با میل و رغبت وادار به انجام عمل و خرج كردن پول می كند و همچنین دیگر محور، ارزان و جدی است
نوع تبلیغات در تبلیغات تجاری با روابط عمومی تجاری هم تفاوت می كند، چرا كه تبلیغات تجاری شهرت شما را افزایش می دهد، در حالی كه روابط عمومی تجاری، اعتبار شما را افزایش می دهد وشما را محبوب تر می نماید؛ از طرفی تبلیغات ، حامی حال و لحظه ای كه در آن به سر می برید می باشد، ولی روابط عمومی حامی آینده شماست و لحظه هایی كه می آیند و در یك نگاه كلی، تبلیغات تجاری در گذر زمان می میرد و روابط عمومی تجاری زنده می ماند و حیات دارد و سبب زنده ماندن جریان تجاری شما نیز می شود
در دنیای كنونی، مشتری مداری، فلسفه روابط عمومی تجاری است، چرا كه قبلا سازمان ها و روابط عمومی ها به عامه مردم پاسخ می دادند و صرفا به این گروه كلی اكتفا می كردند، ولی الان روابط عمومی تجاری، فقط به مشتری های خود پاسخ می دهد و آنانی كه مستقیما با آن سازمان طرف هستند و برخورد دارند و از كالاها و خدماتشان استفاده می نمایند را مورد توجه قرار می دهند
تبلیغات ، جریانی یك سویه است و روابط عمومی دو سویه و اطلاعرسانی در حد واسط این دو جریان قرار دارد و نهایت تبلیغ هم كه ترغیب و سپس اقناع است در روابط عمومی تجاری حادث می شود و به دست می آید تا در تبلیغات تجاری
می توان حتی روابط عمومی تجاری را با روابط عمومی سیاسی نیز مورد مقایسه قرار داد تا از این رهگذر ، ابعاد دیگر روابط عمومی تجاری نیز مشخص گردد
از جمله آنها می توان اشاره كرد كه روابط عمومی سیاسی، ایدئولوژیك، دولتی، مخاطب گرا، یك سویه و متكی بر ارتباطات رسانه ای است، در حالی كه روابط عمومی تجاری، قانونی، خصوصی، مشتری مدار و دوسویه است و تكیه برارتباطات انسانی دارد

چگونه می توان روابط عمومی های سنتی را اصلاح كرد؟

برای رسیدن به یك روابط عمومی تجاری آرمانی كه بتواند در این دوره و زمانه از عهده وظایف سنگینی كه بر دوش او گذاشته می شود بر آید، باید یك فرآیند سه مرحله ای را طی كرد

اول آنكه باید در هر شرایطی پاسخگوی مشتریان بود و به خواست ها و سوال های آنان توجه نمود و هرگز سوال یا خواسته ای را از سوی یك قشر یا عموم مشتریان سازمان بی پاسخ نگذاشت، در مرحله دوم باید فرهنگ سازمانی را اصلاح نمود و همراه با آن در بخش سوم، مهندسی مجدد كاركنان را انجام داد
در این بخش باید به نیروهای خط مقدم برخورد با مشتری ها و مخاطبین همچون نگهبان و حراست دقت كرد و اجازه نداد كه خشن ترین و كم سطح ترین كاركنان در مراحل ابتدایی یعنی جلوی در یا پشت در اتاق رییس یا كارشناس مربوطه با افراد به تندی و بدون لطافت برخورد نمایند
نتیجه گیری آنكه برای سازمان های مالی اقتصادی آینده، مشتری مداری لازم، بلكه واجب است. اینگونه سازمان ها باید از استخدام نیروهایی كه درونگرا هستند و ارتباطات خوبی با مشتری برقرار نمی كنند خودداری نمایند و تلاش نمایند كه نیروهای جذب شده را از میان كسانی انتخاب نمایند كه توانایی برقراری ارتباطات خوب و عالی را با ارباب رجوع داشته باشند
گاهی اوقات می توان این كار را با جابجایی كاركنان نیز انجام داد، چرا كه بعضی از كاركنان در بعضی مشاغل كه نیازمند ارتباطات بیشتر و منسجم تر است شاید نتوانند كه خودی نشان بدهند و توانایی های خویش را بروز بدهند ، در حالی كه همان ها در محیطی كه سكوت بیشتری بر آن حاكم است و جریانات ارتباطی كمتری بر آن حكمفرماست به خوبی از عهده انجام كارهایی كه به ایشان محول می شود بر می آیند
در مجموع همه سیستم ها باید ارتباطات انسانی را ببینند ، یعنی به آن توجه نمایند و آن را هم در مجموعه داخلی خودشان و هم در ارتباطات با غیر ، مد نظر قرار بدهند و راههای برخورد صحیح با یكدیگررا یاد بگیرند.اگر یك مدیر بتواند كه كارمندان خود را راضی نماید ، كارمندان هم در امتداد این رضایت در جهت برآورده كردن نیازهای مشتریان و خشنود نمودن آنان تلاش می نمایند و بدینگونه سیستم ، بر مبنای توجه به ارتباطات صحیح انسانی به رشد و نمو خود ادامه خواهد داد
اشاره می شود كه از سال 2005 به بعد، بیش از 50 كتاب مدیریت منتشر شده است كه وقتی آنها مورد بررسی قرار گرفتند عصاره شان بر این موضوع بود كه مدیر، باید در فاكتورهای مدیریتی خویش، علاوه بر مثبت نگر بودن ، به ارتباطات انسانی توجه كند و از آن غافل نشود تا بتواند مدیریتی كارآمد و توانا از خود به نمایش بگذارد


نقش روابط عمومي در خودشناسي سازمانها

بتول جابرها
«انجمن روابط عمومي ايران» روزهاي پاياني سال 1386، سميناري متفاوت از ديگر سمينارهاي خود را با عنوان «نقش روابط عمومي‌ها در خودشناسي سازمانها» برگزار كرد.
بر پايه انديشه‌هاي ارائه شده در اين سمينار، ضروري‌ است روابط عمومي‌ها به سرعت در باز تعريف مفهوم روابط عمومي برآيند، سپس فلسفه وجودي روابط عمومي در سازمانها براساس اين بازتعريف مفهومي، تبيين شود، و در نهايت، وظايف، نقش و كاركردهاي روابط عمومي را برپايه اين تعريف و فلسفه وجودي، تعيين كنند.
افزون بر اين همه، انديشه‌ها و افكار تازه‌اي را روابط عمومي‌ها در اين‌باره جستجو كنند، نگرش خود را تغيير دهند، مهارتهاي تازه‌اي فراگيرند و درپي كسب مهارتهاي جديدي برآيند كه تا پيش از اين ضرورتي به آن نبود.
پرويز درگي، عضو هيأت علمي دوره كارشناسي ارشد سازمان مديريت صنعتي، مولف و مترجم كتاب بازاريابي، سخنران اين سمينار بود كه در تالار حركت سازمان حمل و نقل و ترافيك تهران، آرا و انديشه‌هاي خود را در جمع اعضاي روابط عمومي سازمانها، وزارتخانه‌ها، بانك‌ها و ... ايراد كرد.
حاصل ديدگاههاي او را شايد بتوان به اختصار چنين معرفي كرد:
_ بازاريابي وارد عرصه روابط عمومي شده‌است.
_ برندسازي از جمله مهمترين موضوعات بازاريابي است كه در دنياي امروز با شتاب فراوان از سوي شركتها و سازمانها و حتي دولتها پيگيري مي‌شود.
_ برند؛ يعني خوشنامي و مديريت خوشنامي همان مديريت برند است.
_ برندسازي اكنون وظيفه روابط عمومي است.
_ ديگر نمي‌توان تنها با تكيه بر تبليغات، يك نام تجاري (Brand) جديد را به بازار عرضه كرد.
آنچه درپي مي‌خوانيد، گزيده‌اي از آنچه سخنران – كه خود مترجم كتاب كسب و كار نامهاي تجاري است - در اين سمينار مطرح كرد.
برند؛ يعني خوشنامي
تعريف برند (Brand) آغازين گفتار سخنران اين سمينار بود كه گفت:
تاكنون براي برند، تعاريف متنوعي از سوي مؤلفان و مترجمان كتابهاي بازاريابي ارائه شده‌است كه با آن آشنائيد، نظير نام و نشان تجاري، هويت و انگ تجاري.
«اعتبار»، «حيثيت» و «آبرو» معاني ديگري است مبتني بر برداشت‌هاي نخستين من از اين واژه پرمعنا. با وجود اين، بهترين معادل اينجانب براي اين واژه در پيكره مفهومي بازاريابي، «خوشنامي» است.
دليل اينجانب نيز متكي بر واقعيت كنوني عصر پررقابت است كه سازمانهاي پرآوازه، تلاش و كوششي وافر و همه جانبه مبذول مي‌كنند تا بتوانند در منظر و نگاه مشتريان به قله رفيع خوشنامي دست يابند؛ زيرا در پرتو چنين صعود افتخارآميزي است كه مي‌توانند هزاران مشتري وفادار را براي كالاها و خدمات خود تا ساليان متمادي مجذوب كنند.
ويژگي عصر پررقابت، به پديدآيي و رشد مفهوم «مردم سالاري مصرف كننده» انجاميده‌است. آيا مي‌دانيد چنين مفهومي، چه نقشي براي توليدكنندگان قائل است و چه جايگاهي را از آن مشتريان مي‌داند؟
مردم سالاري مصرف كننده چيست؟
دوره بازارهاي انحصاري به‌سر آمده ‌است و اكنون بازاريابي رقابتي جايگزين بازارهاي انحصاري شده‌اند. امروزه در بازارها، مردم سالاري مصرف كننده حاكم است و مصرف كنندگان انتخاب‌هاي متعددي دارند. در اين بازار، «مشتري» بيش از توليد‌كننده اهميت دارد. اوست كه انتخاب مي‌كند كدام كالا و خدمات را از چه كسي بخرد. كافي است، مشتري، كالايي را انتخاب نكند، آنگاه چرخه توليد با تمام دستگاهها و نيروي انساني آن از گردونه خارج مي‌شوند. به همين دليل است كه سالها پيش براي «مشتري» نام و نشان برگزيدند. اروپايي‌ها گفتند: مشتري رئيس است. ژاپني‌ها گفتند: مشتري خداست. اما ايرانيان واژه‌اي زيباتر برگزيند و آن «ارباب رجوع» بود.
به‌نظر مي رسد حتي در همان بازارهاي انحصاري، رفتارهاي نامطلوب با «ارباب رجوع» يا مشتريان، لطمه‌‌هاي جبران ناپذيري به سازمانها، شركتها و حتي دولتهايي زد كه قدرت حيرت‌انگيز مراجعان يا «ارباب رجوع» را ناديده گرفتند.
اكنون نيز سازمانهايي از اعتبار، آبرو و خوشنامي بهره‌مندند كه توانستند رفتار متناسب با شأن «ارباب رجوع» را رعايت كنند.
با چنين نگاهي بايد پرسيد كداميك از اركان سازمان وظيفه دارد «خوشنامي» را در سازمان توسعه دهد؟
گسترش خوشنامي در سازمان برعهده كيست؟
اين پرسش را سخنران اين سمينار با تكيه بر تعريف مؤسسه روابط عمومي انگلستان، پاسخ داد و گفت: مؤسسه روابط عمومي انگلستان در تعريف وظايف روابط عمومي مي‌گويد: روابط عمومي، مجموعه فعاليتهايي است كه با هدف حفظ و توسعه خوشنامي (Reputation) سازمان صورت پذيرد.
بدين‌رو با چنين نگاهي مي‌توان گفت: مديريت خوشنامي همان مديريت برند است.
اكنون به دو وظيفه از وظايف خطير روابط عمومي بايد پرداخت كه هردو به مديريت «خوشنامي» مي‌انجامد:
1- گسترش خوشنامي شركت
2- خنثي كردن شايعات بد عليه شركت
بدين ترتيب مي‌توان تعريفي تازه از روابط عمومي ارائه كرد. روابط عمومي مترادف است با حفظ و توسعه خوشنامي و آن برآيندي است از آنچه شما مي‌گوئيد، عمل مي‌كنيد، و ديگران درباره شما مي‌گويند.
چگونه مي‌توان حفظ و توسعه خوشنامي را تحقق بخشيد؟ اين پرسشي است كه بايد درباره آن تأمل كرد و براي آن پاسخ يافت.
حفظ و توسعه خوش‌نامي: كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن
پيتر دراكر، پدر علم مديريت، در آخرين روزهاي عمرش، آموزه‌اي دارد كه مي‌گويد: كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن.
آموزه دراكر قرابت نزديكي با آموزه‌هايي دارد كه ما از اديان باستاني شنيده و به‌ياد داريم. آنجا كه زرتشت با عنوان گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك راهنمايي‌هايي دارد. به‌نظر مي‌رسد با چنين آموزه‌هايي مي‌توان مسير و جهت اصلي خويش را تعيين كرد. انطباق با چنين آموزه‌هايي باعث خواهد شد «مشتريان» و يا «ارباب رجوع» در هنگام ورود به سازمانها و شركتها با «شميم خوشنامي» روبرو شوند.
آنچه شايسته است در اين ميان به آن اشاره‌اي گذرا كرد، ميزان انطباق بيشتر با آموزه‌هاي مزبور، ميزان خوشنامي سازمانها، شركتها و مؤسسات را رقم خواهد زد و دوري از اين آموزه‌ها باعث خواهد شد به رغم تلاشهاي فراوان در آراستگي ظاهري سازمانها، نصب صندوقهاي شكايات و پيشنهادها، ... همچنان با اقبال «ارباب رجوع» يا مشتريان روبرو نشويم.
چه بايد كرد تا شميم خوشنامي در سازمان پراكنده شود؟ پاسخ اين پرسش را بايد در طيف مسئوليت روابط عمومي جستجو كرد.
طيف مسئوليت روابط عمومي
طيف مسئوليت روابط عمومي به شدت تحت تأثير مهارتهاي خاص و حجم و نوع منابعي است كه به آن نياز است و در نهايت روش مديريتي روابط عمومي را تعريف مي‌كند. از اين رو ضروري است روابط عمومي‌ها برروي موضوع آموزش نيروي انساني سرمايه‌گذاري كنند.
دليل اين سرمايه‌گذاري برروي آموزش نيز آشكار است؛ زيرا «آموزش» به يادگيري مي‌انجامد و يادگيري به تغيير رفتار، با چنين نگاهي «آموزش» تنها ابزاري است كه براي تغيير رفتار به آن نياز داريم.
آنچه بايد در اينجا بدان پرداخت، عرصه‌هاي فعاليت روابط عمومي است كه همگي بايد در راستاي مديريت خوشنامي قرار گيرد.
اين عرصه‌ها عبارتند از:
1- مسائل اقتصادي و ستادي
2- امور حكومتي و دولتي
-3ارتباطات بازاريابي
-4ارتباطات درون سازماني
-5روابط اجتماعي.

براي مثال، حكومتي كه مقتدر و توانمند باشد، اما نتواند خود را در عرصه‌هاي ملي، منطقه‌اي، و بين‌المللي به خوبي معرفي كند، قطعاً با مشكلاتي روبرو خواهد شد و اين مستلزم آگاهي از طيف مسئوليت روابط عمومي و مهارتهايي است كه افراد روابط عمومي بايد در سطوح ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي واجد آن باشند.
همچنان‌كه در بازاريابي، سه هدف مهم بايد پيگيري شود:
1- شناسايي بازار
2- شناساندن خود به بازار
-3جلب رضايت ذي‌نفعان به سازمان.
در روابط عمومي نيز بايد ديد كه كدام بازار يا بازارها بايد شناسايي شود، چگونه بايد خود را در اين بازار يا بازارها بشناسانيم، و چگونه مي‌توان رضايت ذي‌نفعان را جلب كرد. قطعاً در اينجا با مهارتهايي روبرو خواهيد شد كه با نقشهاي پيشين روابط عمومي متفاوت است،‌ از اين‌رو كسب چنين مهارتهاي تازه و جديدي يك ضرورت جدي و اساسي است، اگر بپذيريم براي خوشنامي دولتها، سازمانها و شركتها، روابط عمومي وظيفه بنيادي و اساسي دارد.
نقش مؤثر روابط عمومي در برقراري ارتباطات درون سازمان و برون سازمان، به خوبي قابل تفكيك است.
به اين ترتيب اجراي وظايف مشتري مداري و فراتر از آن مشتري نوازي در درون سازمان و تسري آن به بيرون سازمان از وظايف روابط عمومي است. روابط عمومي بايد تمامي ابعاد سازمان را پوشش دهد، به‌گونه‌اي كه تنش‌هاي درون سازماني را حل كند، و از سوي ديگر بكوشد تعارض‌هاي بيرون سازمان را به‌ حداقل برساند و براي درك بهتر كافي است به اين پرسش پاسخ دهيم كه ارتباط بازاريابي و روابط عمومي بايد چگونه باشد؟
چگونگي ارتباط بين بازاريابي و روابط عمومي
بازاريابي، كسب رضايت مشتري به شيوه‌اي سودآور است، و روابط عمومي بستر خوشنامي شركت است. تعامل شايسته بين اين دو، به جذب، نگهداري و رشد دادن مشريان مي‌انجامد.
صاحبنظران برجسته بازاريابي با قاطعيت اعلام مي‌كنند شاهد يك چرخش اساسي از بازاريابي تبليغات محور، به بازاريابي روابط عمومي محور هستيم. دليل آن نيز روندي است كه در سالهاي اخير در ارتباط با مشتريان ديده مي‌شود. اين روند چنين است:
1- كمرنگ شدن تبليغات
2- پررنگ شدن نقش روابط عمومي
پژوهش‌هاي فراواني اين دو روند را تأييد مي‌كنند. اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهند مردم از تبليغات خسته شده‌اند. دليل اين خستگي نيز افزايش حجم تبليغات است. شما اين خستگي و دلزدگي را مي‌توانيد در بين تماشاگران فيلم‌هاي سينمايي يا سريال‌هاي تلويزيوني از نزديك مشاهده كنيد. حتماً ديده‌ايد به هنگام تماشاي فيلم سينمايي و يا سريال‌هاي تلويزيوني، درست در لحظه هيجاني فيلم، به يك‌باره تبليغات پخش مي‌شود. علاقه‌منداني كه اين فيلم آنان را مجذوب كرده‌است و فيلم را دنبال مي‌كنند، احساس تنفر و ناراحتي از اين «قطع فيلم» دارند كه به مجرد پخش تبليغ، گاه اين ميزان ناراحتي و تنفر خويش را به آن كالا يا خدمات تبليغ شده نسبت مي‌دهند. به نظر مي‌رسد در چنين وضعيتي، آن كالا يا خدمات كمتر با استقبال خريد از سوي مشتريان روبرو شود؟ بويژه در جامعه ايراني ما كه افكار و احساسات خود را غالباً در طول روز به صورت شفاهي در گفت‌وگوها، در مكالمات تلفني، بارها و بارها نقل مي‌كنند، چنين كالاها و خدماتي خواه‌ناخواه مسير دشواري را براي فروش طي خواهند كرد.
به همين دليل و ساير دلايل است كه تبليغات براي برندسازي، نتوانست نقش موفقي را ايفا كند. اكنون اين نقش به روابط عمومي‌ها واگذار شده‌است. روابط عمومي، اطلاع رساني است. روابط عمومي، تبليغ نيست. روابط عمومي تحليلي است كه ديگران از عملكرد ما دارند. عملكردي را «ارباب رجوع» يا «مشتريان» از ما مي‌پسندند كه در آن به شأن و جايگاه مشتريان احترام گذاشته شود. اين عملكرد حاصل گفتار ما نيست بلكه، بيش از همه مرهون رفتار ماست و حاصل انطباق ما با آموزه‌هايي است كه مي‌گويد كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن. حال بايد ديد چگونه شركتها مي‌توانند خود را به «ارباب رجوع» يا مشتريان بشناسانند.
ابزارهاي روابط عمومي براي تحقق و گسترش خوشنامي
پرويز درگي، سخنران اين سمينار، در پاسخ به اين پرسش كه چگونه شركتها مي‌توانند خود را به ارباب رجوع يا مشتريان بشناسانند، چنين گفت:
1- نيروهاي صف
2- نشانه‌هاي برند و كاركرد فرهنگ گسترش برند
3- محصول (كالا –خدمت»
نيروي انساني هر سازمان را به دو طيف تقسيم بندي مي‌كنند:
1- نيروهاي ستادي
2- نيروهاي صف
نيروهاي صف، نيروهاي اجرايي هستند كه «ارباب رجوع» يا «مشتريان» در نخستين ورود به سازمان با‌ آنها روبرو مي‌شوند. تجربه نشان مي‌دهد اين نيروها بايد افرادي برون‌گرا باشند، افرادي كه دوست دارند با مردم يا ارباب رجوع ارتباط داشته باشند. اين نيروها از ارتباط بيشتر با مردم لذت مي‌برند، براي پاسخگويي به مردم آمادگي بيشتري دارند، از تماسهاي تلفني بيشتر لذت مي‌برند، تمايل بيشتري براي گفت‌وگو و راهنمايي دارند.
درست برعكس، نيروهاي ستادي فعاليت متمركز بدون ارتباط با ارباب رجوع را ترجيح مي‌دهند. همچنين اشخاصي كه در آزمايشگاهها فعاليت مي‌كنند، علاقه‌ دارند ساعتهاي متمادي بدون گفت‌وگو، يك فعاليت علمي را دنبال كنند، حسابدارها نيز چنين روحيه‌اي دارند، آنها حاضرند ساعت‌هاي فراواني را براي محاسبه اعداد صرف كنند، درحالي‌كه گفت‌وگوهاي طولاني مانع از انجام فعاليت‌هايشان مي‌شود.با چنين دركي، قطعاً نيروهاي صف در روابط عمومي بايد از گروه برون‌گرا باشند. در غير اين‌صورت، پرسشها و سوالات متنوع «ارباب رجوع» آنان را آزرده خاطر مي‌سازد.
با چنين نگرشي در مي‌يابيم روابط عمومي موظف است در انتخاب نيروهاي استخدامي، تجديدنظر قطعي كند.
تنها دانش روابط عمومي نمي‌تواند يك روابط عمومي كارآمد براي سازمان پديد آورد. در كنار اين دانش، علاقه‌ و گرايش به «ارتباطات انساني» وجه تمايز روابط عمومي‌هايي است كه گسترش خوشنامي را وجهه همت خويش قرار داده‌اند.
دولت سنگاپور در سال 2003 براي استخدام پرسنل ميز پذيرش فرود‌گاه‌ها و گمركات توجه اساسي كرد. آنان دريافتند نيروهاي برون‌گرا كه قادرند لبخند را در سيماي خويش آشكار سازند، به نحو شگرفي بر رفتار توريست‌ها اثرگذارند. پس‌از استخدام و آموزش اين نيروها، موفقيت گردشگري در سنگاپور باعث در‌آمدزايي فراوان براي اين كشور شد.
بايد تأكيد كرد روابط عمومي يك رشته حرفه‌اي است كه شما نمي‌توانيد آن را به هر کسي بسپاريد كه براي اين رشته آمادگي‌هاي اوليه را ندارند.
1- در اين راه بايد نيروهاي شايسته را انتخاب كنيد.
2- بر روي آموزش ايشان سرمايه‌گذاري كنيد.
3- نظارت و كنترل شايسته‌اي در راستاي مشتري نوازي داشته باشيد.
پرويز درگي، سخنراني خود را در پايان با 3 نكته به پايان برد و گفت: تمام كاركردهاي شركت نظير توليد، مالي، روابط عمومي و ... براي اين به‌وجود آمده‌اند كه در خدمت كاركرد بازاريابي و مشتري نوازي قرار گيرند.
روابط عمومي، علم و هنر به دست‌آوردن اعتماد افراد ذي‌نفع در سازمان و استفاده بهينه از آن است.
هدف اصلي روابط عمومي، ساختن نام تجاري است. اگر نتوانيد يك نام تجاري قدرتمند بسازيد، همه كاركردهاي ديگر، هرقدر هم كه خوب ايفا شوند، به موفقيت يك شركت كمكي نخواهند كرد.‌
http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-192/reports-192/3.asp

روابط عمومی تجاری چیست و چگونه ظهور یافت؟

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات)

تبلیغات یکسویه بود، یعنی حسنها را بزرگنمایی و عیبها را کوچکنمایی میکرد. واحدهای تبلیغات شرکتها نیازی به پاسخگویی را احساس نمیکردند، اما مشتریان این نیاز و احساس را داشتند. در چنین شرایطی، اطلاعرسانی و ارتباط با مشتریان اهمیتی به مراتب بیشتر از تبلیغات پیدا کرده و ضرورت سازماندهی مجدد شیوه های ارتباطی مشتریان و سازمانهای اقتصادی را روشن میکند.
روابط عمومی با ماهیت ذاتی خود که کارکردی دوسویه دارد، جانشین مناسبی برای تبلیغات است، چون هم به اطلاع رسانی تأکید بیشتری دارد و هم شنونده بودن را بر گوینده بودن ارجحیت میدهد. معروف و مشهورشدن شرکتهایی بزرگ (مایکروسافت و ...) در دهه اخیر به کمک روابط عمومی و نه تبلیغات، اهمیت روابط عمومی را در عرصه های اقتصادی روشن کرده است، اما نمیتوان روابط عمومی را با کارکردهای گذشته (کارکرد در سازمانهای دولتی و سیاسی) بهکار گرفت و لازم است نوعی از روابط عمومی را طراحی کرد که توانایی پاسخگویی به نیازهای سازمانهای اقتصادی را داشته باشد. ما این روابط عمومی را «روابط عمومی تجاری» مینامیم.
● روابط عمومی تجاری باید طراحی شود
با توجه به نقش و جایگاه روابط عمومی در فرایند توسعه ارتباطات سازمانی و بالاخص تأثیر آن در رضایتمندی مشتریان، امروزه شاهد آن هستیم که وجود هرگونه نقص و یا آسیبی در ساختار، ابزار و فرایند فعالیتهای روابط عمومی، تمامی ابعاد، قابلیتها و نقشهای آن را تحت تأثیر قرار میدهد. از اینرو، بیتردید توجه به شناخت دقیق هر یک از محورهای عملکردی روابط عمومی، آسیبها و ارزشیابی عملکرد در مؤسسات اقتصادی و اجتماعی، گامی بزرگ در تسریع مشکلات و تدوین استراتژی مناسب روابط عمومی در کشور قلمداد میشود. با چنین رویکردی هنگامی که روابط عمومی وارد عرصه اقتصادی میشود، باید طوری طراحی شود که در راستا و جهت استراتژی اتخاذ شده و اهداف سازمانی قرار گیرد.
برای این منظور، روابط عمومی باید عوامل زیر را موردتوجه قرار دهد:
۱) ساختار (بخشهای) سازمانی: ساختار و شرح وظایف روابط عمومی باید طوری طراحی شود که اهداف و استراتژی سازمانی را براورده سازد. مثلاً، اگر استراتژی سازمان تمرکز بر مخاطبان باشد، بخشهای روابط عمومی باید به گونه ای طراحی شوند که به تحقق این هدف کمک کنند. مثلاً، میتوان به بخشهایی همچون: شناسایی نیازهای مخاطبان، مدیریت ارتباط با مخاطبان، افکارسنجی مخاطبان و ... اشاره کرد. این درحالی است که در حالت سنتی روابط عمومی از بخشهایی چون سمعی و بصری، مطبوعات، مراسم و ... تشکیل میشود.
۲) فرهنگ سازمانی: هر سازمانی، هنگامی که تغییری در استراتژی و فرایندها و فعالیتهای خود میدهد، معمولاً با مخالفت مدیران، کارکنان و مخاطبان خود رو به رو میشود که گاهی ممکن است فرایند جدید را با شکست مواجه کند. در این خصوص مدیران روابط عمومی در سازمانهایی اقتصادی باید تدابیری بیندیشند که بتواند مقاومتهای موجود را به حداقل برساند و تلاش کنند که استراتژی ارتباطی را به یک فرهنگ در سازمان تبدیل کنند. درگیر کردن کارکنان (مثل شرکت دادن آنها در تصمیم گیریهای روابط عمومی)، افکارسنجی مخاطبان، ایجاد ارتباط مؤثر با مشتریان، ایجاد سیستمهای انگیزشی (همانند تخصیص هدایا و امکانات به مخاطبان، ایجاد پست الکترونیکی، درج خبرهای ویژه، ارائه پاداش به کارکنان)، ارائه آموزشهای لازم و ... از راهکارهایی است که میتواند مقاومت را کاهش دهد.
۳) مهندسی مجدد کارکنان: هنگامی که سازمانها وارد فعالیتهای تازهای میشوند، چندان معقول به نظر نمیرسد که با کارکنانی ناتوان ادامه کار بدهند. ما احتیاجی به تاکتیک گرایان نداریم بلکه استراتژیت ها هستند که برای ما مهم اند . به غیر از متخصصان ارتباطات، چه کسانی توانایی توسعه استراتژی ارتباطی، گسترش دامنه پیامها و سنجش پاسخها را دارند؟ شرکتهای تجاری باید به شرکتهای روابط عمومی و متخصصان ارتباطات فعال در سازمانهای خود روی بیاورند، چرا که آنان فرمانروایان استراتژی اند.
● نتیجه گیری
در روابط عمومی تجاری، مشتریم داری به عنوان جنبه ای از ارتباطات انسانی میبایستی مورد تأیید و تأکید قرار بگیرند. به خصوص در سازمانهای اقتصادی بهعنوان رویکرد اصلی و جدی خود در ارتباط با مشتریان آن را برگزیده اند. این رویکرد میتواند در چارچوب چرخه کیفیتی پروفسور دمینگ، صاحبنظر برجسته مدیریت، تعریف و سازماندهی شود. بهاین معنا که ادارات عمومی تجاری، مشتری مداری را در چهار مرحله فعالیت زیر استوار سازند تا روابط عمومی تجاری ایجاد و توسعه یابد.
۱) نیازسنجی: روابط عمومی تجاری میبایستی دو گوش را جایگزین زبان کند و بجای هیاهو و غوغا، شنونده خوبی برای مشتریان باشد.
۲) برنامههای ارتباطی را سازماندهی کند
۳) اجرا: اجرای فعالیتهای مشتریمدارانه در روابط عمومی تجاری میبایستی بر منافع دوطرفه (نگرش برنده - برنده) انجام پذیرد.
۴) ارزیابی: ارزیابی تمامی فعالیتها یعنی ارزشیابی از طریق پرسشنامه و اثربخشی از طریق مصاحبه، همواره میبایستی تأکید شود و هرگز نباید به فراموشی سپرده شود.
به طور خلاصه فلسفه ایجاد و تداوم روابط عمومی در سازمانها از دو روش مردم مداری و مشتری مداری پیروی می کند.

ساختار و ابزار روابط عمومي تجاري

احمد یحیایی ایله ای(دکترای ارتباطات)

مقدمه

در نگرش سنتي کسب وکار، فرايند خريد و فروش کالا و خدمات با " پول " رقم مي خورد اما اکنون اين نگرش کارايي خود را از دست داده است و " احترام " يا مشتري مداري بعنوان محور فعاليت سازمانها و الزام بقاي آنها مورد تاکيد و توجه قرار گرفته است. بطوري که طي دهه گذشته ، در سايه رويکردهاي جديد مديريتي ،نقش و اهميت مشتري ، تصاعدي رشد کرده است و ديگر حدي براي مشتري مداري وجود ندارد .
بطوري که به اندازه اي که سازمان ها به حرف و حق مشتري اهميت قائل هستند مي توان سازمانها را به سه گروه عمده تقسيم کرد :

الف) مشتري گرايي Customer Focused
در مشتري گرايي بيشتر با حدس و گمان و مشاهده بازار تمايل مشتريان به خريد در نظر گرفته مي‌شود و صاحب کالا درصدد است باتوجه به گرايشات مشتري کالاي بيشتري بفروشد.
ب) مشتري مداري Customer Centered
فروشنده در مشتري مداري به سنجش افکار و احوال و نظرات و پيشنهادات خريدار اقدام مي‌کند و سعي بر آن دارد که تمايلات، خواسته‌ها و نيازهاي مشتريان را باتوجه به امکانات برآورده سازد. بااين روش و اعتقاد، بانظر مشتري بهبود مستمر انجام مي‌گيرد.
ج) مشتري محوري Customer Oriented
در مشتري محوري ، مشتري کارفرماست و توليد کنندگان موظف هستند آنچه را که مشتري مي‌خواهد حتي الامکان توليد و به مصرف کننده اعطاء کنند. در اين نگرش هر کالايي مخصوص يک مشتري و محور کار مشتري فرماني است.

مفهوم روابط عمومي تجاري

براي اينکه مفهوم روابط عمومي تجاري روشن شود ما ابتدا روابط عمومي را (همچون تبليغات که به تبليغات تجاري و تبليغات سياسي تقسيم مي شود)به :
الف) روابط عمومي تجاري
ب) روابط عمومي سياسي تقسيم کرديم.
همچنان که در عصر انحصار اقتصادي و سياسي ، روابط عمومي سياسي فعال و غالب است روابط عمومي تجاري محصول و فرزند فضاي رقابتي اقتصاد است و هر جا انحصار است نه مشتري مداري معنادار است و نه روابط عمومي تجاري کارآمد.
در روابط عمومي تجاري، تمام قسمتهاي سازمان از مديران ارشد گرفته تا نگهبانان سازمان، سعي در ايجاد ارتباط مناسب با مخاطبان دارد، در صورتي که در روابط عمومي سنتي(سياسي)، اين مسئوليت فقط به عهده واحد روابط عمومي (انحصار) است. در روابط عمومي تجاري بايد تمام صفحات و قابليتهاي سايت سازمان با ديدگاه روابط عمومي و ايجاد ارتباط با مشتريان طراحي و تدوين مي شود .

روابط عمومی تجاری چیست و چگونه ظهور یافت؟

تبلیغات یکسویه بود، یعنی حسنها را بزرگنمایی و عیبها را کوچکنمایی میکرد. واحدهای تبلیغات شرکتها نیازی به پاسخگویی را احساس نمیکردند، اما مشتریان این نیاز و احساس را داشتند. در چنین شرایطی، اطلاعرسانی و ارتباط با مشتریان اهمیتی به مراتب بیشتر از تبلیغات پیدا کرده و ضرورت سازماندهی مجدد شیوههای ارتباطی مشتریان و سازمانهای اقتصادی را روشن میکند.
روابط عمومی با ماهیت ذاتی خود که کارکردی دوسویه دارد، جانشین مناسبی برای تبلیغات است، چون هم به اطلاع رسانی تأکید بیشتری دارد و هم شنونده بودن را بر گوینده بودن ارجحیت می دهد. معروف و مشهور شدن شرکتهایی بزرگ (مایکروسافت و ...) در دهه اخیر بهکمک روابطعمومی و نه تبلیغات، اهمیت روابط عمومی را در عرصههای اقتصادی روشن کرده است، اما نمیتوان روابط عمومی را با کارکردهای گذشته (کارکرد در سازمانهای دولتی و سیاسی) بهکار گرفت و لازم است نوعی از روابط عمومی را طراحی کرد که توانایی پاسخگویی به نیازهای سازمانهای اقتصادی را داشته باشد. ما این روابط عمومی را «روابط عمومی تجاری» مینامیم.

تفاوت روابط عمومي تجاري با تبليغات تجاري

يکي از مهمترين و جدي ترين مباحثي که با مطرح کردن روابط عمومي تجاري بوجود مي آيد تفاوت روابط عمومي تجاري و تبليغات تجاري است.
شايد ذکر اين نکته الزامي باشد که مهمترين تفاوت اين دو آن است که روابط عمومي تجاري با محوريت ارتباطات دوسويه فعاليت و کار مي کند در حالي که براي تبليغات تجاري اين الزام وجود ندارد و اين محوريت نگاه اين دو را به مشتري و منافع مشتري متفاوت مي کند.
جدول زير برخي از تفاوت هاي روابط عمومي تجاري و تبليغات تجاري را نشان مي دهد.

تبليغات تجاري بطور کلي تفاوت هاي ماهيتي و فعاليتي بين روابط عمومي تجاري و تبليغات تجاري وجود دارد اماا نبايستي روابط عمومي تجاري را با تبليغات تجاري (بازرگاني ) يکي دانست.هر چند مشترکات فراواني دارند اما روابط عمومي تجاري همان تبليغات تجاري (بازرگاني ) نيست.

ساختار و ابزار روابط عمومي تجاري

براي تبيين روابط عمومي تجاري بايستي به سئوالاتي اساسي پاسخ گفت :
ويژگيهاي روابط عمومي تجاري چيست؟
- ساختار روابط عمومي تجاري چيست؟
- - ساختار روابط عمومي تجاري از چه بخشهايي تشکيل مي شود؟
- - الزامات ساختار روابط عمومي تجاري چيست؟
- - ابزار روابط عمومي تجاري چيست؟ و چه تفاوتهايي با ابزار نبليغات تجاري و روابط عمومي سياسي دارد.
واقعيت غير قابل انکار اين است که روابط عمومي تجاري نيازمند ساختاري مشتري مدار است ساختاري که بتواند به هر کدام از مشتريان ، در هر زماني و در هر مکاني پاسخگو باشد. و چنين ساختاري نيازمند توسعه استراتژيک روابط عمومي در تمامي لايه هاي ارتباطي با مشتريان است. يعني بايستي استراتژي مشتري مدار،سازمان مشتري مدار، مديران مشتري مدار و کارکنان مشتري مدار طراحي کنيم .
در روابط عمومي تجاري مي توان به بخشهايي چون: شناسايي نيازهاي مخاطبان (تحقيقات بازار)، تبليغات، پاسخگويي به مشتريان و ... اشاره کرد و اين در حالي است که در حالت سنتي ، روابط عمومي (سياسي) از بخشهايي چون: سمعي و بصري، مطبوعات، مراسمات و ... تشکيل مي شود. ساختار روابط عمومي تجاري بر سه محور زير تاکيد بيشتري دارد:
- تحقيقات بازار
- اطلاع رساني گسترده و فراگير(online)
- پاسخگويي به مشتريان
روابط عمومی تجاری باید طراحی شود
با توجه به نقش و جایگاه روابط عمومی در فرایند توسعه ارتباطات سازمانی و بالاخص تأثیر آن در رضایتمندی مشتریان، امروزه شاهد آن هستیم که وجود هرگونه نقص و یا آسیبی در ساختار، ابزار و فرایند فعالیتهای روابط عمومی، تمامی ابعاد، قابلیتها و نقشهای آن را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو، بی تردید توجه به شناخت دقیق هر یک از محورهای عملکردی روابط عمومی، آسیبها و ارزشیابی عملکرد در مؤسسات اقتصادی و اجتماعی، گامی بزرگ در تسریع مشکلات و تدوین استراتژی مناسب روابط عمومی در کشور قلمداد می شود. با چنین رویکردی هنگامی که روابط عمومی وارد عرصه اقتصادی می شود، باید طوری طراحی شود که در راستا و جهت استراتژی اتخاذ شده و اهداف سازمانی قرار گیرد.
برای این منظور، روابط عمومی باید عوامل زیر را مورد توجه قرار دهد:
1- ساختار (بخشهای) سازمانی: ساختار و شرح وظایف روابطعمومی باید طوری طراحی شود که اهداف و استراتژی سازمانی را براورده سازد. مثلاً، اگر استراتژی سازمان تمرکز بر مخاطبان باشد، بخشهای روابط عمومی باید به گونهای طراحی شوند که به تحقق این هدف کمک کنند. مثلاً، میتوان به بخشهایی همچون: شناسایی نیازهای مخاطبان، مدیریت ارتباط با مخاطبان، افکارسنجی مخاطبان و ... اشاره کرد. این درحالی است که در حالت سنتی روابط عمومی از بخشهایی چون سمعی و بصری، مطبوعات، مراسم و ... تشکیل میشود.
2- فرهنگ سازمانی: هر سازمانی، هنگامی که تغییری در استراتژی و فرایندها و فعالیتهای خود می دهد، معمولاً با مخالفت مدیران، کارکنان و مخاطبان خود روبرو میشود که گاهی ممکن است فرایند جدید را با شکست مواجه کند. در این خصوص مدیران روابط عمومی در سازمانهایی اقتصادی باید تدابیری بیندیشند که بتواند مقاومتهای موجود را به حداقل برساند و تلاش کنند که استراتژی ارتباطی را به یک فرهنگ در سازمان تبدیل کنند. درگیر کردن کارکنان (مثل شرکت دادن آنها در تصمیم گیریهای روابط عمومی)، افکارسنجی مخاطبان، ایجاد ارتباط مؤثر با مشتریان، ایجاد سیستمهای انگیزشی (همانند تخصیص هدایا و امکانات به مخاطبان، ایجاد پست الکترونیکی، درج خبرهای ویژه، ارائه پاداش به کارکنان)، ارائه آموزشهای لازم و ... از راهکارهایی است که میتواند مقاومت را کاهش دهد.
3- مهندسی مجدد کارکنان: هنگامی که سازمانها وارد فعالیتهای تازهای می شوند، چندان معقول به نظر نمی رسد که با کارکنانی ناتوان ادامه کار بدهند. ما احتیاجی به تاکتیک گرایان نداریم بلکه استراتژیت ها هستند که برای ما مهماند. بهغیر از متخصصان ارتباطات، چه کسانی توانایی توسعه استراتژی ارتباطی، گسترش دامنه پیامها و سنجش پاسخها را دارند؟ شرکتهای تجاری باید به شرکتهای روابط عمومی و متخصصان ارتباطات فعال در سازمانهای خود روی بیاورند، چرا که آنان فرمانروایان استراتژی هستند.

نتيجه گيري

تاکيد بسياري بر اين است که توسعه روابط عمومي در سازمانها و شرکتهاي اقتصادي و تجاري اهميت فراواني دارد. به اين معنا که با حذف روابط عمومي در سازمانهاي اقتصادي و جايگزين کردن تبليغات صرف کارکردهاي ارتباطي و اخلاقي سازمانهاي اقتصادي خدشه دار شده و آثار منفي تبليغات در بلندمدت دامن جامعه و سازمانهاي مذکور را مي گيرد.
در روابط عمومي تجاري مشتري مداري بعنوان جنبه اي از ارتباطات انساني بايستي مورد تاييد و تاکيد قرار بگيرد بخصوص در سازمانهاي اقتصادي بعنوان رويکرد اصلي و جدي خود در ارتباط با مشتريان آن را برگزيده اند.
اين رويکرد مي تواند در چارچوب چرخه کيفيتي پروفسور دمينگ تعريف و سازماندهي شود .
به اين معنا که ادارات روابط عمومي تجاري مشتري مداري را در چهار مرحله فعاليت زير استوار سازند تا روابط عمومي تجاري ايجاد و توسعه يابد:
نيازسنجي: روابط عمومي تجاري بايستي دو گوش را جايگزين زبان کند و به جاي هياهو و غوغا شنونده خوبي براي مشتريان باشد .
برنامه ريزي: روابط عمومي تجاري بايستي اطلاع رساني . پاسخگويي را بر اساس دريافت اطلاعات (پيشنهادات ، شکايات و انتقادات) از مشتريان برنامه هاي ارتباطي را سازماندهي کند.
اجرا : اجراي فعاليتهاي مشتري مدارانه در روابط عمومي تجاري بايستي بر منافع دوطرفه (نگرش برنده - برنده ) انجام پذيرد.
ارزيابي : ارزيابي تمامي فعاليتها يعني ارزشيابي از طريق پرسشنامه و اثربخشي از طريق مصاحبه همواره بايستي تاکيد شود و هرگز نبايستي به فراموشي سپرده شود.
بطور خلاصه نويسنده تاکيد دارد که فلسفه ايجاد و تداوم روابط عمومي ها در سازمانها از دو روش زير پيروي مي کند :
الف: فلسفه روابط عمومي در سازمانهاي اجتماعي " مردمداري" است.
ب: فلسفه روابط عمومي در سازمانهاي اقتصادي " مشتري مداري" است.
لذا مشتري مداري براي روابط عمومي در سازمانهاي اقتصادي ، چشم اندازي از مردمداري است و نبايستي تعريفي يکسان از روابط عمومي ، وظايف روابط عمومي و کارکردهاي روابط عمومي در سازمانهاي متفاوت داشته باشيم.

*****