« August 2006 | Main | December 2008 »
September 06, 2006
حق با مشتري است ، ديگر شعار نيست !
حق با مشتري است ، ديگر شعار نيست !
نويسنده: تهيه كننده : زهره يزداني
امروزه نه تنها راضي كردن مشتري كافي نيست، بلكه بايد نيازهاي مشتري را پيش بيني و خواسته هاي او را مورد سنجش قرار داد. درتغيير سيستم و ايجاد روش هاي جديد نبايد تنها بر اساس انتظارات و خواسته هايمان حركت كنيم بلكه هر تغييري بايد بر اساس نظر و ديدگاه مشتري انجام گيرد. بنابراين براي بهبود بخشيدن و رسيدن به سطح بالايي از رضايت، بايد خدمات ارائه شده را همانطور كه مشتري دريافت مي دارد بررسي كنيم.
ارائه خدمات مطلوب و با كيفيت به متقاضيان به معني حضور و تلاش كاركناني شايسته و آگاه است كه خدمات را به شكلي دوستانه و مفيد به مشتريان ارائه مي دهند.
كسب رضايت مشتري، دو شرط اساسي دارد اول اينكه كالاي مورد تقاضا در زمان مقرر تحويل شود. دوم اينكه به سئوالات او به موقع و درست پاسخ داده شود. يك مشتري زماني راضي است كه نه تنها خودش دوباره براي خريد توليدات باز گردد بلكه شخص ديگري را نيز به همراه بياورد. هيچ سازماني در اين زمينه موفق نمي شود مگر اينكه كار گروهي و فرهنگ جلب رضايت مشتري را در اولويت كاري خود قرار دهد و براي بدست آوردن آن تلاش كند.
مديران بايد به اين باور برسند كه ارائه خدمت مطلوب به ارباب رجوع و كسب رضايت و خشنودي آنان جزو هدف هاي سازمان بوده و از جايگاه حياتي برخوردار است.
برخي از دلايل عدم نهادينه شدن فرهنگ مشتري مداري در سازمان ها عبارت است از:
- عدم شناخت دقيق از نيازها، خواسته ها و انتظارات ارباب رجوع نزد تصميم گيرندگان و سياست گذاران سازمان.
- عدم باور مديران به اهميت تكريم ارباب رجوع.
- عدم توجه به كيفيت خدمات در سازمان.
- ناكارآمدي سيستم هاي مديريت منابع انساني (استخدام، گزينش، آموزش، جبران خدمات و ارزيابي عملكرد)
- عدم وجود ارتباطات سازماني مناسب و كارآمد.
اما رضايت در ذهن ارباب رجوع چگونه شكل مي گيرد؟ در جوامع كنوني محصول يا خدمتي مورد اقبال مشتري قرار خواهد گرفت كه ارزش مورد انتظار وي را برآورده سازد. ارباب رجوع زماني از دريافت محصول يا خدمت راضي و خشنود خواهد بود كه خدمات دريافت شده برابر يا فراتر از ارزش مورد انتظارش باشد.
برخي از مديران بر اين باورند كه چون شكايتي از ناحيه ارباب رجوع نسبت به نوع و ارائه خدمات واحد مورد نظر مطرح نمي شود، سطح ارائه خدمات واحد در حد مطلوبي قرار دارد و مراجعه كننده نيز راضي است. چرا كه آموخته ايم سكوت نشانه رضايت است!
سازمان هاي موفق و اثربخش هميشه سعي مي كنند تا نسبت ارزش دريافتي گروه هاي مختلف مشتريان را بالاتر از عدد يك نگه دارند و حتي آن را به عددهاي بالاتر برسانند و موجبات خشنودي آنان را فراهم سازند.
به طور كلي ارزش دادن به خواسته مشتري بايد در همه سطوح سازمان و هر يك از واحدهاي تابعه آن سازمان جريان يكسان و دايم داشته باشد. براي نمونه، ترغيب كاركنان در تماس با مشتريان به رفتارهاي مودبانه و محترمانه در حد دادن جواب سلام، بالا بردن سر و توجه كردن به مشتري، پاسخگويي به سئوالات، رعايت ارزش هاي انساني و اخلاقي و همدلي كردن به جاي مقابله با ارباب رجوع بايد مورد توجه همه عناصر سازمان قرار گيرد.
البته تغيير رفتار كاركنان به سادگي امكان پذير نيست و نيازمند تجديد ساختار سازماني، ايجاد و گسترش فرهنگ مشتري مداري، ارتباطات موثر و بهبود سيستم هاي مديريت منابع انساني درسازمان است.
منابع:
1- Katler Philip (2002)، Marketing Management
2- Zemek Ron، Woods A.John (1998) Best Practices in Customer Service.
http://www.naftepars.ir/official/2961/view.asp?ID=213037 □
Posted by yahyaee at 08:07 AM | Comments (0)
September 03, 2006
روابط عمومي و ارزش ها
روابط عمومي و ارزش ها
پيش از پرداختن به موضوع ، به چند مقدمه اشاره خواهم كرد ، آنگاه به بحث ارزشها و ضوابط اخلاقي درحوزه روابط عمومي خواهم پرداخت و در پايان چند پيشنهاد تقديم خواهم كرد.
انسان و ارتباطات اجتماعي
برخي از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند : « انسان ، موجودي است اجتماعي و بارزترين نماد شخصيت انسان ، اجتماعي بودن است » چنانچه اين نظريه را هم نپذيريم بي ترديد اجتماعي بودن يكي از وجوه و ابعاد مهم وجودآدمي است و در متن معناي اجتماعي بودن ارتباطات نهفته است .بنابر اين ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنابر بعضي ديدگاهها ، اساس شخصيت انسان را تشكيل مي دهد. از سوي ديگر ارتباطات به دو گونه تقسيم مي شود :
1 ـ ارتباطات ميان فردي 2 ـ ارتباطات گروهي و از جمله ميان نهادها و جامعه .
ارتباطات نوع دوم ، دامنه بسيارگسترده و وسيع دارد و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات گروهي و اجتماعي ، روابط عمومي است ، چه به عنوان « فرايند » ارتباطي كه ميان سازمانها و موسسات و جامعه پديدار مي شود ، چه بعنوان « نهادي » كه بخشي از سازمانها را تشكيل مي دهد.
ارتباطات انساني از نگاه اسلام
در نگاه اسلام ، مساله ارتباطات انساني ، امر بسيار مهمي است و آنقدر بحث ارتباطات انساني و اجتماعي در منطق اسلام جايگاه والا دارد كه در بسياري از نيايش ها و عبادت ها و شعائر و مناسك ديني ، بعد ارتباط انسان با ديگران با بعد ارتباط انسان با خداي خود به شدت درهم آميخته است . اگر كسي به مناسك مهم ديني مانند حج يا نماز نگاه كند ، به خوبي در مي يابد كه چگونه حلقه ارتباط انسان با خداوند با ارتباط انسان باجامعه و ديگران درهم تنيده است و بطور كامل اين دو حوزه ارتباطي ، هويت واحدي پيدا كرده و هنگامي كه به تعاليم اجتماعي اسلام و فلسفه سياسي اسلام نگاه كنيم ، آنگاه عمق نظريه ارتباطي اسلام رادرخواهيم يافت و به همين دليل است كه در نگاه و منطق اسلام ، مساله ارتباطات در معني عام ، كه يكي از نمادهاي آن روابط عمومي خواهد بود ، جايگاه بسيار مهم و ارزشمندي دارد.
هدف و وظايف
هدف كلان نهاد روابط عمومي و ارتباطات سازماني ، عبارت است از : « زمينه سازي براي دستيابي سازمان به اهداف خود و تحقق ماموريتهاي سازمان » و در اين راستا وظايف عمده ذيل را بردوش دارد :
1 ) معرفي سازمان به جامعه ، گروههاو افراد هدف
2 ) اطلاع رساني در چند قلمرو :
الف ) اطلاع رساني درون سازماني ميان سطوح گوناگون كارمندي و مديريتها
ب ) اطلاع رساني برون سازماني در سطوح منطقه اي ، كشوري و بين المللي
ج ) انتقال اطلاعات برون سازمان به سازمان و مديران وكاركنان آن
3 ـ ايجاد روابط صميمي ميان سازمان و برون سازمان و اعتقادسازي متقابل ميان آنها.
ابعاد و وجوه روابط عمومي و ارتباطات
نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد آن است كه ارتباطات و بطور ويژه روابط عمومي ، ضمن آنكه يك قلمروي تكنيكي و فني دارد ، داراي قلمرو و دامنه اخلاقي و ارزشي نيز مي باشد. بنابر اين روابط عمومي هم يك فن است ، هم يك دانش و هم يك قلمرو مهم اخلاقي و ارزشي انسان است . روابط عمومي در شكل نوين آن ، داراي سه بعد است :
1 ـ دانشي است كه برپايه هاي دانشهاي بنيادي ديگر استوار شده و علمي است كاربردي ، مبتني بر علوم و دانشهاي پايه خود از قبيل جامعه شناسي ، روانشناسي ، و ساير علوم موثر دراين قلمرو.
2 ـ بعد دوم آن حوزه تكنيكي و فني و روش برقراري ارتباط و روابط عمومي است .
3 ـ بعد سوم آن قلمرو اخلاقي وارزشي روابط عمومي است .
به گمان من اگر روابط عمومي ها بخواهند در يك كشور و يا در عرصه بين المللي از جايگاه ممتازي برخوردار شوند ، در هر سه ضلع بايد تقويت شوند ، هم در ضلع دانش و علمي آن ، هم در ضلع فني و تكنيكي و هم در ضلع اخلاقي و ارزشي آن . نگاه به حوزه روابط عمومي و به طور عام ارتباطات انساني نبايد در قلمروي دانش يا فني آن منحصر شود ، بلكه بايد همواره متذكر باشيم كه حوزه ارتباط و روابط عمومي ، داراي سه ضلع است كه اين سه ضلع بايد به درستي تنظيم شود و متصديان ومسوولان ارتباطات درهر نهاد و سازماني ، هم به گسترش و تعميق علم و دانش ارتباطات و روابط عمومي ، هم به گسترش شيوه ها و روشها و ابعاد تكنيكي قضيه پرداخته و در عين حال از بعد اخلاقي و ارزشي اين قلمروي مهم انساني غفلت نورزند.
روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي خصوصي و عمومي
نكته ديگري كه مايلم بر آن تاكيد كنم اين است كه روابط عمومي ها دست كم به دونوع تقسيم مي شوند : يك گروه روابط عمومي هايي است كه به حوزه بخشي خصوصي و انتفاعي برمي گردد و بخش ديگر به روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي عمومي ، دولتي و حكومتي است . آنچه كه در اين بحث بر آن تاكيد بيشتر خواهد بود ، روابط عمومي در حوزه دوم است . نكته بسيار مهمي كه روابط عمومي نهادهاي عمومي و دولتي بايد به آن توجه كنند ، اين تمايز و فرق بسيار اصولي و بنيادي ميان آنها و ساير روابط عمومي هاست زيرا در حوزه بخش خصوصي انتقال اطلاعات سازمان به بيرون سازمان ، منتقل سازي اطلاعات بيرون سازمان به درون سازمان و ايجاد حلقه وصل ارتباطي و اطلاعاتي ميان سازمان و بيرون سازمان ، حقي است انتخابي و در اختيار سازمان ، اما اطلاع رساني متقابل در حوزه حكومت ونهادهاي عمومي و دولتي ، كه به جامعه متعلق است ، يك اختيار و انتخاب نيست بلكه يك وظيفه است . امام علي عليه السلام در يكي از جمله هاي زيباي خودشان حقي را براي جامعه ذكر مي كنند : « از حقوق جامعه و اجتماعي مردم بر حكومت اين است كه من هيچ رازي نهان از جامعه نداشته باشم ، بلكه همه اسرار و رازها را در اختيار جامعه قرار بدهم مگر درحوزه و قلمروي امنيتي و مسائل ويژه و خاص » .
اين فراز نشان دهنده اين است كه اطلاع رساني ، معرفي ، انتقال اطلاعات به بيرون سازمان و متقابلا انتقال اطلاعات از برون نهادها به درون سازمانهاي عمومي و دولتي ، افزون بر اينكه يك وظيفه حقوقي و قانوني به شمار مي آيد و اينجاجاي اين نيست كه گفته شود بهتر است چنين عمل كنيم بلكه وظيفه قانوني و تكليف الهي و انساني نهاد عمومي است كه اطلاعات خود را در اختيار جامعه و ديگران قرار دهند. زيرا اولا : جامعه حق آگاهي دارد. ثانيا حق استفاده و بهره وري دارد و اين اطلاعات مي تواند بهره وري جامعه را از امكانات عمومي افزايش دهد و اينكه جامعه و آحاد مردم به درستي ، نهادها و موسسات عمومي را بشناسند و راه بهره گيري از آنها را بدانند ، حق آنهاست . از طرفي دانستن و بهره گيري از اين اطلاعات و آگاهي ها حق آنهاست و از طرفي ديگر وظيفه نهادهاي عمومي ، گره گشايي و تسهيل نشر اين آگاهي ها و بهره وري آسان تر جامعه است . از اين نظر است كه نهادهاي عمومي كه نماد آنها بخش روابط عمومي است ، تنها يك وظيفه اخلاقي ندارند بلكه يك وظيفه حقوقي ، قانوني ، الهي و انساني بر دوش آنهاست ، فراتر از آنچه كه ما در روابط عمومي بخشهاي خصوصي شاهد آن هستيم .
معيارها و ضوابط اخلاقي در حوزه ارتباطات و روابط عمومي
اكنون به موضوع بحث مي پردازيم كه عبارت است از بيان پاره اي از معيارها و ضوابط اخلاقي در حوزه ارتباطات و روابط عمومي با تاكيد بر روابط عمومي در حوزه دولتي و عمومي . گرچه بسياري از اين ضوابط و معيارهاي اخلاقي كه در متون ديني ما آمده است در حوزه همه روابط عمومي ها جاري است و مصداق دارد ، اما تاكيد دراينجا بر حوزه روابط عمومي موسسات دولتي ، وزارتخانه ها و نهادعمومي است كه از بودجه هاي عمومي استفاده مي كنند. اگر بخواهيم با يك نگاه نرم افزاري و انساني به روابط عمومي نگاه كنيم ، بايددركنار بعد علمي و بعد تكنيكي و روشي ، به بعد اخلاقي و ارزشي هم توجه كنيم ، كه در اينجا به دو بخش از ارزشهاي مثبت و ارزشهاي منفي در حوزه روابط عمومي و ارتباطات اشاره مي كنم :
بخش اول : ضوابط و معيارهاي ايجابي و اثباتي كه مي بايستي در حوزه روابط عمومي مورد عنايت و اهتمام قرار گيرد تا سازمان و روابط عمومي آن در چارچوب اسلامي والهي شكل گيرد ، و اهم آن عبارت است از :
1 ـ اتقان و درستي اطلاع : اطلاعاتي كه از درون سازمان به بيرون منعكس مي شود ، بايد اطلاعات دقيق و درستي باشد. اطلاعاتي كه مي خواهد از مسوولان يك نهاد به كاركنان آن منتقل بشود و اطلاعاتي كه از بيرون سازمان به درون سازمان منتقل بشود ، بايد اطلاعات درستي باشد ، دليل آن علاوه بر نكوهش دروغ گويي و اغرا به جهل و ترغيب به صدق و راستگويي ، مشمول ادله امانت داري است .
2 ـ اطلاع رساني به هنگام و به موقع : در ضمن اينكه تبادل اطلاعات بايد درست و دقيق باشد ، بايد به هنگام نيز باشد ، زيرا انتقال ديرهنگام اطلاعات مايه خسارت جامعه و عقب افتادن آحاد جامعه از بهره گيري درست از اين اطلاعات مي شود.
3 ـ انتقال منصفانه اطلاعات : شايسته است كه نهاد روابط عمومي افزون بر انتقال نقاط قوت به انتقال نقاط ضعف و مشكلات هم توجه نمايد تا زمينه نقد و بررسي و تحول و اصلاح سازمان فراهم آيد ، و در اين مسير بايد با شفافيت و انصاف وجامع نگري ، اقدام نمود.
4 ـ رعايت ضوابط شرعي و امنيت اجتماعي و اخلاقي در تبادل اطاعاتي : اصل بر انتقال متقابل اطلاعات ميان نهادهاي عمومي و همه جامعه است . اما در عين حال در موارد خاصي ممكن است امنيت اجتماعي و سياسي دچار اختلال يا موج اشاعه فحشا شود كه بايد بعنوان يك استثنا مورد توجه قرار گيرد.
5 ـ رعايت ضوابط شرعي در استفاده از تكنيكها و روشها : از اصول مهم اخلاقي در حوزه روابط عمومي عدم استفاده از شيوه هاي غيراخلاقي و شرعي است .
6 ـ گزينش بهترين شيوه ها و برترين ابزارها در مبادله اطلاعات : اين تاكيد كلي اسلام است كه در هر كاري بايد بهترين شيوه ، ابزار ، روش و تكنيك را به كار بگيريدوقتي روش بهتر وابزار بهتري در اختيار قرارگيرد و ميسر باشد نبايد از آن غافل شد.
7 ـ رعايت كرامت انساني و منزلت انساني مخاطبان و جامعه : تاكيد بر اينكه ذهن و ضمير آنها بمباران اطلاعات بي جا نشود و در اتخاذ شيوه ها و روشها ، كرامت انسانها حفظ شود و كرامت انساني در تبادل اطلاعات منكوب و مخدوش نشود.
8 ـ رعايت حدود و شوون و نقش مديران و مسوولان وكاركنان : كساني كه در يك نهاد فعاليت مي كنند بايد به طور منصفانه معرفي شوند ، سهم هر كسي به درستي منتقل شود و در انتقال آنها ، حقوق افراد ، مورد بي اعتنايي قرار نگيرد.
9 ـ اعتماد سازي و كاهش فاصله ميان نهادهاي حكومت و آحاد جامعه و ميان مسوولان و كاركنان در درون يك نهاد. اينها فهرستي از اصول ارزشهاي اخلاقي در ارتباط با روابط عمومي بود.
بخش دوم : آسيبها و مخاطرات
در اين بخش به ارزشهاي منفي و برخي از آسيبها و مخاطرات روابط عمومي با نگاه اخلاقي اشاره مي شود :
1 ـ ابتلا به خلاف واقع گويي ودروغ و انتقال اطلاعات غلط .
2 ـ بزرگ نمايي و مبالغه در معرفي نقاط قوت يا نقاط ضعف كه مي تواند به جامعه ، نهاد و سازمان لطمه وارد كند.
3 ـ كوچك نمايي و كمتر نشان دادن واقعيتها .
4 ـ رقابتهاي نابجا و تخريبي ميان نهادهاي اطلاع رسان كه موجب افتادن در لغزشها و آسيبها مي شود.
5 ـ عدم رعايت عدالت در حقوق و فعاليتهايي كه افراد و اشخاص انجام مي دهند.
6 ـ ضمن اينكه نقاط ضعف سازماني بايد منتقل گردد و چاره يابي شود اما نبايد اين انتقال اشاعه گناه و خطا باشد بگونه اي كه اعتماد عمومي را سلب كند يا به حريم افراد لطمه بزند.
7 ـ سلب اختيار و مجبور ساختن ديگران ، بدين معنا كه در گزارش و اطلاع رساني چنان خلاف واقعيت نشان داده شود كه فرد از اختيار و انتخاب عاقلانه خود دور شوند.
البته اين دو بخش (ارزشهاي مثبت و منفي ) دو روي يك سكه و مكمل يكديگرند و بحث مبسوط پيرامون آنها نيازمند مجال ديگري است .
پيشنهادات
در بخش پاياني ارائه چند پيشنهاد در اين حوزه را لازم مي دانم :
1 ـ تدوين منشور جامع اخلاقي وقانوني در حوزه روابط عمومي ها(انجام كارهاي تكميلي با نگرش اسلامي ، اخلاقي و ارزشي ).
2 ـ ارتقاي جايگاه و منزلت ارتباطات و روابط عمومي در نهادهاي عمومي و دولتي .
3 ـ ضرورت دانش افزايي و نگاه جامع متصديان روابط عمومي در چارچوب دانشي ، فني ، ارزشي و اخلاقي روابط عمومي .
4 ـ افرايش و حمايتهاي تكنيكي و ابزاري و امكاناتي .
5 ـ توجه به فرهنگ اطلاع رساني فراتر از روابط عمومي : تلقي اين است كه روابط عمومي ، متكفل تبادل اطلاعات درون سازمان و بيرون آن است اما اين وظيفه اختصاص به آنها ندارد. همه اعضاي يك نهاد و سازمان از مديران گرفته تا كاركنان بايد داري نگرش روابط عمومي و صاحب احساس وظيفه نسبت به مشاركت در امر روابط عمومي باشند وظيفه انساني ، اخلاقي و الهي وعمومي افراد است كه در يك نهاد دولتي كار مي كند.
6 ـ تقويت روابط بين الملل و نگاه بين المللي در كشورها : نياز به اين نگاه بين المللي بايد تقويت شود. 7 ـ ارتباط ميان روابط عمومي ها براي اينكه بتواند به صورت يك جامعه بزرگ وموثر در پيشبرد هر سه بعد ياد شده روابط عمومي تلاش كند.
8 ـ به نظر مي رسد علم و تكنيك و دانش روابط عمومي را در حوزه هاي ديني و در موسسات ديني و اخلاقي بايد به كار بگيريم و براي گسترش پيام انساني و الهي اسلام و انقلاب اسلامي از نهاد روابط عمومي بايد استفاده شود ما در پرتو انقلاب اسلامي در عرصه جهاني گامهاي بزرگي برداشتيم ويكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي حضور ده هزار دانشجوي ديني در مركز جهاني علوم اسلامي در حوزه قم است .
بهر حال روابط عمومي درنهادهاي ديني به خصوص نهادهاي بين المللي مي تواند در خدمت آرمانهاي بزرگ و ارزشهاي انساني قرار بگيرد.
9 ـ روابط عمومي ها بايد داراي نگاهي باشند براي تعامل ميان ملتها ، اديان ، مذاهب وكشورها : روابط عمومي ها به عنوان يك ركن بسيار مهم مي توانند درعرصه گفتگو و تعامل ميان اديان ، مكاتب ، مذاهب ، تمدنهاو كشورها نقش موثري را ايفا كنند.
اگر روابط عمومي ها بخواهند از جايگاه ممتازي برخوردار باشند بايد در هر سه ضلع تقويت شوند. هم در ضلع دانش ، هم در ضلع فني و تكنيكي و هم در ضلع اخلاقي و ارزشي
تدوين منشور جامع اخلاقي و قانوني در حوزه روابط عمومي ها بسيار ضروري است
http://ertebatat.org/archives/85/2/000283.php
Posted by yahyaee at 05:41 PM | Comments (0)
مصاحبه هاي استخدامي و ارتباطات انساني
مصاحبه هاي استخدامي و ارتباطات انساني
ماهان يوسفي نژادان
هميشه استخدام براي يك شغل، نيازمند گفت و گوهايي ميان متقاضي شغل و استخدام كننده است. حتي اگر يك كارگر ساده هم بخواهيم استخدام كنيم، نمي توانيم به مهارت و ويژگي هايش پي ببريم مگر با پرسش و سئوالي از او. در واقع يك حال و احوال كردن ساده تا يك سئوال و جواب حرفه اي اطلاعاتي را به استخدام كننده مي دهد كه او را در تصميم گيري و كارگزيني كمك مي كند.
سه اشتباه در مصاحبه هاي استخدامي
از آنجايي كه هيچ دو مصاحبه اي شبيه يكديگر نيستند، آماده شدن براي يك مصاحبه استخدامي بسيار سخت است، اما با تمركز روي معرفي مهارت هاي خود مي توانيد مصاحبه موفقي را پشت سر بگذاريد. شيوه معرفي خود و برقراري ارتباط مناسب با مصاحبه كننده مي تواند نقش مهمتري از آن موضوعي كه بايد درباره آن صحبت شود، ايفا كند. در حقيقت توانايي شما در برقراري ارتباط مناسب با مصاحبه كننده نقش بسزايي در نتيجه مصاحبه دارد. سه مسئله مهم وجود دارد كه بايد به آن توجه كافي كرد و ارزش آن را دارد كه قبل از مصاحبه مقداري از وقت خود را صرف فكر كردن به آنها بكنيد؛ ضعف در ارتباط كلامي، ضعف در ارتباط غيركلامي و ضعف در پرسش كردن همان سه مسئله مهم است.
ضعف در ارتباط غير كلامي
براي آمادگي در اين بخش لازم است هفت دستور العمل زير را مد نظر قرار دهيد.
•راست بايستيد و قوز نكنيد و ارتباط چشمي مناسبي با مصاحبه كننده برقرار كنيد. نگاه كردن به چشم طرف مقابل حاكي از اعتماد به نفس است.
• در ابتداي ورود بخوبي با مصاحبه كننده دست بدهيد. هيچ چيزي بدتر از دست دادن خشك و بي احساس نمي تواند باشد. به طور كلي اولين برخوردها در روند مصاحبه بسيار تاثيرگذار است.
•به طور قائم و كمي روبه جلو بنشينيد. رو به جلو نشستن به معناي جالب بودن گفت وگو و علاقه شما به بحث است، در صورتي كه تكيه دادن به صندلي نشانه بي توجهي و بي علاقگي ست.
•هنگامي كه دست خود را روي دهانتان مي گذاريد و صحبت مي كنيد، مي توان اينگونه تفسير كرد كه شما در حال دروغ گفتن هستيد! پس مراقب باشيد كه در هنگام صحبت دستتان را جلو دهانتان قرار ندهيد.
•دستان مشت شده و گره خورده به هم، نشان دهنده ياس و نااميدي از صحبت ها و نتيجه مصاحبه است. سعي كنيد دستان خود را باز نگه داريد، زيرا نشان دهنده علاقه مندي به جوابگويي و رك بودن است
• دست به سينه ننشينيد، زيرا حالتي تدافعي به خود مي گيريد و ممكن است مصاحبه كننده فكر كند كه چيزي را از او مي خواهيد پنهان كنيد.
• تكاندن لباس و برداشتن كرك و مو از لباس نشان مي دهد كه شما بي علاقه هستيد يا اينكه از صحبت هاي طرف مقابل رضايت نداريد.
به طور كلي از تمام حركاتي كه شما در طول مصاحبه انجام مي دهيد، مصاحبه كننده به طور ناخودآگاه در ذهن خود برداشت كلي از شما به ثبت مي رساند كه در نتيجه پاياني مصاحبه، تاثير بسزايي دارد، البته شما نيز مي توانيد رفتارهاي مصاحبه كننده را زير نظر گرفته تا با درك حالات او بتوانيد تعامل بهتري با وي داشته باشيد.
ضعف در ارتباط كلامي
در اين بخش نيز لازم است چهار دستورالعمل را مورد توجه قرار داده و عمل كنيد.
• مصاحبه كننده هنگامي كه صحبت مي كند در حال دادن اطلاعات به طور مستقيم يا غيرمستقيم به شماست،پس با دقيق گوش كردن سعي در دريافت اين اطلاعات كنيد، زيرا با داشتن اطلاعات بيشتر مي توانيد مصاحبه بهتري را پشت سر بگذاريد. همچنين به طرف مقابل نشان دهيد كه در حال گوش كردن به صحبت هاي او هستيد و سخنان او براي شما مهم است.
• به شيوه و لحن صحبت كردن مصاحبه كننده توجه كنيد و لحن صحبت هاي خود را با او هماهنگ كنيد. لحن و شيوه صحبت كردن هرشخص نشان دهنده درون او و تفكراتش است.
• از ادبيات مناسب استفاده كنيد. صحبت كردن مغرضانه درباره شخصيت هاي مختلف، سن، جنسيت و از اين قبيل مسائل، ممكن است تاثير منفي بر روند مصاحبه بگذارد. مثلا اگر در صحبت هايتان از واژه پيرمرد 50 ساله استفاده كنيد و شخص مصاحبه كننده در همين حدود سن داشته باشد، انتظار قبول شدن در مصاحبه را نداشته باشيد!
• صحبت كردن بيش از حد و دادن اطلاعات بيش از آنچه كه احتياج است مي تواند بسيار مضر باشد. صحبت كردن درباره موضوعاتي همچون مسائل خصوصي، موضوعات سياسي و مشكلات شخصي در مصاحبه جايز نيست. همچنين دادن اطلاعات بيشتر از آنچه كه از شما خواسته شده مي تواند به ضرر شما تمام شود.
ضعف در سئوال كردن
اما پرسش و پرسيدن؛ از قديم هم گفته اند ارزش يك سئوال حسابي و خوب، نيمي از پاسخ آن است ، بنابراين به نكات زير توجه كنيد.
• هنگامي كه از شما سئوال مي شود آيا سئوالي داريد؟ اگر بگوييد نه خير اشتباه ترين جواب را داده ايد!
• همواره در انتهاي مصاحبه سئوالاتي را بپرسيد. اين مسئله نشان دهنده توجه شما به موضوع و شغل مورد نظر است. البته مراقب باشيد سئوالاتي را بپرسيد كه جواب آن قبلا داده نشده باشد.
•پرسيدن سئوال به شما اين فرصت را مي دهد كه علاقه خود را نشان دهيد. بهترين سئوال ها زماني شكل مي گيرد كه به صحبت هاي طرف مقابل بخوبي گوش كرده باشيد.
•سئوال كردن در جريان مصاحبه ( در زمان مناسب) نيز مفيد است. مثلا مي توانيد درباره موضوعي خاص اطلاعات بيشتري را بخواهيد.
•پرسيدن به شما اين امكان را مي دهد تا متوجه شويد آيا اصلا شغل پيشنهادي مناسب شما هست يا خير. با پرسش، شما مي توانيد اطلاعات بيشتري درباره شركت و جايگاه شغل پيشنهادي كسب كنيد.امروزه در بازار كار، رقابت فشرده بوده و پيدا كردن شغل مناسب بسيار مشكل است. با رعايت مواردي كه در بالا ذكر شد مي توانيد شانس خود را در مصاحبه هاي استخدامي بالا ببريد.
همشهري - يكشنبه ۸ آبان ۱۳۸۴ -شماره ۳۸۳۷
http://www.hamshahri.net/
Posted by yahyaee at 05:39 PM | Comments (0)