« July 2008 | Main | December 2008 »
August 18, 2008
روابط عمومي از آغاز تا امروز
گردآورنده : احمد دانش چراغعلی خانی
کارشناس و مدیر روابط عمومی سازمان صنایع و معادن خراسان رضوی
بحث ارتباطات همزاد تاريخ بشر است. از آغاز خلقت انسان بر روي كره خاكي، پيام، براي ارتباط انسان از آسمان به زمين نازل ميشد.
بنابراين موضوع ارتباط چيزي نيست كه بخواهيم آنرا محدود به زمان حال كنيم.
در واقع پيامبران اولين كساني بودند كه نقش روابط عمومي را در نظام بشري براي دريافت پيامهاي آسماني ايفا كردند.
اما كــاربـــرد اصطلاح روابط عمومي (Public Relation) به معناي خاص آن در عصر حاضر براي اولين بار در سال 1897 در سالنامه اداره اتحاديه راه آهن ايالات متحده آمريكا بكار رفت و تغيير و تحول در روشهاي ارتباطي به صورت مدّون و امروزي آن و در نتيجه تأسيس واحدها يا دفاتر روابط عمومي از اين كشور شروع شد و در ادامه آن از سال 1900 تا 1914 ما شاهد رشد سريع بنگاههاي اقتصادي و آغاز مبارزه افكار عمومي بر عليه مقاصد سودجويانه آنان هستيم و بنگاههاي اقتصادي براي جلب افكار عمومي نقش روابط عمومي را در اين امر كاملاً برجسته ديدند و به همين دليل در سازمانهاي خود جايگاه روابط عمومي را تعريف كردند و در سال 1906 اولين شركت خصوصي خدماتي تحت عنوان «روابط عمومي توسط» (I-V-lee) كهفارغالتحصيلدانشگاه پرنسيتونبود ايجاد شدكهازاوبهعنوانپدر روابطعموميدر امريكا ياد ميشود.
روابط عمومي در ايران
دفاتر و واحدهاي روابط عمومي در قبل از انقلاب برابر ماده 3 آييننامه واحدهاي اطلاعات و انتشارات وزارتخانهها و مؤسسات دولتي (مصوب اسفند 1354) در سازمانها تشكيل شد، كه به طور خلاصه در ذيل بيان ميشود آنچه ما اكنون به عنوان روابط عمومي چه از نظر لغت و چه از نظر شغل ميشناسيم براي اولين بار در مرداد ماه 1332 هـ.ش توسط دكتر حميد نطقي در نمودار سازماني شركت سهامي تصفيه نفت ايران، ادارهاي تأسيس شد، كه آن را روابط عمومي ناميدند و از سال 1340 به بعد به اقتباس از اين شركت وزارتخانهها و مؤسسات بزرگ ديگر به تدريج واحدهايي به نامهاي انتشارات، مطبوعات، تبليغات و اطلاعات پرداختند كه بعداً همگي به روابط عمومي تغيير نام يافت.
از نظر امور فنّي و انتشاراتي مجري سياستها و خط مشيهاي وزارت اطلاعات و جهانگردي آن وقت بودند و به منظور نشر اخبار و تهيه اجراي برنامههاي انتشاراتي و اطلاعاتي كليه وزارتخانهها و مؤسسات دولتي وابسته و شركتها و بانكهايي كه بيش از 50 درصد سهامشان دولتي بود شورايي به رياست وزير اطلاعات و جهانگردي به نام «شوراي اطلاعات، انتشارات و روابط عمومي» تشكيل گرديد كه در مجموع همه آنها يكدستگاه ارتباطي تبليغي يك سويه از بالا به پايين را كه زمينه را براي تحكيم قدرت شاه آماده سازند. در آن زمان انتصاب مسئولان روابط عمومي وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي با مشورت وزارت اطلاعات و جهانگردي صورت ميگرفت و تغيير آن نيز منوط به جلب نظر مشورتي وزارت بود.
پيش از انقلاب اسلامي شركتهاي بزرگ بخش خصوصي كه بخشي از سرمايه آنها را شركتهاي خارجي تشكيل ميدادند داراي واحد روابط عمومي بودند ولي روابط عمومي در اين بخش نسبت به بخشهاي دولتي و نيمه دولتي جايگاهي نداشت و بر خلاف كشورهاي سرمايهداري كه روابط عمومي از بطن مؤسسات خصوصي تولد يافت، در ايران اين مؤسسات از دل سازمانهاي دولتي بيرونآمد.
بهر حال پس از پيروزي انقلاب اسلامي دفاتر روابط عمومي تحت عنوان روابط عمومي و ارشاد اسلامي فعاليت خود را آغاز نمود و اغلب مسئولان مملكتي بارها از تلاشهاي مؤثر روابط عمومي و سيستم اطلاعرساني در سازمانها سخن به ميان آوردند و بر كار روابط عموميها در فعاليتهاي تبليغاتي تأكيد داشتند و بحث تجديد حيات جايگاه روابط عمومي بطور جدي مورد توجه دستاندركاران و مسئولان نظام قرار گرفت و اولين گام در سال 1363 با برگزاري يك سمينار سه روزه تحت عنوان بررسي مسايل اساسي و بنيادي روابط عموميها با پذيرش اصل فرهنگ اسلامي و تطبيق اهداف و رسالتهاي روابط عمومي توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برداشته شد. در مسير تجديد حيات روابط عمومي در سازمانها، كم كم شاهد برگزاري دورههاي كوتاه مدت و بلند مدت آموزش روابط عمومي توسط مركز آموزش مديريت دولتي براي كارمندان دفاتر روابط عمومي مؤسسات دولتي و غير دولتي بوديم، اما از سال 1368 رشته روابط عمومي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي و رشته ارتباطات اجتماعي با گرايش روابط عمومي نيز براي نخستين بار در دانشگاه آزاد اسلامي تأسيس گرديد و هم اكنون اين رشته در سازمان مديريت صنعتي در سطح كارداني، كارشناسي و كارشناسيارشد تدريس ميشود و هر سال بر تعداد دانشجويان علاقمند به اين رشته اضافه ميشود.
با تصويب آييننامه كاري روابط عمومي، پُست مديريت روابط عمومي در ساختار سازمانها و بطور مستقيم در ارتباط با بالاترين مقام مسئول آن سازمان تعريف شده است و هم اكنون هر يك از وزارتخانهها و مؤسسات وابسته به دولت نيز داراي مديريت روابط عمومي با زير مجموعه گستردهاي در كشور هستند و طبق آمار موجود تا سال 1374 بيش از حد 50 هزار نفر نيروي انساني در سراسر كشور در حرفه روابط عمومي مشغول بكار هستند و پيشبيني ميشود در آينده نزديك همه سازمانها براي استفادهي مطلوب و بهينه از همه امكانات و منابع خود، نيازمند تعريف ويژه جايگاه روابط عمومي در سازمان خود باشند.
حرفه روابط عمومي بين 25 حرفه برتر جهان
در عصر ارتباطات، روابط عمومي جايگاه ويژهاي در ارتباطات درون و برون سازمان پيدا كرده است و هر مديري كه آشنا به اصول مديريت باشد به اين نتيجه ميرسد كه بايد به جايگاه ويژه روابط عمومي در اداره كارآمد سازمان متبوع خود توجه كند.
در واقع گستردگي و پيچيدگي روابط اجتماعي، توجه به روابط عمومي را در فرآيند تأثير گذاري امر اجتناب ناپذيري كرده است و هر چه بر پيچيدگي ارتباطات اجتماعي افزوده ميشود به همان ميزان بيشتر بر اهميت و نقش روابط عموميها آگاه ميشويم.
بنابراين با توجه به اهميتي كه روابط عموميها در ارتباطات سازماني در چند دهه اخير پيدا كرده است چندي قبل شركت "Fast Company" در جديدترين تحقيقات و پژوهشهاي خود، حرفه روابط عمومي را جزو 25 شغل برتر جهان در سال 2007 معرفي كرد. اين مركز طبق سنوات گذشته در تعيين مشاغل برتر جهان چهار فاكتور مهم را مورد بررسي قرار داده است كه عبارتند از:
ميزان دستمزد، سطح تحصيلات مورد نياز براي موفقيت در شغل، افق رشد شغلي و ميزان خلاقيت كه، مشاغل مختلف را بر اساس آن معيارها ارزيابي و رتبهبندي كرده است.
طبق فهرست ارائه شده توسط اين مركز 25 شغل زير جزو برترين مشاغل جهان در سال 2006 ميلادي شناخته شده است.
1- وكالت 2- مشاور مالي خصوصي 3- مدير فروش 4- تحليلگر سيستمهاي مديريتي 5- مدير سيستمهاي كامپيوتري و اطلاعاتي 6- مدير مالي 7- نماينده فروش در بخشهاي خدمات مالي، امنيتي و غيره 8- مدير بازاريابي 9- مهندس كامپيوتر و نرم افزار 10- متخصص ماساژ درماني ستون فقرات 11- مربي آموزش كودكان در مقطع پيش دبستاني 12- دانشمند علوم طبي و دارويي 13- دندانپزشك 14- تحليلگر تحقيقات و پژوهشهاي بازار 15- مدير خدمات بهداشتي و درماني 16- تحليل گر مالي 17- تهيه كننده و كارگردان 18- نماينده فروش واحدهاي عمده فروشي و توليدي 19- مديريت صنعتي يا مهندسي 20- مدير تبليغات 21- مدير خسارتها و سودها 22- روانشناس و مشاور مدارس 23- نماينده فروش مشاورين املاك 24- مدير آموزش و توسعه 25- مدير روابط عمومي
همانطور كه مشاهده ميشود رشته روابط عمومي در جديدترين ارزيابيها يكي از 25 شغل برتر است و ما بر آن شديم تا در اين نوشتار دلايل اهميت اين موضوع را بطور اختصار بيان كنيم.
ارتقاي افكار عمومي
عواملي از قبيل ارتقاي سطح دانش وتحصيلات، بهرهمندي از رسانهها و گسترش شهرنشيني در ارتقاي افكار عمومي نقش مؤثري ايفا ميكند و اين عوامل موجب ميشود كه سطح كنجكاوي، انتظارات و طرز تلقّي مردم از محيط اطرافشان ارتقا پيدا كند، كه در اين ميان روابط عمومي به عنوان پل ارتباطي ميان سازمان و مخاطبان نقش كليدي را دارد.
پويايي و خلاقيت
خلاقيت مديران روابط عمومي نيز از جمله مواردي است كه در مواجهه سازمان با افكار عمومي بسيار حايز اهميت است و در مباحث مديريتي از خلاقيت به عنوان يك عنصر مهم در ايفاي نقش مديران ياد ميشود. بنابراين روابط عموميها با توجه به نقش ارتباطي كه دارند بايد از عنصر خلاقيت بهرهمند باشند تا بتوانند بر چالشهاي فرا روي خود فايق آيند.
مردم محور و پاسخگو
مديران در ارتباطات برون سازماني با مردم روبرو هستند، بنابراين فلسفه وجودي روابط عمومي با مردم محوري تعريف ميشود و زماني يك روابط عمومي ميتواند به اين فلسفه وجودي عمل كند كه در برابر مردم پاسخگو باشند.
روابط عمومي آكادميك و مدرن
از جمله موارد ديگري كه ميتوان به آن اشاره نمود. خارج شدن روابط عموميها از حالت سنّتي و تبديل شدن به يك روابط عمومي علمي و مدرن است و تنها در كشور ما، امروزه بيش از 500 مدرس در سطح دانشگاههاي علامه طباطبائي، آزاد اسلامي و مديريت صنعتي در حال تدريس علوم روز روابط عمومي هستند.
در روابط عمومي آكادميك و مدرن كارشناسان روابط عمومي اين حرفه را به صورت تخصصي ميآموزند و روشها و شيوههاي بهبود ارتباط با سازمانها و ديگر موسسات به ويژه رسانهها را ياد ميگيرند. در روابط عمومي مدرن خبرنويسي، گزارش نويسي، مقاله نويسي، مصاحبه و ديگر تكنيكهاي روزنامه نگاري به عنوان يك ضرورت در ارتباط با رسانهها مطرح است. در روابط عمومي مدرن، مسئولان و كارشناسان روابط عمومي، كارگزاران رسانهها نيستند بلكه آنان با فراگيري تكنيكهاي روزنامهنگاري، خود خبرنگاراني هستند كه اصول روزنامهنگاري را در عصر ارتباطات به خوبي ميدانند.
وظايف روابط عمومي
در يك جمعبندي كلي وظيفه روابط عمومي مؤسسات را ميتوان به ترتيب زير طبقهبندي نمود:
1- اقدامات ارتباطي كارشناسانه طرحريزي شده ومستمر جهت انتقال پيام مديريت مؤسسه به گروهها و افرادي كه به نحوي براي مؤسسه اهميت دارند؛ عمدتاً اين گروهها و افراد را كه تجزيه و تحليل، بررسي و شناخت منافع، علايق، انتظارات، آرزوها و ويژگيهاي رواني و فرهنگي آنها جزء اولين وظيفه هر روابط عمومي است.
2- مراقبت، نظارت، بررسي عقايد و نظرات، خواستهها و گرايشهاي افراد و گروهها در مورد مسايل مربوط به سازمان و ارايه پيشنهادهاي كارشناسانه به مديريت در اين زمينهها، تا مديران تصميمات، خط مشيها و سياستهاي خود را با توجه به اطلاعات جامعه شناختي ارايه شده از سوي روابط عمومي اتخاذ كنند.
3- بررسي و كشف اثرات اجراي اقدامات موسسه بر روي گروهها و تجزيه و تحليل و پيشبيني واكنش مردم در هنگام اجراي سياستها و اقدامات موسسه و آماده سازي بيشتر اقدامات سازمان.
4- پيشنهاد جهت تصحيح آن بخش از خط مشيها، سياستها و روشها كه در تضاد و تقابل با منافع گروهها ويا عموم مردم قرار دارد و موجب عكسالعمل مخرب خواهد شد و ارايه راه حلهاي عملي همراه با دلايل مستند و كافي.
5- كشف و شناخت آن دسته از اقدامات سازمان كه در جهت منافع همگان است و تبليغ اين اقدامات و محور قرار دادن آنها در متون و پيامهاي ارتباطي تبليغي.
6- پيشنهاد برنامهها و روشهاي تازه كه هم در جهت منافع و علايق همگان و هم در جهت منافع سازمان است.
7- ايجاد تغييرات مورد نظر در دانش، عقايد، گرايشها و رفتار گروههاي داخل و خارج از سازمان
مشكلات فرا روي روابط عموميها
با نگاهي به يك تحقيق كه پيرامون آسيب شناسي روابط عموميها در يكي از استانهاي كشور صورت گرفته و به نوعي ميتوان آن را به ساير استانهاي كشور نيز تعميم داد در مييابيم كه مسايل زير هنوز هم به عنوان معضل در روابط عموميها وجود دارد.
- دخالت مستقيم وسليقهاي مديران در تعيين وظايف روابط عمومي مربوطه
- بهرهگيري از كارمندان غير متخصص، عليرغم وجود خيل عظيم فارغالتحصيلان رشته روابط عمومي
- عدم پذيرش روابط عمومي به عنوان نهاد پاسخگو در برابر افكار عمومي
- كمبود بودجه و اعتبارات در روابط عمومي براي تأمين امكانات و ابزارهاي لازم و فنآوري روز
منابع:
نشریه روابط عمومی / انجمن روابط عمومی ایران
کتاب روابط عمومی / مولف : دکتر میرسعید قاضی
کتاب روابط بازوی توانمند مدیریت / انجمن روابط عمومی استان کرمان
www.mim.gov.ir/Article/doc/861214-2.doc - Similar pages
Posted by yahyaee at 02:53 PM | Comments (0)
مقدمه ای بر مبانی نظری روابط عمومی
حميدرضا متولي
سخن آغازین
روابط عمومی، حرفه و هنری است نوخاسته که به سرعت جای خود را در تمامی سازمانها و ادارات باز کرده است. در دنیای پیچیده کنونی، تمامی سازمانهای دولتی و غیر دولتی که به گونه ای با مخاطبان و مشتریان خود سر و کار دارند، باید بتوانند از یک سو سازمان و تولیدات خود را به آنان بشناسانند و از طرف دیگر، مشتریان و مخاطبان را نسبت به خدمات، کالاها و یا تسهیلاتی که ارائه می دهند، آگاه و اقناع سازند.همچنین از نیازها، منافع و علایق آنان که همواره در حال تغییر است، آگاهی یابند و از آنها در بهبود کالاها و خدمات خویش، بهره گیرند.این مهم ، به عهده دست اندرکاران روابط عمومی است که همچون پلی، این ارتباط را بین مشتریان و مخاطبان و یا به عبارتی بهتر، تمامی اشخاص و سازمانهایی که با سازمان یا مؤسسه آنان، سر و کار دارند، برقرار می سازد.
در حال حاضر، از آنجا که روابط عمومی، یکی از ابعاد حیاتی مدیریت راهبردی به شمار می آید،دست اندرکاران این رشته، صرفاً خود را یک متخصص که پیامها را از سازمان به مشتریان و یا از مشتریان به سازمان می رساند، نمی دانند؛ حالا دیگر تمامی مدیران در سازمانهای موفق و کارا به، این نتیجه رسیده اند که روابط عمومی بخشی از جریان اصلی مدیریت است و از این رو، دست اندر کاران روابط عمومی نیز،خود را مشاور مدیریت در مسائل و مشکلات سازمان به حساب می آورند.
آنان از این مسأله آگاهند که دنیای امروز، به سرعت در حال تغییراست و هر سازمانی که نتواند خود را با آن سازگار سازد، از گردونه رقابت خارج شده و امکان بقاء ندارد و از این رو، وظیفه خود می دانند تا با بهره گیری از فنون و شگردهای ارتباطی گوناگون ، به بقا و پیشرفت سازمان خود کمک کنند. اما این به تنهایی کافی نیست؛ چرا که شناخت علائق و ذائقه های مخاطبان و نیز تغییرات بازار، امر پیچیده ای است و علاوه بر شناخت مهارتهای حرفه ای روابط عمومی، مستلزم آگاهی از نظریه ها و مفاهیم مرتبط با روابط عمومی است. نظریه ها، فهم روابط بین اعمال و حوادث مختلف را آسان می کنند و از آنها می توان برای توضیح یا پیش بینی نحوه وقوع اعمال، حوادث و یا رفتارهای معین بهره جست.
(1)از آنجا که نظریه مجزایی که به تنهایی مسائل روابط عمومی را بیان کند، کمتر یافت می شود، در این نگاشته تلاش می شود تا 9 نظریه مرتبط با روابط عمومی در حوزه های مختلف مورد برررسی قرار گیرد و سپس کاربرد هر یک از آنها در روابط عمومی بیان گردد. این نظریه ها، در سه دسته نظریه های مربوط به روابط ، نظریه های شناختی و رفتاری و نظریه های موجود در ارتباطات اجتماعی مقوله بندی شده اند که در ذیل مختصراً به آنها پرداخته خواهد شد:
الف)نظریه های مربوط به روابط
1- نظریه عمومی نظامها:
نظریه نظامها، به ویژه از آن جهت در روابط عمومی سودمند است که به نحوه اندیشیدن ما درباره روابط کمک می کند و مسایلی را درباره اجزا و کل بیان می دارد.آن گونه که "فون بر تالانفی"می گوید، اندیشه اصلی این نظریه آن است که کُل، چیزی بیش از مجموع اجزای خود است. یعنی، این نظریه مربوط است به «کل هایی که از اجزای به هم وابسته تشکیل شده اند، رابطه بین اجزا و روابطی که بین کل ها و محیط های آنها برقرار است»(2)
بسیاری از تعاریف موجود درباره روابط عمومی، نشأت گرفته از اندیشه نظریه نظامهاست؛برای نمونه،در تعریفی که "هارلو"از روابط عمومی ارائه می دهد، استناد به نظریه نظامها را می توان مشاهده کرد:"روابط عمومی، یکی از وظایف مشخص مدیریت است که موجب می شود تا ارتباط، دریافت، پذیرش و همکاری دوجانبه میان سازمان و مردمی که با آن سر و کار دارند، برقرار شود.
روابط عمومی، مدیریت مشکلات و مسایل را در بر می گیرد و به مدیریت کمک می کند تا از افکار عمومی آگاه شود و پاسخگوی آن باشد. روابط عمومی همچنین به مدیریت کمک می کند تا از تغییرات دور نماند، آنها را به کار گیرد و به عنوان نظامی هشدار دهنده، روندهای آینده را پیش بینی کند"(3) همچنین تعریف « لانگ و هارلتون »نیز تعریفی است که کاملاً از نظریه نظامها تأثیر پذیرفته است(4)"روابط عمومی، کارکرد ارتباطی مدیریت است که از طریق آن، سازمانها با محیط سازگار می شوند، آن را اصلاح می کنند، تغییر می دهند و یا آن را حفظ می کنند تا به اهداف سازمانی دست یابند"شکل شمارۀ1، سازمان فرضی را به همراه مخاطبان و محیط اطراف آنها در قالب یک نظام نشان می دهد. بین سازمان و هر یک از مخاطبان و محیط، نوعی ارتباط وجود دارد که وظیفه روابط عمومی، سامان دادن به این ارتباط و به عبارت دیگر، اداره کردن آن است.
محیط، فشارها و محدودیتهایی را می تواند بر سازمان وارد کند.برای نمونه، مشتریان می توانند از خرید اجناس خودداری کنند.دادگاهها می توانند سازمان را به دادن خسارت به کسانی که از کالاها و خدمات زیان دیده اند وادار کنند. بانکها می توانند از دادن سرمایه و وام به سازمان خودداری کنند و... همۀ این ها نمونه هایی است که در روابط بین سازمان و محیط اطراف آن وجود دارد و وظیفۀ دست اندرکاران روابط عمومی آن است که بین سازمان و محیط اطرافش، توازن برقرار سازند.آنان می باید از مسایل موجود در محیط آگاه باشند و سازمان را در پاسخ دادن به آن مسایل و مشکلات، یاری دهند.بنابراین، با بهره گیری از مفاهیم موجود در نظریه نظامها همچون سازمانها و محیط، می توان نظریاتی را درباره «روابط» ارائه داد که در حل مشکلات و پیش بینی رفتارهای سازمانی مؤثر باشند برای نمونه این نظر که « هر چه محیط آشفته تر و پر آشوب تر باشد، روابط عمومی باید انعطاف پذیری بیشتری داشته باشد»(5) از نظریه نظامها بهره گرفته است.
2-نظریه موقعیتی:
همان گونه که در شکل شماره یک دیدیم، در محیط اطراف یک سازمان، مخاطبانی وجود دارند که می توان آنها را مخاطبان اصلی و کلیدی نامید؛ اما اگر یک دست اندر کار روابط عمومی، تنها این مخاطبان را در نظر بگیرد و از سایر مخاطبانی که ممکن است در محیط وجود داشته باشند، غافل شود، نمی تواند در کار خود کاملاً موفق باشد.
او باید از امکان ورود مخاطبان جدید به محیط ارتباطی سازمان خویش نیز آگاه باشد، مخاطبانی که ممکن است همسو با منابع سازمان و یا مخالف آن باشند. "گرونیگ و هانت" دو تن از اندیشمندان علوم ارتباطات، نظریه ای را تحت عنوان " نظریه موقعیتی" بیان می کنند که از آن می توان برای توضیح این که چگونه و چه زمانی می باید انتظار ورود مخاطبان و مشتریان را به محیط داشت، بهره جست. اساس این نظریه، در واقع آن است که موقعیتها، روابط را می سازند.(6)
گرونیگ و هانت، در این باره می گویند که مخاطب فعال، مخاطبی است که فعالانه د ر جستجوی اطلاعات درباره سازمان و سایر موضوعات مرتبط و مورد علاقۀ آن است.آنان با توجه به این مسأله، سه متغیر را برای پیش بینی این وضعیت یعنی زمانی که مخاطب در جستجوی اطلاعات درباره موضوعی است، بیان می کند.
متغیر اول، تشخیص و شناخت مسأله است. افرادی که با مشکل یا مسأله ای روبرو می شوند، می باید از آن آگاه باشند و تأثیرات بالقوه ای را که می تواند بر آنان داشته باشد ، تشخیص دهند.متغیر دوم که شناخت موانع و محدودیتهاست ، بیان می کند که افراد می باید موانع موجود در راه حل یک مسأله را نیز بشناسند.آنان اگر بر این باور باشند که می توانند بر موضوع و مشکل تأثیر گذار باشند، به دنبال اطلاعات دربارۀ آن موضوع خواهند بود. سومین متغیر نیز درجۀ درگیری در موضوع و اهمیت دادن به آن است، که نشان می دهد افراد تا چه حد به مشکل مورد بحث اهمیت می دهند.
کسانی که اهمیت برای آن قایل باشند، مخاطبانی فعالند و برعکس، مخاطبان منفعل ، اهمیتی به موضوع نخواهند داد و بالطبع به دنبال کسب اطلاعاتی دربارۀ آن نمی روند.
گرونیگ و هانت، سپس با توجه به سه متغیر مذکور ، چهار نوع واکنش یا پاسخ را از سوی مخاطب مشخص می کنند که گسترۀ آنها از منفعل کامل ( مخاطبی که اصلاً واکنش نشان نمی دهد) تا فعال کامل (مخاطبی که مستقیماً با مشکل روبرو می شود) را در بر می گیرد.
نظریۀ موقعیتی، همچنین در فهم این مسأله که چرا برخی گروهها تنها در مقابل یک موضوع خاص فعالند و از خود واکنش نشان می دهند، برخی در مقابل بسیاری از موضوعات و برخی دیگر کاملاً بی تفاوت هستند، به ما کمک می کند. دست اندرکاران روابط عمومی باید بدانند که در واقع نوع گروه و این که چگونه سازمان با موضوعات مختلف مرتبط می شود، رابطه را تعیین می کنند.
3- رهیافتهای حل تضاد در روابط:
همۀ ما با توجه به فهم و عقل سلیم خود، شناختی دربارۀ تضاد داریم:
موقعیتها، افراد و گروههایی که در ارزشها و اهداف، با دیگران مخالفند. برخی، بر این باورند که تضاد پدیده ای است که باید از آن دوری جست و بنابراین، باید در برابر تضادهایی که بالقوه وجود دارند، هشیار بود و تلاش کرد تا پیش از این که ناخوشایند شوند، آنها را در اختیار گرفت و بر آنها غلبه کرد.برخی دیگر تضاد را یک مرحلۀ طبیعی به حساب می آورند که در روابط ممکن است وجودداشته باشد و بنابراین باید آن را کنترل و اداره کرد. اگر این نظر را بپذیریم، به خوبی می توانیم از عهدۀ فهم تضاد برآییم و بدانیم که چگونه باید با آن رفتار کنیم.اندیشمندان ، روشها و مهارتهایی را برای حل تضاد بیان کرده اند که دست اندرکاران روابط عمومی می توانند با استفاده از آنها به این مهم فائق آیند. در این مورد "فیشر و یوری"چهار مرحله را عنوان کرده اند که برجسته تر از سایرین می باشد(7)
1- بین افراد و مسایل و مشکلات تفاوت بگذارید. برای مخالفین خود احترام قایل شوید و به خاطر داشته باشید که اهداف و ارزشهای افراد است که شما با آن مخالفید نه خود افراد.
2- بر علایق و منافع مشترک متمرکز شوید. طبیعی است که هر دو طرف ارتباط، به دنبال موقعیتهایی هستند که دیگری را متقاعد سازند و دیدگاه خود را به او اثبات کنند، به جای این مسأله، تلاش کنید که دریابید طرف مقابل شما واقعاً چه چیزی می خواهد و هدف او چیست.
3- راه حلهایی را بیابید که منافع هر دو طرف را در برگیرد. یعنی راه حلهایی که هر دو طرف بتوانند از طریق آن به اهداف خود برسند. ممکن است کار غیر ممکنی به نظر آید، اما با برنامه ریزی صحیح و اصولی می توان به آن دست یازید.
4- اگر راه حل نسبتاً مناسبی یافتید، تلاش کنید تا پس از آن به توافق اولیه ای در مورد راه حل برسید. یافتن معیار یا شاخصی که بر مبنای آن بتوانید راه حلی ارائه دهید نیز ارزیابی راه حلها را آسان تر خواهد کرد.این اصول را نمی توان به عنوان نظریۀ رسمی به حساب آورد؛ اما استفاده از آنها دستیابی به راه حلی برای برطرف ساختن تضاد را در مراحل اولیۀ آن آسان می کند و می تواند منجر به یافتن راه حلهای مناسب تر گردد و ارتباط بین طرفهای مخالف را منسجم سازد.(8)
ب)نظریه های شناختی و رفتاری
دست اندرکاران روابط عمومی، اندیشیدن دربارۀ تأثیرات پیام را سودمند می دانند. چگونه تولیدات، خدمات، تسهیلات و سیاستها بر دیگران تأثیر می گذارند. آنچه می گوییم و هر کاری که انجام می دهیم، به وسیله دیگران معنی می یابد و گاهی معنی مورد نظر مخاطبین، با معنی مورد نظر ما یکی نیست. نظریه های شناختی، با فهم و شناخت ما سر و کار دارند و نظریه های رفتاری، عمل و رفتار ما را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. بنابراین برای دست اندرکاران روابط عمومی، آگاهی از چنین نظریه هایی نیز بسیار ضروری است.
الف) نظریۀ مبادلۀ اجتماعی
نظریۀ مبادلۀ اجتماعی، برای پیش بینی رفتار، از اصطلاحات موجود در علم اقتصاد، نظیر هزینه و سود استفاده می کند.اساس نظریۀ مذکور بر این فرض است که افراد و گروهها، راهبردها را بر مبنای پاداشها و هزینه هایی که برای آن متصورند، بر می گزینند. این نظریه که به وسیلۀ " جان تای باوت" و "هارولد کلی" تکامل یافته، در بسیاری از سطوح روابط، همانند میان فردی، گروهی و سازمانی به کار گرفته شده است.
نظریۀ مبادلۀ اجتماعی مدعی است که مردم پیش از اقدام به رفتاری خاص، نتایج آن را در نظر می گیرند و به طور کلی تمایل دارند تا در هر رفتاری، هزینه ها را پایین تر و پاداش را بالا نگه دارند. یعنی رفتاری که با هزینۀ کمتر، سود بیشتری برای شخص داشته باشد، امکان وقوع آن بیشتر است. از این نظریه نیز در مسایل روابط عمومی می توان بهره هایی به عمل آورد. برای مثال فرض کنید که می خواهیم از مخاطبان در یک نظرسنجی استفاده کنیم. در این صورت اگربتوانیم کاری کنیم که در پاسخ دادن به سؤالات و مشارکت در نظرسنجی، پاسخگویان رغبت بیشتری نشان دهند، اعتبار نظرسنجی بیشتر خواهد بود.
به عنوان نمونه، برای کاهش دادن هزینه ها ( مادی یا معنوی) از نظر پاسخگویان، می توانیم کارهای زیر را انجام دهیم:
- نظر سنجی را تا حد امکان خلاصه کنیم.
- اگر قرار است نظرسنجی از طریق پست انجام گیرد، هزینه بازگشت پاسخ را خود بپردازیم.
- از سؤالات باز، پیچیده و شخصی، حتی المقدور خودداری کنیم.
- اگر قرار است پاسخگویان از طریق تلفن یا دورنگار به نظرسنجی پاسخ گویند، شماره تلفنهای آسان و قابل یادآوری به آنان گفته شود.
- پاسخگویان را در پاسخ دادن به تمام یا هر یک از سؤالات آزاد بگذاریم.
همچنین برای بالا بردن "سود" نظرسنجی می توان کارهای زیر را انجام داد.
- به پاسخگو بگوییم که او را به عنوان مشاور انتخاب کرده ایم و اندیشه هایش برای ما اهمیت دارد.
- به او بگویییم که ما از نتایج نظرسنجی چگونه استفاده خواهیم کرد.
- اگر امکان دارد پاداش محسوسی برای پاسخگو در نظر بگیریم(9).
ب) نظریه اشاعه
نظریه اشاعه، نظریۀ دیگری است برای تحلیل این موضوع که افراد، اطلاعات را چگونه می پذیرند و یا آن را طرد می کنند .مطابق این نظریه ، "اشاعه، فرآیندی است که از طریق آن نوآوری از مجاری مشخص و در طول دورۀ زمانی معینی، میان اعضای یک نظام اجتماعی، انتشار می یابد."(10) کاملترین شکل نظریۀ اشاعه را " اورت راجرز " استاد آمریکایی علوم ارتباطات، در کتاب " اشاعه نوآوری ها " مطرح ساخته است.راجرز، بر این عقیده است که افراد، اطلاعات حاصل نوآوری ها را از طریق پنج مرحله اقتباس می کنند که هر یک از این مراحل، ویژگیهای خاص خود را دارند.این مراحل به ترتیب عبارتند از:
1- آگاهی: زمانی است که شخص در معرض نوآوری قرار می گیرد و با آن روبرو می شود. در این مرحله افراد هم می توانند فعال و هم منفعل باشند که هر یک به طریق خاص خود با نوآوریها مواجه می شوند.
2- انگیزش و اقناع: در این مرحله، اطلاعات و نوآوری می باید فرد را برانگیزد و احتمالاً در آن نگرش ایجاد کند و این نگرش می تواند مثبت یا منفی باشد.
3- تصمیم و ارزیابی: در این مرحله، فرد می باید سودمندی بالقوه نوآوری را در نظر بگیرید و سپس آن را یا بپذیرید و یا طرد کند.
4- اجرا: در این مرحله، که در واقع مرحلۀ استفاده از نوآوری است، اقتباس گران می باید بدانند که نوآوری را چگونه و در چه زمانی به کار گیرند. در این مرحله، اطلاعات مربوط به مشتریان و مخاطبان در روابط عمومی، اهمیت فراوانی دارد.
5- مرحلۀ پذیرش و تثبیت: در این مرحله، افراد به دنبال تأیید و تحکیم نوآوری پذیرفته شده هستند.یعنی وقتی نوآوری با موفقیت از چهار مرحلۀ قبل عبور کرد، در این مرحله در ذهن فرد تثبیت می شود. آنچه دست اندرکاران روابط عمومی باید بدانند، تفاوت بین کانالهای ارتباطات اجتماعی و مجراهای ارتباطات میان فردی است. مطابق گفته های راجرز، رسانه های جمعی، در مرحلۀ اول یعنی مرحلۀ آگاهی و اطلاع رسانی، نقش بسیار تعیین کننده ای دارند، اما در مراحل بعد، نقش این رسانه ها کمتر شده و مجراهای ارتباطات میان فردی نقش مؤثری دارند.(11)
د)نظریۀ یادگیری اجتماعی
نظریاتی که تا کنون مورد بحث قرار گرفتند، مخاطب را در فرآیند پردازش و دریافت اطلاعات، فعال می دانند، نظریۀ یادگیری اجتماعی، تلاش می کند تا رفتار افراد را هنگام دریافت اطلاعات، به گونۀ دیگری توضیح دهد. این نظریه به ما کمک می کند که دریابیم ارتباطات میان فردی و رسانه های جمعی چگونه می توانند در اکتساب رفتارهای جدید افراد، نقش مهمی بر عهده داشته باشند.
" آلبرت باندورا " متخصص روانشناسی اجتماعی، بر این باور است که ما می توانیم رفتارهای جدیدی را از مشاهدۀ رفتار دیگران بیاموزیم.
هنگامی که ما رفتاری را که در جهت منافع و علایق ماست می بینیم، اگر رفتار مذکور برای انجام دهندۀ آن پاداشی در پی داشته باشد، خواه پاداش بیرونی و خواه پاداش درونی، آن رفتار را در ذهن خود ثبت می کنیم و اگر موافق باشیم که رفتار مذکور می تواند برای ما مفید باشد، آن رفتار مذکور تا زمانی که نیاز به استفاده از آن داشته باشیم، در ذهن باقی می ماند. احتمال وقوع رفتاری خاص، به وسیلۀ پیامدهایی که ممکن است پس از اجرای آن به وجود آید، تعیین می شود. هر چه پیامد رفتار مثبت تر و هر چه مزایای بیشتری برای آن متصور باشد، احتمال وقوع رفتار بیشتر است.
با آگاهی از این مسأله، دست اندر کاران روابط عمومی، از دیدن یادگیری و الگو قرار دادن رفتار نامناسب کارمندان و کارکنان با تجربه تر، توسط سایر کارکنان، به ویژه زمانی که آن رفتار مورد تشویق هم قرار گرفته باشد، در شگفت نخواهند بود. اگر شرکت یا سازمانی افرادی را که رفتار آنان نامناسب است مورد تشویق و ارتقا قرار دهد، می توان پیش بینی کرد که کسانی که در فکر ارتقا و پیشرفت هستند، آن افراد را الگوی خود قرار دهند و از رفتار آنان تبعیت کنند.اگر شرکتی در انتشارات و تبلیغات خود، افرادی را که رویه ها و قوانین موجود را می شکند، به تصویر بکشد، احتمال این که خوانندگان و مخاطبین آنها را جدی بگیرند، کمتر وجود دارد.(12)
3- نظریه های مربوط به ارتباطات اجتماعی
در حوزۀ ارتباطات اجتماعی، تا کنون نظریات متعددی مطرح گردیده اند که برخی از آنها در سایر رشته های علوم انسانی همانند جامعه شناسی و علوم رفتاری نیز به گونه ای وجود دارند. نظریاتی همچون نظریۀ تزریقی، نظریۀ استحکام، نظریۀ استفاده و رضامندی، نظریۀ برجسته سازی، نظریۀ وابستگی مخاطبان و ... که یک دست اندرکار روابط عمومی می باید، از این نظریات آگاهی داشته و کاربرد آنها در روابط عمومی بداند. در این بخش، نظریه استفاده و رضامندی، برجسته سازی و وابستگی مخاطبان مورد بررسی قرار می گیرند وسایر نظریه های موجود در علوم ارتباطات، در نگاشته ای دیگر در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
الف)نظریۀ استفاده وبهره مندی
اساس این نظریه آن است که افراد مخاطب کم و بیش به صورتی فعال، به دنبال محتوایی هستندکه بیشترین خشنودی را برای آنها فراهم کند و درجه این خشنودی به علایق و نیازهای آنان بستگی دارد. نکتۀ اساسی در این نظریه آن است که برای مثال هنگامی که ما تلویزیون تماشا می کنیم یا رادیو گوش می دهیم و یا روزنامه می خوانیم، در حقیقت به دنبال ارضا و برآورده ساختن نیازهای خودمان هستیم مطالعات بلامر، مک کوییل و ویندال در این زمینه حایز اهمیتند. از نظر کاتز، این نظریه بر پنج فرض و سه هدف استوار است:
اهداف این نظریه عبارتند از:
1- تبیین چگونگی استفاده از رسانه های جمعی توسط افراد، برای برآورده ساختن نیازها
2- درک انگیزه های مخاطبان برای رفتار رسانه ای
3- شناخت کارکردها و پیامدهایی که به دنبال نیازها، انگیزه ها و رفتار ارتباطی ایجاد می شوند. و فرضیه های آن نیز عبارتند از:
1- استفاده از رسانه ها هدفمند است.
2- افراد، در پاسخ به نیازهایی که احساس می کنند، رسانه های جمعی را مورد استفاده قرارمی دهند.
3- فرد، انتخابگر است و برای ارضای نیازها، رسانه ها و یا محتوای آنها را انتخاب می کند.
4- افراد می توانند نیازها و انگیزه های خود را برای استفاده از رسانه ها و رفتار ارتباطی بیان کنند. و به این ترتیب، اطلاعات دقیق و صحیح دربارۀ نیازجویی و بهره مندی از رسانه ها را می توان از طریق اظهارات بیان شده به دست آورد.
5- تا زمانی که انگیزه های استفاده از رسانه ها و بهره مندیها درک نشده باشد، نمی توان درباره اهمیت فرهنگی محتوای رسانه ها، قضاوت ارزشی داشت(13).
بنابراین، آنچه یک دست اندرکار روابط عمومی باید با بهره گیری از این نظریه بداند، این است که لزوماً همۀ مخاطبان، اخبار بد را دربارۀ شرکت و یا محصولات آن نمی خوانند و یا نمی بینند. همچنین نمی توان تعداد افرادی را که اخبار خوب و مثبت را در این باره می خوانند، می شنوند و یا می بینند، برشمرد. خبر و پیامی که در رسانه ای درج می شود، لزوماً به این معنی نیست که همۀ مردم از آن مطلع و آگاه خواهند شد و آن را به خاطر خواهند سپرد.
ب)نظریۀ برجسته سازی:
این نظریه بیان می کند که رسانه های جمعی در ایجاد اولویتهای فکری و تعیین موضوعات مهم و مورد بحث عامۀ مخاطبان، نقش اساسی ایفا می کنند. نظریۀ مذکور، پیش بینی می کند که اگر موضوعی از نظر زمان و مکان در رسانه ها برجسته شود، می تواند مخاطبان را به این اندیشه وادارد که موضوع مذکور مهم است. سخن معروف " برنارد کوهن " که می گوید رسانه ها نمی توانند به ما بگویند که چگونه فکر کنیم، اما می توانند بگویند دربارۀ چه چیزی فکر کنیم، مبین این نظریه است.
شواهد تجربی این نظریه، در سال 1968، توسط "دونالد شاو و ماکسول مک کومبز10 در طول انتخابا ت ریاست جمهوری آمریکا فراهم گردید. این دو اندیشمند، با طرح سؤالاتی از رأی دهندگان، در یافتند که آنچه را رأی دهندگان به عنوان ویژگیهای نامزدهای انتخاباتی خود معرفی می کنند، همان مطالبی است که طی روزهای گذشته به صورت برجسته ای در مطبوعات ارائه شده است. یعنی رابطه ای مثبت و قوی بین اولویتهای رسانه ها و موضوعاتی که از نظر رأی دهندگان مهم بود، وجود داشت و البته این رابطه، رابطه ای علّی به حساب نمی آمد.(14) با استفاده از شواهد بدست آمده از این مطالعه، " شاوومک کومبز" به این نتیجه رسیدند که رسانه ها می توانند در ایجاد اولویتهای فکری مخاطبان مؤثر باشند. یعنی به مخاطبان بگویند دربارۀ چه چیزی فکر کنند و یا سخن بگویند.
" گرونیک و هانت" بر این باورند که این فکر وگفتار، الزاماً به اطلاع جویی مخاطبان منجر نمی شود و تنها اگر شرایط دیگر مهیا باشد، می توان انتظار داشت که مخاطب رفتار مورد نظر را انجام دهد و این مسأله برای دست اندرکاران روابط عمومی اهمیت دارد که بدانند در چه زمان پوشش خبری مناسب به فعالیتهای خود بدهند. با فهم این نظریه دست اندرکاران روابط عمومی باید بتوانند بر اولویتهای رسانه ها، از طریق اخبار و اطلاعات گوناگون و جذاب، به منظور نفوذ در افکار مخاطبان خود، تأثیر گذار باشند(15) برای دست یافتن به این مهم، آنان می باید اقلام ومطالب خبری و تبلیغاتی مناسب تولید کنند وبه نمایندگان رسانه ها در ارائۀ اخبار و پوشش مناسب و به موقع آنها کمک کنند.
ج)نظریه وابستگی مخاطبان
اساس نظریۀ مذکور آن است که رسانه های جمعی آن قدر برای جامعه ضروری و حیاتی هستند که ما برای انجام برخی از کارکردهای اجتماعی خویش به آنها وابسته می شویم. این نظریه، ریشه در نظریات کارکردگرایی دارد، نظریاتی که بیان می کنند مخاطبان برای اطلاعات دربارۀ محیطشان، برای انتقال ارزشهای فرهنگی، برای سرگرمی و تفریح و نیز برای تفسیر این موضوعات اجتماعی اساسی خود، به رسانه ها وابسته هستند و در واقع این کارکردها، نقشهای رسانه ها را در جوامع جدید شکل می دهند.
نظریه وابستگی مخاطبان را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
1- این نظریه تأکید زیادی بر رسانه ها و کارکردهای آنها دارد.
2- هر چه رسانه ها بیشتر بتوانند نیازهای مخاطبان را برآورده سازند، میزان وابستگی افراد به آنها بیشتر می شود.
3- در این نظریه نیز، همانند نظریه نظامها، ارتباط به گونه ای نظام مند نگریسته می شود.
شكل شماره2
نظریۀ مذکور، به دلیل تأکید بیش از حد به رسانه ها، و در نظر نگرفتن نقش نهادهای اجتماعی دیگر همچون خانواده، مذهب، آموزش و سیستم و... دارای اعتبار چندانی نیست.(16)
نقش های دست اندرکاران روابط عمومی:
اگر واحد روابط عمومی را در یک سازمان بزرگ ببینید، با شمار زیادی از فعالیتها و نقشها روبرو خواهید شد. برخی در حال نوشتن هستند، برخی دیگر در حال تهیۀ پوسترها و بروشورهای تبلیغاتی، عده ای در حال استفاده از تلفن، بعضی ها در حال کارکردن با کامپیوتر و ... ممکن است برخی دیگر را که در بیرون از سازمان برای روابط عمومی مشغول کار و فعالیتند، نبینید. آنچه شما می بینید، فعالیتها و کارهایی هستند که دست اندرکاران روابط عمومی انجام می دهند. بر این اساس می توان نقشهای دست اندرکاران روابط عمومی را تشریح و توصیف کرد، یعنی مجموعه ای از فعالیتهایی که آنان به طور منظم انجام می دهند. "گلن بروم و دیوید دوزایر"نقشهای روابط عمومی را برای توصیف و پیش بینی مسایلی همانند قدرت نسبی واحد روابط عمومی، مشارکت روابط عمومی در تصمیم گیریهای استراتژیک و رضامندی شغلی به کار برده اند.(16)
بروم و دوزایر، دو نقش عمده و اساسی را در روابط عمومی بیان می کنند.
یکی "متخصص و کارورز"روابط عمومی و دیگری" مدیر روابط عمومی".
نقش اول، نقش اشخاصی همانند نویسندگان، تبلیغاتچیان، عکاسها، صفحه بندهای نشریات، خطاطان و هنرمندان دیگر را در بر می گیرد و در واقع همچون نقش روزنامه نگاران است.
مدیران روابط عمومی، که خود مشاور مدیر اصلی سازمان به شمار می روند، در رفع موانع و مشکلات سازمان نقش عمده ای به عهده دارند و مسئول نتایج بسیاری از برنامه های سازمان هستند "بروم و دوزایر" سه نقش اصلی مدیریتی را برای روابط عمومی در نظر می گیرند:
1- متخصص خبره و کاردان که به عنوان مشاور در توصیف مشکلات، و ارائه راه حلها کمک کننده است.
2- مشکل گشا، که با مدیر اصلی سازمان برای تشخیص و حل مشکلات و مسایل مشارکت می کنند.
3- تسهیل گر ارتباطی یعنی شخصی که ارتباط دو جانبه را بین سازمان و محیط آن برقرار می سازد.
مدیران روابط عمومی، تمامی این نقشها را می توانند و تمایل دارند که به انجام برسانند و این مسأله بیشتر به انتظارات مدیران سازمان، ویژگیهای مدیر روابط عمومی و نیز نوع موضوعاتی که با آنها روبرو می شود، بستگی دارد.
خلاصه
دست اندرکاران روابط عمومی، می باید علاوه بر فهم مسایل موجود در روابط عمومی، ماهیت سازمان و مخاطبین آن، برای نیل به اهداف خود، از نظریات مرتبط با روابط عمومی مطلع باشند تا در مواقع ضروری، بتوانند از آن نظریات بهره گیری کنند. در این نگاشته، تلاش شد تا 9 نظریه مرتبط با حوزۀ روابط عمومی مورد بررسی قرار گیرد که در سه حوزۀ نظریه های شناختی و رفتاری، نظریه های مربوطه به روابط و نظریه های ارتباطات اجتماعی مقوله بندی گردید. خلاصه ای از نظریات ارائه شده به شرح زیر است:
1- نظریه عمومی سیستمها: روابط و ساختارها در ارتباط با کل مجموعه را مورد بررسی قرارمی دهد.کل چیزی بیش از مجموع اجزای خود است.
2- نظریۀ موقعیتی: موقعیتها، روابط را توصیف و تعیین می کنند.
3- رهیافتهای حل تضاد: برای حل تضاد در سازمان، بر جدا ساختن افراد از مشکلات و مسایل، تمرکز کردن بر منافع و علایق مشترک به جای موقعیتها، راه حلها و راه کارها برای بهره گیری دو جانبه و پافشاری بر مقوله های هدفمند تأکید دارد.
4- مبادلۀ اجتماعی: رفتار افراد و گروهها را بر مبنای پاداشها و هزینه های متصور برای آن رفتار می توان پیش بینی کرد.
5- نظریۀ اشاعه: افراد، اندیشه ها و نوآوریهای مهم را پس از گذشتن از پنج مرحلۀ مجزا، اقتباس می کنند: آگاهی، اقناع، تصمیم، اجرا و تثبیت.
6- نظریۀ یادگیری اجتماعی: افراد، برای توضیح و پیش بینی رفتار، از اطلاعات استفاده می کنند.رسانه های جمعی، از طریق ارائه رفتارهای گوناگون، در یادگیری رفتارهای جدید توسط مخاطبان مؤثرند.
7- نظریۀ استفاده و رضامندی: مخاطبان به گونه ای فعال از محتوای رسانه ای استفاده می کنند. و این محتواها را برای خرسندی به دست آمده از آنها، انتخاب می کنند.
8- نظریۀ برجسته سازی: محتوای رسانه های مختلف در ایجاد اولویتهای فکری مخاطبان خود نقش برجسته ای دارند.
9- نظریۀ وابستگی مخاطبان: بدون وجود رسانه های جمعی، افراد در اجرای برخی از کارکردهای اجتماعی خویش دچار نابسامانی و از خود بیگانگی می شوند.
منابع مآخذ
1-Otis. Baskin and dan Lattimor, "Public relation The profession and practice "Brown and Benchmark Publishers USA, 1997 ,pp 27 29
2- سون ویندال و دیگران، کاربرد نظریه های ارتباطات، تهران مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ها، چاپ اول، 1376.ص148
3- همان منبع، صص 159-158
4- همان منبع، ص 159
5-برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توان به کتاب ذیل مراجعه کرد.
- James D.Thompson, "Organization In Action, New york, Macgrow-Hill , 1976 P.P 70-89.
6-Jmaes E.Gruing and Todd Hunt, Managing public relations, New york, Holt, Rinehart, Winstion, 1984 .
7-Roger Fisher and William ury, Getting to yes, Negotiating Agreement without giving In, Boston, Hough Mifflin, 1981.
8- همان منبع .
- از این کتاب دو ترجمه توسط آقایان مهدی قرچه داغی و مسعود حیدری نیز به چاپ رسیده است.
9- برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توان به منبع زیر رجوع کرد:
-John W.Thibaut and Harold H.Kelly, The Social Psychology of Groups, New york, John Wiley and sons,1959.
10- سون ویندال و دیگران " کاربرد ارتباطات " ، تهران ، مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ها،1376،ص 106
11-برای نوشتن این مبحث عمدتاً از کتاب زیر استفاده شده" اورت راجرز" رسانش نوآوریها.
12-برای آگاهی در این زمینه رجوع کنید به:
-Albert Bandora, social learning theory (Engle wood cliffs,N):pretia-Hall,1997)
13-درباره نظریه استفاده و بهره مندی به کتاب زیر مراجعه کنید.
-Eliu kats, Jay G Blumer and Mishael Gurevich "Utilization of mass communication by individual "(Beverly Hills, Calif, sage,1974)PP,19-32
14-برای مطالعه بیشتر به منبع زیر مراجعه شود:
-Donald shaw and Maxwell E.macCombs " The emergence of American Political Issues: The Agenda Setting Function of the press."(st. paul, minn:weat,1977).
15-به منبع شماره 6 رجوع شود.
16-" مفاهیم کلیدی در ارتباطات و مطالعات فرهنگی " سولیوان، هارتلی و دیگران صفحه 80.
17- برای مطالعۀ بیشتر به کتاب زیر مراجعه کنید.
-David Dozier and Glen M.Broon "Evolution of the manager Role in public relations practice" journal of public relations Research vol 29(1995)
1-System Theory
2-Van Bertalanfi
3- Harlow
4- Long & Harlton
5- Gruing and hunt
6- Degree of involvement
7- Fisher and ury
8- Albert Bandora
9- Agend–Setting Theory
10- Shaw and Mac Combs
11- Glen and Dozier
12- Public relations expert and practitioner
www.ictfarajoo.com
Posted by yahyaee at 02:51 PM | Comments (0)
اسماعیلیان نزاری و شیوه های پروپاگاندایی خاص آنان
مقداد مهرابی
دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه تهران
meghdad.mehrabi@gmail.com
چکیده
در این مقاله به بررسی شیوه¬های پروپاگاندایی فرقه اسماعیلیه نزاری در ترویج عقاید مذهبی و مبارزه با حکومت سلجوقیان پرداخته می شود. بنابراین با توجه به تکنیک¬های پروپاگاندایی و با در نظر گرفتن زمینه¬های تاریخی¬-¬اجتماعی که رفتار پروپاگاندیست را شکل می دهند، سه شیوه خاص پروپاگاندایی اسماعیلیه یعنی ترور در ملاء عام، پایگاه قرار دادن قلعه¬های نفوذ ناپذیر و تأویل بررسی می گردد. در این میان با استفاده از منابع تاریخی حتی الامکان دست اول اندیشه¬های پروپاگاندایی ناصرخسرو شاعر معروف اسماعیلیه و حسن صباح بنیان¬گذار اسماعیلیان نزاری در ایران نیز مورد تحلیل قرار می گیرد.
کلید واژگان
اسماعیلیان، پروپاگاندا، نزاریان، ناصرخسرو، حسن صباح، تأویل، ترور، سلجوقیان
مقدمه
واژه پروپاگاندا منشأ نسبتاً متأخري دارد. اولين استفاده ثبت شده از آن به سال 1622م. كه پاپ گرگوري پانزدهم ”مجمع مقدس پروپاگانداي ايماني“ را تأسيس كرد باز ميگردد. در آن زمان كليساي كاتوليك روم درگير جنگهاي مذهبي اغلب ناموفقي به منظور اعادة ايمان با استفاده از نيروي اسلحه بود. پاپ گرگوري بيهودگي اين تلاش را دريافت، و به منظور هماهنگي تلاشها جهت پذيرش ”داوطلبانه“ دكترين كليسا توسط مردم، پروپاگانداي پاپي را بنيان نهاد. (پراتكانيس وآرنسون ، 1383: 18) از اين رو بود كه مفهوم پروپاگاندا در مقابل زور اسلحه در ترويج عقايد ديني شكل گرفت.
اين واژه تا اوايل قرن بيستم استفاده گستردهاي نداشت. اما از آن هنگام، براي تشريح تاكتيكهاي اقناع كه در جنگ جهاني اول و پس از آن از سوی رژيمهاي توتاليتر بكار ميرفت، مورد استفاده قرار گرفت. پروپاگاندا در ابتدا نشر عقايد و افكار تعصبآميز، اغلب از طريق دروغ و فريبكاري معنا ميشد. معناي كلمة پروپاگاندا امروزه به تلفيق يا نفوذ جمعي از طريق دستكاري نمادها و روانشناسي فرد تكامل يافته است. پروپاگاندا انتقال نقطه نظري با هدف نهايي پذيرش ”داوطلبانه“ دريافتكننده است، به طوري كه شخص آن نظر را از آن خود تلقي كند. (همان) هرچند كاربرد اين عبارت به زمان متأخر باز ميگردد اما با نگاهي به تاريخ ميتوان موارد بسياري از روشهاي پروپاگاندايي در ترويج عقايد از مذهب گرفته تا سياست را شاهد بود. اهميت بررسي شيوههاي پروپاگاندايي نيز در آن است كه ما را بيشتر با شيوههاي ترويج عقايد كه بعضاً منحصر به زمان خاص يا دورة تاريخي خاص بودهاند، آشنا ميكند.
از طرف ديگر بنا به نظريه جووت اساساً پروپاگاندا به مثابه يك فراگرد، تحت تأثير زمينه تاريخي ـ اجتماعي است كه ميراثي را ايجاد كرده كه هم بر انگيزشهاي پروپاگانديست و هم بر شيوة ارتباطي او تأثير ميگذارد. در واقع براي آنكه بدانيم پروپاگانديست چگونه عمل ميكند، بايد بدانيم زمينه و متن تاريخي ـ اجتماعي آن جامعه اجازة چه نوع عملي را به او ميدهد. (جووت، 1992: 26 در محسنيان راد، 1384: 110)
از اين رو با توجه به اهميت زمينه و متن تاريخي ـ اجتماعي دست به بررسي شيوههاي پروپاگاندايي فرقة اسماعيليه زدهايم كه حتي افسانههاي آنان از طريق سياحاني مانند ماركوپولو نيز به گوش اروپاييان رسيده است. اهميت شيوههاي پروپاگاندايي اسماعيليه چنان است كه توماس آرنولد، محقق برجستة تاريخ اسلام، سازمان تبليغاتي اسماعيليه را سازماني فوقالعاده دانسته و به محققان توصيه كرده كه سازمان مذكور را مورد توجه و بررسي قرار دهند. (آرنولد، 1353: 152)
با توجه به آنكه فرقة اسماعيليه دوره تاريخی گستردهاي را به خود اختصاص داده است و از زمان اختلاف بر سر جانشيني امام صادق (ع) تا شكلگيري دولت فاطميون مصر در سالهاي قرن سوم و تا دولت اسماعيليان نزاري ايران و بعد از آن را در بر ميگيرد، تنها در اين مقاله به بررسي برخي زمينههاي تاريخي ـ اجتماعي اين فرقه كه منجر به شيوههاي خاص پروپاگاندايي آنان گرديده، بويژه با تكيه بر اسماعيليان نزاري ايران در عصر سلجوقيان پرداختهايم. ” نزاريان اسماعيلي در ايران در زمان دولت سلجوقي با فتح الموت در سال 483/1090 م شروع شد و تا سقوط اين دولت در سال 654/1256 ادامه يافت“. (دفتري، 1375: 369) با توجه به زمينههاي تاريخي ـ اجتماعي برخي شيوههاي پروپاگاندايي جديد مانند ترور در ملاء عام، فتح و مستقر شدن در قلعههاي غيرقابل نفوذ و همچنين تأويل كه از گذشته به ارث برده بودند، را با هم آميختند و دولت خاصي را شكل دادند.
در اين مقاله پس از بررسي خاستگاه و روند شكلگيري فرقة اسماعيليه بطور كلي و فرقة اسماعيليه نزاري در ايران بطور خاص نقش داعيان به عنوان پروپاگانديستهاي بسيار ورزیده اسماعيليه مورد بررسي قرار گرفته است. از اين ميان ناصرخسرو شاعر و دانشمند اسماعيليه و برخي افكار وي مورد توجه قرار گرفته، سپس انديشههاي حسن صباح و علت پذيرش و ترويج اسماعيليه نزاري در ايران ذكر گرديده است. در پايان سه شيوة پروپاگاندايي خاص اسماعيليه نزاري يعني ترور در ملاء عام، تسخير قلعههاي مستحكم و غيرقابل نفوذ و همچنين تأويل را مورد مطالعه قرار دادهايم.
خاستگاه و روند شكلگيري فرقة اسماعيليه
فرقة اسماعيليه يكي از فرقههاي شيعي است كه مانند بسياري از فرقههاي دين اسلام به علت اختلاف بر سر جانشيني بوجود آمده است. پیروان اين فرقه كه شاخهاي از مذهب شيعه ميباشد، پس از امام جعفر صادق¬(ع)، امام ششم، امامت را متعلق به اسماعيل فرزند ارشد امام صادق و فرزند وی محمد ميدانند. در زمينة خاستگاه فرقة اسماعيليه، خواجه رشيدالدين فضلالله در كتاب جامعالتواريخ خود چنين مينويسد:
”… جعفر را عليهالسلام چهار پسر بودند … جعفرنص [حكم آشكار] امامت بر اسماعيل كرد. اسماعيل شراب مسكر بخورد. جعفر بر فعل او انكار كرد و فرمود «بدا في امر اسماعيل» [پشيمان شدم] و بر پسر ديگر موسي [امام هفتم شيعيان] نص كرد. طايفه كيسانيان [كوهستانيان] خود را بر اسماعيل بستند و از فرقة شيعه جدا شدند، و حجت آوردند كه: جعفر امام معصوم است، و او نص بر اسماعيل كرد، پس اصل نص نخستين است، و بدا [پشيماني] بر خداوند روا نباشد.“ (جامع التواریخ: 9)
عدهاي موضوع شراب خوردن اسماعيل را با دلايل بسيار رد كردهاند و اعتقاد به مغرضانه بودن اين امر دارند. آنان اعتقاد دارند ”اسماعيل در زمان حيات پدر درگذشت، امام نص را از او به موسي برادرش منتقل نمود ... گروهي حتي منكر مرگ اسماعيل شدند و گفتند مردن او از روي تقيه اظهار شده تا دشمنان قصد جان او را نكنند، و بر اثبات قول خود دليل آوردند كه برخلاف مرسوم ”بر موت اسماعيل اشهاد كردند و محضر نوشتند ... در حاليكه معهود نيست كه بر مرگ كسي سجل ]ثبت و مكتوب[ نويسند“. (الملل و النحل: 152 در دفتری، 1375)
بدين ترتيب فرقة اسماعيليه به علت اختلاف بر سر جانشيني امام صادق (ع) با دلايل محكم و قاطع خويش شكل گرفت و ميتوان چنين اظهار داشت كه موضوع فرزند امام و جانشين او بودن به عنوان امام عصر و امام غائب بودن دستاويز پروپاگاندايي در اثبات بر حق بودن و رد حقانيت ديگر فرقهها ميشود. ”در اواخر قرن سوم هـ. ق. شخصي به نام عبيدالله ملقب به مهدي كه خود را از نسل فاطمه (س) و از اعقاب محمدبن اسماعيل ميشمرد ظهور كرد و در سال 297 در شمال افريقا حكومتي مستقل تأسيس كرد و اعقاب او به نام خلفاي فاطمي يا علوي يا عبيدي در حدود دويست و هفتاد سال بر ممالك وسيعي سلطنت و خلافت كردند. (همائي: 27)
قلمرو حكمراني خلفاي فاطمي در آغاز به بخشي از آفريقا محدود بود، اما به تدريج گسترش يافت و مصر، شام، حجاز، يمن و ... و برخي نواحي عراقي را دربرگرفت. در زمان چهارمين خليفة فاطمي المغرلدين الله (341-365 هـ. ق.) مصر در سال 358 فتح گرديد و شهر قاهره تأسيس گرديد. در زمان مستنصر هشتمين خليفة فاطمي (427-487 هـ .ق) كار آنچنان بالا گرفت كه ارسلان بساسيري در حدود سال 448 هـ. ق. جنگ عظيمي برپا كرد. بر بغداد و مقر خلافت عباسيان استيلا يافت. (همان: 28 و 29)
اگر حمايت سلاجقه نبود كار يكسره ميشد و خلافت عباسي انقراض مييافت، اما سلاجقه كه از روي تعصب ديني و يا به اقتضاي سياست وقت در ترويج مذهب تسنن و حفظ مقام خلفاي عباسي و قلع و قمع مخالفين آنها كوشش و پافشاري داشتند، پا در ميان نهادند و طغرل سلجوقي به حمايت القائم بامرالله سپاه به بغداد كشيد و بساسيري را از بغداد بيرون راند. (همان)
هنگامي كه قبايل ترك سلجوقي، زمام قدرت نظامي بيشتر كشورهاي شرق ميانه را در دست گرفتند، ديدند كه مشايخ صوفيه كه سلاطين سلجوقي در پي جلب احترام آنها ]جهت بدست آوردن مشروعيت حكومت خويش و استقرار كامل آن[ بودند، آنان را به استقرار مجدد دنياي اسلام بر شالودة مذهب اهل تسنن فرمان ميدهند. بدين روي سلجوقيان عظمت دستگاه خلافت بغداد را بدان مسترد داشتند .... در چنين گير و داري، اسماعيليان كه در قلمرو حكومت سلجوقي پراكنده بودند، با خط مشي سياسي ]و پروپاگاندايي[ جديدي كه خاص خودشان بود، علم طغيان برداشتند، و از فاطميان ]نيز[ بكلي جدا شدند. اين دسته كه اينك ]اسماعيليان[ نزاري ناميده ميشدند، بر آن بودند كه قدرت سلجوقيان را، بوسيله دشمني و خصومتي كه به حد فداكاري رسيده بود پاره پاره يا به تمامي متلاشي سازند و نابود كنند. (هاجسن، 1955: 70)
]اسماعيليان[ نزاري، در دهههاي آخر قرن يازدهم ]ميلادي[ در همان ايامي كه نظامالملك با آزادي تمام مذهب اهل تسنن را در سراسر سرزمينهايي كه قدرت سلجوقي در آن نقاط، در اوج اعتلا بود، اشاعه ميداد، خود را براي شورش و طغيان عليه سلجوقيان آماده ميساختند. آنگاه طي چند سال، در سال 483 هـ. ق. / 1090م. قلعة الموت را به تصرف درآوردند و مراكز قدرت خود را در سراسر قلمرو حكومت سلجوقي، مشخص ساختند و روابط خود را با فاطميان مصر قطع كردند و دولت جديد و ممتازي ]با شيوة پروپاگاندايي خاص حاصل از شرايط اجتماعي ـ تاريخي زمان خود[ پي افكندند. (همان: 100)
جايگاه و نقش داعيان در گسترش فرقه اسماعيليه
ميدانيم كه در گسترش انديشههاي خاص يك فرقه، گروه، مذهب و ... كساني كه آن را اشاعه ميدهند نقش اساسي دارند، اين همان چيزي است كه ”منبع ارتباطي“ ناميده ميشود. اگر پروپاگاندا را بنا به تعريف دكتر محسنيان راد، ”فرآيند بكارگيري سازمان يافته فنون براي تغيير سطوح گوناگون شناخت منتسب به جمعيتهاي انساني در راستاي ارزشهاي مرتبط“ بدانيم، يادگيري اين فنون نيازمند آموزش دیدن منبع فرستندة پيام است تا كساني پرورش يابند كه داراي توانايي ويژهاي براي رسيدن به هدف پروپاگانديست باشند. درواقع آموزش در اين فرقه كاملاً در خدمت اهداف پروپاگاندايي ترويج كيش اسماعيلي بوده است.
فرقة اسماعيليه از آن جهت كه به بحث و استدلال و فلسفه و علوم عقلي توجه داشت در عالم اسلام اهميت بسيار دارند، و چون نشر دعوت آنان با دورة تعصب و غلبة فقها و محدثين بر اهل علم و استدلال مصادف بود وجود ايشان در حفظ علوم عقلي تأثير فراوان داشت. بر اثر تشكيل مجالس بحث و مناظره كه ميان اسماعيليان امري معتاد ]و روزمره[ بود افكار پيروان اين مذهب با علوم عقلي آشنايي يافت. (صفا، 1333: ج. اول، 249).
اسماعيليان كسي را كه تازه به طريقة آنان وارد ميشد مستجيب ميناميدند. و هركه در طريقت ايشان راسخ شود، و اجازت كلام يابد، او را ماذون گويند. و چون به درجة دعوت رسد، او را داعي ميخوانند. و چون به مرتبة ده داعي رسد و معتبر شود او را حجت گويند. اعني [کلیه] گفتار او حجت ايزد است بر خلائق. و چون رتبت و ولايت يافت و از معلم بينياز گشت، او را امام خوانند. و بالاي امام اساس است. و فوق اساس در منزلت ناطق. و امام هفت باشد، و دوازده داعي و مأذون هر امامي را ببايد. (جامعالتواريخ: 10) بدين ترتيب اسماعيليه هفت مرتبه براي كساني كه وارد اين فرقه ميشدند قائل بودند كه رسيدن به هريك از اين مرتبهها منوط به تلاش و فراگيري دانش بسيار بوده است، با اين حال برخي ديگر مراتب بيشتري يا كمتري براي دعوتكنندگان به مذهب اسماعيليه قائلند. (نگ: هاجسن: 1955، 21-23)
قابل ذكر است كه در هر دوره تنها يك امام وجود دارد. چنين نظم حاكم بر مراتب دعوتكنندگان و ضرورت فراگيري علم از سوي آنان خود ميتواند بيانگر اهميتي باشد كه از سوي فرقة اسماعيليه به منبع فرستندة پيام پروپاگاندايي داده ميشود.
شيوة دعوت و تبليغ ]و پروپاگانداي[ داعيان و روش مبلغان اسماعيلي و كيفيت بحث و مناظره و طرز استدلال آنان با مردم، بسيار ماهرانه بوده است. آنان در اين راه به همة وسايل مناسب حال مخاطب متوسل ميشدند. عبدالقاهر بغدادي در كتاب ”الفرق بين الفرق“ و برخي دانشمندان ديگر در اين باره به تفصيل سخن گفتهاند كه خلاصة برخي از آنها چنين است:
”از شرايط داعي در دعوت آنست كه بايد داراي صفت ”تفرس“ يعني بافراست باشد، كه درك كند هركسي با چه طريق به راه ميآيد. با هركسي فراخور حال و شغل و عقيده و فكر او گفتگو و بحث كند...“ (الفرق بين الفرق در فضائي، 1363: 182) اين همان چيزي است كه در روزنامهنگاري داشتن ”تاكت“ (tact) ناميده شده است؛ يعني داشتن هوش و ذكاوتي كه بتوان متناسب با وقت و متناسب با شخصيت طرف، مطالبي را عنوان كرد كه به دل وي بنشيند. (معتمدنژاد، 1382: 197).
در واقع، تعمق درباره اثر شخصيت و اعتبار منبع بر اقناع كردن به عصر باستان بازميگردد. بيش از 300 سال قبل از مسيح ارسطو نوشت: ”ما به مردان نيك بسيار همه جانبهتر و بيچون و چراتر از ديگران اعتماد ميكنيم“. (پراتكنيس و آرنسون، 1383: 102) موضوع اعتبار منبع در ميزان تأثير پروپاگاندا از سوي پژوهشگران مختلف و با روشهاي گوناگون مورد بررسي و تأييد قرار گرفته است. بنابراین با در نظر گرفتن اهميت اعتبار منبع در امر پروپاگاندا، دست به بررسي جايگاه ناصرخسرو به عنوان يكي از حجتهاي اسماعيليه ميزنيم. قبل از آن لازم به ذكر است كه ناصرخسرو از اسماعيليان مستعلوي بوده است، با اين حال بررسي افكار و زندگي اين متكلم و فيلسوف اسماعيلي هرچه بهتر ميتواند ما را با شيوههاي پروپاگاندايي اسماعيليه بويژه نزاريان كه وارث برخي شيوههاي اسماعيليان قبل از خود بودند، آشنا سازد.
درنتيجه¬ی فعاليتهاي سياسي و سري ناصر در خراسان، مازندران، نيشابور، سيستان و ... و در ساية خدمات او به خليفة فاطمي، دارالعلم ـ يعني سازماني كه بر عمليات داعيان در بيرون از قلمرو خلافت نظارت داشت، وي را به منصب رفيع ”حجت“ و ”صاحب جزيرة خراسان“ برگماشته است. دارالعلم فاطميان براساس ”عقيده حكومت جهاني“ تمام بسيط زمين را به دوازده جزيره تقسيم كرده بود و رياست هر جزيره با يك ”حجت“ و يا ”صاحب جزيره“ بود كه عمليات تبليغاتي داعيان زيردست خود را رهبري ميكرد. (برتليس، 1346: 181 و 182) از بين دعوت¬کنندگان ايراني تنها ناصرخسرو و حسن صباح توانسته بودند به منصب عالي و بلندمرتبه حجت برسند.
ناصر خسرو قبادياني ( 394-480 هـ . ق.) ملقب به ”حجت خراسان“ يكي از داعيان بزرگ بلكه رئيس داعيان خراسان بوده است. او حكيم و شاعر معروفي بود كه آراء فلسفي فارابي و ابن سينا را مطالعه كرده و پس از آن، به علوم ديني و فنون ادبي و عقايد مذهبي پرداخت و يكي از نوابع است كه در ايران بوجود آمده است“. (براون: 294-384) چون اساس پيشرفت فرقة اسماعيليه بر تبليغ و دعوت بود، ناگزير مقاصد خود را به زبان مردم ناحيه نشر ميدادند و از اينجاست كه به تأليف كتب و رسالت و سرودن اشعار به زبان فارسي توجه بسيار كردند و از قرن چهارم رسالات، كتب و اشعاري از دعات و حج اسماعيلي به زبان فارسي در دست داريم. بزرگترين شاعر و نويسنده اسماعيلي ناصر خسرو است كه دوره دعوت و تبليغ و تأليف و شاعري او نيمه دوم قرن پنجم ]همزمان با انقراض سلسله تركان غزنوي و روي كارآمدن تركمانان سلجوقي[ بوده است. (صفا، 1366: 249-250)
ناصرخسرو داراي تأليفات بسياري است كه برخي در بيان انديشههاي اسماعيليه است. برخي آثار نيز وجود دارد كه به دروغ به وي نسبت داده شده است. با اين وجود بطور كلي برخي آثار وي عبارتند از زادالمسافرين كه اين اثر را ناصرخسرو براي خوانندگان عمومي و بخصوص شاگردانش نوشته است و در ميان اهل تسنن به عنوان يك رساله فلسفي به شمار ميآيد. جامع الحكمتين، خوان الاخوان، وجه دين كه در تأويلات احكام شريعت بر طريقه اسماعيليه نوشته شده است، روشنايينامه، سعادتنامه، گشايش و رهايش كه رسالهاي در پاسخ سي پرسش اعتقادي است كه از سوي فردي اظهار شده است، سفرنامه كه در مسافرت هفت سالة خود نگاشته است، ديوان كه در آن هنر شاعري را به استخدام عقايد خويش گرفته است و برخي آثار ديگر مانند اكسير اعظم، قانون اعظم و … كه به وي نسبت دادهاند. (رجبي، 1381: 415-423)
برخي شيوههاي پروپاگاندايي خاص اسماعيليه
شورش نزاريان داراي وجوه مشخص و خاصي است كه از همان آغاز به منصه ظهور رسيدند و به الگويي متمايز و روش مبارزهاي خاص خود دست يافتند. در خصوص اهميت شيوههاي پروپاگاندايي خاص اسماعيليه توماس آرنولد، محقق تاريخ اسلام، سازمان تبليغاتي اسماعيليه را سازماني فوقالعاده دانسته و به محققان توصيه كرده كه سازمان مذكور را مورد توجه و بررسي قرار دهند. (آرنولد، 1353: 152) . رفتار سلجوقيان ... و ايجاد جامعهاي، تحقيق شده از سوي آنان، منتهي به آن شد كه اسماعيليه به شيوه جديدي از پروپاگاندا دست زند كه ميتوان آن را ”تبليغ همراه با ترور“ ناميد. (محسنيان راد، 1384: 482-483)
هيچ يك از فرقههاي اسلامي از مفهوم ”جهاد“ مانند اسماعيليان نزاري در جهت مقاصد سياسي خود استفاده نكردهاند. از جان گذشتگي فدائيان ـ يعني آنان كه براي آدمكشي پرورده ميشدند ـ به منزله خودكشي آنان بود، زيرا كساني كه مورد حمله آنان قرار ميگرفتند، معمولاً مسلح بودند و اطراف آنان نيز محافظان مسلحي وجود داشت. اين اقدام آنان نشانه شدت اعتقاد آنان به فرقة خود است. ”در ميان نزاريان عقيدهاي شيوع پيدا كرده بود كه بر اثر مردن در راه انجام وظيفه آنان بدن خود را وسيله پاك ساختن نفس خويش از آلايشها ميسازند تا شايسته دخول به عالم روشنائي گردند“. (هاجسن، 1955: 174)
يكي از نخستين قربانيان ترور فداعيان حسن صباح، نظامالملك وزير ملكشاه سلجوقي است. از قرار معلوم، طومار افتخارآميز نام و مأموريتهاي آدم كشانة آنان در الموت و قلعههاي ديگر اسماعيلي نگهداري ميشد. قتل يك شخصيت برجستة سياسي يا نظامي كه صدماتي به نزاريان وارد آورده بود، اغلب از ريخته شدن خون مردم عادي در صحنههاي جنگ جلوگيري ميكرد. درنتيجه نزاريان حتي يك توجيه انساندوستانه از قتلهايي كه مرتكب ميشدند داشتند. قتل معمولاً تا آنجا كه ممكن بود در ملأ عام صورت ميگرفت، زيرا يكي از مقاصد اين قتلهاي ايجاد ترس و وحشت در دل دشمنان بالفعل و بالقوة نزاريان و تحت تأثير قرار دادن آنها بود. (دفتري، 1375: 405)
نقش قلعههاي اسماعيليه به عنوان پايگاه تبليغاتي
يكي از ويژگيهاي لازم در پروپاگانداي موفق داشتن نظام تبليغاتي كاملاً سازمان يافته و هماهنگ و يكپارچه است. ”گرايش فعاليت تبليغاتي موفق متوجه اين است كه از يك قدرت مؤثر، متمركز و تصميمگيرنده نشأت گيرد. قدرتي كه از ساختار آن از پيام تغييرناپذير منبعث شود. به همين دليل رهبري متمركز و نيرومند با سلسله مراتب سازماني وجود خواهد داشت“. (كيا، 1383: 93) با اين توضيحات درخصوص اهميت پايگاه یعنی قلعههاي اسماعيليه و نظام اداري حاكم بر اين آنها، ميتوان قلعههاي اسماعيليه را داراي كاركرد منحصر بفردي در فعاليت پروپاگاندايي اسماعيليان نزاري درنظر گرفت.
در واقع ميتوان قلعههاي اسماعيليه را پايگاه نظامي و مركز دعوت مذهبي و سياسي به حساب آورد. اين قعلهها با نظم خاصي زير نظر حسن صباح و جانشينان او اداره ميشدند.
”گرفتن قلعه الموت در سال 483/ 1090م، تاسيس واقعي آنچه را كه بعداً به صورت دولت نزاري درآمد صلا داد، و مرحله جديدي را در فعاليتهاي اسماعيليان ايران كه تا اين زمان مخفيانه عمل مي كردند آغاز نهاد. از اين تاريخ به بعد دعوت اسماعيلي در ايران سياست جديد قيام آشكار عليه دولت سلجوقي را در پيش گرفت، و فتحالموت اولين ضربة اين قيام اسماعيلي بر پيكرة آن دولت به شمار مي رفت“. (دفتري، 1375: 387)
حسن همينكه در الموت وضعيت خود را تثبيت كرد، به فرستادن داعيان و عاملان به نقاط مختلف براي نشر دعوت، كه پس از مرگ وي دعوت جديد خوانده شد، اقدام كرد. اما هدف آني او به كيش اسماعيلي درآوردن بقيه رودبار ]اطراف قلعه الموت[ و به تصاحب درآوردن قلاع بيشتر در نواحي همجوار پايگاه مركزي خويش بود. (همان: 388) حسن صباح بطور اصولي تا حد ممكن الموت را غيرقابل نفوذ و خودكفا كرد بگونهاي كه بتوانند در برابر محاصرههاي طولاني دوام آورند و سپس قلعههاي بسيار ديگري مانند قلعه لمسر در نزديكي الموت را تصاحب كردند.
اين قلعهها همگي زير نظر قلعه مركزي بودند و داراي كاركرد پروپاگاندايي دفاعي و تبليغي گرديدند.
هر قلعهاي كه يك گروه محلي اسماعيلي تصاحب ميكرد، براي اسماعيليان كه در قلمرو سلجوقيان ميزيستند دارالهجرهاي ميشد. اما تعداد اين اماكن از جهت مقاصد نهايي و آرمانخواهي، يك جامعه پيوسته واحد را بوجود آورد. در اين شبكه، هر قلعهاي، در آن واحد، هم محل امن و دفاعپذيري براي مهاجران و پناهندگان بود و هم پايگاه و مركزي براي هدايت عمليات محلي و به عنوان هستهاي براي گروههاي مسلح اسماعيلي به كار ميرفت كه از آنجا به آساني ميتوانستند به نواحي پيرامون حمله كنند. خود رهبري شورش اسماعيلي در قلمرو سلجوقيان نيز مانند پايگاهها شورش غيرمتمركز بود“. (دفتري، 1375: 403) از اين رو با توجه به شرايط حاكم بر جامعه آن روزگار و دولت سلجوقيان، اسماعيليان با توسل به قلعههاي خويش به الگوي مبارزهاي خاصي دست يافتند كه ميتوان آنرا ”يكپارچگي نامتمركز“ ناميد. قلعههاي پراكنده و تسخيرناپذير در سراسر قلمرو سلجوقيان، با توجه به تعداد محدود مبارزان اسماعيلي در برابر سپاه گستردة سلجوقي، امكان جنگهاي نامنظم و به نوعی چریکی را بوجود آورد.
تأويل و نقش آن در اهداف پروپاگاندايي
از نامهايي كه اسماعيليان بر خود نهاده بودند، ”اسماعيلي باطني“ و همچنين ”اهل تأويل“ است. از اين رو يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد اين فرقه كه سبب تمايز آن از ديگر فرقهاي اسلامي ميشود، تأويلگرايي افراطي آنها در كليه مسائل ديني و تعميم آن به فروع عملي و شريعت است. آنان در موارد بسياري از تأويلهاي ذوقي و شخصي، و بدون هيچ معيار عقلي و عرفي بهره ميجستند، بگونهاي كه اين موضوع سبب تكفير كردن آنان از سوي برخي فرقهها گرديده است.
قبل از پرداختن به موضوع ”تاويل“ و جايگاه پروپاگاندايي آن در فرقة اسماعيليان لازم است اين موضوع يادآوري شود كه نزاريان اسماعيليه ميراثدار اصل تأويلي هستند كه از دیگر اسماعيليان به آنها رسيده است. در اينجا ابتدا به تفاوت تأويل و تفسير پرداخته ميشود. ”تفسير در اصطلاح فرهنگ اسلامي، به معناي شرح و بيان نص ديني (قرآن و حديث) است كه با معناي ظاهري آن مخالف و متضاد نباشد؛ ولي تأويل عبارت از شرح و توجيهي از نص است كه، مخالف و متضاد با معناي ظاهري آن باشد. بنابراين، مقوله تأويل براي هركسي و هر فرقهاي، وسيله خوب و سفسطه گونهاي براي لباس حقانيت دلخواه پوشاندن به عقايد او شمرده ميشود“. (فضائي، 1363: 209) از اين روست كه ميتوان استفاده از تأويل در اسماعيليه را وسيله مناسبي در اثبات حقانيت اين فرقه برشمرد.
موضوع تأويل نزد اسماعيليان بر مباني فلسفه استوار است. آنها اين عقيده را به همه ظواهر ديني تعميم ميدهند و اعتقاد دارند، ”متون مقدس ديني رموز و اشاراتي هستند به حقايق پنهاني و اسرار نهفته. (تاريخ انديشههاي كلامي، ج 2، ص 11)
حال سئوال اساسي اين است كه امر خطير تأويل برعهده چه كساني است و آيا همه مردم عادي نيز ميتوانند به اين اقدام توسل جويند؟ آيا اين تأويلات موضوعي شخصي و ذوقي نيستند كه به صورت هدفمند براي اثبات حقانيت اسماعيليه بكار رود؟ آنان با استفاده از تأويل به نوعي بر نقش اساسي ”امام“، قائم، حجت، داعي و ... (مراتب هفتگانه درجات داعيان اسماعيلي) تأكيد ميكنند و آن را وظيفه هركسي نميدانند.
در همين زمينه ادوارد براون چنين مينويسد: ”بر داعيان اسماعيلي در راه دعوت و تبليغ لازم است كه فيالمثل، اگر بخواهند ثابت كنند كه شمار پيامبران اوليالعزم و امامان هردورة شريعتي هفت، و درجات اسماعيليه نيز هفت است، بايد بگويند: اينكه شماره آسمانها و زمينها و ستارگان سيار، اقليمهاي روي زمين، منافذ سر انسان و ... هفت است، اشاره است به هفت دوره شريعت، و هفت پيامبر دين آور، و هفت امام و درجات هفتگانه اسماعيلي را (براون، ج 2: 292) سراسر كتاب وجه دين ناصرخسرو نيز مملو از اين تأويلات است.
درخصوص كاركردهاي تاويل ميتوان گفت اين امر در وهله اول سبب رشد فكري و عقلاني پيروان اسماعيليه ميشده كه با مطالعه بسيار بتوانند به امر تأويل دست زنند، به همين دليل است كه متفكران بزرگي با كتابهاي فلسفي از ميان اسماعيليان ظهور كردند. از طرف ديگر موضوع تأويل براحتي ميتوانسته است در اثبات حقانيت آنان مورد استفاده قرار گيرد و مسائل را هرگونه كه مايلاند تأويل كنند و مخاطبان خود را تحت تاثير قرار دهند و نمونههاي عيني و ساده شده براي آنان ذكر كنند.
نتیجه¬گیری
در این مقاله به بررسی با در نظر گرفتن این حقیقت که زمینه تاریخی¬-¬اجتماعی رفتار پروپاگاندیست را شکل می دهد دست به بررسی آرا و عقاید دو تن از داعیان اسماعیلی که در ایران توانستند به مقام حجت برسند یعنی ناصر خسرو و حسن صباح زدیم. سپس سه شیوه پروپاگاندایی خاص اسماعیلیه، ترور در ملأعام، تسخیر فلعه¬های نفوذناپذیر به عنوان پایگاه تبلیغاتی و عملیاتی و همچنین تأویل پرداختیم.
از این رو بررسی علل نهانی پذیرش و ترویج اسماعیلی نزاری از سوی حسن صباح علیرغم کمبود منابع دست اول در خصوص عقاید وی، می تواند یکی از محورهای مهم در تحقیقات آینده باشد. در این خصوص می توان به این موضوع نیز پرداخت که تا چه اندازه آراء اسماعیلیان اولیه از سوی نزاریان ایران مورد تحریف با اهداف خاص پروپاگاندایی قرار گرفته است.
لیست منابع
• پراتکانیس، آنتونی و الیوت آرونسون(1379). عصر تبلیغات، ترجمه¬ی کاووس سید امامی و محمد صادق عباسی، تهران: سروش.
• جووت، اس. گارث و اودانل ویکتوریا(1987). تبلیغ و ترغیب، ترجمه¬ احمد میرعابدینی، فصلنامه¬ی رسانه، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه.
• محسنیان¬راد، مهدی(1384). ایران در چهار کهکشان ارتباطی، سیر تحول تاریخ ارتباطات در ایران، از آغاز تا امروز، تهران: سروش.
• آرنولد، سر توماس(1353). تاریخ نشر و دعوت اسماعیلی، ترجمه بهمن عزتی، تهران: بی¬نا.
• دفتری، فرهاد(1375). تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه¬ی فریدون بدره¬ای، تهران: نشر فروزان روز.
• خواجه رشید الدین فضل الله همدانی(1338). جامع التواریخ، به کوشش محمد تقی دانش¬پژوه و محمد مدرسی، تهران: ترجمه و نشر کتاب.
• محقق، مهدی(1382). اسماعیلیه، تهران: انتشارات اساطیر
• هاجسن، م.گ.س.(1955). فرقه اسماعیلیه، ترجمه¬ی فریدون بدره¬ای، تبریز: کتابفروشی تهران.
• فضائی، یوسف(1363). اسماعیلیه و نهضت حسن صباح، تهران: موسسه مطبوعاتی عطائی.
• رجبی، محمد رضا(1381). زندگی و اندیشه¬های ناصرخسرو در: مجموعه مقالات، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
• آقانوری، علی(1381). اسماعیلیه و باطنی¬گری در: مجموعه مقالات، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
• ناصر خسرو، معین الدین(1348). وجه دین، چاپ دوم، تهران: کتابخانه ظهوری.
• ناصر خسرو، معین الدین(1365). دیوان ناصر خسرو، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
•
• کیا، علی اصغر و سعیدی، رحمان(1383). مبانی ارتباط، تبلیغ واقناع، تهران: موسسه انتشاراتی روزنامه ایران.
• معتمد نژاد، کاظم(1382). روزنامه¬نگاری با فصلی جدید در بازنگری روزنامه¬نگاری معاصر، چاپ پنجم، تهران: مرکز نشر سپهر.
www.ictfarajoo.com
Posted by yahyaee at 02:49 PM | Comments (0)
August 08, 2008
نشريه داخلي چيست؟
حسین قندی
انجمن جهاني روابط عمومي در تعريف روابط عمومي تأكيد بر « مفاهمه » دارد تفاهمي كه در درون سازمان بين مديران و كاركنان در بيرون سازمان ميان سازمان و كساني كه باآن سروكار دارند ، بايد وجود داشته باشد يا به وجود آيد.
بر اساس همين تعريف و با عنايت به وظايف روابط عمومي ، بدون ايجاد رابطه صحيح بين كاركنان در داخل سازمان ، رابطه صحيح با خارج از سازمان نيز امكان پذير نيست،اگر هم باشد خالي از خدشه نخواهد بود.
هر چند روابط عمومي با استفاده از نظريه ها و فلسفه هاي علومي چون مديريت ، روان شناسي و ارتباطات انساني مي تواند روابط بهتري بين مديران وكاركنان ايجاد كند ، اما اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه « خلاقيت» به عنوان عنصر اساسي در كار روابط عمومي ، وجه تمايز روابط عمومي موفق يا ناموفق تلقي مي شود.
در هر حال با استفاده و بهره گيري از « خلاقيت» است كه روابط عمومي مي تواند به اقدامات زير در بهينه سازي روابط در درون سازمان دست بزند:
- ايجاد احساس مسووليت ؛ به نحوي كه كاركنان همواره خودرا جزيي از سازمان بدانند.
- روابط عمومي بايد زبان كاركنان ، يا به عبارتي سخنگوي آنان باشد و در مقابل خواسته هاي مديران سازمان را نيز به كاركنان منتقل كند.
- روابط عمومي بايد به نيازها ، شكايت ها و در دل هاي كاركنان توجه كند و تا سر حد امكان در جهت رفع و حل مشكلات و نيازها و مسایل آنان بكوشد و دست كم براي شنيدن نيازها و درددل هاي آنها گوشي شنوا داشته باشد.
- سياست هاي سازمان را به كاركنان منتقل سازد و آنان رادر جريان برنامه هاي دردست اقدام و برنامه هاي آينده قرار دهد و به همين منظور سيستم اطلاع رساني روزآمد و قوي ايجاد نمايد و از اين راه كاركنان را با اهداف سازمان آشنا كند.
- روابط عمومي بايد به رفاه كاركنان به سازمان توجه نشان دهد و در زمينه بهداشت محيط كار و سلامت كاركنان بكوشد و موارد رفاهي ديگر چون غذا خوري و سرگرمي هاي مناسب براي ساعات فراغت آنان فراهم آورد .
- روابط عمومي حتي در خارج از محيط كار نيز موظف به ايجاد تسهيلاتي براي كاركنان است كه از جمله آنها مي توان به بيمه وسيله رفت و آمد ، ايجاد مهد كودك ، تهيه ملزومات زندگي به قيمت ارزان تر از بازار اشاره كرد.
- روابط عمومي وظيفه دارد به برگزاري چشن ها ، جلسه هاي سخنراني ، جلسه هاي آشنايي كاركنان با يكديگر اقدام كند و به انتشار نشريان بپردازد.
نشريه داخلي چيست و به چه منظوري انتشار مي يابد ؟
همان طور كه اشاره شد انتشار نشريه از وظايف روابط عمومي است . اما نشريه اي كه در جهت پيشبرد اهداف سازمان، بازگويي سياست ها، ايجاد تفاهم و هم دلي بين كاركنان از يك سو و تفاهم بين مديران و كاركنان از سوي ديگر و ايجاد همبستگي سازماني باشد و زمينه آموزشي كاركنان و همچنين سرگرمي آنان را به نحو مقتضي فراهم آورد. نشريه اي كه هم بازتاب دهنده وقايع درون سازماني بدون پرده پوشي باشد و هم بتواند ضعف ها ونقاط قوت سازماني را در بعد بيروني و اجتماعي منعكس كند. عوامل موفقيت يك نشريه داخلي در محورهاي زير خلاصه مي شود:
1- صداقت در انتشار اخبار درون وبرون سازماني ، به نحوي كه همگان در جريان رويدادها قرار گيرند و خود بتوانند درباره آن قضاوت بپردازند.
2- حذف تشريفات در ارايه اخبار ، گزارش ها و مصاحبه ها ، به نحوي كه اين احساس در همگان به وجود آيد كه نشريه متعلق به آنها است.
3- نشريه نبايد ارگان تبليغاتي مديران يا براي سرپوش گذاشتن بر عيب ها باشد .
4- نشريه نبايد به بخش خاصي از كاركنان توجه كند يا درواقع مخاطب ويژه اي داشته باشد، بلكه همگان بايد آن را متعلق به خود بدانند. چنين نشريه اي مسلماً بايد هم از نظر محتوا و هم از نظر شكل ظاهري طيف وسيع مخاطبان رادر نظر بگيرد و آنان را بشناسد.
هدف از انتشار نشريه داخلي
هدف اصلي از انتشار نشريه داخلي بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. روابط عمومي موظف است اهداف كوتاه مدت و بلند مدت انتشار نشريه را قبل از انتشار، تدوين و تبيين شود تا در خلال انتشار دچار گمراهي يا خطا نشود و در حين راه بخشي از مخاطبان خودرااز دست ندهد.
بدين منظور لازم است قبل از انتشار نشريه داخلي، پرسشنامه اي بين كاركنان و مديران توزيع شود و يك نظرسنجي به عمل آيد تا براي روابط عمومي روشن شود كه كاركنان و مديران چه محتوايي را براي نشريه خودشان مي پسندند. پرسشنامه ضمن آن كه نبايد حاوي سئوال هاي متعدد و خسته كننده باشد، بايد از پرسش هاي تخصصي و خارج از توان پاسخگويي كاركنان نير تهي باشد.
در پرسشنامه مي توان پرسش هايي درباره علاقه و تمايل مخاطبان به نوع مطالب و همچنين قطع واندازه نشريه، نام نشريه، تعداد صفحات و نظاير آن مطرح كرد. تعداد پرسش ها بايد حداكثر 10 پرسش و به صورت تستي باشد تا وقت زيادي براي پر كردن آن نگيرد. همچنين حتي در حين انتشار مي توان هر سه ماه يك بار پرسشنامه هاي مشابه ديگري نيز در خود نشريه از نظرهاي مخاطبان شان براي بهبود محتواي نشريه بهره بگيرند.
نتيجه بررسي پرسش نامه ها كمك شايان توجهي به دست اندر كاران انتشار نشريه داخلي خواهد كرد و حركت آنان را براي انتشار تسريع مي كند. همچنين پرسشنامه به روابط عمومي كمك مي كند تا به هدف هاي خود، كه در واقع ايجاد تفاهم از راه انتشار نشريه است، دست يابد .
روابط عمومي ضمن آگاهي يافتن از نظريات كاركنان و مديران در مورد نشريه دلخواه آنان بايد به اين نكات توجه كند و در انتشار نشريه ،آنها را به مورد اجرا در آورد:
1- آگاهي دادن به كاركنان از عملكرد پيشرفت هاي سازمان.
2- آگاه كردن كاركنان از اهداف كوتاه مدت و بلند مدت سازمان
3- آموزش كاركنان از طريق نوشته هاي مختلف مثل : مقاله، گزارش هاي گوناگون، مصاحبه و حتي داستان و حكايت .
4- آگاه كردن مديران از وضع كاركنان و نحوه كاركردآنان.
5- آگاه كردن كاركنان از خواسته هاي مديران در جهت بالا بردن كيفيت فعاليت هاي سازمان.
6- تهيه مطالبي جهت سرگرمي كاركنان و ايجاد همدلي بين آنان
http://www.iranpr.org/docs/article-pr/defaultnews.asp?id=158
Posted by yahyaee at 03:20 PM | Comments (0)