« October 2006 | Main | December 2008 »

December 27, 2006

جنگ رسانه ها

جنگ رسانه ها
نويسنده: عبدالاحد بهارلو نژاد
منبع:شبكه خبر دانشجو

چكيده
شماره تلفن اورژانس و پليس در آمريكا911 است. و در فنلاند 112 ، طبق آماري كه گرفته شده بيشتر مردم فنلاند وقتي خطري برايشان پيش مي آيد با شماره 911 تماس مي گيرند. چرا؟
اين تأثير غير قابل انكار سينما و شبكه هاي ماهواره اي آمريكايي است. دوايت آيزنهاور كه بعد ها به مقام رياست جمهوري آمريكا رسيد در سال 1940 گفته است «اين افكار عمومي است كه در جنگ پيروز مي شود.»
رسانه ها درشكل دادن به تصورات مردم و هدايت افكارعمومي نقش تعيين كننده اي دارند. از اينرو قدرتهاي سلطه جو براي تحقق اهداف امپرياليستي خود، به كاركرد مؤثر رسانه ها در جنگ و طرحريزي جنگ رسانه اي يا جنگ نرم توجهي جدي دارند.
رسانه ها مي توانند حقايق را وارونه نمايش دهند ، كتمان كنند ، تحريف يا سانسور نمايند و يا با انعكاس برخي اخبار واقعي و غير واقعي به تهييج و تحريك افكار عمومي بپردازند.
امروزه روشهاي بسيار پيچيده اي در جنگ رواني، بوسيله رسانه ها بكارگرفته مي شود و رسانه ها بعنوان جنگجويان جنگ سرد فرهنگي محسوب مي شوند. سيطره و حاكميت بلامنازع امپرياليسم رسانه اي امكان فوق العاده اي را براي تحقق آمال و اميال كانونهاي قدرت فراهم ساخته است. شناخت امكانات، شيوه ها ، روشها و فضاي رسانه اي حاكم بر جهان، براي سياستگذاران فرهنگي و دفاعي كشور، امري ضروري بنظر مي رسد. نوشته حاضر نگاهي است كوتاه به بخشي از مسائل پيرامون جنگ رسانه اي، با تأكيد بر لزوم تأملات گسترده تر در اين خصوص.

مقدمه
در سپيده دم 3 فوريه 1943، يك ميليون آلماني از راديوي رژيم نازي آلمان اين خبر را شنيدند، «زير پرچم صليب شكسته، برافراشته بر فراز ويرانه هاي شهر استالينگراد، آخرين نبرد صورت گرفت. امراي ارتش، افسران ، درجه داران و سربازان شانه به شانه ايستادند و تا آخرين نفس جنگيدند. آنان بي هدف قرباني نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند ».اين گزارش يك دروغ آشكار بود؛ واقعيت اين بود كه ارتش ششم آلمان نازي، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشكريان شوروي را نياورد و تسليم شد. اين رويداد هيتلر راخشمگين ساخت و به فرمان او، اين حقيقت كتمان شد.(ضِيايي پرور، ص161)
بنابه تعبير هيرام جانسون( Hiram Johnson) ، سناتور آمريكايي«هنگامي كه جنگ آغاز مي شود، حقيقت اولين قرباني است» (ضِيايي پرور، ص13 ) جنگ و اراده براي دست يازيدن به قدرت بيشتر، همواره با چالشهايي همچون مواجه با افكار عمومي، روحيات سربازان خودي و دشمن، فريب و گمراه ساختن افكار و اذهان مردم و دشمنان و بهره جويي از فنون جنگ رواني مواجه بوده است.
«احتمالاً هر جنگ حداقل در دو زمينه رخ مي دهد: ميدان نبرد و اذهان عمومي مردم»(ضيايي پرور، ص14)در هر دو جبهه فرماندهاني كه قادر به بهره گيري از ابزار كنترل و مديريت انگاره هاي ذهني باشند، مي توانند دشمن را بفريبند و نيروهاي خودي را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهي نمايند.
استفاده از عوامل مؤثر بر افكار عمومي اگر چه از دير باز ملازمت قطعي با جنگها و لشكركشي ها داشته و مدافعان نيز از آن بهره جسته اند،اماامروزه گسترة وسيع منازعات رواني، اين عرصه را تبديل به يك ميدان و جبهه اي از جنگ ساخته و فراتر از بهره گيري از ابزار رسانه اي ‍، جنگ و منازعه اي تمام عيار را در عرصه رسانه ها به راه انداخته است.
جنگ نرم نوع جديدي از جنگهاست كه در حوزه رسانه ها اتفاق مي افتد.
تعريف جنگ رسانه اي (Media War) « استفاده از رسانه ها براي تضعيف كشور هدف و بهره گيري از توان و ظرفيت رسانه ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاريها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات) به منظور دفاع از منافع ملي است.»جنگ رسانه اي يكي از برجسته ترين جنبه هاي«جنگ نرم» Soft Ware و«جنگ هاي جديد بين المللي» است. »(ضيايي پرور، ص11)
جنگ و رسانه ها يا جنگ در رسانه ها، هر كدام كه موضوع بررسي مقاله حاضر تلقي شود، ارتباطي مستقيم با موضوع افكار عمومي و انگاره هاي ذهني گروه هدف دارد. جنگ رسانه اي يا جنگ رسانه ها،موضوعات وعناوين مختلفي راشامل مي شود كه در اين مجال به طرح چند موضوع مهم بسنده مي كنيم.

جنگ ، رسانه ها و افكار عمومي:
هنگامي كه ژاك نكر(Jacques Necker)وزير امور مالي لويي شانزدهم براي اولين با اصطلاح افكار عمومي را بكار برد تصور نمي رفت كه افكار عمومي تا بدين حد در شكل گيري، تداوم و توفيقات جنگ مؤثر و مورد توجه باشد. وقتي سيمور هرش(Seymour Hersh) در سال 1968، گزارشي از يك قتل عام غير نظاميان ويتنامي را انتشار داد، افكار عمومي بسرعت در برابر جنگ جبهه گرفتند.
(w.w.wdwelle.de/Persian)
در سال 1972 تصاوير تكان دهنده، و معروف يك دختر برهنه و گريان ويتنامي كه از بمب هاي ناپالم جان سالم به در برده بود ،انتشار يافت و يك سال بعد سرانجام تمام نيروهاي آمريكايي از ويتنام عقب نشيني كردند.
شركت هيل و نولتون( Hill & Nolton) كه در حوزه تبليغات رسانه اي فعاليت مي كند، با سفارش حاكمان بركنار شده كويتي، در جريان تهاجم عراق به كويت (جنگ خليج فارس1991) دختر14ساله سفيركويت درآمريكا را به گونه اي تعليم داد تا با گريه و زاري در برابر نمايندگان كنگره آمريكا، مشاهدات عيني خود را از جنايات سربازان عراقي به هنگام كشتار نوزادان تازه متولد شده در بيمارستان هاي كويت، به خاطر تاراج دستگاههاي آنكوباتور را بازگو نمايد. اين اظهارات زمينه را براي آمادگي افكار عمومي براي دخالت آمريكا در كويت فراهم ساخت، حال آنكه اين دختر در زمان تجاوز عراق اصلاً در كويت نبوده است.
با گذشت 2 سال از حوادث يازده سپتامبر، دو سوم مردم آمريكا هنوز بر اين باورند كه صدام حسين در اين حوادث نقش داشته است. اين در حالي است كه هيچ مدرك و شاهدي بر اين ادعا، از سوي رهبران واشنگتن ارائه نشده است. بايد بپرسيم كه رسانه ها تا چه حد در القاء اين باور غلط در ذهن مردم آمريكا مقصر بوده اند؟
شواهد بسياري وجود دارد كه مؤيد تأثيرات غير قابل انكار رسانه ها در مديريت و شكل دهي افكار عمومي است. دقيقاً به همين دليل است كه مارشال مك لوهان مي گويد:«جنگ هايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيله تسليحات جنگي و در ميدان هاي نبرد نخواهند بود، بلكه اين جنگ ها به دليل تصوراتي رخ خواهد داد كه رسانه هاي جمعي به مردم القاء مي كنند.
رسانه ها در توليد ،كنترل و مهار بحرانها نقش كليدي ايفا ميكنند .اغلب جنگهايي كه آمريكا در چند دهه اخير وارد شده در پي بحرانهاي ديپلماتيكي بوده كه منشأ رسانه اي داشته وغالبا حقيقت آن نيز باثبات نرسيده ويا خلاف آن بعدها مورد اعتراف واقع شده است.
رسانه ها به شيوه هاي گوناگون مي كوشند فضاي ذهني گروههاي هدف را در جهت اهداف وخواسته هاي حاكمان شكل دهند . هدف ومخاطب اينگونه برنامه ريزيها الزاما مردم كشورهاي بيگانه يا نيروهاي دشمن نيست ومردم كشور خودي نيز بعنوان هدف اين فعاليتها قرار داده مي شوند.
رضايت ،همراهي ،ودفاع از سياستهاي حاكمان و سياستگذاران جنگ نرم، نتايج مطلوب چنين طرحريزي هايي است . امروزه رسانه ها علاوه بر نقشي كه در مقاطع مختلف با تأثيرگذاري سريع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعي ايفأ مي كنند با برنامه هاي بلند مدت و استراتژي هاي كلان كاركردي نوين با عنوان « توليد رضايت » براي خود ايجاد كرده اند.
در اين روش بجاي آنكه توان رسانه ها براي اقناع افكار عمومي صرف شود . در طولاني مدت ، داده هاي ذهني مخاطبين را بگونه اي مديريت مي نمايند كه رفتار سياستمداران در بحرانها دقيقامطلوب نظر آنان باشد.اين روش گر چه زمان بيشتري را مي طلبد ولي نتايج بهتر و پايدارتري را در بر دارد.
يكي ازشيوه هاي معمول براي حصول چنين نتايجي استفاده از روشها وابزار تبليغي است .مفهوم تبليغات از ريشه لاتين propagane گرفته شده واز نظر لغوي به معناي«پخش كردن»،«منتشر ساختن» وچيزي را شناساندن است.در تبليغات سعي بر اين است كه يك عقيده ويك كردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود.در اين روش از ضرورت جلب بيشترين حد افكار عمومي به نفع خود وكاربرد وسايل فني در اقناع جمعي از طريق محاسبات عقلاني وبا استفاده از دستاوردهاي علمي،دانش اجتماعي ورواني به منزله دو پديده مهم كه به تبليغات اهميت ويژه بخشيده اند،ياد مي شود.
موارد مهم مشهود در امر تبليغي عبارتند از:
1- ابزار: سخن، چاپ، تصوير،نمايش ونمادها
2- ابزارفني : مطبوعات، راديو، تلويزيون ،آگهي ، اينترنت ،و سايروسايل ارتباط جمعي
3- ابزار انساني : بيانات رهبران ، سخنوران ، سياستمداران،هواداران،تظاهرات وراهپيمائيها
4- محتوا ومضامين :ايدئولوژي ،شعارها ،ارائه اطلاعات با مقاصد خاص،اخبار نادرست،دروغ و دستيازي به اسطوره ها ونمادها
5- اهداف مورد نظر : اطاعت كور كورانه، انقياد در برابر هر گونه خود كامگي ، ضد تبليغ ، الحاق بي قيد وشرط ،ميهن دوستي ووفاداري به حكومت و ...
(ضِيايي پرور، ص39)
تغيير هنجارها يكي ديگر از شيوه هايي است كه ابزار رسانه اي را بمنظور تأمين اهداف مورد نظر به كار مي گيرد.
در برخي مواقع كشور هاي سلطه جو براي حاكميت در جوامع هدف، بجاي تحميل ارزشهاي مطلوب خود مي كوشند از طريق رسانه ها و اقدامات فرهنگي، نظام هنجاري گروه هدف را بسمت مطلوب خود تغيير دهند. ايجاد تغيير در اين حوزه زمينه را براي تغيير ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق با نظام مطلوب جريان سلطه فراهم مي سازد.
تغيير در علائق جوانان، مدلهاي پوشش و آرايش، ادبيات و منابع مطالعاتي، نحوه صرف اوقات فراقت، رواج مكتبهاي خاص هنري، تغيير در موسيقي رايج، گسست و بيگانگي با سنتهاي فرهنگي و فرهنگ سنتي در بين نسل جوان و از هم پاشيدگي نظام اجتماعي از آثار تغيير در نظام ارزشي جوامع محسوب مي شود.
هويت ملي، ديني و اجتماعي ملتها از جمله كانون هايي است كه مورد هدف فعاليتهاي رسانه اي قرار مي گيرد.استقرار نظم نوين جهاني در گرو همسان سازي و پذيرش هويت جهاني است. تمامي مؤلفه هاي هويت ملي در چنين رويكردي مورد حمله واقع مي شوند. تاريخ، زبان، فرهنگ ،سنن و علائق قومي و مذهبي ملتها كم رنگ مي شود و بجاي آن فرهنگي جهاني حاكميت مي يابد.
منش ملي و آرمان اجتماعي ملتها ي هدف از بين ميرود و رفتار و كنش جهاني و يكسان جايگزين آن مي گردد.آثار چنين تحولاتي را به عينه دركشور خودمان و كشورهاي همجوار و منطقه شاهد هستيم. موسيقي عربي،هندي،تركي و ساير ملل و اقوام در حال تحول و يكرنگي است.
نوع پوشش رايج در بين جوانان از الگوهاي خاص غربي طبعيت مي كند. جوانان كتابهاي رمان نويسندگان مشهور غربي را مي خوانند، سينما و شبكه هاي ماهواره اي در تغييرو تحول الگوهاي شخصيتي جوانان به ايفاي نقش مي پردازند. بيش از يك ميليارد هندي در معرض تحولاتي فرهنگي است كه شبكه هاي ماهواره اي استار تي وي مستقر در هنگ كنگ مروج آن هستند.(مولانا، ص237)
برنامه هاي موزيكال شبكه(M.T.V) آمريكا بين 271 ميليون خانوادة دنيا و در 71 كشور پخش مي شود.(مولانا،ص214)
بيش از 32 راديو به زبان فارسي براي ايرانيان برنامه توليد و پخش مي كنند. شمار شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي مستقر در آمريكا به بيش از 15 كانال مي رسد كه براي جمعيت فارسي زبانان مقيم آمريكا، ايران، تاجيكستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش مي كنند. شبكه هايي چون:
- تلويزيون رنگارنگ(Rang-A-Rang TV NY)
- تلويزيون ملي(Meli TV)
- تلويزيون پارس(Pars TV)
- تلويزيون بين المللي آپادانا(Appadana International)
- تلويزيون ملي ايرانيان((NITV)National Iranian NI TV)
- كانال يك(Channel one)
- شبكه خبري فارسي((PNN)-Persian News Network)
- تلويزيون آزادي(Azadi TV)
- تلويزيون تپش(Tapesh TV)
- شبكه تلويزيوني ايران(Iran TV Network)
- جام جم بين المللي(Jaam-e jam International)
- تلويزيون اميد ايران(Iran-e-omid)
- شبكه جهاني فارسي(World net Persian TV)
- تلويزيون صداي آمريكا(Voice of America TV)
- تلويزيون(IPN) (ضِيايي پرور، ص272)
با حمايت كنگره آمريكا و با اختصاص بودجه هاي كلان در حال ترويج فرهنگ غربي و آمريكايي در بين مردم كشورمان هستند.

انحصار رسانه ها :
قرن بيستم با عناويني چون عصر اطلاعات(Information Age)، عصر ارتباطات (Communcation Age)، عصر حاكميت جريان آزاد اطلاعات(Free Flow of Information) و همانند آن يا دوران تله دموكراسي و يا ديالوگ جهاني ملل شناخته مي شود. هزاران عنوان مجله وروزنامه منتشرمي شود، خبرگزاريهاي بزرگ و كوچك بي شماري كار انتشار خبر را بر عهده دارند. سايتها و وبلاگهاي خبري نيز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر مي كنند. بنظر مي رسد هيچ خبري دور از اذهان عمومي و پوشيده نماند. تنوع و كثرت اطلاعات ، امكان كتمان اخبار و يا تحريف واقعيات را دشوار مي نماياند.
اما با نگاهي به استيلاي جريان سلطه(Main Stream)بر جهان رسانه اي و انحصار حاكم در اين حوزه به نتايجي غير از آنچه ذكر شد خواهيم رسيد.
بررسي جريان حاكم بر فضاي رسانه اي جهان نمايانگر حاكميت استبداد اطلاعاتي (Pespotism Information) توسط صهيونيسم يهودي بر آن است.
انحصار رسانه اي، صبغه يهودي مالكان و حاكمان رسانه ها و ارتباط جريان نو محافظه كاران(Neo Conservatism) با مديريت رسانه اي جهان، موضوعاتي هستند كه به آنها اشاره مي كنيم.
1700روزنامه و11000مجله فقط در آمريكا منتشر مي شود 9000 ايستگاه راديويي و 1000 ايستگاه تلويزيوني به كار توليد برنامه مشغولند و بيش از 2500 بنگاه عظيم، انتشار كتاب را بر عهده دارند. اين تعداد رسانه ديداري شنيداري و مكتوب اگر در سال 1984 توسط 50 مالك بزرگ اداره مي شد امروز تنها 10 غول رسانه اي بر اين فضا حكومت مي كنند.(w.w.w.bashgah.net)
در آمريكا عملاً 5 شركت عظيم رسانه اي كار تهيه و پخش اخبار ملي و بين المللي را انجام مي دهند كه عبارتند از« ABS، CBS، NBC ، CNN، Fox News».
«ليونارد كل دنسون» «ليون هس»و«اوره ارليك» مديران شبكه CBS.
«ويليام پلي»، «جيمز رسن فيلد» و«ديويد فرچز» مديران شبكه CBS.
«آلفرد سيلورمن»،«ايرون لجي لستين»،«ريچارد سالانت» و«ريون فرانك» از NBC همگي يهودي هستند.( ضِيايي پرور. ص73)
گروه رسانه اي(Donrey media) به تنهايي 54 روزنامه را در مالكيت خود دارد.(ضِيايي پرور. ص40)
برادران(نيو هاوس) يهودي چندين روزنامه اخبار صبح همچنين هانس ويل آلاباما، تايمز و روزنامه پست هرالد، بيرمنگام آلابامور و از روزنامه هاي عصر روزنامه ريجستر، يونيون ماساچست اسپرينگ فيلد، پست استاندارد، نيويورك سراكوس و هرالد جونان همچنين 12 ايستگاه تلويزيوني و 187 ايستگاه تلويزيون كابلي را در اختيار دارند. مجموعاً 54 عنوان روزنامه و نشريه در اختيار برادران(نيو هاوس) قرار دارد كه برخي با تيراژ 22 ميليون نسخه در هفته منتشر مي شوند.
خانواده«سولز براگر»يهودي امپراطوري تايمز را اداره مي كنند. روزنامه اي كه در سال 1896 توسط(آدلف اوش) يهودي تأسيس شد و در سال 1993 توسط اين خانواده خريداري شد. (w.w.w.bashgah.net)
اين خانواده مالكيت 18 روزنامه ديگر، 12 مجله با تيراژ قريب 5 ميليون نسخه 7 ايستگاه راديو تلويزيوني 1سيستم تلويزيون كابلي و 3 شركت انتشاراتي كتاب را در اختيار دارند. آنها يك سوم مالكيت هرالدتريبون را نيز در اختيار دارند.
.(ضِيايي پرور. ص75)
خانواده هرست: اين خانواده داراي بنگاه انتشاراتي هرست در بورلي هيلز كاليفرنيا و صاحب روزنامه هايي مانند نيويورك جرنال آمريكن،آمريكن ويكلي ، لس انجلس ايونينگ هرالد اكسپرس و، لس انجلس هرالد اگزامينر هستند.( ضِيايي پرور. ص145)
روبرت مورداك يهودي مالك نيوز گروپ و فكس نيوز، فاكس و كمپاني قرن بيستم است. هفته نامه ويكلي استاندارد نيز متعلق به گروه اوست. كه توسط ويليام كريستول پسر ايروينگ كريستول اداره مي شود.
مورداك‌ بيش‌ از هر ناشر ديگري‌ در جهان‌ روزنامه‌ منتشر مي‌كند. دو سوم‌ مجموع‌ تيراژ روزنامه‌هاي‌ استراليا، تقريباً‌ نيمي‌ از تيراژ روزنامه‌هاي‌ نيوزلند و يك‌ سوم‌ تيراژ روزنامه‌هاي‌ انگليس‌ توسط‌ مورداك‌ منتشر مي‌شوند. شركت‌ «نيوز كورپوريشن‌ ليميتد» كه‌ به‌اوتعلق‌ دارد از لحاظ‌ قلمرو جغرافيايي‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ غول‌هاي‌ جهان‌ محسوب‌ مي‌شود.
نشرياتي مانندروزنامه شيكاگو سان تايمز، روزنامه بوستون هرالد،روزنامه سان آنتونيونيوزلند، اكسپرس،مجله نيويورك،هفته نامه هوستون كاميونيتي،صداي دهكده،استار،كيو ومجله كيو در آمريكا منتشر مي شوند.
در انگلستان روز نامه نيوز او ورلد،سان، نيوز اينتر نشنال ،تايمز،هفته نامه ساندي تايمز، تايمز ليتراري ساپلمنت، تايمز اديو كيشنال ساپليمنت، تايمز هايراديو كيشن ساپليمنت و مجله سيتي هگزين ودر زلاند نو 6 روزنامه ودر استراليا روزنامه هاي مورنينگ استار ،ساندي تلگراف ،ميرور ، ساندي، سانديسان، استراليان، ساندي فيل، ساندي تايمز، مجله تي وي 1، نيوآي ريا، مجله نيوز ليمتد گروپ و چندين مؤسسه مطبوعاتي ،كاغذ سازي ، چاپ ،ضبط وانتشار فيلم ومؤسسات اقتصادي در زمينه هاي انرژي وحمل ونقل همگي متعلق به مورداك يهودي است. (ضيايي پرور ،ص144)
روزنامه وال استريت ژورنال پرتيراژترين روزنامه آمريكايي با 2/5 ميليون نسخه در روز تحت حاكميت «داوجونز و پيتركن» يهودي است كه 24 روزنامه ديگر را نيز تحت مالكيت خود دارند.
روزنامه ديلي نيوز را«استار لييچر» بنيانگذاري كرد و هم اكنون «ماكس ول» سرپرستي مي كند، آنها هر دو يهودي هستند.
(سان تايم) يهودي روزنامه نيويورك پست را بنيانگذاري كرده كه امروزه با تيراژ يك ميليون نسخه در روز منتشر مي شود.
روزنامه واشنگتن پست نيز تحت رهبري 3 يهودي به نامهاي پيتر كاليف، استيون هافنبرگ و آبراهام هيرشفلد قرار دارد. مالك اصلي و رئيس هيأت مديره واشنگتن پست يعني«كاترين گرام» ملكه سياسي و مطبوعاتي آمريكا نيز خود يك يهودي است. روزنامه صداي دهكده تحت مالكيت لئونارد استرن يهودي و Worldreportو US. News نيز تحت رهبري زوركرين يهودي قرار دارد.(قادري نجف آبادي،1382)
خبرگزاري رويتر، توسط ژوليس رويتر يهودي پايه گذاري گرديده و مجله مشهور(نشنال جئوگرافيك) نيز از دير باز در دست يهوديان بوده است.
شركت سينمايي فاكس با مالكيت ويليام فاكس، شركت گلدن با ساموئل گلدن و شركت منزو با مديريت لوئيس ماير و شركت پارامونت با هادكتسون همگي تحت مديريت يهوديان قرار دارند. شركتهاي مياكون و كانن نيز تحت مالكيت(مناخيم گولان ) يهودي قرار دارند.
«وارين هنري فيليپس» رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت«داو جونز» كه مالكيت «وال استريت ژورنال» و 20 روزنامه و مجله هفتگي ديگر را در اختيار دارد نيز خود يك يهودي است.

مجلات خبري:
در آمريكاسه مجله خبري هفتگي از اهميت واعتبار بيشتري برخوردارند.
1- تايم 2- نيوزويك 3- اخبار آمريكا و گزارشات جهان..
1- تايم: توسط شركت تايم منتشر مي شود و بيشترين تيراژ يعني 3 /4 ميليون نسخه را دارد. تا اواخر سال 1977 سردبير مجله «هنري گرون والد» بود كه بعدها در سال 1979 ارتقاي مقام پيدا كرد و سردبير شركت انتشاراتي تايم گرديد. وي نيز يك يهودي است.
2- نيوزويك:9/2 ميليون نسخه تيراژ دارد و متعلق به شركت واشنگتن پست است. سردبير اين مجله«ليتر بر منس ئين» است كه يك يهودي مي باشد.
3- اخبارآمريكاو گزارشات جهان: اين مجله، نسبت به دو مجله ديگر محافظه كار تر و حاوي مطالب بيشتري در زمينه بازرگاني و تجاري است. تيراژي معادل 4 /2 ميليون نسخه در هفته دارد و سردبير آن«ماروين ستون»مي باشد كه او نيز يك يهودي است.
(ضِيايي پرور. ص75.76)
رسانه هاي زير نظر روبرت مرداك يهودي ترويج انديشه هاي نو محافظه كاران را بصورت عامه فهم بر عهده دارند. هفته نامه ويكلي استاندارد‍، توسط ويليام كريستول از چهره هاي برجسته محافظه كاري اداره مي شود و نشريه نشنال ريوويو كمانتري، نيوريپابليك نيز مدافع انديشه ها و سياستهاي نئوكان ها در حوزه رسانه اند.

ابزارهاي نوين رسانه اي
دنياي مجازي در حال شكل گيري است و اين دنياي مجازي فرهنگ مجازي را نيز توليد مي كند. اينترنت پديده جديد دنياي ارتباطات است كه با خود ابزار گوناگون را براي ارتباط‍ ،تعامل و تبادل فرهنگي و يا تهاجم و سيطره فرهنگي بهمراه آورده است.
سايتهاي خبري، وبلاگهاي خبري و تحليلي، گروههاي اينترنتي، فضاهاي گفتگوي مجازي(چت رومها) و حلقه هاي آشنايان همچون اوركات و ياهو 360درجه و مانند اينها هر كدام فضايي مجازي را ايجاد مي كنند كه در آن تبادل اخبار و اطلاعات صورت مي گيرد. سايتهاي بسياري به علت ارائه اخبار واطلاعات خاص شهرت جهاني يافته اند و وبلاگهاي متعددي به مدد اطلاع رساني در حوزه جنگ مخاطبين ميليوني پيدا كرده اند.
جهاني سازي يا آمريكايي كردن جهان از طريق اشاعه فرهنگ آمريكايي بوسيله اين ابزار جديد پيگيري مي شود و افكار عمومي آماج اخبار، اطلاعات و تحليلهاي سياسي است كه سايتهاي مشهور و پرآوازه منتشر مي كنند.
البته هراز چندگاه حركتهايي برخلاف روند جهاني سازي و جنگ طلبي شكل مي گيرند و مورد استقبال مخاطبين نيز واقع مي شوند اما عملاً حجم آنها در برابر نوع اول بسيار كم و ناچيز است.
از نكات قابل توجه در رسانه هاي ديجيتالي مسئله مخاطبين خاصي است كه اين رسانه ها به توليد محتوا براي آنان مي پردازند . اغلب مراجعين به سايتها و وبلاگها وساير امكانات اينترنتي از اقشار متوسط به بالا وتحصيل كرده وبه نوعي گروههاي مرجع در سطح جامعه اندكه داراي حوزه تأثير گذاري وسيع ودر خور توجهي هستند .
علاوه برفيلم وسينما كه نسل جوان و عامه مردم را مخاطب خود ساخته اند، كارتون ها و بازيهاي رايانه اي نيز، ابزار رسانه اي پر نفوذي هستند كه كودكان و نوجوانان ، مخاطبين پر وپا قرص آنها به شمار مي روند .اين موضوع از نظركارشناسان رسانه اي وبرنامه ريزان جنگ رسانه اي بدور نيست .
آنان مي دانند كه كودكان امروز مديران فرداي جوامع هستندواگر بتوان در نگرش آنان به مسائل پيراموني وشكل دهي هويت وشخصيت آنان بگونه اي مؤثر عمل كرد، زمينه براي مديريت انگاره هاي ذهني در جوامع هدف مهيا گرديده است.
بازيهايي همچون طوفان صحرا(Desert strom) بازگشت به قلعه ولفنشتاين (Return to costle wolfenstein) يا ارتش آمريكا (America sarmy)يا (Iran assualt)(حمله به تأسيسات هسته اي ايران) ومانندآنهامي كوشند با قراردادن بازي كننده درجبهه خودي بعنوان يك سربازآمريكايي اورا در موضع دفاع از منافع آمريكا قرار داده وبا مفهوم سازي، تصورات ويژه اي را در مورد دشمن القاء نمايند.
در برخي از اين بازيها چهره پوشيده نيروهاي دشمن كه گاها با چفيه هاي عربي پوشيده است ، مفاهيم معني داري را در پس كلمه تروريست القاء مي كنند.وقتي كشتن اين سربازان مجازي تنها راه ارتقاء به سطوح بالاتر بازيهاست؛ مقابله عيني و واقعي با هر مخالفي كه عنوان تروريست به او اطلاق شود با زمينه مناسب فكري و ذهني مواجه خواهد بود.
گروههاي مجازي و حلقه هاي دوستي با هويت هاي مجازي نيز از ديگر زمينه هايي است كه در سرتاسر دنيا وهمچنين كشور ما فضاي جديدي براي كار فرهنگي و رسانه اي ايجاد كرده است .اعلاميه هاي حمايت يا مخالفت با موضوعات ، اتفاقات ويا جريانات سياسي خاص در بين اعضاي اين گروهها كه گاه بيش از پنجاه هزار نفر عضو دارند (در ايران) منتشر مي شود . بعضي از اين گروهها خبرنامه هاي روزانه وهفته نامه منتشر مي كنند.تهران بارها شاهد فراخوان برخي از اين گروهها براي تجمعات سياسي يا صنفي بوده است.
بعضي از گروههاي علمي يا سياسي نيز با توزيع فر مهاي نظر سنجي در بين اين گروهها و گردآوري آن، درخصوص موضوعات مورد علاقه خود به مطالعه ميپردازند.

http://asif.blogfa.com/8411.aspx

Posted by yahyaee at 11:35 AM | Comments (0)

December 19, 2006

تاريخچه و سير تحول روابط عمومي در ايران

تاريخچه و سير تحول روابط عمومي در ايران

آنچه امروز به عنوان واحد روابط عمومي در ايران مطرح است براي نخستين بار در سال 1330 در شركت نفت سابق ايران و انگليس، ايجاد شداين پديدة وارداتي از غرب تاكنون چندين دور تحول را در ايران طي كرده است :

1- روابط عمومي نوين از دهة 1330 تا اوايل انقلاب
پس از استقرار مشروطه، اطلاع‌رساني و جلب حمايت افكار عمومي داخلي و جهاني، مطبوعات، احزاب، مجامع و محافل ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي اهميت فراواني يافته بود. مديران سازمان‌ها و رهبران اجتماعي، مذهبي، سياسي و اقتصادي در سالهاي نخست خود به انجام امور اطلاع رساني و فعاليت‌هاي مجاب‌سازي و تبليغي مي‌پرداختند ولي با افزايش حجم كار وادار شدند كه واحد جديدي را به سازمان خود بيافزايند و افراد متخصص در علم اطلاع‌رساني و تبليغاتي را به كار گيرند تا بتوانند اين بخش از وظيفه مديريتي خود را سامان دهند. اين افراد كه عمدتاً داراي تجربة روزنامه‌نگاري بودند در نخستين واحدهاي دفاتر روابط عمومي كه در آن زمان تحت نام اداره آمار، اطلاعات، انتشارات و تبليغات قرار داشت، مشغول به كار شدند.(22)
نخستين دفتر روابط با عنوان «دفتر مطبوعات و اطلاعات» در واكنش به ناخشنودي رو به افزايش همگاني، فشارهاي سياسي و رقابت در كنترل منابع نفتي در دهة 1950 ميلادي (دهة 1330 ه. ش) در شركت نفت ايران و انگليس كه در كنترل انگليسيها بود، افتتاح شد.
پاره‌اي از وزرات‌خانه‌ها و مؤسسات در اواخر دهة 1950 ميلادي مبادرت به ايجاد دفاتري با عنوان‌‌هايي نظير، تبليغات، انتشارات، ارتباطات، ارتباطات مطبوعاتي و اطلاعات كردند. در دهة 1960 ميلادي اصطلاح روابط عمومي، مقبوليت عامه يافت و به جاي ديگر عنوان‌ها در بخش دولتي و خصوصي ايران به كار گرفته شد.(23)
شركت ملي نفت ايران، در 21 دسامبر 1964 ميلادي يعني 30 آذر سال 1343 هجري شمسي، به عنوان بنيانگذار روابط عمومي در ايران نخستين سيمنار روابط عمومي را در ايران و در آبادان- محل بزرگترين پالايشگاه نفت در جهان- برگزار كرد. دومين سمينار روابط عمومي در 5 اكتبر 1965 يعني در 13 مهر 1344 در كرمانشاه برگزار شد. هدف از برگزاري اين سيمنارها، شناخت روابط عمومي، مشاركت در اطلاعات و كمك به توسعة روابط عمومي به عنوان يك رشتة درسي بود.
تحول در روابط عمومي ايران با تأسيس مؤسسه عالي مطبوعات و روابط عمومي در تهران در سال 1970 ميلادي يعني در سال1346 آغاز شد، اين مؤسسه آموزشي سيصد دانشجو را جهت تحصيل در دورة ليسانس روابط عمومي پذيرفت. در ميان بنيانگذاران اين مؤسسه مي‌توان از مؤسسه كيهان و دانشگاه تهران و شركت ملي نفت ايران نام برد. اين مؤسسه در سال 1971 (1347 ه. ش) به دانشكده ارتباطات اجتماعي تغيير نام داد.(24)
در اين دوره فعاليت‌هاي روابط عمومي شامل جمع‌آوري بريده جرايد، توجيه بالاترين مقام سازمان نسبت به پوشش خبري رسانه‌ها و تهية جوابية اطلاعات بود.(25)


2- روابط عمومي پس از انقلاب اسلامي (دورة فترت سال 1357 تا 1363) :
روابط عمومي پس از انقلاب اسلامي از سال 57 تا 63 هجري شمسي دورة فترت را گذراند. علي مير سعيد قاضي در اين زمينه آورده است :
«پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن 57 پاره‌اي از روابط عمومي‌ها به گمان اينكه در خدمت رژيم سابق قرار داشتند از سوي نسل نخستين مديران و مسئولان مورد بي‌اعتنايي قرار گرفتند. در حقيقت قضاوت بر مشروعيت روابط عمومي بر اساس فعاليت آنها در مؤسسات دولتي زمان شاه قرار گرفت. رشتة روابط عمومي نيز از فهرست رشته‌هاي دانشگاهي كشور حذف شد.»(26)
دولت مرداني كه پس از انقلاب اسلامي مسئوليت ادارة مؤسسات و ادارات را پذيرفته بودند با توجه به وجود عوامل گوناگون مانند مشكلات ناشي از بازسازي سازمان‌ها و عدم تجربه در زمينه‌هاي تبليغات ارتباطات و مسايل ديگر چندان توجهي به فعاليت‌هاي روابط عمومي نشان ندادند. در اين مقطع، واحد، روابط عمومي و ارشاد اسلامي در سازمان‌ها، عموماً با مديريت جديد كارهاي ارتباطي و روابط عمومي را پيش بردند.(27)
به تدريج كه كارهاي موسسات و سازمان‌ها به روال عادي بازگشت و جريان امور سير طبيعي خود را در مديريت‌ها آغاز كرد، كمبود فعاليت‌هاي روابط عمومي به شدت احساس شد.
به همين دليل در 4 تا 6 اسفند سال 1363، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سميناري سه روزه جهت بررسي مسائل بنيادي روابط عمومي برگزار شد. حضور همة شخصيت هاي تراز اول مملكت و سخنراني‌ در سمينار نشانگر اهميت و ارزش روابط عمومي در مديريت هاي سازمان‌ها و مؤسسات مملكتي بود.
در حقيقت مسألة بازسازي روابط عمومي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با ابلاغ مصوبات جلسة 16 ارديبهشت سال 64 هيأت دولت آغاز شد و واحدهاي روابط عمومي به فعاليت‌هاي اصلي خود يعني اطلاع رساني و تبليغات بازگشتند.(28)
3- دورة جنگ تحميلي و پس از آن (سالهاي 1363 تا 1376)
دو سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، عراق به ايران حمله كرد. در اين زمان واحدهاي روابط عمومي به بسيج نيروي انساني و اعزام كارمندان داوطلب به جبهه پرداختند. در طول دورة جنگ، دوره هاي كوتاه مدت و بلندمدت آموزش روابط عمومي به وسيلة مركز آموزش مديريت دولتي براي آموزش كارمندان روابط عمومي مؤسسات دولتي و غيردولتي تشكيل شد.
رشتة روابط عمومي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي از فهرست آموزش عالي حذف شده بود. در سال 1368 در دانشكدة علوم اجتماعي علامه طباطبايي كه نام همان دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي سابق بود، بازگشايي شد. دانشگاه آزاد اسلامي نيز براي اولين بار در سال 1369 دورة كارشناسي رشتة ارتباطات اجتماعي با دو گرايش ارتباطات اجتماعي و روابط عمومي تأسيس كرد. همچنين براي آموزش كارشناسان و كاركنان واحدهاي روابط عمومي ادارات در تهران و شهرستان‌ها، دوره‌هاي كوتاه مدت آموزشي در دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي و مركز آموزش مديريت دولتي و يا در ادارات و وزارتخانه‌ها برگزار شد.(29)
4- روابط عمومي پس از دوم خرداد 76 :
در انتخابات رياست جمهوري كه در دوم خرداد سال 76، برگزار شد، سيد محمد خاتمي با شعارهايي چون جامعة مدني، جامعة چندصدايي، دولت پاسخگو، مشاركت مردمي، شفافيت امور، گفتمان و مفاهيم ديگر از ميدان رقابت انتخابات رياست جمهوري پيروز بيرون آمد. اين مفاهيم از مؤلفه هاي دولتهاي نوين و مردم‌گرا بودند كه جامعة جهاني در مورد آنها پيشتر اتفاق نظر خود را اعلام كرده بود. تبليغ، ترويج و تعميم اين شعارها در طول مبارزات انتخاباتي، از طريق وسايل ارتباط جمعي، مردم را در حوزة روابط عمومي با گونه‌اي جديدي از اين رشته، يعني روابط عمومي مخاطب مدار و مخاطب محور، آشنا كرد. روابط عمومي كه از پرسشگري، نظارت، نقادي استقبال مي‌كند و خود را مكلف به پاسخگويي صحيح و شفاف و سريع مي‌داند.(30)
روابط عمومي ايران در حالي به استقبال جامعه اطلاعاتي چالش‌هاي آن مي‌رود كه طبق جستجو و تحقيق محقق هيچ‌گونه آماري دقيق از تعداد دقيق و به روز كارشناسان، امكانات، زيرساخت‌ها و استعدادهاي تكنولوژيكي و نرم افزاري روابط عمومي هاي كشور وجود ندارد و هنوز معاونت تبليغاتي وزارت ارشاد به عنوان متولي روابط عمومي در كشور سرشماري و نياز سنجي‌ خاصي در اين زمينه انجام نداده است.

انجمن‌ها، نشريات، سمينارها و جشنواره‌هاي روابط عمومي :
انجمن روابط عمومي ايران 43 سال قبل، يعني در اسفندماه 1346 به منظور برقراري ارتباط با انجمن بين‌المللي روابط عمومي و اشاعة فرهنگ آن در سطح كشور توسط بنيانگذاران اين رشته تأسيس شد. پس از انقلاب اسلامي در سال 1363 با حضور زنده‌ياد مرحوم دكتر نطقي و تني چند از دانشجويان وي دوباره موضوع تشكيل و احياي انجمن روابط عمومي ايران مطرح شد و مقرر شد كه روند فعاليت‌هاي اين انجمن قبل از انقلاب اسلامي مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌گيرد. دومين تجربه براي احياي انجمن روابط عمومي ايران با تلاش و همت زنده ياد محمد ملازم مدير كل دبيرخانه تبليغات دولت در زمان تصدي وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي توسط آقاي خاتمي از سال 1369 آغاز شد و با تشكيل اولين مجمع خود در خردادماه 1370 پا به عرصه ظهور نهاد. هم اكنون جلسات ماهيانه اين انجمن روز چهارشنبه اول هر ماه در تهران برگزار مي‌شود.(31)
در اواخر سال 1377 عده‌اي از مدرسان روابط عمومي تصميم به شكل‌گيري تشكلي به نام «مدرسان روابط عمومي» گرفتند كه هدف پيشنهادي تشكيل شدن آن هماهنگي بين استادان و مدرسان روابط عمومي براي تدريس دروس مختلف روابط عمومي در دانشگاهها بود. پس از موافقت كميسيون احزاب وزارت كشور با تأسيس اين انجمن، كميسيون مذكور پيشنهاد داد كه به منظور شركت بيشتر علاقمندان به حوزة روابط عمومي، اسم "انجمن مدرسان روابط عمومي"، به "انجمن متخصصان روابط عمومي"، تغيير يابد. بر اين اساس «انجمن متخصصان روابط عمومي» تشكيل شد. اعضاي اين انجمن داراي مدرك ليسانس روابط عمومي يا رشته مشابه هستند و اگر فاقد تحصيلات ليسانس هستند بايد حداقل داراي 10 سابقة كار در روابط عمومي و يا اينكه سه مقالة علمي و يا يك تأليف و تحقيق داشته باشند.(32)
نخستين نشرية تخصصي رشتة روابط عمومي، با عنوان «هنر هشتم» در سال 1374 پا به عرصة وجود گذاشت. هم اكنون چهار نشرية تخصصي ادواري روابط عمومي در سطح ملي منتشر مي‌شوند كه يكي از آنها همان فصلنامة هنر هشتم است كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر مي‌شود. ديگري فصلنامة تحقيقات روابط عمومي است كه اين فصلنامه نخستين نشرية تخصصي در حوزة روابط عمومي است كه از سوي بخش خصوصي انتشار مي‌يابد و سردبير و مديرمسئول آن هوشمند سفيدي است. "ماهنامة روابط عمومي ايران"، ارگان انجمن روابط عمومي ايران نيز اولين پيشنهاد خود را در سال 76 منتشر كرد. نشرية كارگزار روابط عمومي هم به مدير مسئولي مهدي باقريان نخستين شمارة خود را در زمستان 1380 منتشر كرد.(33)
جشنوارة سالانة انتخاب روابط عمومي برتر كشور به منظور ايجاد يك رقابت سالم بين واحدهاي روابط عمومي و تجليل و تشويق مديران و كارشناسان فعال روابط عمومي و بررسي، شناخت و از ميان برداشتن نواقص و كاستي‌ها و نقد و تجزيه و تحليل كارشناسانه و دلسوزانه فعاليت‌هاي روابط عمومي در سال 1370 آغاز به كار كرد.(34) تا اين تاريخ (1383) يازده جشنواره از اين دست برگزار شده است كه در ارتقاء سطح كيفي روابط عمومي كشور نقش بسيار مهمي ايفا كرده است.
علاوه بر دو سمينار بررسي مسايل روابط عمومي ايران در قبل از انقلاب (30 آذر 1343 و 13 مهر 1344) و همچنين سمينار روابط عمومي در سال 1363، دومين سمينار بررسي مسايل روابط عمومي ايران بعد از انقلاب با عنوان «آسيب‌شناسي روابط عمومي» در خرداد ماه 1380 در تهران برگزار شد. همچنين (امسال) در بهمن ماه سال 1383 نخستين «كنفراس بين‌المللي روابط عمومي در ايران» طي دو روز، در شهر تهران برگزار شد.
http://msaei.blogfa.com/

Posted by yahyaee at 01:51 PM | Comments (0)