« May 2006 | Main | July 2006 »

June 17, 2006

اينترنت و خانواده ها

اينترنت و خانواده ها

احمد يحيايي ايله اي
تأثيرات و پيامدهاي مثبت و منفي اينترنت بعنوان يك پديده نوين در اجتماعات انساني در حال گسترش است. هر روز از سوي صاحبنظران و رسانه ها نقش مثبت اينترنت درتوسعه اقتصادي و نقش منفي آن در توسعه فرهنگي برجسته سازي مي شود و در جهت بهبود آثار مثبت و كاهش پيامدهاي منفي اينترنت نظرات و پيشنهادات فراواني ارائه مي گردد.
در سطح كلان اينترنت در بعد اقتصادي به تجارت الكترونيك ، در بعد سياسي به كاهش اقتدار دولت ها، در بعد اجتماعي به كاهش هزينه هاي حمل و نقل و در بُعد فرهنگي تسلط زبان انگليسي را در پي داشته است. همچنين نقش اينترنت بر امنيت ملي جوامع در سطح كلان بر روند ارتباطي سازمان ها با مشتريان و بر روابط خانوادگي بطور مؤثر در حال توسعه است.
اينترنت در خانواده هاي مختلف كاركردهاي مختلفي از جمله احياءكنندگي، بهبودبخشي، تخريبي و نابودكنندگي داشته است.

الف: اينترنت و گفتگوهاي خانوادگي
بدون شك از اوايل قرن بيستم با توسعه رسانه هاي جمعي ميزان ارتباطات ميان فردي كاهش يافته است در سازمانها، در اجتماعات فاميلي و در خانواده ها ، افراد كمتر گفتگو مي كنند و يا اينكه تمايل به گفتگو در بين انسانها كم شده است. اينترنت نقش گفتگو را كمرنگ تر كرده است و زنگ خطرات جدي را براي ارتباطات انساني به صدا درآورده است.
امروزه هركدام از اعضاي خانواده وقتي از محل كار به كانون گرم خانواده برمي گردند به اتاق خود رفته و سرگرم فعاليت با كامپيوتر خود و اينترنت مي شوند. حتي چاي، شام و صبحانه خود را روي ميز كامپيوتر ميل مي كنند.
كاهش يا به مفهومي ديگر فقدان گفتگوهاي خانوادگي بطور حتم پس از مدتي ميزان شناخت افراد خانواده را از يكديگر كاهش مي دهد و به كاهش ميزان اعتماد اعضاء خانواده به يكديگر مي انجامد و نتايجي منفي را در پي خواهد داشت. از طرفي اين فعاليت اعضاي خانواده پس از مدتي به گوشه گيري (نوجوانان بالاخص) مي انجامد و رغبت به زندگي اجتماعي و تعامل خانوادگي را كاهش مي دهد.

ب : اينترنت و اخلاقيات
يكي از تهاجمات مخالفان اينترنت توسعه پورنوگراف يا تصاوير مستهجن يا خلاف عفت عمومي يا حداقل امكان دسترسي آسان و فوري نوجوانان به اين تصاوير است. ازطرفي اينترنت اين فرصت را مهيّا كرده است كه افراد به راحتي «حق مؤلفان» را زير پاي بگذارند و آشكارا از سايت ها و وبلاگ هاي ديگران دزدي كنند كه توسعه آن مي تواند روحيه تجاوز به حقوق ديگران را افزايش دهد.

ج : اعتياد اينترنتي
يكي از خاصيت هاي خاص اينترنت جاذبه و گرايش مستمر به سير و گردش در آن توسط استفاده كنندگان از آن است كه پس از مدتي افراد را به شدت به خود وابسته مي كند تا حدي كه براي برخي افراد اعتياد اينترنتي مي آورد و زندگي بدون آن براي آنان غيرممكن مي شود. لذا افراد بايستي حد و مرز استفاده از اينترنت را مشخص كنند. والدين در اين زمينه مسئوليتي جدي براي تعيين زمان و مدت استفاده فرزندان را بعهده دارند.

د: احتياط اينترنتي
خانواده ها همچنين در استفاده فرزندان از اينترنت بايستي آنان را آگاه كنند كه اسرار ، محتوا و تصاوير شخصي خانواده ، مختص خانواده است و مصرف عمومي ندارد. فرزندان بايستي آگاه شوند كه تمامي محتوا و مطالب اينترنت قابل اعتماد نيست و مورداستفاده عمومي ندارد.
فرزندان بايستي بياموزند كه حريم شخصي و حريم خانوادگي حرمت دارد و خودگشودگي غيرمحتاطانه مي تواند لطماتي جدّي به زندگي خانوادگي بزند.
همچنين ورود به سايت هاي ناشناخته امكان ويروسي شدن نرم افزارهاي كامپيوتر و يا حتي صدمه خوردن سخت افزارها و زيان اقتصادي را نيز در پي دارد.
با برشمردن برخي از مسايل مرتبط با خانواده ها و اينترنت ، گام اول، آگاهي والدين از چگونگي مصرف اطلاعات اينترنت است و اين آگاهي روند بهره مندي از اينترنت را بهبود خواهد بخشيد.
***

Posted by yahyaee at 05:14 PM | Comments (0)

تاثير كامپيوتر و اينترنت بر كودكان و نوجوانان

تاثير كامپيوتر و اينترنت بر كودكان و نوجوانان

نويسنده: عفت صادقيان

عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي – دانشكده پرستاري و مامايي همدان

چكيده:
فناوري كامپيوتر بطور وسيع در جامعه گسترش پيدا كرده است و با تمامي جنبه هاي زندگي از مدرسه تا محل كار، خدمات بانكي، خريد و فروش، پرداخت ماليات و حتي راي گيري تلفيق شده است. امروزه اين فناوري نقش مهمي در زندگي كودكان ايفاء مي كند واين نقش بسرعت در حال افزايش است. بطوريكه تعداد كودكان 17-2 سال كه كامپيوتر را در منزل استفاده مي كنند از 48% در سال 1996 به 70% در سال 2000 صعود كرده است. استفاده از اينترنت نيز از 15% به 52% دراين دور‌ه 5 ساله افزايش پيدا كرده است. اما آيا اين فناوري زندگي كودكان را بهبود مي بخشد.
علي رغم جنبه هاي مثبت از قبيل جنبه هاي آموزشي و ارائه خدمات ارتباطي و ... رايانه و اينترنت جنبه هاي منفي نيز دارد. استفاده كنترل نشده كامپيوتر بويژه وقتي با ديگر فناوري ها از قبيل تلويزيون همراه باشد كودك را در معرض خطر اثرات مضر آن بر تكامل فيزيكي، اجتماعي و رواني قرار مي دهد. كه از آنها مي توان به مشكلات بينايي، صدمات سيستم اسكلتي، چاقي، اثر بر مهارتهاي اجتماعي، مشكلات ارتباطي در خانواده و اعتياد الكترونيكي اشاره كرد.در صورتيكه كامپيوتر صحيح استفاده شود اثرات مثبتي دارد . با رعايت نكاتي هنگام استفاده از كامپيوتر مي توان مطمئن شد كه استفاده از كامپيوتر زندگي كودكان را در حال و آينده بهبود مي بخشد.از آنجائيكه كامپيوتر در همه جاي زندگي حاضر است، مهم است كه بفهميم چگونه اين تكنووژي مي تواند رشد و تكامل كودكان را بهبود ببخشد يا منحرف كند.

كليدواژه‌ها: كامپيوتر- اينترنت- كودكان – نوجوانان

مقدمه:
فناوري كامپيوتر بطور وسيع در جامعه گسترش پيدا كرده است و با تمامي جنبه هاي زندگي از مدرسه تا محل كار، خدمات بانكي، خريد و فروش، پرداخت ماليات و حتي راي گيري تلفيق شده است(1). مهمترين تغييراتي كه اين فن آوري بوجود آورده بوسيله مارشال مك لوهان در يك عبارت خلاصه شده است و آن تبديل جهان به يك دهكده جهاني است. بدين معنا كه مردم نقاط مختلف در كشورهاي سراسر كره زمين به مثابه يك دهكده امكان برقراري ارتباط با يكديگر و اطلاع از اخبار و رويدادهاي جهاني را دارند(2). امروزه اين فناوري نقش مهمي در زندگي كودكان ايفاء مي كند واين نقش بسرعت در حال افزايش است(3). بطوريكه تعداد كودكان 17-2 سال كه كامپيوتر را در منزل استفاده مي كنند از 48% در سال 1996 به 70% در سال 2000 صعود كرده است. استفاده از اينترنت نيز از 15% به 52% دراين دور‌ه 5 ساله افزايش پيدا كرده است. سرعت انتشار اينترنت 9 برابر سريعتر از راديو، 4 برابر سريعتر از كامپيوترهاي شخصي و سه برابر سريعتر از تلويزيون بوده است(1). تحقيقات دلالت دارد كه 149 ميليون نفر در سراسر دنيا به شبكه اينترنت مرتبط هستند كه به ميزان 12% در هر ماه افزايش پيدا مي كند(4). بررسي هاي آماري در سال 2000 بيانگر اين مطلب است كه كودكان سن 7-2 سال بطور متوسط 34 دقيقه در روز از كامپيوتر استفاده مي كنند كه اين زمان با افزايش سن طولاني تر مي شود(5-2 سالگي 27 دقيقه در روز، 11-6 سالگي 49 دقيقه در روزو 17-12 سالگي 63 دقيقه در روز) (1).
بطور متوسط كودكان آمريكايي 3-1 ساعت درروز از كامپيوتر براي انجام تكاليف مدرسه، صحبت با دوستان بطور آن لاين و بازي كردن استفاده مي كنند.90% كودكان سن مدرسه در اين كشور به كامپيوتر دسترسي دارند(5).
كشور ما از نظر بهره مندي از اينترنت در بين 178 كشور جهان رتبه 87 را دارد كه بر اساس طبقه بندي اتحاديه جهاني مخابرات جزء كشورهاي متوسطبشمار مي رود. 35% استفاده كنندگان اينترنت را قشر جوان تشكيل مي دهند و ميانگين صرف شده براي اينترنت 52 دقيقه در هفته بوده است(2).
اما آيا فناوري كامپيوتر زندگي كودكان را بهبود مي بخشد؟ از آنجائيكه كامپيوتر در همه جاي زندگي حاضر است، مهم است كه بفهميم چگونه اين تكنووژي مي تواند رشد و تكامل كودكان را بهبود ببخشد يا منحرف كند.

روش كار:
با استفاده از تايپ كلمات كليدي در قسمت جستجوي سايتهاي yahoo و google ونيز مطالعه كتب موجود در كتابخانه ، مطالب مربوط به تاثير اينترنت بر كودكان ونوجوانان كه معتبر بوده و قبلا در مجلات وكتب چاپ شده بود جمع آوري شده و بصورت مقاله تدويني حاضر جمع بندي و خلاصه گرديد.

محتوي:
علي رغم جنبه هاي مثبت از قبيل جنبه هاي آموزشي و ارائه خدمات ارتباطي...رايانه و اينترنت جنبه هاي منفي نيز دارند(6). استفاده كنترل نشده از كامپيوتر بويژه وقتي با ديگر فناوري ها از قبيل تلويزيون همراه باشد كودك را در معرض خطر اثرات مضر آن بر تكامل فيزيكي، اجتماعي و رواني قرار مي دهد. فعاليت فيزيكي و تعاملات اجتماعي براي سلامت و خلاقيت كودك ضروري است در حاليكه اگر كودك مدت زمان زيادي را در مقابل صفحه كامپيوتر بگذراند او را از ورزش و ديگر فعاليتهاي كه براي تكامل وي مفيد مي باشد بي بهره مي كند. بعلاوه كودكان ممكن است در معرض محتويات خشن و جنسي كه در حد سن آنها نيست قرار گيرند(1). دسترسي به چنين مطالبي ممكن است كاملا تصادفي يا عمدي باشد. هر دو اين طريق دستيابي مورد توجه متخصصان بوده است و هشدارهاي مكرر داده شده كه صدمات بهداشت رواني از طريق اين گونه برنامه ها به كودكان و نوجوانان بويژه در ايجاد مسائلي مانند انحرافات جنسي، خشونت، اعتياد، رفتارهاي ضد اجتماعي، سست شدن مباني خانواده، اشاعه جرم و جنايت در طيف وسيع در بسياري موارد جبران ناپذير است(6).اين مشكلات را مي توان در سه گروه فيزيكي، اجتماعي و رواني طبقه بندي نمود كه در ذيل به شرح آنها مي پردازيم.

مشكلات جسمي:
مشكلات بينايي:
به اعتقاد پزشكان كودكاني كه به مدت طولاني از كامپيوتر استفاده مي كنند در معرض خطر نزديك بيني قرار مي گيرند(7). اگرچه 70% بزرگسالاني كه به دليل نگاه ممتد به صفحه مانيتور و كار طولاني مدت با كامپيوتر به علائم سندرم بينايي كامپيوتر مبتلا هستند(8) تحقيقات نشان داده است كه كودكان بدلايل ذيل براي ابتلا به اين سندرم مستعدتر هستند:
- عدم توجه به مسائل بهداشتي و سلامت خود. ممكن است ساعتها در مقابل صفحه كامپيوتر بنشينند و بر آن تمركز كنند.
- عدم بيان مشكلات بينايي توسط كودكان و ناديده گرفتن آنها.
- ايستگاههاي كاري كامپيوتر اغلب متناسب با وضيعت بالغين طراحي مي شود و براي كودكان مناسب نمي باشد.
براي پيشيگري از سندرم بينايي كامپيوتر در كودكان بايد:
- قبل از شروع مدرسه معاينه كاملي از چشم كودكان از نظر ديد نقاط دور و نزديك صورت گيرد.
- ايستگاههاي كاري كامپيوتر متناسب با وضيعت كودكان طراحي شود.
- فاصله بين مانيتور و چشم كودك 28-18 اينچ توصيه مي شود. فاصله كمتر از 18 اينچ براي كودكان مضر است.
- والدين بايد از رفتارهاي كه بر مشكلات چشمي دلالت مي كند آگاه باشند از قبيل قرمزي چشم، مالش مكرر چشمها، سردرد، پوزيشن هاي غير معمول، شكايت از تاري ديد و خستگي چشم(5).
- استفاده از پوششهايمخصوص صفحه كامپيوتر(7).

صدمات سيستم اسكلتي:
مشكلات نواحي مچ، گردن و پشت ، كودكاني را كه طولاني مدت از كامپيوتر استفاده مي كنند، تهديد مي كند. اين مشكل با وضيعت قرارگيري كودك در حين كار با كامپيوتر در ارتباط است(9). براي پيشگيري از اين صدمات:
1) پوزيشن صحيح قسمت فوقاني بدن در حين كار با كامپيوتر حفظ شود:
- پشت بوسيله صندلي حمايت شود.
- در حين نشستن بر روي صندلي نبايد بر عقب زانوها فشار وارد شود.
- پاها روي سطحي محكم(كف زمين يا بر روي سطح شيب دار) قرار گيرد .
- سر بر روي گردن متعادل باشد.
- زاوي‌ه بين ساقه پا و ران بيش از 90 درجه باشد.
- مچ بطور خنثي قرار گيرد( زاويه كمتر از 15 درجه).
2) يك محل كار نرمال طراحي شود. فضايي كه كودك بتواند به آن دسترسي پيدا كند. به راحتي بنشند بدون اينكه بدنش را بطور نامتناسب خم كند يا بپيچاند.
3) وضيعت صفح‌ه كامپيوتر را چك كنيد.صفخ‌ه كامپيوتر طوري قرار گيرد كه كودك بدون اينكه گردنش را به عقب و جلو خم كند آنرا به راحتي ببيند.
4) وجود تجهيزات مناسب در محل كار: صندلي راحت-ميز ثابت- صفحه كليد سطح پايين با شيب منفي- موس در سايز مناسب براي كودك.
5) صفح‌همانيتور عاري از گردو غبار باشد و نور كافي موجود باشد.
6) مدت زمان استفاده از كامپيوتر كنترل شود. زيرا صدمات فيزيكي با طول مدت استفاده از كامپيوتر در ارتباط است(10).

چاقي:
كودكاني كه مدت طولاني در مقابل كامپيوتر مي نشينند‏‏، فعاليتهايشان از فعاليتهاي مورد نياز سلامتي (از قبيل ورزش) دور مي شود در نتيجه خطر چاقي افزايش پيدا مي كند(11). براي به حداقل رساندن خطر چاقي توصيه مي شود كه مدت استفاده از كامپيوتر به 2-1 ساعت در روز محدود و بر فعاليتهاي از قبيل ورزش تاكيد شود(1).
تشنج اپيلپتيك: تشنج بطور اوايه بوسيله شكل خاصي از اپي لپسي ايجاد مي شود. اپي لپسي حساس به نور زماني ايجاد مي شود كه كودك حساسيت بالايي به نورهاي لرزان دارد در اين حالت زماني كه در مقابل نورهاي درخشان كامپيوتر و فلاش هاي ناشي از بازي هاي رايانه‌اي قرار مي گيرد تشنج آغاز مي شود. علايم متنوع مي باشد كه شامل سردرد، تغيير در ميدان بينايي، سرگيجه، گيجي، كاهش آگاهي و تشنج مي باشد. بمحض توقف استفاده كامپيوتر علائم ناپديد مي گردد(11).

اثر اينترنت بر مهارتهاي اجتماعي:
علي رغم اينكه اينترنت بعنوان يك فناوري شگفت آور معرفي شده است بر مهارتهاي اجتماعي افراد اثرات منفي دارد(4).بهترين راه براي كشف خود زماني كه كودك در حال رشد و يادگيري است، تعامل با ديگر كودكان مي باشد. يادگيري از طريق تجربه و تحريك حسها اتفاق مي افتد،كه زماني كه كودك از كامپيوتر استفاده مي كند كمتر اتفاق مي افتد. كليك كردن بر موس و بازيهاي رايانه‌اي پيشرفت مناسب مهارتهاي اجتماعي كودك را به تاخير مي اندازد.زماني كه كودك به اينترنت معتاد شد، انگيزه اش براي تعامل با ديگران كم مي شود كه خود اثرات منفي بر ارتباط شخصي و تعاملات اجتماعي دارد(12).
مطالعات اخيرنشان مي دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس بدبختي، تنهايي و بطوركلي كاهش سلامت رواني مي شود. اشخاصي كه از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند دوستي ها را كمتر حفظ كرده، زمان كمتري با خانواده صحبت مي كنند، استرسورهاي بيشتري را تجربه كرده اند و احساس تنهايي و افسردگي مي كنند(4).

اينترنت و خانواده:
اينترنت امروزه جايگاه ويژه اي در ساختار زندگي خانواده ها پيدا كرده است و كامپيوتر به عنوان يك وسيله اما با كاربردي متفاوت تر ، متنوع تر و شخصي تر وارد خانه شده و عرصه زندگي اجتماعي را دچار تغيير و تحول نموده و روابط اجتماعي جديدي با ويژگيهاي نوين در جامعه حاكم مي سازد(2).
دليل اصلي خانواده ها از خريد كامپيوترو ارتباط با شبكه اينترنت در منزل آموزش مي باشد. والدين اعتقاد دارند كه اين ابزار نگرش كودك را به مدرسه بهبود مي بخشد. اما با گسترش سريع استفاده از اين فناوري سوال مهمي كه ايجاد مي شود تاثير آن بر ارتباطات بين اعضاي خانواده است. استفاده از اينترنت به چند دليل بر روابط خانواده تاثير مي گذارد:
- استفاده از اينترنت يك فعاليت زمانگير است پس مي تواند مدت تعامل كودك با خانواده اش را كاهش دهد.زمان اختصاص داده شده براي تعامل با يكديگر پيش شرط ارتباط با كيفيت مي باشد. در يك مطالعه 50% خانواده ها بيان كردند كه مدت زماني كه آنلاين هستند كمتر باهم صحبت مي كنند و 41% موافق يادگيري رفتارهاي ضد اجتماعي در اين مدت بودند.
- اينترنت كشمكش هاي جديدي را در خانواده ايجاد مي كند. وجود فقط يك كامپيوتر در منزل رقابتي بين كودك و والدين براي استفاده از كامپيوتر ايجاد مي كند كه گاهي سبب كشمكش مي شود.
- استفاده از صفحات وبي كه از نظر محتويات متناسب سن كودك نمي باشد سبب بحث و كشمكش بين وادين و كودكان مي شود.
- گاهي كشمكش ناشي از دستيابي كودكان به اطلاعات خصوصي والدين مي باشد.
- والدين نگران هستند كه اينترنت كودك را از ساير فعاليتها منحرف كند و همچنين اثر ايزوله كننده اي بر او داشته باشد(13).

اعتياد الكترونيكي:
مطالعات نشان داده است كه الگوهاي رفتاري اعتياد در بين مصرف كنندگان سنگين اينترنت وجود دارد. بررسي ها شيوع آن را از 6% تا بيش از 80% گزارش كرده اند(4). نگران كننده ترين جنبه اعتياد به اينترنت، آسيب ديدن كودكان است. آنهاد به راحتي به بازيهاي چند نفره حتي بخشهاي مبتذل وابسته مي شوند(14).
معتادين به اينترنت ساعتهاي بسيار طولاني در طول روز را به استفاده از اين وسيله ارتباطي مي گذرانند به نحوي كه عملكرد شغلي واجتماعي آنها تحت تاثير قرار مي گيرد، كارشناسان اين نوع استفاده غير طبيعي از اينترنت را اصطلاحا اعتياد به اينترنت مي نامند. علت اعتياد به اينرنت در بسياري از اين افراد، دستيابي به راهي براي سركوبي اضطرابها و تنش هاي زندگي است به گفته پژوهشگران احتمال اعتياد به اينترنت در افراد گوشه گير و افرادي كه در ارتباطهاي اجتماعي و بين فردي خود مشكل دارند بيش از سايرين است(15).
علايم شناخته شده اين اختلال شامل:
الف) استفاده از كامپيوتر براي خوشگذراني، شادي يا تسكين استرس.
ب) احساس تحريك پذيري غير قابل كنترل و افسردگي زماني كه از آن استفاده نمي كنند.
ج) صرف زمان طولاني و هزينه زياد براي نرم افزار و سخت افزار، روزنامه ها و فعاليتهاي مربوط به كامپيوتر.
د) بي خيال شدن نسبت به كار، مدرسه و خانواده(4).

به آنهايي كه نمي توانند از صفحه كامپيوتر دور شوند توصيه مي شود:
- به يك شبكه حمايت شده و سالم متصل شوند.
- زماني كه حس مي كنند بايد كامپيوتر را روشن كنند با كسي تماس بگيرند و با او صحبت كنند. اين روش رفتار شناختي است به اين ترتيب به افراد كمك مي شود تا الگوي ذهني خود را دريابند و بدانند چگونه بايد آنرا تغيير دهند(14).

بازيهاي رايانه‌اي:
امروزه گسترش بازيهاي الكترونيكي و رايانه‌اي به تهديد بزرگ براي قشر جوان تبديل شده است و اين امر مي تواند به بروز بيماريهاي رواني و افسردگي در قشر جوان نيز منجر شود. امروزه دسترسي كودكان و قشر جوان به بازيهاي الكترونيكي به سادگي امكان پذير است در حالي كه اكثر والدين نسبت به خطرات استفاده بيش از حد اين بازيها بي اطلاع هستند. در گذشته بازيها از طريق ارتباط كودكان با يكديگر انجام مي شد اما امروزه كودكان از زمان درك و فهم اين بازيها بيشترين ساعات روز را صرف اينگونه بازيها مي كنند در حالي كه اين ارتباط هيچگونه رابطه عاطفي و انساني ايجاد نمي كند و در صورتيكه اگر بازيها فكري نيز نباشد تاثير گذاري نامطلوب بر روحيات كودك خواهد داشت(16).
تاثير بازيهاي رايانه‌اي بويژه در ايجاد خشونت در كودكان و نوجوانان است. تحقيقات نشان مي دهد كه تاثير بازيها ي رايانه‌اي بر رفتار خشونت آميز كودكان و نوجوانان بستگي به وجود چند عامل دارد. اولين عامل اينكه درجه شدت خشونت در بازي چه اندازه است. دوم توانايي كودك براي تشخيص و تميز بين دنياي تخيلي و واقعيت زندگي است. عامل سوم قدرت كودك براي مهار كردن تمايلات و انگيزه هاي وجودي است و بلاخره عامل چهارم چارچوب ارزشي است كه كودك در آن رشد كرده است و يا هم اكنون زندگي مي كند و نيز ارزشهايي كه در متن و محتوي بازي مستتر است(6).
تحقيقات اخير دلالت دارد كه بازيهاي رايانه‌اي سبب صدمات مغزي طولاني مدت مي شود. بازيهاي رايانه‌اي فقط قسمتهاي از مغز را كه به بينايي و حركت اختصاص دارد تحريك مي كند و به تكامل ديگر نواحي مغز كمك نمي كند.كودكاني كه ساعتهاي زيادي را به بازي اختصاص مي دهند لب فرونتالشان تكامل پيدا نمي كند. لب فرونتال نقش بسزايي در تكامل حافظه، احساس و يادگيري دارد. افرادي كه لب فرونتال آنها تكامل پيدا نكرده بيشتر مستعد اعمال خشونت آميز هستند و كمتر توانايي كنترل رفتارهايشان را دارند.
در مقابل فعاليتهايي مانند محاسبات رياضي فعاليت اين قسمت از مغز راتحريك مي كند(17،18).
بازيهاي رايانه‌اي پر تحرك باعث بروز بيماريهاي استخواني و عصبي در ناحيه دستها و بازوها مي شود(19). يكي از دلايل شب ادراي در كودكان بازيهاي ترسناك رايانه‌اي مي باشد(20). در بازيهاي رايانه‌اي كودك به تنهايي بازي مي كند و گاه بدون برنامه ريزي ساعتها مشغول بازي مي شود. تجربيات دوران كودكي در بزرگسالي تداوم مي يابد. فردي كه منفعل بازي مي كند تا انتهاي عمر منفعل مي شود(21).برخي خانواده ها مانع انجام بازيهاي الكترونيكي از سوي فرزندان خود مي شوند و در واقع با مخالفت كردن فرزندان را نسبت به استفاده از اين بازيها حريص تر مي كنند و از طرفي كودكان از هر فرصتي حتي پنهاني سعي در استفاده از اين بازيها دارند(16).

نتيجه گيري:
در چند سال اخير كامپيوتر و اينترنت به تدريج تا حدي جاي تلويزيون را گرفته است و احتمال مي رود كه در آينده اي نزديك نقش عمده تري از تلويزيون را در زندگي كودكان و نوجوانان داشته باشد(6). در صورتيكه از اين فناوري صحيح استفاده شود اثرات مثبتي دازد(2). در حالي كه تحقيقات بيانگر خطراتي ناشي از كاربرد بي رويه و غلط از آن است كه تمامي كاربران بويژه كودكان را تهديد مي كند. براي اطمينان از استفاده بهينه و اينكه كامپيوتر زندگي كودكان را در حال و آينده بهبود ببخشد، بطوركلي توجه به پيشنهادهاي زير كمك كننده است:
- آشنايي والدين با كامپيوتر و گذراندن دوره هاي آموزشي در اين زمينه و در صورت لزوم يادگيري برخي نكات از كودكان.
- صحبت با كودكان در مورد نحوه استفاده از كامپيوتر از سوي آنان و خطراتي كه در هنگام آنلاين شدن ممكن است آنها را تهديد كند.
- قرار دادن كامپيوتر در مكاني از منزل كه بتوان فعاليتهاي كودك را تحت نظر داشت.
- محدود كردن زمان استفاده از كامپيوتر، در صورتيكه وي از تماسهاي اجتماعي خود كاسته باشد. استفاده بيش از حد از كامپيوتر معمولا نشانگر يك مشكل است.
- همراهي با كودكان هنگام حضور آنان در اتاق هاي گفتگو اينترنتي .
- بررسي نامه هاي الكترونيكي كودكان و حذف پيام هاي نامتناسب.
- استفاده از نرم افزارهاي فيلتر كننده براي جلوگيري از مشاهده محتويات نامناسب. چنين نرم افزارهايي همچنين مي توانند نشاني تمام سايتهاي كه كودك به آنها سر زده را ثبت كنند تا والدين بعدا آنها را بررسي كنند. البته هيچ يك از نرم افزارها نمي توانند جايگزين همراهي والدين با كودكان شوند(21).
- برنامه ها متناسب با رشد و تكامل كودك باشند(6).
- تشويق كودك به تعامل با خانواده بجاي استفاده بيش از حد از كامپيوتر.
- كامپيوتر بعنوان ابزار مكمل آموزشي باشد نه تنها راه آموزشي(4).
- تهيه برنامه هاي آموزشي براي والدين، معلمين و ديگر افرادي كه با كودكان كار مي كنند.
- پژوهشهاي در مورد اثرات استفاده از كامپيوتربر تكامل فيزيكي، هوشي، عقلي، اجتماعي و رواني كودكان انجام گيرد(1).

منابع:

1. Shields M.K, Beharman R.E.Children and computer technology:Analysis and recommendations. The future of children and computer technology. Vol:10. No:2. Fall/winter2000.P:4-30.
2. شفيعي شفيع. اينترنت و نقش آن در زندگي اجتماعي.
.[May 2005.14].http://www.ayandehnegar.com
3. ICTs and children. www.wiki.media-culture.org.au . 2004.

4. AffonosoB. University of Nevada ,Reno. Is the internet affecting the social skills of our children? December 1.1999.
5. Wan L.K. Children and computer vision syndrome. www.allaboutvision.com . 2005.
6. شاملو سعيد. بهداشت رواني. تهران. انتشارات رشد. 1382.ص 147-156.
7. Emick M. Study finds direct link between computer use and vision problems in children. Mar 27.2002.
8. عظيمي عباس، صالحي مرضيه، صالحي فرشته، مسعودي حبيبه. اثرات كار با كامپيوتر بر عملكرد بينايي. راز بهزيستن. شماره 30. پاييز 1383. ص 41-33.
9. What’s new in health care computers cause vision problems in children. www.jhu.edu . April 1.2002.
10. Lang S.S. Cornell ergunomist offers web guide lines on how children can avoid injury while at their computers. Feb 15.2000.
11. Health- Development. Computer technology and children-physical and psychological development. www.public.iastate.edu . Oct 28.2004.
12. The internet: A positive or negative influence on children. www.firstclass.wellesley.edu . 2005.
13. Mesch G.S. The internet and the family. A study on Israel . www.soc.haif.ac.il . 2005.
14. تشخيص نشانهاي اعتياد به اينترنت. www.hasht.com . ا20 مهر.1381.
15. اضطراب دليل اصلي اعتياد به اينترنت است. www.hasht.com . ا12 شهريور 1381.
16. اعتياد الكترونيكي بيماريهاي جوانان را افزايش مي دهد. www.google.com .
17. Computer games linked to learning problems. www.news.zdnet.com . August 19.2001.
18. Carelse M. Computer games:Are they harming your children? www.gentleparents.com . 2005.
19. بيماريهاي كامپيوتر.www.hasht.com. (ا31تير.1381).
20. شب ادراري در كودكان. www.google.com .
21. اخطار پليس درمورد استفاده از اينترنت. . www.google.com.
http://www.irandoc.ac.ir/data/e_j/vol4/sadeghian.htm

Posted by yahyaee at 05:13 PM | Comments (0)

مشكلات‌ زناشويي‌ و بي‌اطلاعي

مشكلات‌ زناشويي‌ و بي‌اطلاعي

مشكلات‌ زناشويي‌، بخاطر بي‌اطلاعي ‌زوج‌هاست‌
دكتر مجد، روان‌ پزشك‌ و مدرس‌ سلامت‌ جنسي‌،مي‌گويد: تمام‌ مذاهب‌ دنيا آموزش‌ مسايل‌ جنسي‌را لازم‌ دانسته‌اند و اين‌ مسايل‌ بايد طوري‌ مطرح‌شود كه‌ از چارچوب‌هاي‌ فرهنگي‌ و آداب‌ ورسوم‌ هر كشوري‌ تخطي‌ نشود..... دكتر مي‌افزايد:مسئله‌ جنسي‌ بر خلاف‌ ديد عامه‌ مردمي‌ مسئله‌اي‌كاملا پزشكي‌ است‌...
يعني‌ اصلا حرف‌هاي‌ عجيب‌ و غريبي‌ نمي‌زنيم‌،همان‌ طور كه‌ ساير پزشكان‌ به‌ راحتي‌ براي‌ مردم‌از مسايل‌ سلامت‌ ريه‌ صحبت‌ مي‌كنند، من‌ هم‌ درمورد مسايل‌ سلامت‌ جنسي‌ به‌ راحتي‌ صحبت‌مي‌كنم‌. مردم‌ با سلامت‌ قلب‌ و ريه‌ آشنا هستند، امابا سلامت‌ جنسي‌ آشنا نيستند و اين‌ كلمه‌ واقعابرايشان‌ يك‌ (تابو) است‌. وي‌ به‌ سلامت‌ گفت‌: درمطالعات‌ دانشمندان‌، ريشه‌ اين‌ تابو بر مي‌گردد به‌نه‌ هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌، يعني‌ تقريباهميشه‌ مردم‌ دنيا نسبت‌ به‌ اين‌ مفهوم‌ طور ديگري‌نگاه‌ مي‌كردند. مردم‌ گمان‌ مي‌كردند از آنجايي‌كه‌ اين‌ موضوع‌ خصوصي‌ است‌، نبايد گفته‌ شود ومورد بحث‌ قرار گيرد... البته‌ اين‌ (تابو) در طول‌تاريخ‌ تغييراتي‌ هم‌ داشته‌ است‌، گاهي‌ پر رنگ‌ وگاهي‌ كمرنگ‌ شده‌ است‌. براي‌ مثال‌، دربعضي‌ ازكشورها، همه‌ چيز خيلي‌ واضح‌ گفته‌ مي‌شود، مثل‌:آمريكا و كشورهاي‌ دانمارك‌، فنلاند، نروژ وسوئد... اما در بعضي‌ كشورها اين‌ (تابو) خيلي‌شديد شد و هيچ‌ چيزي‌ درمورد آن‌ گفته‌ نشد،مثل‌ كشور خودمان‌ و ساير كشورهاي‌
خاورميانه‌...اما در كشور هندوستان‌ آمدند و از اين‌ رابطه‌مجسمه‌ها ساختند و درمكان‌هاي‌ عمومي‌ شهرهانصب‌ كردند... دريونان‌ آموزش‌ جنسي‌ توسطجادوگران‌ انجام‌ مي‌شد، اما زماني‌ كه‌ جادو گران‌از آن‌ مطلب‌ سوء استفاده‌ كردند، مردم‌ كم‌كم‌ ازآن‌ زده‌ شدند و اين‌ موضوع‌ به‌ شكل‌ يك‌ تابوي‌سفت‌ و سخت‌ درآمد تا اينكه‌ سقراط و ارسطوآموزش‌ سلامت‌ جنسي‌ را دوباره‌ شروع‌ كردند وپس‌ از آن‌ كم‌ كم‌ انديشمندان‌ سعي‌ كردند كه‌آموزش‌ را در دست‌ بگيرند و آن‌ را از حالت‌ تابودرآورند......
وي‌ در ادامه‌ گفت‌: به‌ نظر مي‌رسد كه‌ از دوره‌صفويه‌ به‌ بعد آموزش‌ اين‌ مسايل‌ در ايران‌ ممنوع‌شد. اتفاقا بر خلاف‌ آنچه‌ كه‌ بسياري‌ از مردم‌ گمان‌مي‌كنند، پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌دوباره‌ آموزش‌رابطه‌ جنسي‌ در ايران‌ آغاز شد... خود من‌درست‌ پس‌ از انقلاب‌ توانستم‌ دوره‌هاي‌ آموزشي‌را برگزار كنم‌، البته‌ در سالهاي‌ اخير شرايط بسياربهتر شده‌ است‌. دكتر مجد در ادامه‌ مي‌گويد: من‌بايدبه‌ يك‌ نكته‌ اساسي‌ اشاره‌ كنم‌; بيش‌ از نيمي‌ اززوج‌هايي‌ كه‌ در ايران‌ طلاق‌ مي‌گيرند،به‌ دليل‌مشكلات‌ جنسي‌ تن‌ به‌ جدايي‌ مي‌دهند ،مسلمااين‌ هفتاد درصد خيلي‌ خوب‌ مي‌دانند كه‌ نداشتن‌آموزگار جنسي‌ مي‌تواند چه‌ ضربه‌اي‌ به‌ اين‌رابطه‌ زناشويي‌ وارد كند و مفهوم‌ اين‌ ضرر را به‌خوبي‌ درك‌ مي‌كنند، از طرفي‌ هم‌ بسياري‌ ازمردم‌ خجالت‌
مي‌كشند به‌ طور خصوصي‌ به‌روان‌پزشك‌ مراجعه‌ كنند تا معالجه‌ شوند، اماوقتي‌ كه‌ در جلسات‌ گروهي‌ يا از وسايل‌ ارتباطجمعي‌ و جرايد اطلاعات‌ گرفتند، شايد مشكلشان‌حل‌ شود و اگر حل‌ نشد حداقل‌ ديگر خجالت‌نمي‌كشند كه‌ به‌ روان‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنند... مجدهمچنين‌ با اشاره‌ به‌ اين‌ كه‌ انسان‌ها براي‌ همه‌كارهاي‌ زندگي‌شان‌ بايد دوره‌ ببينند گفت‌: مردم‌نيازمند هستند كه‌ براي‌ مسواك‌ زدن‌، خواندن‌،نوشتن‌ و... آموزش‌ ببينند، آن‌ وقت‌ چه‌ طورمي‌توانيم‌ بدون‌ آموزش‌هاي‌ لازم‌ و صحيح‌ رابطه‌جنسي‌ سالم‌ داشته‌ باشيم‌؟
چگونه‌ مي‌توانيم‌ يكي‌ از اصلي‌ترين‌ اركان‌ زندگي‌زناشويي‌ را بدون‌ دوره‌ آموزشي‌ به‌ خوبي‌اجراكنيم‌؟ درقرون‌ اخير، ما مشكلات‌ زيادي‌ را دررابطه‌ با (مسايل‌ جنسي‌) مي‌بينيم‌ كه‌ هر يك‌ دليل‌دارند... تجاوز، كشت‌ وكشتارهاي‌ جنسي‌، خريد وفروش‌ زن‌ها و متاسفانه‌ مسايل‌ جنسي‌ به‌ عنوان‌يك‌ تجارت‌، همه‌ و همه‌ ناشي‌ از بي‌اطلاعي‌ دراين‌ زمينه‌ است‌. در تحقيقي‌ كه‌ خودم‌ انجام‌ دادم‌،به‌ 100 دختر دانش‌آموز آموزش‌ دادم‌ و پنج‌سال‌ آنها را تحت‌ نظر گرفتم‌. جالب‌ است‌ كه‌بدانيد، هيچ‌ كدام‌ از اين‌ دختران‌ آموزش‌ ديده‌اصلا منحرف‌ نشدند و اكنون‌ زندگي‌ زناشويي‌خيلي‌ خوبي‌ دارند. در اين‌ تحقيق‌ با 100 دختري‌كه‌ منحرف‌ شده‌ بودند مصاحبه‌ كرديم‌ و ديديم‌ كه‌هيچ‌ كدام‌ پيش‌ از انحراف‌ اصلا اطلاعاتي‌ درمورد رابطه‌ جنسي‌ نداشتند... نداشتن‌ آموزگارباعث‌ مي‌شودكه‌ عده‌اي‌ بيمار، با يك‌ بستني‌ سردختران‌ بي‌اطلاع‌ كلاه‌ مي‌گذارند.
مجد در پايان‌ دوباره‌ متذكر شد، مشكلات‌زناشويي‌، به‌ خاطر بي‌اطلاعي‌ زوجين‌ است‌.

آيا تا به‌ حال‌ فكر كرده‌ايد كه‌ آموزش‌ سلامت‌زوجين‌ مي‌تواند بر آمار جدايي‌ تاثير داشته‌ باشديا نه‌؟ در اين‌ باره‌ دكتر مجد مي‌گويد: مشكل‌شماره‌ يك‌ مردان‌ و زنان‌، بي‌اطلاعي‌ مي‌باشد وهمين‌ امر باعث‌ مي‌شود زوج‌ها نتوانند از يكديگرورابطه‌ جنسي‌ لذت‌ ببرند. اغلب‌ كساني‌ كه‌ به‌ دليل‌مشكلات‌ جنسي‌ طلاق‌ مي‌گيرند، اصلا مشكل‌ بدني‌خاصي‌ ندارند، تنها نمي‌دانند كه‌ هنگام‌ نزديكي‌بايد چه‌ كار كنند. پس‌ از نداشتن‌ اطلاعات‌،شايع‌ترين‌ مشكل‌ جنسي‌ مردان‌ ايراني‌، زودانزالي‌ و شايع‌ترين‌ مشكل‌ جنسي‌ زنان‌(واژينيسيوس‌) است‌، يعني‌ زن‌ به‌ دليل‌ درست‌انجام‌ نگرفتن‌ ارتباط جنسي‌ و نيز ترس‌هاي‌بيجايي‌ كه‌ از ارتباط جنسي‌ وجود دارد و امكان‌مقاربت‌ را از بين‌ مي‌برد، كه‌ همه‌ اين‌ مشكلات‌ به‌راحتي‌ تنها با آموزش‌، قابل‌ حل‌ است‌.

منبع :سلامت
http://www.ksabz.net/paper.asp?AID=11009

Posted by yahyaee at 05:11 PM | Comments (0)

چگونه با نوجوانان صحبت كنيم؟

چگونه با نوجوانان صحبت كنيم؟

الهام مؤدب
نوجواني يكي از مراحل حساس زندگي است. والدين با گفتارها و رفتارهاي سنجيده مي توانند به نوجوان در گذر از اين مرحله به جواني كمك كنند. گاهي برخي از والدين ناآگاهانه با رفتارها و صحبت هاي نسنجيده باعث مشكلات زيادي براي نوجوان مي شوند كه در سراسر زندگي او تأثيرات منفي خود را نشان مي دهد. نظر والديني كه به تربيت فرزندان خود علاقه مندند را به مقاله زير جلب مي كنيم.
چرا فرزند ۱۲-۱۰ ساله شما كه عادت به صحبت كردن داشت، طي سالهاي اخير كم حرف شده است؟ اين سؤال ذهن بسياري از والدين را به خود اختصاص مي دهد.
نياز به تنهايي
بنا بر دلايل بسياري، فرزندان در اوايل نوجواني ساكت مي شوند. با ورود نوجوان به بزرگسالي نياز او به تنهايي افزايش مي يابد. نوجوان از تغييرات جسمي و عاطفي احساس شرم و ناامني مي كند. افكار و احساسات متغير دارد و گاهي در خود فرو مي رود.از طرفي نوجوان احساس مي كند كه از مهارت كافي براي صحبت كردن برخوردار نيست. او احساس مي كند كه بزرگسالان مهارت كافي در برقراري ارتباط و گفت وگو دارند.
آنان به موقع و به جا صحبت مي كنند. در حالي كه نوجوان احساس مي كند چنين مهارتي ندارد،پس كمتر صحبت مي كند. او اعتماد به نفس كافي براي صحبت كردن و ابراز عقيده ندارد. ارتباط مؤثر عامل مهم روابط خوب خانوادگي است. نوجواني كه به راحتي با والدين صحبت نمي كند، نمي تواند نيازهايش را مطرح كند. فقط با ارتباط خوب و مؤثر مي توانيد به نوجوان توجه كنيد و حامي او باشيد. در غير اين صورت نوجوان با شما صميمي نمي شود و حرف هاي دلش را نمي گويد.
چرا ما به ارتباط نياز داريم؟
همه ما حتي اگر كلامي بر زبان نياوريم، هميشه ارتباط برقرار مي كنيم. با علايم غيركلامي از طريق نحوه ايستادن، راه رفتن و طرز نگاه كردن مي توان ارتباط برقرار كرد.
والدين حتي اگر صحبت نكنند هميشه با فرزندان ارتباط برقرار مي كنند. والدين بايد هميشه با فرزندان صحبت كنند. اگر آنان از آن طفره مي روند، مي توانيد با روش هاي مختلف او را تشويق كنيد.
چگونه مي توان نوجوان را به صحبت كردن تشويق كرد؟
* به حرف هاي نوجوان گوش كنيد.
بسياري از نوجوانان شاكي هستند كه والدين به حرف آنان گوش نمي كنند. ارتباط مانند خيابان دوطرفه است. اگر مي خواهيد نوجوان به حرف شما گوش كند، با دقت شنواي حرف هايش باشيد.
* براي نظر نوجوان احترام قائل شويد.
در برخي موضوعات نظر فرزندان را بپرسيد. گاهي نظر آنان با ارزش است. اين امر به نوجوان كمك مي كند كه در مورد مسائل مختلف فكر كند و از طرفي اعتماد به نفس او افزايش مي يابد.
* با رفتار و گفتار مثبت سرمشق و الگوي فرزندان باشيد.
اگر با همسر و فرزندان رفتار خوبي داشته باشيد، نوجوان مي كوشد رفتار شما را سرمشق خود قرار دهد.
* انعطاف پذير باشيد.
به موضوعات مورد علاقه نوجوان توجه كنيد. علايق و خواسته هاي نوجوان با ما فرق دارد؛ همان طوري كه ما نوجوان بوديم، خواسته هاي ما با والدين متفاوت بود. خود را جاي او بگذاريد و مسائل را از ديد او ببينيد.
چه رفتارهاي منفي را بايد كنار گذاشت؟
* توهين نكنيد.
نوجوانان مانند همه دوست ندارند تحقير شوند. هرچه بيشتر به نوجوان توهين كنيد، بيشتر از شما فاصله مي گيرد و رفتارش بدتر مي شود. تحقيقات نشان مي دهد نوجواناني كه مورد تحقير و توهين والدين هستند در زندگي فردي و اجتماعي در مقايسه با ديگران موفقيت كمتري دارند.
* نظرات خود را به فرزندان تحميل نكنيد.
هرگز فرزندتان به زور و اجبار نظرتان را نمي پذيرد. تحميل نظر باعث جبهه گيري فرزندان مي شود.
* پيش داوري نكنيد.
ابتدا با دقت به حرف هاي فرزند گوش كنيد سپس نتيجه گيري و داوري كنيد. اگر جوان والدينش را روشنفكر نداند، حرف آنان را گوش نمي كند.
چه رفتارهاي مثبتي را بايد انجام داد؟
* زماني كه فرزندتان آمادگي دارد با او صحبت كنيد.
بزرگ ترين اشتباه را زماني مرتكب مي شويد كه فرزندتان خود را براي رفتن به ميهماني دوستش آماده مي كند و به او مي گوييد مي خواهم باتو صحبت كنم.
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. اگر زماني كه فرزندتان حوصله و وقت كافي دارد با او صحبت كنيد بهتر نتيجه مي گيريد.
* وقتي را فقط براي نوجوان اختصاص دهيد.
گاهي تنها، بدون حضور ساير اعضاي خانواده با نوجوان به پارك، سينما، قهوه خانه سنتي، رستوران يا نمايشگاه نقاشي برويد.
* در مورد رويدادهاي روزانه و مسائل مختلف زندگي تان با نوجوان صحبت كنيد.
تا زماني كه احساس مي كنيد كه نوجوان مشتاق شنيدن صحبت هاي شماست، موضوعات مختلف و رويدادهاي زندگي تان را براي او مطرح كنيد. فرزندان در نوجواني كمتر از كودكي به والدين توجه دارند.
سؤالات باز بپرسيد
از پرسيدن سؤالاتي كه جواب آن بله يا خير است خودداري كنيد.به جاي آن كه بپرسيد: «امروز خوب بود؟»بپرسيد:«كلاس موسيقي چه طور بود؟»
* نظر نوجوان را بي ارزش و مسخره ندانيد.
شايد نوجوان حرفي بزند كه به نظر ما احمقانه و كودكانه است. اگر اين امر را مستقيماً به او بگوييم ناراحت مي شود و كمتر صحبت مي كند.در برخي موارد كه نظر او را قبول نداريد، آن را مطرح نكنيد، زيرا نوجوان در اين مقطع به تأييد نياز دارد.
* در گفت وگو با نوجوان به او احترام بگذاريد.
همان طوري كه به دوستان و آشنايان بزرگسال احترام مي گذاريد، با نوجوان رفتار كنيد. اين امر به نوجوان كمك مي كند احساس ارزش نمايد.
* غر نزنيد.
اگر به نوجوان بگوييد:«هميشه اتاقت نامرتب است، از دستت خسته شدم.»،« چه قدر شلخته اي، كي درست مي شوي؟»او جبهه مي گيرد و رفتارش را تغيير نمي دهد.
* با فرزندتان به توافق برسيد.
وقتي با فرزندتان اختلاف نظر داريد و نظرتان را به او تحميل مي كنيد، او ناراحت و عصبي مي شود. بهتر است با صحبت كردن به دنبال راه حل بهتري باشيد. اين امر مصالحه خوانده مي شود.
براي مثال اگر به فرزندتان بگوييد بايد امشب اتاقت را تميز كني هيچ عذري را هم نمي پذيرم. او جبهه مي گيرد و مي گويد: «به هيچ وجه نمي توانم، مي خواهم به خانه دوستم بروم.» بهتر است بگوييد: «من از وضعيت اتاقت خيلي ناراحتم، عزيزم، كي آن را تميز مي كني؟»
* شنونده فعال باشيد.
گوش كردن به صحبت هاي نوجوان پيش از صحبت كردن اهميت دارد. زيرا نوجوان احساس مي كند او را درك مي كنيد. بكوشيد حداقل روزي ۲۰ دقيقه شنونده صحبت هاي او باشيد. با روي باز روبه روي او بنشينيد، در چشم هايش نگاه كنيد و صحبت هايش را تكرار كنيد. براي مثال، فرزندتان مي گويد: «من، امروز تكاليف زيادي دارم.» در جواب بگوييد «پس امروز حسابي سرت شلوغه؟»
او مي گويد «امروز معلمم جلوي همه دانش آموزان با من دعوا كرد.» در جواب بگوييد: «پس امروز از اين كه معلمت باهات دعوا كرد ناراحت شدي؟»
گوش كردن فعالانه چيزي فراتر از كلمات است. شما غم، شادي، رنجش يا ناراحتي فرزندتان را بايد از پس كلمات و تعابير او با تمام وجود حس كنيد تا بتوانيد خود را در موقعيت او قرار دهيد.
* هميشه فرزندتان را نصيحت نكنيد.
گرچه نصايح شما به نفع نوجوانان است، ولي آنان در اين مقطع كمتر مايل به شنيدن آن هستند. توجه به نوجوان از اهميت خاصي برخوردار است. ساكت باشيد، به او فرصت دهيد صحبت كند. با عجله حرفش را قطع نكنيد و نظرتان را نگوييد.
* از موقعيت هاي غيررسمي براي برقراري ارتباط استفاده كنيد.
با فرزندان شوخي كنيد و به آنان امكان دهيد در حد اعتدال با شما شوخي كنند و راحت باشند.
* خونسردي خود را حفظ كنيد.
اگر تحمل شنيدن حرف هاي نوجوان را نداريد، عصباني نشويد. براي مثال اگر مي گويد:«دوست هايم سيگار مي كشند» سريع عصباني نشويد و نگوييد«ديگر حق نداري با آنان دوست شوي.» عصبانيت شما باعث مي شود نوجوان بقيه حرف هايش را نزند و صحبت خاتمه يابد.
اگر بايد با نوجوان در مورد موضوعات مهم نظير سيگار كشيدن، و... صحبت كنيد، زماني را انتخاب كنيد كه هر دو آرامش و آمادگي صحبت داريد.
جملات تان را با «من» شروع كنيد. براي مثال: «من خيلي دوستت دارم و نگران مي شوم وقتي مي بينم با كساني كه سيگار مي كشند، دوست مي شوي.» يا«من نگران افت تحصيلي تو هستم، اخيراً خوب درس نمي خواني؟ »نگراني خود را با آرامش و خونسردي بيان كنيد.

http://www.hamshahri.net

همشهري - يكشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۴

Posted by yahyaee at 05:09 PM | Comments (0)

كليدهايي طلايي براي زنان

كليدهايي طلايي براي زناني كه خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند!

1- همسرتان را به عنوان يك مرد بپذيريد و براي شناخت دنياي مردانه او دانش و آگاهي خود را افزايش دهيد.
2- همسر خود را به چشم يك شي‌ء مسؤول ننگريد. بلكه به شخصيت وجودي او احترام بگذاريد.
3- جنبه يا بخش‌هايي از شخصيت شوهرتان را كه باعث تمايز او از سايرين مي‌شود مورد توجه و تحسين قرار دهيد.
4- براي اين كه همسرتان با شما روراست باشد سعي كنيد او را درك كرده و براي افكار و احساساتش ارزش قايل شويد. اگر حرف‌ها و گفته‌هاي او مطابق ميل شما نيست از خود واكنش تند نشان ندهيد زيرا به اين وسيله بذر بي‌اعتمادي در زندگي خود مي‌كاريد.
5- وقتي همسرتان با شما درد دل مي‌كند و راز دلش را با شما در ميان مي‌گذارد، احساساتش را بپذيريد و به او نگوييد كه اسرار درونش ناخوشايند و بي‌رحمانه است‌.
6- به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنيد زيرا انتقاد پياپي باعث مي‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگيرد.
7- او را به درك نكردن‌، عدم صميميت و بي‌احساس بودن متهم نكنيد. زيرا او درك كردن‌، صميميت و با احساس بودن را به شيوه مردانه نشان مي‌دهد.
8- نيازهاي واقعي شوهرتان را دريابيد. اين امر اتفاق نمي‌افتد مگر اين كه همسرتان اين نيازها را باز گويد و به همين جهت در مواقع مناسب با لحن ملايم در مورد نيازهايش از وي سؤال كرده و ديدگاههاي واقعي وي را نسبت به خود و زندگي‌تان دريابيد و در نهايت جوابي را كه شوهرتان مي‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گيري بپذيريد.
9- زماني كه همسرتان با شما صحبت مي‌كند به دقت به حرفهاي او گوش فرا دهيد زيرا عدم توجه شما به گفته‌هاي او عدم علاقة شما را نشان مي‌دهد.
10 - هيچ وقت از كارهايي كه همسرتان براي جلب محبت شما انجام مي‌دهد انتقاد نكنيد براي مثال وقتي او به شما محبت مي‌كند، آن را بيش از اندازه لوس ندانيد او به شيوة خود ابراز محبت مي‌كند.
11- او را به شيوه خودتان دوست نداشته باشيد بلكه به وجود او نيز اهميت بدهيد. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هديه‌اي به او مي‌دهيد سعي كنيد از قبل در مورد هدية مورد علاقه‌اش اطلاعاتي به دست آوريد.
12- از همسر خود انتظار نداشته باشيد كه با تمامي طرح‌ها و ايده‌ها و افكار شما موافق باشد و آنها را تحسين كند. واقع بين باشيد و به او اجازه دهيد كه نظرش را هر چند كه برخلاف ميل شما باشد، بيان نماييد.
13- اصرار زيادي براي جلب محبت همسرتان نداشته باشيد و اين نكته را زماني كه وي عصباني است بيشتر مراعات كنيد. در بسياري اوقات حالت روحي او براي ابراز محبت به شما مناسب نيست و اصرار زياد شما منجر به مخالفت شديد او مي‌شود.
14- براي همسر خود نقش يك زن حساس و شكننده را بازي نكنيد. زيرا اين حالت شما باعث مي‌شود كه همسرتان فكر كند شما ضعيف و بي طاقتيد و اگر چيزي بگويد باعث رنجش‌تان مي‌شود. بنابراين سعي مي‌كند كه ارتباط كلامي كمتري داشته باشد و همين امر باعث ناراحتي شما مي‌گردد.
15- سعي كنيد كه در ارتباط با همسرتان همواره هويت خود را به عنوان يك زن و همسر حفظ كنيد. زني كه توجه به روابطش به قيمت از دست دادن هويتش تمام شود به خود و روابطش صدمه مي‌زند. زيرا اين مسئله باعث مي‌شود كه وي خود را بخشنده‌تر و دوست داشتني‌تر از شوهرش ببيند و فكر كند كه همسرش بي‌نهايت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زني به عنوان همسر در ارتباط دايمي باقي خواهند ماند كه هويت مستقل و قوي خود را حفظ كند.
16- اگر احساس مي‌كنيد كه در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پاييني برخورداريد و ميل داريد كه او را واداريد تا در اين زمينه به شما كمك كند كه از احساس خوبي برخوردار شويد اشتباه مي‌كنيد. اين مسئله مشكل شماست شخصاً روي آن كار كنيد و در صورت لزوم از يك روان‌شناس كمك بخواهيد.
17- زماني كه همسرتان از فشار عصبي رنج مي‌برد سعي نكنيد از لحاظ احساسي به او نزديك شويد. زيرا اگر براي صميميت و نزديك شدن به او فشار آوريد فقط او را عصباني‌تر كرده و از خود دور مي‌كنيد. زماني كه استرس او كم شود به حالت عادي خودش بر مي‌گردد.
18- در زندگي زناشويي خويش سعي كنيد خود را مسؤول خوشبختي خود بدانيد. زني كه مسؤوليت خوشبختي زندگي مشترك را فقط بر عهده شوهرش مي‌گذارد يك همسر آزرده و افسرده به بار مي‌آورد.
19 - او را به دوست نداشتن و گريزان بودن از همسر و زندگي متهم نكنيد. زيرا وي اعتقاد دارد كه شريك زندگي‌اش را دوست دارد و از او گريزان نيست ولي به نظرش او را متهم به چيزي مي‌كنيد كه در موردش صدق نمي‌كند و اين مسئله موجب كدورت در روابط مي‌شود.
20 - وقتي شما در مي‌يابيد كه در ايجاد مشكلات زندگي خود سهم داشته‌ايد و آن را به همسرتان بگوييد عشق و محبت بار ديگر در زندگي‌تان شكوفا مي‌شود. زيرا بعد از آن همسرتان نيز سهم خود را مي‌پذيرد و با كمك شما درصدد رفع مشكل بر مي‌آيد.
http://rahezendegi.com/psy.asp?t=17&AID=3083

Posted by yahyaee at 05:07 PM | Comments (0)

خطرات زندگى الكترونيكى

خطرات زندگى الكترونيكى

اگر بپذيريم كه روند زندگى مردم در قرن حاضر به سوى هرچه بيشتر الكترونيكى شدن است و نيز زندگى الكترونيكى (E-Lifeِ) را يك واقعيت در حال شدن بدانيم آنگاه در خواهيم يافت كه هيچ وجهى از وجوه زندگى بشرى از تاثيرات اين پديده به دور نخواهد ماند. بر اساس پيش بينى ITU جهانى، كاربران رو به رشد اينترنت در دنيا تا پايان سال ۲۰۰۶ ميلادى از مرز ۸۰۰ ميليون نفر خواهند گذشت. كافى است به اطرافمان بنگريم كه زندگى الكترونيكى چگونه همه عرصه هاى زندگى بشرى را يكى پس از ديگرى به احاطه خود درآورده و به همراه ويژگى هاى مثبت و مفيد خود اثرات سوء و مخربى را نيز به دنبال آورده است. اگر چه همه اقشار جوامع بشرى در سطوح گوناگون از منافع و راحتى هاى (Facilities) زندگى الكترونيك بهره مند و يا دست كم از آن سخن به ميان مى آورند اما كمتر كسى به آسيب هاى ناشى از همه گير و فراگير شدن اين پديده پيچيده و غامض كه ابعاد آن ناشناخته و حيرت انگيز است توجه داشته است.
در قاموس فرهنگ مدرن، وقتى سخن از زندگى الكترونيك مى شود منظور كليه حوزه هايى است كه به تسخير آن درآمده و يا به عبارت ديگر سخن از همه چيز الكترونيك (E-everything) است.
به هر حال گويا دستاوردهاى زندگى الكترونيك در سرعت بخشى و خدمت رسانى و افزايش دقت عمل در كارهاى گوناگون امكان پذير نيست ولى اين پديده نيز مانند همه دستاورد هاى بشرى همواره دو كفه ترازو دارد كه با بالا رفتن يكى، ديگرى رو به پائين ميل خواهد كرد. كفه منافع و كفه مضرات. اگر چه ما در اين گزارش بر موضوعات محورى مضرات اين پديده تاكيد خواهيم كرد ولى منافع و ويژگى هاى مثبت زندگى الكترونيك از جمله مباحثى است كه نيازى به اثبات و تفصيل ندارد و يا كفه مثبت آن به عينه براى همگان لمس شدنى است ولى آن كفه مضرات است كه از چشم بسيارى پنهان خواهد ماند. اين مضرات شامل موارد زير است:
دكوراژه الكترونيك: اولين عارضه در دكوراژه كردن آدمى كه از قضا اندام فيزيكى كاربران را مورد تهديد قرار مى دهد، كار مداوم با ابزار الكترونيك است كه ارمغان زندگى مدرن و عجين شده با E است.
به عنوان مثال مى توان از دردهاى عضلانى، درد مچ دست، خميدگى پشت و دردهاى موضعى در نزد اغلب كاربران كامپيوتر و اينترنت نام برد كه هر روزه بر شمار آنها افزوده مى شود. مشكلات بينايى نيز به دليل كار زياد با رايانه از قبيل سرخى و سوزش و آبريزش چشم كه به كاهش قدرت بينايى، خستگى و سردرد منجر مى شود. چشم هاى انسان قادر است بر روى اشياى دور و نزديك متمركز شوند كه اين كار بايد به تناوب در طول بيدارى فرد تكرار شود ولى از آنجايى كه كاربران براى كار با صفحه نمايش مجبور هستند اغلب اوقات به نزديك خيره شوند، قدرت تطابق را به مرور از دست مى دهند. كار مداوم با رايانه خطرات ديگرى نيز به همراه دارد كه ابعاد آن به درستى شناخته شده نيست، مانند:

خطر انتشار امواج الكترواستاتيك، خطر انتشار امواج نورى و تشعشعات، خطر انتشار گازهاى سمى ناشى از گرم شدن قطعات رايانه و... براى مبارزه با اين مشكلات علم نوينى در دنيا مطرح شده است كه به ارگونومى (Ergonomy) يا كارپژوهى جهت استفاده بهينه از ماشين در جوامع انسان محور تاكيد دارد.
انزواى الكترونيك: فردگرايى از ديگر آسيب هاى زندگى الكترونيكى است كه در بطن خود به تدريج ايجاد حصارى براى فرد خواهد كرد كه گريز از آن به سادگى ميسر نخواهد بود. زندگى الكترونيك خاصيت بى نيازى را در آدم ها افزايش و در عوض تعامل طبيعى در روابط اجتماعى را به شدت خواهد كاست.
تنهايى ناشى از طبيعت كار با وسايل و ابزار الكترونيك از جمله رايانه كه دنياى خصوصى و يا مجازى را به ارمغان مى آورد، افراد جامعه را هر چه بيشتر به كام خود كشيده و اثرات زيانبار و عميقى را برجاى خواهد نهاد كه ابعاد آن به روشنى قابل تبيين نيست. انسان موجودى است اجتماعى كه به طور حتم هر آنچه كه به اين خصيصه لطمه وارد كند بخشى از ابعاد شكوفايى اش را در چرخه زندگى طبيعى (life Cycle) با مشكل مواجه خواهد ساخت. جذابيت دنياى مجازى به قدرى است كه پس از مدتى كاربران زندگى الكترونيك، مصاحبت با ديگران را تحمل نكرده و مانند فرد معتادى كه همواره به سوى همدم و مخدر خود كشيده مى شود در اولين فرصت به سراغ فرديت و ابزار الكترونيكى خود خواهد رفت. در اين حالت تنها ارتباطات مجازى از طريق امواج است كه بر ارتباطات فردفرد جامعه سايه افكنده و به تدريج طبيعت آدميان را معيوب خواهد ساخت.
براى نمونه به روابط والدين و فرزندان كه جزء اولين قربانيان زندگى الكترونيك هستند مى توان اشاره كرد. در دنياى الكترونيك كانون خانواده شديداً آسيب ديده و اعضاى آن از بسيارى منافع طبيعى كه نتيجه تعامل هاى منطقى آن است محروم مى شوند كه صدالبته دامنه هاى آن فراتر از روابط والدين و فرزندان رفته و حتى روابط زناشويى را مورد مخاطره و هدف قرار مى دهد. فردمحورى با سنگ بناى ديجيتالى و مدرن با شدت هر چه تمامتر در حال گسترش است.

بمباران اطلاعات الكترونيك: با آمدن اينترنت كه به تعبيرى همه چيز را به شكل الكترونيك در اختيار كاربرانش قرار مى دهد و چندين رسانه را به صورت مجتمع در خود گرد آورده است، به شكلى بسيار آرام و خزنده كاربران را دچار خستگى و يا به عبارت بهتر گرفتار سرسام الكترونيك خواهد كرد.
ميليون ها سايت و ميلياردها وبلاگ و تريليون ها صفحات اينترنتى و موضوعات گوناگون به يك باره در كمين كاربر نشسته و با اشاره اى ده ها صفحه حاوى انواع اطلاعات راست و دروغ به سمت استفاده كننده هجوم مى آورند. قدرت پردازش و تجزيه و تحليل آدمى به هر ميزانى كه باشد از چنبره اين پديده رهايى نداشته و در آن واحد صدها و هزاران اشاره (hint) او را به سوى خود فرا مى خواند. بدين شكل انسان ها تبديل به موجوداتى خواهند شد كه از يك سو با گستره و انبوهى از اطلاعات مواجه شده و از سويى ديگر اجازه و امكان تفكر و تعمق و بالطبع پردازش را نخواهند يافت كه عارضه طبيعى آن دل نگرانى (stress) و خستگى الكترونيك است.
خشونت الكترونيك: از جمله غرايز بشرى كه مانند ساير غرايز در ساختار آدمى نهادينه است، غريزه خشونت است كه در اثر ترغيب و رشد دادن آن، انسان را به هيولايى غيرقابل پيش بينى و خارج از تصور تبديل خواهد كرد. گذشته از ترويج خشونت در رسانه هاى ماهواره اى و تلويزيونى، هم اكنون ده ها هزار سايت بر روى اينترنت به انحاى مختلف تبليغ خشونت مى نمايند تا از اين رهگذر به اهداف مادى خود كه ساليانه بالغ بر ميليارد ها دلار است دست يابند.
براساس تحقيقى كه توسط يونسكو در سال ۱۹۹۸ انجام شد مشخص شد كه ۸۸درصد كودكان و نوجوانان، شخصيت آرنولد شوارتزنگر را به سبب ايفاى نقش اش در فيلم ترميناتور كه مملو از صحنه هاى خشن است مى شناسند. نكته جالب ديگرى كه تحقيق يونسكو بدان اشاره مى كند آن است كه نيمى از خشونت هاى به تصوير كشيده شده در بازى هاى رايانه اى توسط نقش هاى مثبت اين بازى ها رخ مى دهد. اين عمل با وجاهت بخشيدن به خشونت و به نوعى تشويق مخاطب به خشونت، زمينه هاى بروز نگرش ها و رفتارهاى خشونت آميز در كودكان و نوجوانان را فراهم مى سازد.
بسيار بديهى است كه صحنه هاى خشن در فيلم هاى تلويزيونى، سينمايى و بازى هاى رايانه اى، عملكرد مغز كودكان را تحت تاثير قرار مى دهد كه منجر به تغييرات رفتارى خاصى در آنها خواهد شد.
پورنوگرافى الكترونيك: دستيابى به تصاوير و فيلم هاى غيراخلاقى به خصوص براى كودكان و جوانان در بزرگراه اطلاعاتى يا اينترنت از مباحث بسيار جدى و نگران كننده اى است كه خانواده ها و ساير اقشار فرهنگى و فرهيخته جوامع را به چالش كشيده است. اين موارد ضد فرهنگى و ضداخلاقى الكترونيك كه تنها در اينترنت شامل ده ها ميليون صفحات الكترونيكى است، كانون خانواده ها و در رأس آن كودكان و جوانان را هدف خود قرار داده است.

اعتياد الكترونيك: تحقيقات و آمار نشان مى دهد كه الگوهاى رفتارى اعتيادگونه در بين كاربران دائمى اينترنت وجود داشته و بى وقفه بر تعداد آنها افزوده مى شود.
نگران كننده ترين جنبه اعتياد به اينترنت، آسيب ديدن كودكان و نوجوانان است كه آنها را با ايجاد جذابيت گوناگون در كام خود فرو مى برند.
بدين ترتيب كودكان و نوجوانان به راحتى به سوى بازى هاى چند نفره (Group Games) و حتى بخش هاى مبتذل آن كشيده مى شوند. اعتياد به اينترنت ساعت هاى بسيار زيادى از طول شب و روز اين قبيل افراد را به باد نيستى داده و آنها را به ولگردى الكترونيك و گشت و گذارهاى بى هدف (Surface) مى كشاند. كارشناسان استفاده غيرطبيعى از اينترنت را اصطلاحاً اعتياد به اينترنت مى نامند. علت اعتياد به اينترنت در بسيارى از اين افراد، دستيابى به راهى براى سركوبى اضطراب ها و تنش هاى زندگى است. به گفته پژوهشگران درصد اعتياد به اينترنت در افراد منزوى و همچنين افرادى كه در ارتباط هاى اجتماعى و بين فردى خود مشكل دارند بيش از سايرين ديده مى شود. برخى از علائم شناخته شده اين اختلالات به شرح زير هستند:استفاده از كامپيوتر براى خوشگذرانى، شادى يا وقت گذرانى، احساس افسردگى به هنگامى كه از كامپيوتر استفاده نمى كنند، صرف زمان طولانى در شبانه روز با كامپيوتر، صرف هزينه زياد براى نرم افزار و سخت افزار و فعاليت هاى مرتبط با آن بدون توجيه منطقى، بى توجهى نسبت به كار، مدرسه و خانواده.
خواسته و ناخواسته جوامع بشرى در آينده اى نه چندان دور شاهد خانه هاى ديجيتالى خواهند بود. اين پديده نه قابل حذف است و نه امكان مقابله چكشى در قالب هاى رايج كه منجر به پاك كردن صورت مسئله مى شود راه حلى است اساسى. تنها بايد شرايطى فراهم شود كه فرهيختگان و متخصصين آن را بشناسند، تجزيه و تحليل و آسيب شناسى كنند و آنگاه راهكارهاى انسان محور ارائه نمايند.

http://www.qazviniau.ac.ir/announce/gozaresh_elmi/repview.asp?id=1

Posted by yahyaee at 05:01 PM | Comments (0)

روش پاسخگويي به پرسش هاي كودكان

روش پاسخگويي به پرسش هاي كودكان

ترجمه: دنيا مملكت دوست

اشاره: يكي ازويژگي هاي كودكان، پرسشگري مستمر آنها در همه زمينه هاست. كودكان همواره مي پرسند و مي پرسند و پدران و مادران درباره اين كه چگونه به پرسش هاي آنها پاسخ دهند و يا پرسش هاي آنها را بي پاسخ بگذارند، همواره در انديشه اند. آنچه در اين مقاله بررسي مي شود؛ حاصل جمع بندي ديدگاه هاي انديشمندان علوم رفتار درباره پرسشگري كودكان است كه به نقل از سايت اينترنتي Family كه از مشهورترين پايگاه هاي علوم رفتار است، ترجمه شده است.

با بزرگتر شدن نوزاد آموزش او را وسيع تر كنيد. مثلاً به او خواندن را بياموزيد. براي اين كار بهتر است كه او را روي زانوي خود بنشانيد و كتاب را جلوي او بگيريد و با صداي آرام شروع به خواندن كنيد. به اين ترتيب كودك احساس امنيت و لذت مي كند و مطالعه برايش به صورت يك كار و سرگرمي جالبي در مي آيد.

روح نوزاد مثل يك كاغذ سفيد است. در حقيقت پيش از آن كه نوزاد در سينه مادر جا بگيرد، خصوصيات و ويژگي هاي زيادي را در خود دارد كه از طريق ارث به او رسيده است. يك نوزاد بعد از تولد امكانات بيشماري براي آموختن دارد. بنابر اين او تنها يك كاغذ ساده و سفيد نيست، بلكه كتاب قطوري است كه آماده آن است اطلاعات زيادي بر روي صفحات سفيد آن نوشته شود.

مغز يك نوزاد تازه متولد شده چهار برابر بزرگتر از مغز يك انسان بالغ است و در طول دو سال وزن مغز كودك به اندازه سه چهارم وزن مغز يك انسان بالغ مي شود. رشد فكري كودك نيز همين سرعت را دنبال مي كند. محققان عقيده دارند كه رشد فكري كودك در چهار سال نخست زندگي اش به اندازه سيزده سال بقيه عمرش است و برخي ديگر عقيده دارند كه مفاهيمي كه كودكان پيش از پنج سالگي مي آموزند، جزو مشكل ترين مطالب مي باشد، مفاهيمي مثل راست و چپ، بالا و پايين، خالي و پر و قد و وزن كه درك آنها برايمان آسان است، براي يك كودك بسيار مشكل است و علاوه بر اين مفاهيم، كودك ناچار است كه چيزهاي بسياري بياموزد. حتي عناصر زباني نيز بايد در ذهن و فكر كودك پرورش يابد.

براي بعضي ها زبان «سخت ترين كار فكري است كه از يك موجود بشري انتظار مي رود كه آن را به كار ببرد.» اگر شما هم هنگام يادگيري يك زبان خارجي با مشكل روبه رو شده باشيد، حتماً با اين سخن موافق خواهيد بود و تازه شما اين فرصت و امتياز را داشته ايد كه از قبل يك زبان را بياموزيد، در حالي كه براي يك نوزاد چنين امكاني وجود نداشته است. با اين حال كودكاني كه در يك خانواده دو زبانه زندگي مي كنند، پيش از رفتن به دبستان مي توانند دو زبان را به طور ناقص و دست و پا شكسته صحبت كنند.

از همين الآن شروع كنيد

مادر يا پدري كه به اين مسأله واقف باشد كه كودكش عطش زيادي براي آموختن دارد، انسان هاي عاقل و فهميده اي هستند. نوزادان و خردسالان خيلي خوب همه چيز را مي بينند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدينشان متوجه اين موضوع شوند چه نشوند، ذهن كودك در حال جمع آوري اطلاعات و دسته بندي و كامل كردن و نتيجه گيري كردن آنها مي باشد و اگر والدين دقت نكنند، ديري نمي گذرد كه كودك خردسالشان ياد مي گيرد چطور با نقش بازي كردن والدينشان را وادار به انجام خواسته هاي خود كنند. البته نخستين درس هايي كه والدين به كودكانشان مي آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاكي و صفاي درون است.
با اين حال لازم است كه درباره يادگيري كودكشان كمي سخت گير باشند. به عنوان مثال براين مسأله تأكيد داشته باشند كه كودك كلمه اي را درست ادا و تلفظ كند، يعني به جاي كلمه «بابا» نگويد «آبا». كودكي كه تازه زبان باز كرده است، شما را با پرسش هاي خود بمباران مي كند: «چرا باران مي آيد؟»، «من از كجا آمده ام؟»، «چه كار مي كني؟» و غيره... اين سؤالات از جمله بهترين ابزاري هستند كه كودك براي يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد. اگر آنها را به سؤال پرسيدن تشويق نكنيم، در حقيقت جلوي رشد فكري آنها را گرفته ايم.
سعي كنيد كه به كودكانتان پاسخ هاي ساده و مختصر بدهيد. مثلاً وقتي او مي پرسد كه چرا باران مي آيد، او انتظار ندارد كه يك شرح بلند بالا و طولاني به او ارائه بدهيم. مطمئناً او به پاسخ كوتاهي مثل اين راضي خواهد شد:
«ابرهايي كه به وسيله آب سنگين شده اند، آبشان به زمين مي افتند.» ذهن كودك مدت زمان اندكي مي تواند بر روي مسأله اي تمركز كند و درست مثل زماني كه به كودكتان فقط شير مي دهيد، چون بدنش نمي تواند غذاهاي جامد را هضم كند، به همين دليل بايد به كودكتان پاسخ هاي ساده و قابل درك بدهيد.با بزرگتر شدن نوزاد آموزش او را وسيع تر كنيد، مثلاً به او خواندن را بياموزيد. براي اين كار بهتر است كه او را روي زانوي خود بنشانيد و كتاب را جلوي او بگيريد و با صداي آرام شروع به خواندن كنيد.
به اين ترتيب كودك احساس امنيت و لذت مي كند و مطالعه برايش به صورت يك كار و سرگرمي جالب در مي آيد و كتاب را به چشم يك اسباب بازي نگاه مي كند و سپس كم كم آموزش حروف الفبا را آغاز كنيد. البته اين كار را به صورت يك بازي درآوريد و بعد ساختن كلمات و جملات كوتاه را به او ياد دهيد. سعي كنيد كه اين آموزش ها همراه با تفريح و سرگرمي باشد.

يك زن و مرد به همين روش توانسته بودند كه خواندن را به پسر سه ساله شان بياموزند. به اين ترتيب كه با انگشت به كلمات مورد نظر اشاره مي كردند و آن را مي خواندند و سپس در بعضي جاها مكث مي كردند و از كودك مي خواستند كه او كلمه را تلفظ كند. بعد از مدتي كودك خواندن كلمات زيادي را فرا گرفت، بطوري كه در سن چهارسالگي مي توانست متن هاي ساده را بخواند. نوشتن را همراه خواندن به كودك ياد بدهيد، براي اين كار از حروف الفبا شروع كنيد تا به كلمات برسيد. كودكي كه تشنه آموختن باشد، خيلي زود ياد مي گيرد اسمش را بنويسد.

كودكان با يكديگر فرق دارند و هر كودكي شخصيت منحصر به فردي دارد، بايد به او فرصت بدهيم كه براساس توانايي ها و مواهب فطري خود رشد و پرورش يابد. اگر بخواهيد به كودكي كه توانايي يادگيري او پايين است، كلمات و درس هاي سختي آموزش دهيد، پس از مدتي كودك از يادگيري دلسرد مي شود. سعي نكنيد كودكتان را در قالبي جاي بدهيد كه از پيش آماده كرده ايد. اما نبايد از آموزش او كاملاً غافل شويد، با اصلاح اشتباهات و خطاهاي كودكتان به او كمك كنيد كه از استعدادهاي خود بهترين بهره را بگيرد.

اگر پدر و مادر به كودكشان بگويند كه برتر و يا پايين تر از ديگران است، حس خودخواهي و رقابت را در او بيدار كرده اند. اگر چه كودكان از همان سال هاي اول زندگي شان نشانه هايي از خودخواهي و خودپسندي شان را بروز مي دهند، اما مفهوم عباراتي مثل برتري نژادي، طبقاتي و يا ميل به زياده خواهي را نمي دانند. بنابر اين از مقايسه كردن يك كودك با كودك ديگر به شدت پرهيز كنيد.
اگر به كودكتان ياد بدهيد كه نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را افزايش دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي كند و برعكس اگر به كودكتان بقبولانيد كه از كودك ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت كرده ايد و باعث شده ايد كه دوستانش را به چشم حقارت ببيند. پدر و مادر بايد كودكشان را دوست داشته باشند و او را همانطوري كه هست بپذيرند و هرگز او را با كودكان ديگر مقايسه نكنند. تنوع و گوناگوني بسيار چيز خوبي است. همانطور كه در يك اركستر ابزارهاي موسيقي متفاوت باعث نواختن يك آهنگ زيبا و دلنشين مي شوند، وجود شخصيت هاي متفاوت در يك خانواده محيط آنجا را زيباتر و جالب تر خواهد كرد.زمينه و امكانات رشد فرزندتان را فراهم سازيد.

در هر لحظه و ثانيه اي كه فرصت داريد، كودكتان را آموزش بدهيد. معمولاً صبح ها به خاطر اينكه اعضاي خانواده به سر كار و يا به مدرسه و دانشگاه مي روند، فرصت كمي براي صحبت سر ميز صبحانه وجود دارد و معمولاً اعضاي خانواده با عجله صبحانه مي خورند تا دير نكنند.
بنابراين شب ها براي كودكان و نوزادان بهترين زمان است، چرا كه والدين و خواهر و برادرهاي بزرگترشان توجه خاصي به آنها مي كنند. بيشتر كودكان دوست دارند قبل از خواب برايشان قصه بگويند، كه وسيله خوبي براي آموزش دادن به كودكان است. آنها نيز به اتفاقات و پيشامدهايي كه در زندگي واقعي براي شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما مي توانيد بهترين درس هاي زندگي را در خلال اين خاطرات به كودكانتان بدهيد.
شايد تكرار كردن يك داستان و يا يك خاطره كار سختي باشد، اما كودكان عاشق اين هستند كه بارها و بارها يك قصه را برايشان تعريف كنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد همين زماني كه شب ها براي كودكتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يك رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است.به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش كودكتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شكل يك بازي باشد.

به مرور زمان كودك مي آموزد كه افكارش را بيان كند، نقاشي كند، برخي از كارها را انجام دهد و حتي موسيقي بنوازد. كودك به تشويق و توجه شما نياز دارد. وقتي كودك كاري انجام مي دهد، مثلاً نقاشي مي كشد و يا يك اسباب بازي سر هم مي كند، او را تشويق كنيد. با اين كار كودك بسيار خوشحال مي شود و علاقه اش به ادامه كار دو برابر مي شود. و اگر شما كودك را سرزنش كنيد و عيب هايش را خيلي تند به او گوشزد كنيد، او خيلي زود ناراحت و دلسرد مي شود.
شما مي توانيد درباره كارهايش نظر بدهيد و براي بهتر شدن كارش او را راهنمايي كنيد، اما هيچ وقت به او نگوييد كه كارش كاملاً بي ارزش است. مثلاً به جاي اينكه خودتان برايش نقاشي بكشيد، روي كاغذ ديگر به او نشان بدهيد كه چطور مي تواند كارش را بهتر كند. فراموش نكنيد اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهيد، شوق آموختن را در آنها خاموش كرده ايد. يك كودك به تشويق نياز دارد، بخصوص هنگامي كه اولين گام ها را براي يادگيري برمي دارد. اگر كودكتان كارش را درست انجام نداد، او را تشويق كنيد كه كارش را دوباره انجام دهد.

چگونه به سئوالات كودك پاسخ دهيد

شما به سئوالات كودكتان پاسخ مي دهيد و او را تشويق مي كنيد كه با شما رابطه برقرار كند. اما روزي مي رسد كه كودكتان يكدفعه از شما درباره مسائل جنسي سئوالاتي مي پرسد. آيا به او پاسخ هاي درست مي دهيد و يا به او دروغ مي گوييد، مثلاً به او مي گوييد برادر و خواهر كوچك ترش را از بيمارستان آورده ايد؟ آيا به كودكتان در اين باره اطلاعات درستي مي دهيد و يا مي گذاريد خود كودك اطلاعاتي از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟

در واقع برخلاف آنچه كه بيشتر والدين فكر مي كنند، توضيح مسائل جنسي به كودك كار زياد سختي نيست. يك كودك خيلي زود اعضاي بدنش را مي شناسد، مثلاً ياد مي گيرد كه اين دست، پا، شكم، بيني و ... است. وقتي كه كودك درباره اعضاي جنسي خود سئوالاتي مي پرسد و يا به آنها اشاراتي مي كند، نبايد آنها را از اين كار منع كنيم و با اخم موضوع صحبت را عوض كنيم. شايد والدين از اين مي ترسند كه وقتي كودك شروع مي كند درباره مسائل جنسي صحبت كردن، ناگزير باشد كه مسائل جنسي را كاملاً براي فرزندشان شرح دهند. اما در واقع كودك كم كم و در مراحل مختلف رشدش اين سئوالات را مي پرسد. كافي است كه كلمات و عبارات ساده اي را انتخاب كنيم و پرسش او را به طور صحيح اما كوتاه و مختصر پاسخ دهيم.

به عنوان مثال يك روز كودكتان از شما مي پرسد: «بچه ها از كجا مي آيند؟» شما مي توانيد به او بگوييد: «آنها داخل شكم مامانشان رشد مي كنند و بزرگ مي شوند.» ديگر لازم نيست كه چيزي به اين توضيح اضافه كنيد. و مدتي بعد ممكن است كودكتان از شما سئوال كند: «چطور يك بچه از شكم مامانش بيرون مي آيد؟» بهترين پاسخي كه مي توانيد به او بدهيد اين است: «يك دريچه مخصوصي براي اين كار وجود دارد.»

كمي بعد كودك بدون شك سئوال ديگري را مطرح مي كند: «بچه چطور بوجود مي آيد؟» و شما در جواب به او بگوييد: «وقتي يك مامان و بابا بخواهند يك بچه داشته باشند، يك دانه بذر از پدر با يك تخم در شكم مادر يكي مي شوند، و از اين دانه بذر بچه بوجود مي آيد، درست مثل بذر يك گياه و يا گلي كه بر روي درخت رشد مي كند و بزرگ مي شود.» به اين ترتيب در هر مرحله پاسخ مناسبي به كودك داده مي شود و حس كنجكاوي او ارضا مي شود.

با بكارگيري اين روش بدون آنكه به كودكتان دروغ گفته باشيد، به كودكتان آموزش داده ايد.بهتر است كه كودكان از طريق پدر و مادرشان با مسائل جنسي آشنا شوند تا به صورت نادرستي اطلاعاتي از دوستان و يا تصاوير كتاب ها و يا ديدن فيلم ها كسب كند.

انتقال مهم ترين درس هاي زندگي به كودكان

كودكان در بازي هايشان از بزرگ ترها تقليد مي كنند و اداي آنها را در مي آورند. و از آنجا كه كودكان از اطرافيان خود تقليد مي كنند، رفتار پدر و مادر در يادگيري كودكان بسيار مهم است. كودك شما به محض تولد شروع به آموختن مي كند، نه تنها از حرف هايتان بلكه از رفتارهايتان نكات بسيار زيادي ياد مي گيرد. او نحوه رفتار والدين را با يكديگر و با ديگر افراد خانواده و فاميل مي بيند.
درس هايي كه او از رفتار و كردار شما مي آموزد بسيار حياتي تر از آموختن مهارت هايي مثل راه رفتن، حساب كردن و خواندن است. اين نكات پايه اصلي شناخت و آگاهي او براي رسيدن به خوشبختي است. شما نمونه و سرمشق خوبي براي كودكتان هستيد تا او بتواند در بزرگسالي به نحو شايسته رفتار كند.

اگر شما آدمي هستيد كه عادت كرده ايد با داد و فرياد منظورتان را برسانيد و در محيط خانه شما دائم جر و بحث وجود دارد، اين رفتارها در كودك تأثير بسيار بدي خواهد گذاشت و او را شخصي عصبي و پرخاشگر بار مي آورد. و اما اگر شما در زندگي رفتار خوبي با ديگران داشته باشيد، كودك شما از رفتارتان تقليد خواهد كرد. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان بهترين اخلاق و كردار را داشته باشد، در زندگي همانطور رفتار كنيد.

والدين نبايد دو نوع اصول را دنبال كنند، اصولي كه به كودكشان مي آموزند و اصولي كه خود به آن عمل مي كنند. چطور مي توانيد به كودك بگوييد كه دروغ نگويد، حال آنكه خودتان دائم دروغ مي گوييد؟ اگر پدر و مادر به يكديگر احترام نگذارند، چطور انتظار دارند كه كودكانشان ادب و احترام را رعايت كنند؟ و يا وقتي كه پدر يا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئوليت نمي كنند، نبايد از فرزند خود بخواهند كه به قول و پيمان هاي خود عمل كند.
وقتي پدر و مادر دائم تكرار مي كنند كه هميشه حق با آنهاست، كودكشان فكر مي كنند كه رفتار پدر و مادرش به بهترين نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمي كنند.كودكان خيلي زود عشق و محبت ديگران را درك مي كنند. و با ديدن كوچكترين نشانه اي از محبت از طرف ديگران خيلي راحت به اين احساسات محبت آميز پاسخ مي گويند.
والدين مي توانند كودكشان را غرق در اسباب بازي بكنند، اما هيچ وقت نمي توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر مي خيزد نه از كيف پول. كادو و هديه به تنهايي نمي تواند جاي عشق و محبت را بگيرد. پس به جاي خريدن هديه و اسباب بازي هاي رنگارنگ با كودكتان وقت بگذاريد و با او بازي كنيد.

كودكان با دريافت محبت و توجه، عشق و محبت را به ديگران هديه مي دهند. آنها را تشويق كنيد كه به ديگران كمك كنند و شادي هايشان را با ديگران قسمت كنند. به آنها بياموزيد كه والدين، دوستان و ديگران را در خوشبختي هايشان شريك كنند.

ارزش هاي زندگي را به كودكانتان بياموزيد

امروزه بيشتر والدين چيزي از ارزش هاي واقعي زندگي نمي دانند، و كودكان بي آنكه هرگز اين ارزش ها را بشناسند بزرگ مي شوند. برخي از والدين عقيده دارند كه خودشان حق شكل دادن به شخصيت كودكشان را دارند. اما اگر خودشان اين كار را نكنند، كودكان ديگر، همسايه ها و فيلم هاي تلويزيوني اين كار را برايشان انجام مي دهند.
مسائل بي شماري والدين را مي ترساند: فاصله بين نسل ها، سركشي جوانان، مواد مخدر، بي بند و باري جنسي و زيرپا گذاشتن اخلاقيات. اما واقعيت اين است كه شخصيت يك كودك خيلي پيش از برخورد با اين مسائل شكل گرفته است.در يك مجله علمي چنين نوشته شده است: «شخصيت يك فرد خيلي پيش از زمان مدرسه رفتن شكل مي گيرد و در او تثبيت مي شود. به همين خاطر كودكان پيش دبستاني حساس هستند و خيلي زود تحت تأثير رفتار و حركات ديگران قرار مي گيرند و آمادگي يادگيري هر رفتار و كرداري را دارند. و اين رفتارها تا مدت زمان زيادي در آنها تثبيت مي شود.»
خردسالان بايد اصول اوليه زيادي بياموزند، مهمترين اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدين در شناخت حقيقت و درستي و خوبي هاي زندگي به كودكان دير اقدام كنند، كودك را در مقابل اشتباه و بدي بدون دفاع تنها گذاشته اند. بنابراين سال هاي پيش از دبستان بهترين زمان براي آموختن درس هاي زندگي به كودك است. به اين نكته توجه داشته باشيد كه اگر در اين كار تأخير كنيد، جبران آن در سال هاي بعد بسيار سخت خواهد بود.
به كودكانتان خوبي ها و ارزش هاي زندگي را بشناسانيد. در اين جهان هيچ چيز ثابت و هميشگي نيست. والدين بايد بدانند كه وضعيت زندگي آنها هميشه به يك منوال نيست و مشكلات و سختي هايي در زندگي انتظار فرزندانشان را مي كشد، پس چه بهتر كودكشان را براي روزهاي سختي آماده كنند و اصول مهم زندگي را به آنها بياموزند.

دوشنبه 6 مهر 1383 - همشهري
http://www.iranmania.com/News/Farsi/ArticleView/Default.asp?NewsCode=24518&NewsKind=Culture

Posted by yahyaee at 04:58 PM | Comments (0)

سه اشتباه ارتباطي اکثر زوج ها

سه اشتباه ارتباطي اکثر زوج ها

اسـرار بـرقـراري يك رابـطـه مـؤثـر چـيـست؟ چـگونـه يك زن آن چيزي را كه مي خواهد به دست مي آورد در حالي ـ كه شـريـك زنـدگيش را نيز به خواسته‌اش مي رساند؟ بگذاريد نگاهـي داشته باشيم به سه مشكل اصلي كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گريبان هستند و اين که چگونه مي توان آنها را حل نمود.
اشتباه اول: ايجاد ارتباط براي زير نفوذ خود قرار دادن و زرنگي
گاهي اوقات ما يك رابطه را براي به دست آورن خواسته هايمان آغاز مي كنيم، خواه طرف مـقابـل تـوانايي برآوردن آن را داشته باشد يا نداشته باشد. قـهـر مـي كنـيم، اخــم مي كنيم، تهديد مي كنيم، چاپلوسي مي كنيم و آنچه در تـوان داريم براي ايجاد احساس ناراحتي در طرف مقابلمان انجام مي دهيم. اين نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت موقتاً مؤثر باشد، در طولاني مدت اثر بسيار ناگواري بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنيد، براي خواسته و پيشنهادات نفر ديگر احترام قائل گرديد. اگر او نمي تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببينيد مي توانيد خودتان آن را به خود بدهيد.
اشتباه دوم: ايجاد ارتباط براي فريب دادن
با اين كه نيازي به گفتن ندارد، اين يكي از خطرناكترين انواع رفتـار اسـت كـه بـسيـاري از رابطه ها را نابود مي كنـد. دروغ هـا، گـزافه گـويـي ها، بازي دادن ها و نيرنگ هاي متداول همگي باعث پريشاني و رنجش مي گردند. آنها بنيان رابطه را به لرزه درآورده و در نهايت شكافي عميق در اعتماد به وجود مي آورند.
نسبت بـه خـطر آن هـوشيـار بـاشيد و پيش از اين كه آغاز شود متوقفش سازيد. اگر اين چيزي است كه براي شما آشنا به نظر مي رسـد، ابتدا آن را در رفتارهاي خودتان مورد سنجش قرار دهيد. اگر صادق و رُك باشيد، ديگر مايل به پذيرش فريب ديگران نخواهيد بود. در روابط خود راستي و درستي را پيشه كنيد.
اشتباه سوم: ايجاد ارتباط با پيغام هاي متناقض
پـيـام هاي متناقض - چيزي را گفتن ولي چيز ديگري را انجام دادن - يك شکل بـسيـار رايــج فريب و نيرنگ است. همچنـين ايـن کار مـي تواند به صورت قـول دادن لفـظي يـا عـملي و انجام ندادن آن دربيايد. پيغام هاي متناقض باعث پريشاني بسيار مي گردند. هميشه به اعمال فرد توجه نماييد. معـمولاً اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازي بيـشتري با حقيقت دارنـد. اگـر گـفتـار افراد بـا اعـمالـشان تناقض بود، آنچه كه گفته مي شـود را نـاديـده پـنـداريـد. درك كنيد كه شخص داراي تعارض است و اجازه ندهـيـد شـمـا را نـيـز دچــار همين احساس نمايد.
راه حل‌‌هاي دو مشكل اصلي در روابط
هيچ رابطه اي بدون برقراري ارتباطات مؤثر دوام زيادي نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت مي كنيم (و گوش مي دهيم )، اما تنها بخش كوچكي از ارتباط ما به صورت گفتاري رخ مي دهد. بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتاًَ اين موضوع صــحت ندارد. اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آن چيزي است كه مي خواهد در جواب صحبت هاي شما بگويد، و نوعي خيال پردازي كه هيچ ارتباطي به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود مي پروراند. هنگامي كه نزاع مي كنيم، مي خـواهـيـم بيـش از پـيش فـهميده شويم و واژگان همانند تير به جلو و عقب به پرواز درمي آيند. در اين شرايط، تجزيه و تحليل مسئله مي تواند دور از ذهن گردد.
بنابراين اسرار ارتباط مؤثر چيست؟ بـه دو مشكل اساسي در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نماييد. بعد از اين مرحله خواهيد توانست پايه هاي بهتـرين نـوع رابـطـه اي كـه تــا به حال تصورش را مي كرديد را بنيان نهيد.
مشكل اول: مي خـواهيد حـق را بـه خود داده و ثـابت كنيد كه ديگري در اشتباه است.
پيش از آنكه بتوانيد يك ارتباط مؤثر را آغاز كنيد، بايد نگاهي موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـيندازيد. آيا براي اين كه توسط ديگران فهميده شويد ارتباط برقرار مي كـنـيـد، بـراي به دست آوردن خواسته ها، يا هدف ديگري را فراسوي سخـنـانـي كـه در حـال بـيـان آنها هستيد دنبال مي كنيد؟ بسياري از زوج ها به مرحله اي مي رسند كه فقط مي خواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر ديـگر در اشـتـباه است (و هميشه اين طور بوده است). اين نـوع رابطه همانند نبرد مي ماند. اين سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب مي گردند نفر ديگر احساس كوچكي نـمـايـد. حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نمي شوند. هرچند كه آنچه با صداي واضح و بلند خوانده مي شود خشم و عدالت موجود در فراسوي مراودات است.
همديگر را سرزنش نكنيد و به صحبت هاي يكديـگر بـا خـلوص نـيـت گـوش دهيد. تصميم بگيريد كه درصدد ثابت كردن چيزي برنيامده و در عوض راهي براي ايجاد يك پـل بـراي درك مـتـقابل پيدا نماييد. اين تصميمات در موفقيت يك رابطه بسيار مفيد واقع خواهند شد.
مشكل دوم: قادر نيستيد به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد.
به ياد داشته باشيد كه يك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكيل نشده بلكه شـامل شنيدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بيان است نيز مي باشد. ما مي توانيم كارهاي زيـادي براي آموختن هنر گوش دادن انجام دهيم، امـا بـراي آغـاز، بـسيار مـهـم اســت كه بدانيم اگر فـردي بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقيقتاً آماده دانستن درون و افكار ديگران گردد، آنگاه از روي صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط بايد «بشنود.» اين كار خيلي هم آسان نيست. بسياري از ما آنچه كه مي شنويم را به سرعت تعبير و تفسير كرده و آن را در يك شكاف آماده قرار مي دهيم. برخي صحبت ها را تحريف مي كـنند. برخي تظاهر به گوش دادن مي كنند در حالي كه سرگرم افكار خود هستند. يك راه حل بــراي ايــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبت هاي ديگران بــراي آنـها تكرار نماييد. بگذاريد بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسير مي گـردند. اجـازه دهـيـد ديــگران پـيغام هاي خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهايت، راغب حقيقي شنـيـدن منظور آنها باشيد.
HTTP://WWW.AFTAB.IR

Posted by yahyaee at 04:56 PM | Comments (0)

اصول مردانگي در رفتار با همسران

اصول مردانگي در رفتار با همسران
نويسنده: سوده

در زير به مواردي اشاره مي کنيم که آقايون با شخصيت بايد در حضور خانم ها رعايت کنند. جوانمردي هنوز در جهان وجود دارد و به طور کامل از بين نرفته است. شما نيز مي توانيد يکي از معدود افرادي باشيد که شعله هاي فروزان آن را براي سال هاي آتي روشن نگه مي دارند.

هميشه در را باز کنيد
مطمئنا يکي از بزرگترين قوانين مردانگي همين باز کردن در مي باشد که بسيار آسان بوده و شما مي توانيد آنرا به راحتي و بدون فراموشي انجام دهيد. هرگاه که خانم شما بخواهد به داخل ماشين، رستوران، کلوپ و يا هر مکان ديگري که در دارد وارد شود شما بايد در را براي او باز کنيد. اگر بيش از يک در جلوي آنها قرار داشت شما مي بايست همه آنها را يکي پس از ديگري باز کنيد.

در لباس پوشيدن به او کمک کنيد
هميشه هنگامي که يک خانم قصد پوشيدن کت يا رپوش خود را دارد به او در اين کار کمک کنيد. اين يک کار ساده ولي تاثيرگذاراست.

در نشستن به او کمک کنيد
اگر خانم بدون همراهي قصد نشستن در نزديکي شما را داشته باشد شما مي بايست از جاي خود بلند شده، صندلي را براي او از داخل ميز به بيرون بکشيد و هنگاميکه او در جاي خود مستقر شد صندلي را به آرامي به سمت داخل فشار دهيد.

جاي خود را به او دهيد
اگر خانمي به سمت ميز بيايد و هيچ يک از صندلي ها خالي نباشد شما بايد بايستيد و جاي خود را به او بدهيد.

براي حفظ ادب و نزاکت بايستيد
هنگاميکه يک خانم وارد اتاق شده و يا از آن خارج مي شود، از جاي خود بلند شده و به احترام او بايستيد. براي راحتي مي توانيد تنها در هنگام ورود بايستيد و در موقع خروج اين کار را انجام ندهيد. با اين حال اگر بتوانيد هر دو مورد را رعايت کنيد خيلي بهتر است.

دست او را بگيريد
هنگاميکه در حال راه رفتن با خانمي (که ميشناسيد) هستيد شما بايد در صورت نياز دست او را بگيريد. شايد کمي صميمانه به نظر برسد اما در هنگام راه رفتن روي سطوح نا هموار نتيجه خوبي ميدهد به خصوص که خانم کفش هاي پاشنه بلند هم پوشيده باشد.

از او سوال کنيد که آيا چيزي نمي خواهد
اين تنها چيزي است که امروزه بيشتر آقايون انجام ميدهند. کاري است که مي تواند ويژگي هاي يک مرد با شخصيت را در شما کامل کند. هنگاميکه در اماکن عمومي هستيد از او سوال کنيد که ايا به چيزي براي نوشيدن ( و يا خوردن، بسته به شرايط موجود) احتياج دارد يا خير. به او نشان دهيد که براي آسايش، راحتي و رفع نيازهايش اهميت قائل هستيد.

اگر بخواهيد به عنوان يک مرد با شخصيت شناخته شويد بايد قوانين فوق الذکر را در زندگي روزمره خود به کار گيريد. با ارائه آداب و رفتار صحيح اجتماعي خود را از ميان انبوه جمعيت به عنوان يک مرد اصيل و با شخصيت بالا بکشيد. جهانيان شما را تحسين مي کنند و در حرفه و زندگي خود نيز موفق خواهيد شد.

http://www.mardoman.com/family/datedialog.aspx

Posted by yahyaee at 04:54 PM | Comments (0)

تلويزيون : دشمني در خانه

تلويزيون : دشمني در خانه

- مقدمه
- خشونت در تلويزيون
- آسيب هاي برنامه هاي خشن تلويزيوني
-كلام آخر

مقدمه :
تلويزيون در دنياي امروز گسترده ترين رسانه است به گونه ايي كه حتي كامپيوتر و شبكه جهاني اينترنت هم نتوانسته رقيب قدرتمندي براي آن باشد. در كشور ما نيز همانند الگوي جهاني ، تلويزيون فرا گيرترين رسانه است. امروزه اين رساله تا دورافتاده ترين روستاها راه يافته و آنتن هاي كج و كوله آن را مي توان بر فراز آپارتمان هاي مرتفع تهران تا خانه هاي پست و كوتاه روستاها مشاهده كرد. از اينروست كه مي توان تلويزيون را به يك دانشگاه وسيع با مخاطباني در طيف هاي مختلف در نظر آورد. هم اينك از كودكان نوپا كه تصويرهاي شاد و رنگارنگ و آهنگ هاي تند پيام هاي بازرگاني آنها را مقابل صفحه تلويزيون ميخكوب مي كند تا پيرمردان و پير زنان مخاطب تلويزيون هستند ، هر خانم خانه داري در اولين كار روزانه خود تلويزيون را روشن مي كند و در خلال پرداختن به كارهاي منزل گوش و چشم به برنامه هاي آن مي سپارد . هر كودك و نوجواني كه از مدرسه به خانه مي رسد ، انجام تكاليف خود را با برنامه هاي تلويزيوني هماهنگ مي كند. شايد برخي خوانندگان خرده بگيرند كه رسانه هاي ديگري از قبيل كامپيوتر، شبكه جهاني اينترنت و ماهواره نيز پر كننده اوقات مردم هستند. بله، ولي در چه طيف و سطحي؟ آنچه ما در نظر مي آوريم رفتار اكثريت مردم جامعه ماست. به هر روي اينك نه تنها در كشور ما كه در تمام دنيا تلويزيون به مثابه عضوي از يك خانواده تلقي مي شود نه وسيله ايي از وسائل خانه. اينها كه بر شمرديم ، مسئوليت تهيه كنندگان برنامه هاي تلويزيوني و مديران پخش شبكه ها را صد چندان مي كند.

خشونت در تلويزيون:
" تماشاي تلويزيون مقدار معتنابهي ازمتوسط وقت كودكان را به خود اختصاص مي دهد(1)" واين اوقات براي كودكان پيش از دبستان بيش از دبستاني ها و در ايام تعطيلات سال نو و تابستان بيش از ايام مدرسه است. زنان خانه دار ، كودكان و بازنشستگان در بين گروههاي سني مختلف بيشترين وقت را صرف تماشاي برنامه هاي تلويزيوني مي كنند و در اين ميان تاثيرپذيري كودكان بيش از گروههاي سني ديگر است. زماني برنامه هاي خاص كودكان كه از دو شبكه يك و دو پخش مي شد داستان هايي از زندگي جاري كودكان مانند "حنا دختري در مزرعه" ، "با خانمان" ( داستان دختري به نام پرين ) و "بولك و لولك " بود ولي اينك كارتون هاي كودكانه اي كه هر روز از شبكه هاي تلويزيوني بعنوان برنامه هاي خاص اين گروه سني پخش مي شود، " دي جي مون ها" و انواع ديگر كارتون هاي خشني است كه دو گروه با ابزار جنگي عجيب و غريب بدون هيچ دليل مشخصي درحال جنگ دائمي با يكديگر هستند. ساده ترين كارتون كودكانه و مورد توجه تمام گروههاي سني، كارتون " تام وجري" است. موش و گربه ايي كه به بهانه هاي ساده انواع اعمال خشنونت آميز را به كار مي برند تا يكديگر را از ميدان به دركنند.
برنامه هاي كودك در تلويزيون ما( البته آن دسته از برنامه هاي خريداري شده از شركتهاي خارجي) آكنده از خشنونت و جنگ هاي بي دليل است. كه هيچ كدام از طرفين مخاصمه نه شر و نه خيراند. چه اگر چنين بود، نابودي شر و پايداري خير تا حدودي ذهن كودك و نوجوان بيننده را در برابر خشنونت ارائه شده توجيه يا محافظت مي كرد. متاسفانه برنامه هاي خشن تلويزيوني در طي ساليان اخير منحصر به برنامه كودك نيست و سريال ها و فيلم هاي سينمايي نيز آكنده از رفتارهاي پرخاشگرانه شده است ، و در ايامي چون تعطيلات نوروز كه عده كثيري از هموطنانمان اوقات فراغت خود را در پاي گيرنده هاي تلويزيوني صرف مي كنند و مديران اين رسانه هم براي پر كردن اوقات فراغت مردم برنامه هاي اين رسانه را افزايش مي دهند، به يكباره تلويزيون آكنده از فيلم هاي سينمايي خشن و پر زد وخورد مي شود. اين ميزان خشنونت در برنامه هاي نوروزي كه قرار است اوقات خوشي را به بينندگان خود هديه كند، نه تنها هدف اوليه را تامين نمي كند، بلكه اثرات و ز يان هايي را به ويژه براي كودكان و نوجوانان به همراه مي آورد.

آسيب هاي برنامه هاي خشن تلويزيوني :
بزرگسالان به دليل قوه تميز خيال از واقعيت از اينگونه برنامه ها آسيب رواني دريافت نمي دارند ولي " اطفال به ويژه كودكان پيش دبستاني، به روشني قادر به تمايز بين خيال و واقعيت نيستند و با شدت بيشتري از صحنه هاي پرخاشگرانه متاثر مي شوند(2)" . پژوهش هاي متعدد نشان داده اند كه تائيد پذيري كودك و نوجوان از برنامه هاي خشن امري اجتناب ناپذير است" نيرومندي رابطه خشنونت مشاهده شده در تلويزيون با رفتار پرخاشگرانه مانند رابطه كشيدن سيگار با سرطان ريه است(3)"
امروزه سلامت رواني كودكان و نوجوانان نه تنها در كشورما بلكه در سرتاسر دنيا در پاي منفعت طلبي شركت هاي فيلم سازي قرباني مي شود. چرا كه " خشنونت در برنامه هاي تلويزيوني به تجارتي پر سود براي توليد كنندگان فيلم ها تبديل شده است(4)"
كودكان روش هاي زندگي، سيستم هاي ارزشي، واكنش به تحريكات محيطي و ديگر ويژگي هاي انساني را از پيرامون خود مي آموزند و تلويزيون يكي از عوامل آموزنده در دسترس كودكان است. " تلويزيون تاثير عمده ايي بر زندگي كودكان دارد، اما اين اثر در يك زمينه اجتماعي بزرگتر ظاهر مي شود ، هيچ كودكي در خلاء تلويزيون تماشا نمي كند. اعضاي خانواده ، همسالان ، ارزش هاي اجتماعي و فرصتهاي تربيت و تحول، در تاثير پذيري كودكان از برنامه هاي خشنونت آميز تلويزيون نقش دارند(5). به عبارت ديگر آن دسته از كودكاني كه در محيط هاي ناآرام و پر تنش زندگي مي كنند تاثير بيشتري از برنامه هاي خشن تلويزيون دريافت مي دارند ولي اين بدان معنا نيست كه كودكان رشد يافته در خانواده هاي آرام از اين تاثير مبرا هستند. " همانطور كه كودكان مهارت هاي شناختي و اجتماعي را از طريق مشاهده عملكرد والدين، خواهران، برادران، هم كلاسي ها و معلمان خود مي آموزند با تماشاي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون ياد مي گيرند كه پرخاشكرانه رفتار كنند (6)" به عبارت ديگر فيلم ها و كارتون هاي خشن نه تنها كودك را سرگرم نمي كنند بلكه به او يك شيوه زندگي و عكس العمل را مي آموزند.
امروزه نقاشي هاي بسياري از كودكان به ويژه پسران آكنده از رنگ هاي تند و صحنه هاي زد و خورد است. كودكان بازي هاي خود را براساس كارتون ها و يا فيلم هاي تاثير گذار تلويزيون طراحي مي كنند. نيم نگاهي بر بازي هاي كودكان خانواده اين تاثير عميق و هولناك را آشكار مي سازد.و دير نخواهد بود كه اين تاثير در كودكان پا را از صفحه نقاشي بيرون نهاده و به زندگي جاري كودكان ، نوجوانان وجوانان وارد شود . " كودكان رفتار ضد اجتماعي را از طريق مشاهده برنامه هاي خشونت آميز مي آموزند. به عبارت ديگر، با تماشاي شخصيت هاي تلويزيوني مورد علاقه كه به گونه خشنونت آميز رفتار مي كنند اين امكان وجود دارد كه بينندگان جوان با بازيگران همانند سازي كنند(7)"
به ويژه در اغلب فيلم هاي خشن سينمايي فرد مزدور كه به اعمال خشونت آميز و قتل و خيانت دست مي زند در خلال و يا پايان فيلم پاداش و يا مزدي دريافت مي دارد اين مسئله يعني" مشاهده افرادي كه با انجام رفتار پرخاشگرانه و خشونت آميز به پاداش مي رسند بر رفتار كودكان مشاهده كننده تاثير دارد" و آنان را به تقليد از رفتار بازگير فيلم ترغيب مي كند.

كلام آخر :
به هر روي تاثير پذيري كودكان و نوجوانان (به ويژه پسران) ، از برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني انكار ناپذير است. ولي اين تاثير همواره يكسان نيست برخي كودكان اندك مدتي بعد از ديدن اينگونه برنامه ها مبادرت به اعمال پرخاشگرانه مي كنند و در برخي ديگر پتانسيل گرايش به رفتارهاي قانون گريز و ضد اجتماعي در سنين جواني و بزرگسالي افزايش مي يابد. " كودكان از سنين خيلي پايين حتي از دو سالگي از رفتار پرخاشگرانه تقليد مي كنند... و تاثير مشاهده خشونت در 8 سالگي عميق تر و پايدارتر از 19 سالگي است" چرا كه در اين سنين مرز مشخصي ميان خيال و واقعيت در ذهن كودك وجود ندارد و كودك بر خيالي و ساختگي بودن صحنه هاي فيلم آگاهي نداشته، آنها را واقعي تصور مي كند، وهرچه صحنه واقعي تر قلمداد شود تاثيرپذيري بيننده كم سال شدت مي يابد .
در خلال اين برنامه ها كودك دنيا را آكنده از ترس ، وحشت و ناامني مي يابد و باز هم درهمين فيلم ها مي آموزد كه يگانه راه زندگي كردن در اين دنياي سراسر وحشت ، توسل به خشونت است." نمايش خشونت، اعتقادات و ارزشهاي كودك را زير تاثير خود مي گيرد كودكاني كه از طريق تلويزيون برنامه هاي خشونت آميز زيادي را مشاهده مي كنند به احتمال بيشتر بر اين اعتقاد هستند كه رفتار پرخاشگرانه شيوه قابل قبولي براي حل تعارض هاست. علاوه بر اين، كودكاني كه خشونت بيشتري در تلويزيون مشاهده مي كنند در تعامل با ديگران منتظر پرخاشگري از جانب آنها هستند و همواره دنيا را محل خطرناكي مي بينند" از تمام آنچه گفته شد چنين بر مي آيد كه فيلم ها و برنامه هاي خشن تلويزيوني تاثيري مخرب و دراز مدت بر كودكان دارد و با توجه به اين مطلب بايد از مديران تهيه فيلم هاي خارجي صدا و سيما و مديران پخش شبكه ها پرسيد كه با چه مجوزي طيف وسيعي از كودكان و نوجوانان اين كشور را در معرض زهرآلوده ترين تيرها قرار مي دهند.
چگونه است كه ما در سطح كلان با سياست هاي استعماري امريكا مخالفت مي كنيم ولي در سطوح خرد ، محصولات فرهنگي آن كشور را در ايام نوروز و غير آن از صدا و سيماي كشورمان پخش مي كنيم. اين دوگانگي عمل و شعار از كجا نشات مي گيرد؟ فيلم هاي آمريكايي خشن كه متاسفانه با جذابيت هاي تصويري، جلوه هاي ويژه تاثير گذار و سرعت تصاوير خود تاثيري دو چندان بر اذهان بينندگان مي گذارد آيا جداي از سياست هاي امپرياليستي آن كشور است؟
در روزهاي پاياني نوروز فيلمي با عنوان "واكنش" از شبكه دو سيما پخش شد كه مجادله و كشمكش ميان چند گروه قاچاق مواد مخدر را به نمايش مي گذاشت وجالب آنكه پليسي كه در اين فيلم بعنوان مجري قانون معرفي مي شد نمونه كامل بلاهت بود و تنها نتيجه ايي كه مي شد از اين فيلم دريافت كرد آن بود كه : قاچاق اعم از قاچاق دارو، اسكناس جعلي و مواد مخدر بسيار هيجان آور و سرگرم كننده است. آيا مسئولان پخش صدا و سيما نيانديشيدند كه نوجوان شيفته هيجان ، نوجواني كه در آرزوي زندگي مرفه در سايه قدرت مالي بسيار است با ديدن اين فيلم قاچاق مواد مخدر را يك ارزش تلقي خواهد كرد. اين مطلب جداي از صحنه هاي به قتل رساندن افراد است كه در اين فيلم به سادگي صحنه هاي خوردن و آشاميدن به نمايش در مي آمد والقاء كننده خشونت بود. اين فيلم تنها يك نمونه از 60 فيلمي است كه در ايام نوروز از شبكه هاي يك، دو، سه و شبكه استاني تهران به نمايش در آمد و خيل عظيم كودكان، نوجوانان و بزرگسالان تماشاگر آن بودند.
اين همه لزوم ايجاد يك شوراي روانشناسي را در صدا و سيما الزامي مي نمايد تا اين شورا فيلم هاي داخلي و خارجي را از حيث آسيب هاي احتمالي آن طبقه بندي كرده و در نهايت مجوز پخش بدهند. در اينصورت بسياري از فيلم هاي كنوني كه از صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي گردد، بر روي آنتن نخواهد رفت.
وظيفه صدا و سيما آموزش و پيشگيري است. آموزش به والدين كه چگونه با كودكان خود در برابر برنامه هاي آسيب زا رفتار كنند و پيشگيري از پخش برنامه هاي آسيب زا ؛ مسئولان محترم رسانه ملي به خاطر داشته باشند كه تلويزيون تنها سرگرمي بسياري از كودكان سرزمين ماست. بسياري ازكودكان ايراني دسترسي به امكانات ورزشي مطلوب ندارند، بسياري از آنان كامپيوتر شخصي ندارند، بسياري از آنان از ابتدايي ترين حقوق يك كودك محرومند. اين كودكان يا در كوچه ها با يك توپ پلاستيكي بازي مي كنند و يا پاي تلويزيون، محصولات فرهنگي!! آن رسانه را مي بلعند و الگوي رفتاري، سيستم ارزشي و نوع نگرش خود به دنيا و زندگي را از اين طريق دريافت مي دارند. گاه آن رسيده است كه رسانه ملي را چهره هاي منحصراً فرهنگي و نه سياسي اداره كنند تا شاهد پخش چنين فجايعي از صدا و سيماي كشورمان نباشيم.

منبع: نشريه پژوهش و سنجش 15و16
http://www.tebyan.net/TEB.ASPX?NID=7076


Posted by yahyaee at 04:51 PM | Comments (0)