« June 2006 | Main | December 2008 »
July 29, 2006
راههاي تحكيم خانواده در فرآيند جهاني شدن
راههاي تحكيم خانواده در فرآيند جهاني شدن
.................................
نويسنده: محمدرضا سالاريفر
جهاني شدن نه تنها كاركردهاي خانواده بلكه اصل و تماميت آن را به چالش كشيده است. افزايش طلاق در جوامع غربي كه حدود يك سوم ازدواجها را در برميگيرد و گسترش همزيستي مشترك كه در بسياري از جوامع غربي تا سه برابر افزايش يافته، چالشهايي براي اصل و تماميت خانواده در جوامع بشري است.
جهاني شدن هر چند پديدهاي جديد محسوب ميشود، ولي به يك معنا فرآيندي تاريخي است. بسياري از اديان دغدغه جهانگير شدن داشتند، چنانكه در آياتي از قرآن به رسالت جهاني رسول اكرم (ص) تصريح شده است. جهاني شدن به فشردگي، درهمتنيدگي و وابستگي جهان تعريف شده است. در فرآيند جهاني شدن فشردگي زمان و مكان به حدي فزاينده است كه به واسطه آن مردم دنيا كم وبيش و به صورت نسبتاً آگاهانه در جامعه جهاني واحد ادغام ميشوند. فرآيند تدريجي جهاني شدن، مرزهاي ميان كشورها را كمرنگ ميكند و انسانها ديگر صرفاً شهروند جامعه و كشور خويش نيستند، بلكه شهروندي جهاني هستند.
جهاني شدن فرآيندي اقتصادي، سياسي و فرهنگي است. ممكن است آن را ارادي و آگاهانه بدانيم (جهانيسازي) يا غيرارادي و ناخودآگاه (جهاني شدن) يا تركيبي از هر دو. هر چند اين مسأله در ابعاد اقتصادي و تكنولوژيك مقدم و زيربنايي است، ليكن توجه و تأكيد بر جهاني شدن فرهنگي بدين جهت است كه آثار مستقيمي بر رفتار و هويت مردم و نهادهاي اجتماعي دارد. از مشخصههاي مهم جهاني شدن، افزايش بيسابقه ارتباطات است و در اين فرآيند، تأثيرگذاري و تأثيرپذيري در روابط و كنشهاي اجتماعي، جنبه جهاني پيدا ميكند و در مرحله نهايي ممكن است روابط و كنشهاي اجتماعي به شكل جديدي بازسازي شود.
يكي از نهادهاي مهم جوامع، خانواده است كه بيترديد متأثر از توسعه و جهاني شدن، دچار تحولات جدي گرديده است. خانواده سه كاركرد اساسي دارد:
1- ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني مرد و زن.
2- تداوم نسل انساني.
3- پرورش و اجتماعي كردن فرزندان.
زن و شوهر به بهترين نحو نيازهاي عاطفي و جنسي يكديگر را برآورده ميسازند؛ به طوري كه اين نهاد، عامل مهمي در حفظ سلامت اخلاقي افراد و جوامع بوده است. حمايت رواني زن و مرد از يكديگر كه ناشي از برقراري پيوندي ايمني بخش و آرامشدهند است، بيش از هر رابطه انساني ديگر بوده است. ازدواج قراردادي است به صورت طبيعي و با كمترين هزينهها كه تداوم نسل انساني را تسهيل مينمايد. پرورش اجتماعي فرزندان، كه در پرتو عواطف مثبت والدين به بهترين نحو صورت ميگيرد، از مهمترين كاركردهاي خانواده است. روابط مناسب بين اعضاي خانواده، شرط و زمينه اساسي ايفاي اين سه كاركرد است. بيترديد، اگر اين روابط كاهش يابد يا به صورتي خشنودكننده نباشد، كاركردهاي خانواده تضعيف خواهد شد.
الف – پيامدهاي جهاني شدن براي خانواده
جهاني شدن نه تنها كاركردهاي خانواده بلكه اصل و تماميت آن را به چالش كشيده است. افزايش طلاق در جوامع غربي كه حدود يك سوم ازدواجها را در برميگيرد و گسترش همزيستي مشترك كه در بسياري از جوامع غربي تا سه برابر افزايش يافته، چالشهايي براي اصل و تماميت خانواده در جوامع بشري است. صحبت از شكلهاي گوناگون خانواده، مانند خانواده تكوالدي، ازدواجهاي قراردادي غيرسنتي و همزيستي همجنس گرايان، اعم از زن يا مرد. چشمپوشي از اضمحلال تدريجي نهاد خانواده و تلاش استيصال گونهاي براي حفظ خانواده است. مثلاً خانواده تكوالدي به اين صورت كه معمولاً زنان، داوطلبانه، فرزند خود را به تنهايي سرپرستي ميكنند و در عين حال ارتباط خود را با مردان ديگر حفظ ميكنند، به نوعي گسست خانواده سنتي را به دنبال دارد و فرآيند توليدمثل را كاهش ميدهد. علاوه بر اين، كيفيت روابط در خانوادهها نيز متأثر از فرآيند جهاني شدن، روند نزولي را با سرعت كم و بيش ميپيمايد. جهاني شدن، به سبباموري مانند تحول اساسي در ارتباطات، فردگرايي، مصرفگرايي و تضعيف فرهنگهاي بومي، روابط بين اعضاي خانواده را به شدت تحت تأثير قرار داده است. اكنون به بررسي اجمالي اين تأثيرات ميپردازيم.
پيشرفتهاي شگرف در زمينه فنآوري اطلاعات، روابط انسانها را بيش از پيش تحت تأثير ابزارهاي رسانهاي و ارتباطي نظير اينترنت و شبكههاي راديويي و تلويزيوني قرار داده است. مثلاً در ايران مردم به طور متوسط 5 ساعت تلويزيون نگاه ميكنند. گاه كودكان و نوجوانان ما به تعبيري همه برنامههاي تلويزيون را درو ميكنند. اگر انسجام و وحدت اعضاي خانواده را مهمترين مؤلفه كارآمدي خانواده محسوب كنيم، مهمترين آسيب استفاده افراطي از تلويزيون، خدشهدار شدن اينامر در اثر كاهش روابط و از بين رفتن فرصت گفتمان مناسب است. واقعيت اين است كه اكنون در جامعه ما، تلويزيون، مهمترين عضو خانواده شده است، عضوي كه بيشترين توجه را به خود جلب ميكند، در روابط از همه فعالتر است و در عين حال رابطه غالب يك طرفه دارد كه در اين رابطه از هيچ يك از اعضاي خانواده تأثيرپذيري ندارد.
اينترنت در جهت آخر با تلويزيون متفاوت است. ارتباطات در اينترنت ميتواند دوطرفه باشد، ولي در واقع، دنيايي مجازي از طريق ارتباطات مجازي براي افراد بخصوص نوجوانان پديد ميآورد.امروزه اعضاي خانواده گاه ساعتها زمان صرف ارتباطات مجازي ميكنند و اعتنايي به ساير اعضا ندارند. به همين جهت، تعاملهاي سنتي به سستي گراييده است. تعاملهاي سنتي، عيني و واقعي، محسوس و بدني (نوعي ارتباط غيركلامي مانند تماس چشمي، تماس بدني و غيراينها) است. در عين حال افراد در اين تعاملها، امكان «دسترسي محدود» و «قدرت انتخاب» محدود دارند. همين فضاي تعامل عيني وامكان دسترسي محدود باعث ميشود، دوستيها، همسايگيها، پيوندها و ارزشهاي اخلاقي معنادار باشند. در مقابل در ارتباطات مجازي، تماس محسوس و بدني نيست وامكان دسترسي گسترده و قدرت انتخاب متكثر، متنوع و متفاوت با تجربههاي روزانه زندگي است. ارتباطات مجازي، فضايي مجازي پديد آورده كه نه تنها ارتباطات واقعي را كاهش داده، بلكه به نسبيتگرايي در ارزشهاي اخلاقي و ديني، كاهش واقعيتگرايي و گسترش نگرش و ارزشهاي مجازي و از بين رفتن يا مبهم شدن جهت زندگي منجر شده است. هر چند پيامدهاي فوق به كليه روابط اجتماعي بين افراد مربوط ميشود و اعضاي خانواده نيز از ديگران مستثنا نيستند، اما همانگونه كه گفته شد، انسجام خانواده در گرو تعاملهاي عيني، واقعي و بدني عميق و گسترده و در عين حال منحصر به افرادي خاص است و تعاملهاي مجازي بيشترين آسيب را به چنين روابطي وارد ميكند.
فردگرايي نيز به نوعي روابط خانوادگي را تحث تأثير قرار داده است. افزايش طلاق و خانواده تكوالدي، آسيب فردگرايي به تماميت خانواده است. رشد فرديت، تعاملهاي سنتي در جوامع و بخصوص خانواده را سست و بيرنگ كرده است. آزادي محصول فردگرايي است. هر چند آزادي به يك معنا مطلوب و آرمان بشريت است، ولي مفهومي از آزادي كه نفي هر گونه هنجار و ارزش انساني است، نظام بشريت را به فرد يا شيء ميكشاند. اگر آزادي فردي را بيقيد و بند كنيم، پيوندهاي اجتماعي را نيز بايد بر اساس منافع كامل فردي بنا كنيم. در اين صورت همبستگيهاي انساني و ارزشي، پيوندهاي درون خانوادگي بين زن و مرد، والدين و فرزندان و خواهران و برادران به سستي و اضمحلال منجر خواهد شد. آزادي جنسي و بيبندوباري در اين روابط نيز بيشترين آسيب را به روابط عاطفي در خانواده وارد ميكند و بستري براي گسست خانوادههاست، چنانكه روابط جنسي زن با زن و مرد با مرد نيز عواقب ناگواري براي نهاد خانواده خواهد داشت.
بعد اقتصادي جهاني شدن، نيز پيامدهايي براي خانواده داشته است؛ ورود زنان به بازار كار منابع اقتصادي خانواده را متعدد كرده است. اينامر هر چند فوايدي براي زنان داشته است، اما مسؤليتهاي خانوادگي آنها را كماهميت كرده است. گاه زنان در ايفاي هم زمان نقش شغلي و مسؤليت خانوادگي دچار تعارضهايي ميشوند. بيترديد يكي از عوامل افزايش طلاق، استقلال اقتصادي زنان بوده است. چنانكه پژوهشها درخواست طلاق از سوي زنان شاغل را بسيار بيشتر از درخواست طلاق از سوي زنان غيرشاغل نشان ميدهد. اثر مهم استقلال اقتصادي زنان بر روابط خانواده تنازع قدرت بين زن و مرد در خانواده است كه به طور معمولً به تقسيم معقول قدرت منجر نميشود. پيش از اين، قدرت تصميمگيري در خانواده به طور سنتي در اختيار مردان بود. آثار جهاني شدن در خانواده، اگر به شيوه توزيع قدرت عادلانه در خانواده منجر نشود، گسترش اختلافات، تضعيف روابط و گسست خانواده اجتناب ناپذير خواهد بود.
جهاني شدن، فرهنگ خانواده را به مصرفگرايي سوق داده است. جامعه جديد جهاني مصرف كنندگاني توليد ميكند كه خواستههاي آنان از نظم پيشين پيروي نميكند. آنان مصرفكنندگان آرماني هستند كه مصرف آنها مبتني بر لذتگرايي است و علاقهاي به پسانداز و آيندهنگري ندارند. الگوها و تصاويري كه مصرفگرايي، عرضه ميكند، با ارزشهاي خانوادگي و شأن و منزلت انساني سازگار نيست. مصرفگرايان در رسانهها برنامههايي ارايه ميكنند كه بيهيچ ملاحظهاي، منزلت انساني را به خاطر اهداف مالي و شهرت، زير پاميگذارند. پرستش ستارههاي سينمايي مورد ترويج اين برنامهها، عزت نفس و حرمت اجتماعي نوجوانان و جوانان را خدشهدار كرده است.
به نظر ميرسد عواملي مانند مصرفگرايي، فردگرايي، گسترش ارتباطات مجازي و تضعيف فرهنگهاي بومي به كودكسالاري در خانوادهها منجر شده و جايگاه مهم پدر و مادر را كه مهمترين نقش را در تربيت اجتماعي و اخلاقي كودكان دارند، تضعيف كرده است. گسست نسلها نيز محصول چنين فرآيندي است.
ب – اصول و راهكارهاي تقويت نهاد خانواده در فرآيند جهاني شدن
براي حفظ نهاد خانواده، از طريق تقويت روابط اعضاي خانواده و ترويج ارزشهاي خانوادگي و استمرار مطلوب كاركردهاي مهم خانواده، اصول و راهكارهاي زير پيشنهاد ميشود.
1- تأكيد بر استمرار و حفظ خانواده طبيعي: در طول تاريخ تا عصر حاضر، خانوادهها با عقد قراردادي بين زن و مرد تشكيل ميشوند. در اين خانوادهها، زن پس از ازدواج يا تا دورهاي معين، قرارداد ازدواج فقط با يك مرد داشت. اديان الهي از جمله اسلام، مسيحيت و يهود تنها اين نوع خانواده را به رسميت ميشناسند.
ازدواج موقت و چندزني نيز صورتي ازهمين خانواده طبيعي است كه به علت شرايط ويژه زنان و برخي ضرورتهاي فردي و اجتماعي در اسلام و برخي اديان ديگر قانوني شمرده شده است. قرآن حصول پيوند عاطفي عميق ميان زن و مرد و آرامش آنان را حاصل چنين قراردادي اعلام ميكند. بدين ترتيب هرگونه پيوند و قراردادي كه در اين چارچوب نباشد را نبايد خانواده محسوب كرد. بنابراين خانوادههاي تكوالدي يا همجنسگرا يا همزيستي آزادانه زن و مرد را نبايد اساسيً خانواده بدانيم. براي ترويج اين اصل بايد پيروان اديان الهي، به ترويج خانواده طبيعي با بيان كاركردهاي مؤثر اجتماعي و آثار مفيد روانشناختي آن بپردازند. در مقابل نيز پيامدهاي ناگوار گونههاي نامناسب خانواده را تشريح نمايند.
2- همه نهادها و گروههاي بشري داراي مراتبي هستند. خانواده نيز از اينامر مستثنا نبوده است. براي تحكيم ساختار خانواده، لازم است جايگاه سنتي والدين را در خانواده استمرار بخشيم. والدين در تربيت و اجتماعي كردن فرزندان، نقش بسيار مهمي دارند و بيشك، بيشترين سرمايهگذاري مادي و عاطفي در خانواده، از سوي والدين صورت ميگيرد. بيترديد ايفاي اين مسؤليتها تنها در صورت برخورداري آنان از جايگاه بالاتر در خانواده ميسر است. تقسيم قدرت بين زن و مرد نيز بايد به شيوههاي معقول و مناسب صورت گيرد. از آنجا كه معمولاً مسؤليت اداره اقتصادي با مرد است، برخورداري او از جايگاه بالاتري در تصميمگيريها در استحكام خانواده تأثير بسياري دارد. زن نيز در محدودههايي، تصميمگيري را به عهده ميگيرد و مرد هماهنگ با او عمل ميكند. آموزههاي اسلامي به خوبي اين نحوه تقسيم كار و تصميمگيريهاي خانوادگي بين زن و مرد را نشان ميدهد.
3- تحكيم باورهاي ديني در خانواده تأثير مهمي در تقويت خانواده و ايفاي كاركردهاي آن دارد. يكي از مشكلات مهم فرآيند جهاني شدن، بروز بحران هويت در افراد و خانوادههاست. گم كردن جهت و معناي زندگي، افراد را دچار آشفتگي كرده و در مشكلات زندگي فردي و خانوادگي آنان را به استيصال ميكشد.
مهمترين باورهاي ديني، خداپرستي و توحيد، اعتقاد به زندگي پس از مرگ و باور به رسالت انبيا و جانشينان آنها است. باور و پايبندي به اينامور، زندگي را از فضاي مادي و دنيوي بيرون آورده و جهت اخروي و معنوي ميدهد. ترويج چنين معنويتي در اعضاي خانواده به ويژه والدين ميتواند خانوادهها را از بسياري بحرانها نجات دهد. پيوند والدين با مسايل معنوي، در هويتيابي و رفتار فرزندان نيز نقش دارد. لازم است آثار معنويت در زندگي را براي والدين و فرزندان تبيين نمود. براي ترويج خداگرايي، آشنا كردن فرزندان با عبادتگاهها و شعائر ديني بسيار مؤثر است. حضور و مشاهده بناهاي با عظمت و با شكوه ديني مانند مساجد و عبادتگاههاي كهن كه سالها محل و مأواي خداپرستان بوده است، ميتواند در معنويت افراد بخصوص جوانان بسيار مؤثر باشد. همچنين صحبت از زندگي پس از مرگ و مراحل مختلف آن، با استفاده از متون اصيل ديني در هويتيابي و جهتدهي زندگي افراد نقش مهمي دارد. براي ترويج رسالت انبيا در باور افراد نيز زندگي، سيره و اخلاق، رفتار و نحوه مواجهه آنها با مسايل مهم زندگي ميتواند الگوي مناسبي براي اعضاي خانوادهها بخصوص جوانان فراهم كند. چنانچه، متون مشتمل بر زندگي نامه، الگوها و اسطورههاي اخلاقي به شكلي جذاب و آموزنده به اين نسل ارايه شود، آنان بخشي از هويت خويش را در الگوها و اسطورهها مييابند.
4- استمرار و تحكيم روابط خويشاوندي، در حفظ و تقويت خانواده در فرآيند جهاني شدن بسيار مؤثر است. اكنون در بيشتر جوامع خانواده هستهاي، بيشتر خانوادهها را تشكيل ميدهد. كم شدن رابطه بين خانواده هستهاي با ساير خويشاوندان بخصوص خانوادههاي اصلي زن و شوهر، موجب شد كه آنها در مشكلات مختلف زندگي خانوادگي، از حمايتهاي ويژه عاطفي و مادي خويشاوندان محروم باشند. اين در حالي است كه خويشاوندان با توجه به ارتباط خوني و عاطفي نزديك و عميق با خانواده هستهاي، ميتوانند بهترين حمايتها را در اختيار آنان بگذارند، به همين جهت با توجه به مباني اسلام، ميتوان براي خانواده مراتبي در نظر گرفت. خانواده مرتبه اول همان زن و شوهر و فرزندان آنها هستند. خانواده مرتبه دوم فرد، همسر و فرزندان او همراه با والدين او يا والدين همسرش ميباشند. خانواده مرتبه سوم فرد نيز، خواهر و برادران او يا همسرش را نيز در برميگيرد. با ترويج چنين تلقي از خانواده، نه تنها روابط اعضاي خانواده بهبود مييابد و با مشكلات زندگي بهتر مواجه ميشوند، بلكه روابط خويشاوندي را ميتوان با ديد كارآمدتري نگريست.
5- رعايت مرزهاي رفتاري و عاطفي درون خانواده و بيرون آن، اصلي است كه برخي درمانگران خانواده براي سلامت و كارايي خانواده، لازم شمردهاند. زن و شوهر، در درون خانه بايد از فضاي فيزيكي و رواني مجزا از سايرين بهرهمند باشند و در ساعتهاي معيني از شبانهروز جدا از سايرينامكان تعامل عاطفي و رواني داشته باشند. براي فرزندان بخصوص دختران در دوره كودكي دوم تا جواني بايد فضاي اختصاصي در نظر گرفته شود و سايرين بدون اجازه آنها وارد اين فضا نشوند. متون اسلامي محدوده اين فضاها را تعيين نموده است. بسياري از انحرافات جنسي مانند همجنسبازي، تجاوز به كودكان و زناي با محارم كه آثار روانشناختي ناخوشايندي دارد، در اثر عدم رعايت چنين مرزهايي است. همچنين بايد بين اعضاي خانواده و سايرين، مرزهايي باشد. هرگونه روابط جنسي و عاطفي ارضا كننده بايد به همسر قانوني اختصاص يابد. حدود و شرايط نگاه كردن به سايرين و پوشش شرعي كه در متون اسلامي مورد تأكيد قرار گرفته است، در واقعاشاره به همين مرزها و حدود است. مهمترين كاركرد اين مرزها تحكيم روابط عاطفي بين اعضاي خانواده، بخصوص زن و شوهر است.
6- كنترل استفاده از رسانهها در خانواده، تنها راه حفظ انسجام خانواده و جلوگيري از فروپاشي آن به سبب ارتباطات مجازي است. از آنجا كه شيوه كنترل از بالا (filtering)، معمولاً به آساني خنثي ميشود، بهترين راه تربيت خانواده، ترويج فرهنگ استفاده مناسب و معقول از رسانههاست. هر چند هر روزه اخباري درباره آثار نامطلوب تلويزيون، رايانه و اينترنت به سلامت رواني و جسماني افراد منتشر ميشود، راهكار مناسبي براي ترويج استفاده مناسب از رسانهها ارايه نشده است. در هر حال، استفاده از رسانهها در بعد كمي و كيفي بايد تعديل و مهار شود. برنامهريزي زماني معيني براي استفاده اعضاي خانواده از رسانه بايد با توافق اعضاي آن تدوين شود. از لحاظ كيفي نيز لازم است بر اساس ارزشهاي ديني، اخلاقي و بومي ملاكها و مرزهايي براي استفاده از برنامهها تعيين شود متناسب با مراحل تحول، برنامههايي در اختيار فرد قرار گيرد. در سنين نوجواني و جواني كه معمولاً افراد به درك عقلاني و انتزاعي ميرسند، تبيين و توجيه ملاكهاي مطلوب و نامطلوب بودن برنامهها، براي آنها ضروري است.
در مجموع براي استمرار ارزشهاي ديني و اخلاقي در بين انسانها، راهي به جز تحكيم خانواده نداريم. خانواده در معرض حملات و يورشهاي بسياري قرار دارد. با اين وجود بايد مشكلات را اداره كرد، خانواده بايد خود اختيار خويش را در دست گيرد و اينامر ممكن است بيترديد خانواده مصرف كننده و منفعل مسير نابودي را طي ميكند. بايد بين خانواده و توسعه، تعامل برقرار كرد و ارزشهاي ديني، اخلاقي و انساني حاكم بر خانوادهها را حفظ و تقويت نمود.
1. آياتي مانند«و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين»، انبياء/107 و «اني رسول الله اليكم جميعا»، اعراف/158.
2. گل محمدي، جهاني شدن، فرهنگ، هويت، تهران نشرني، 1384.
3. ايماني، محسن، جهاني شدن و شكاف نسلها، چكيده مقالات كنگره بين المللي خانوادهو جهاني شدن، تهران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران، مهرماه 1384.
4. آيات 21 سوره روم و 189 سوره اعراف بر اين موضوع دلالت دارد.
5. آرگيل، مايكل، روانشناسي شادي.
6. Co habitation
7. شيخي، محمد تقي، جامعه شناسي زنان و خانواده، ص 105، تهران، نشر، سالهاي انتشار، 1380.
8. كارلسون، خانواده درماني، ص23.
9. فروزنده، پايدار، بررسي اثرات جهاني سازي بر نهاد خانواده، همايش تقويت نظام خانواده، قم، اسفند 1384.
10. پور حسين، رضا، سخنراني در همايش تقويت نظام خانواده، قم، اسفند 1384.
11. علي اصغر، احمدي، جهاني شدن و تحول الگوهاي تعاملي، چكيده مقالات كنگره بينالمللي خانواده و جهاني شدن، تهران انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
12. سعيدرضا، عاملي، جهاني شدن و ارزشهاي اخلاقي خانواده، چكيده مقالات كنگره بينالمللي خانواده و جهاني شدن، مهرماه 1384.
13. شكوه، نوابي نژاد، جهاني شدن و تغيير ارزشها در خانواده، همان.
14. بستان، حسين، اسلام و جامعهشناسي خانواده، ص 240.
15. سازگار، پروين، جهاني شدن و ساختار خانواده، چكيده مقالات كنگره بينالمللي خانواده.
16. ديون، لوك، چشمانداز، جهاني شدن در خانوادههاي كانادايي، چكيده مقالات كنگره بينالمللي خانواده.
17. سوره روم آيه 21.
18. سالاريفر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي.
19. متون ديني ما، انبياء عليهم السلام را الگوي مناسبي براي مردم معرفي ميكند براي نمونه قرآن در آيه 4 سوره ممتحنه، حضرت ابراهيم (ع) و آيه 21 سوره احزاب پيامبر اسلام (ص) را به عنوان الگوي مناسبي براي مردم و آيات 11 و 12 سوره تحريم آسيه همسر فرعون و حضرت مريم (ع) را به عنوان الگويي مناسب براي زنان اعلام ميكند.
20. شرفي، محمدرضا، معنويت در خانوادهامروز، چكيده مقالات كنگره بينالمللي خانواده و جهاني شدن.
21. سالاريفر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي، بحث تعريف خانواده از نظر اسلام.
22. مينوچين، س، خانواده و خانواده درماني، ترجمه باقر ثنايي.
23. سوره نور، آيه 58.
24. سالاريفر، محمد رضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي، بحث مرزها در خانواده.
................................................................................................................................
منبع:نشريه حورا، شماره 19
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8504170041
Posted by yahyaee at 09:39 AM | Comments (0)
کودکان و رسانه ها : دیدگاهها و چشم اندازها
کودکان و رسانه ها : دیدگاهها و چشم اندازها
........................................
كودكان و رسانه ها ديدگاه و چشم اندازها: حقوق كودك و گرايشها و روند رسانهها/ تاليف و تنظيم سيسيلافون في ليتزن و كتاتارينا بوكت؛ ترجمه معصومه عصام.- تهران: سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامهاي، 1384.
دفتر مبادلات بينالمللي كودكان و خشونت در رسانه ها، چهارمين كتاب سال خود را با عنوان "كودكان و رسانه ها- ديدگاهها و چشم اندازها" در اختيار علاقهمندان قرار داده است. اولين كتاب سال اين دفتر با عنوان "كودكان و خشونت رسانهاي" در سال 1998 به چاپ رسيده است.
بنابه دلايل كاملا طبيعي، كانون توجه در آن سال، معطوف به پژوهش هاي مرتبط با نمايش خشونت از رسانه ها و تاثير آن بر كودكان بود. كتاب سال 1999، به موضوع آموزش رسانهاي و كتاب سال 2000 به كودكان در چشم انداز رسانههاي نوين اختصاص يافت و در ادامه اين روند، كتاب سال 2001 به وظيفه ارزشمندي پرداخت كه در سال گذشته از سوي مركز تلويزيوني كودكان اروپا(ECTC) و همچنين انستيتوي سمعي و بصري يونان (IDM) برعهده اين دفتر گذاشته شد: تهيه شاخص براي كودكان و رسانهها، به ويژه در زمينه سواد رسانهاي به منظور ارائه در سومين اجلاس جهاني رسانهها براي كودكان در مارس 2001 كه در سالونيكي يونان برگزار شد. هدف كتاب سال 2001 اين دفتر يعني كودكان و رسانه ها، ديددگاهها و چشم اندازها عبارت از ارائه خطوط كلي و گسترده در زمينه كودكان و رسانهها در جهان است كه نقطه توجه و كانوني خود را مواد رسانهاي با جهات مختلف جهاني آن قرار داده است.
با پديدار شدن چشم اندازهاي جديد و نظم نوين رسانهاي، فرهنگ هاي رسانهاي در هردو حوزه عمومي و شخصي در حال تغيير و دگرگوني هستند و اطلاعات مختلف آسان تر و با محدوديت هاي زماني و مكاني كمتري جريان مييابند.
طي دهه 1990 ميلادي، مسائلي از قبيل خطرهاي بالقوه كانالهاي تلويزيوني ماهوارهاي، بازيهاي الكترونيكي و اينترنت و جريان مداوم و شديد انتقال آنها به كشورهاي مختلف كه برنامههاي تلويزيوني ملي و ديگر محتواي رسانهاي كودكان را در معرض آسيب جدي و يا در حاشيه قرار داده است موجب بحثها و مناظرههاي متعدد شده است. بحث و مناظره بر سر اين كه از چه ابزارها، شيوه ها و راههاي بينالمللي ميتوان براي مقابله با محتواي نامطلوب رسانهها استفاده كرد تا ضمن محفوظ ماندن كودكان از تاثيرات مضر و زيانبخش رسانهها، حق آنان در زمينه كسب مطالب مفيد رسانهاي مورد توجه قرار گيرد.
براي مفهوم "سواد رسانهاي" در سراسر جهان تعاريف زيادي ارائه شده است، اما آنچه در اينجا مورد نظر است، آگاهي و دانش مربوط به كودكان و رسانهها و كوششهاي به عمل آمده براي شناسايي حقوق كودكان در اين زمينه و به ويژه تاثيرگذاري و مشاركت آنان در رسانههاست. در اين كتاب خلاصه و مروري از جريانات، گرايشها و روندهاي كنوني بينالمللي در زمينه سواد رسانهاي از جمله تحقيقات مربوط به كودكان و رسانهها(چكيده بعضي از پژوهش ها، فهرست منابع تحقيقات، كارها و اقدامات عملي، كنفرانسهاي مهم و اعلاميه ها و بيانيههاي مرتبط با اين حوزه) آمده و اسامي تعدادي از وب سايتهاي مهم مربوط ذكر شده و در ضميمه "جدول رسانه در جهان" به ارائه تعداد خطوط تلفن، تلفنهاي همراه، روزنامهها، راديو، تلويزيون، رايانه، كاربران اينترنت و همچنين ميزان مصرف الكتريستيه در كشورهاي مختلف پرداخته شده است. در پايان اين نكته قابل ذكر است كه مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامهاي در راستاي تحقق اهداف خود و به منظور افزايش سواد رسانهاي و ايمن سازي كودكان و نوجوانان، ضمن ايجاد ارتباط مستمر با اين دفتر، ترجمه كتاب فوق را در دستور كار خود قرار داد كه اين مهم به همت سركار خانم معصومه عصام از پژوهشگران با سابقه اين مركز به انجام رسيد. در همين خصوص ترجمه كتاب ديگري از اين مجموعه نيز هم اكنون در دستور كار مركز تحقيقات قرار دارد.
فهرست مطالب این کتاب عبارتند از:
پيشگفتار؛ حقوق كودكان؛ محيط تحول رسانهاي، برنامههاي تلويزيوني كودكان- روند كنوني؛ آگهي هاي تجارتي (تبليغات)؛ بيمها و اميدها؛ دسترسي كودكان به رسانهها؛ كودكان تا چه اندازه از رسانهها استفاده ميكنند؟؛ تفاوتهاي فزاينده در استفاده از رسانهها؛ كودكان چه محتوايي را در رسانهها ترجيح ميدهند؟ با تصوير كودكان؛ پذيرش و تاثير رسانهها؛ آگاهي جهاني روبه رشد؛ آموزش رسانهاي – سواد رسانهاي- ارتباطات؛ كودكان، مدرسه و كار؛ افريقا؛ آسيا؛ استراليا؛ اروپا؛ امريكاي لاتين؛ امريكاي شمالي؛ سازمانها و شبكههاي ذيربط (نمونهها)؛ تاثيرات خشونت رسانهاي؛ نظارت و خودنظارتي؛ پيماننامهها و قطعنامههاي بينالمللي و منطقهاي كودكان و رسانهها و ضميمهها.
كتاب حاضر در آبان 1384 در شمارگان 1000 نسخه به چاپ رسيده است.
http://www.crspa.ir/crspa%20new%20books/media-children.asp
Posted by yahyaee at 09:37 AM | Comments (0)