« July 2006 | Main | September 2006 »

August 30, 2006

کودکان و دنیا ي وبلاگ نویسی

کودکان و دنیاي وبلاگ نویسی
وبلاگ ،کودکان، ارتباط والدین و کودکان
.................................................

اگر والدين با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند بهتر مى توانند راه هاى تامين امنيت كودكانشان را به كار بگيرند و كودكان نيز حاضر به همكارى با والدين خود هستند

مارسى دخترى ۱۳ ساله دارد. بارها وقتى وارد اتاقش شده، مشاهده كرده كه دخترش با دستپاچگى بعضى از پنجره هاى باز در كامپيوتر همراهش را مى بندد. كاملاً پيداست كه مى خواهد از نگاه مادرش مخفى بماند. بارها هم با هم به بحث و مشاجره پرداخته اند و دختر سخت به دفاع از حفظ حريم خصوصى اش پرداخته و مادر بارها با تهديد يا عجز و التماس خواسته است به دخترش بفهماند كه هر مادرى براى حفظ امنيت و سلامت فرزندش حق دارد نگران باشد و حتى بعضى از كارهاى فرزندش را مورد بازبينى قرار دهد. هرگز هم تاكنون مادر و فرزندى در اين مباحثات يا مشاجرات پيروز از ميدان بيرون نيامده و هرگز هيچيك موفق به متقاعد كردن ديگرى نشده است.

چند ماه پيش وقتى مارسى با پيام ناتمامى از دخترش به يكى از دوستانش مواجه شد احساس مسئوليتش در قبال دخترش گل كرد. در آن پيام دخترش مى خواست عكسى كه روى سايت جديدش گذاشته به دوستش نشان دهد. مارسى همانى را دريافت كه هزاران مادر در سرتاسر كشور با آن مواجهند.

نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال فعال ترين قشر در حوزه وبلاگ نويسى هستند و بى محابا تصاوير خود را همراه با اطلاعات شخصى و خانوادگى، تلفن، آدرس و غيره در سايت ها و وبلاگ ها منتشر مى كنند، بدون آنكه والدين آنها در جريان باشند. مارسى مى گويد: «با ديدن آن ميخكوب شدم». وى بارها از دخترش خواسته بود كه هرگز اطلاعات كامل را در اينترنت منتشر نكند. به قدرى از كار دخترش خشمگين شده بود كه او را كنار خود نشاند و گفت: «مى دانى چه كار اشتباه و خطرناكى كرده اى؟ تصوير واقعى به همراه نام و نشان واقعى را در اينترنت منتشر كرده اى. اين هم نام شهرى كه در آن زندگى مى كنى.
نمى فهمى كه چقدر آدم مريض (الحال) در اين شهر زندگى مى كنند؟»
مارسى به اين كار بسنده نكرد خودش وارد سايتى شد كه اين خدمات را در اختيار گذاشته بود. آدرس سايت بود. در آن سايت ثبت نام كرد تا بتواند با خدمات آن آشنا شود. بعد صفحه اينترنتى دخترش را در آن سايت پيدا كرد. صفحه اى كه پر از عكس هاى جورواجور از دخترش بود، بعد به فهرست دوستان دخترش برخورد.
يكى يكى صفحه هاى آنها را باز كرد اكثر آن اسامى همكلاسى هاى دخترش بودند كه عكس هايى شرم آور و تحريك آميز از خودشان را در اختيار همگان گذاشته بودند.


• تقريباً يك سوم دانش آموزان وبلاگ دارند

خيلى زود مارسى به مدرسه دخترش مراجعه كرد و با مسئول هماهنگى امور فناورى و كامپيوتر موضوع را در ميان گذاشت. خانم «مرى الن هندى» خود عضوى از سايت اينترنتى است. او مى گويد كه يك سوم دانش آموزان اين مدرسه ۲۵۰ نفرى وبلاگ دارند اما فقط ۵ درصد از خانواده هايشان از اين موضوع اطلاع دارند. اكثر اين دختران به اقتضاى سنشان سعى مى كنند وسوسه انگيز به نظر آيند و روح والدينشان هم از آن خبر ندارد. مادر و پدر بيچاره فكر مى كنند دخترشان در كنارشان يا در اتاقش به سر مى برد، پس در امن و امان است. تصور آنها اين است وقتى دخترشان در كنارشان است پس چه خطرى مى تواند او را تهديد كند؟ آنها چگونه مى توانند از درى وارد شوند كه والدين آنها حضور دارند غافل از اين كه اينترنت به جاى در، دروازه است و راه نفوذ از آن به مراتب سهل تر از در منزل!

وبلاگ ها و فناورى هاى مشابه آن مانند سايت هاى شبكه اى اجتماعى يا Social networking sites قلمرو نوجوانان است. براساس آمار و اطلاعات كمپانى پرسيوس ديولوپمنت كه در سال ۲۰۰۳ جمع آورى شده است بيش از نيمى از صاحبان وبلاگ نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال هستند. همچنين براساس آمار و اطلاعات «كام اسكور مديا متريكس» اكثر نوجوانان زير ۱۷ سال در ژانويه ۲۰۰۵ به وبلاگ ها و سايت هاى شبكه اى اجتماعى مراجعه كرده اند به طورى كه ۱۵ سايت اول همه از ميان وبلاگ ها بودند. آنچه نگرانى كارشناسان مثل «هندى» را برانگيخته محتواى اين وبلاگ هاست. دانشگاه جورج تاون در ايالات متحده مركزى تحت عنوان «مركز رسانه هاى ديجيتالى مخصوص كودكان» دارد كه اين مركز مطالعه اى را در مورد وبلاگ نوجوانان منتشر كرده كه حاكى از وخامت اوضاع است. چون كودكان و نوجوانان به دليل معصوميت و ساده دلى شان راحت تر اعتماد مى كنند و تمام اطلاعات شخصى و خانوادگى خود را در كف اخلاص گذاشته و در محيط ناامن اينترنت در اختيار همگان مى گذارند. دو سوم از آنها سن خود را مشخص مى كنند و نام حقيقى خود را مى نويسند. ۶۰ درصد از آنها حتى آدرس خود را در اختيار مى گذارند و شماره تماس مى دهند. از هر ۵ نفر يك نفر نام كامل خود را مى نويسد. «ديويد هوفيكر» كه مسئوليت انجام تحقيق ياد شده را بر عهده داشته با ابراز شگفتى مى گويد: «خدا مى داند چه تعداد از آنها حقيقتاً مى داند كه تمام مردم دنيا مى توانند اطلاعاتى را كه آنان همگانى كرده اند بخوانند؟»

تا به حال متخصصان امور كامپيوتر و اينترنت در مورد اتاق هاى گپ و گفت وگوى اينترنتى معروف به چت روم هشدار مى دادند. چون معمولاً كسانى كه تمايلات انحرافى نسبت به كودكان دارند از طريق اين اتاق هاى گپ تلاش مى كردند كه با وعده و وعيد و وسوسه كودكان را به سر قرارهايى بكشانند و به اهداف شوم خود برسند. اكنون اين متخصصان هشدار مى دهند كه وبلاگ ها كه محتوى اطلاعات شخصى كودكان است مى تواند مورد استفاده سوءاستفاده گران قرار گيرد

• منبع بزرگ دوست يابى
وبلاگ ها و سايت هايى كه افراد هم عقيده را گرد هم مى آورند منبع عظيمى براى سرگرمى به حساب مى آيند و شبكه اى را به وجود مى آورد كه نوجوانان مى توانند دوستانى با خصايص و سلايق مشابه پيدا كنند. اكثر نوجوانان آمريكايى از سنين كم و از مدارس راهنمايى كار با اينترنت و ساختن سايت يا وبلاگ را فرا مى گيرند و وقتى وارد دبيرستان مى شوند دوست هاى بسيار زيادى پيدا مى كنند. اما اكثر آنها به اين موضوع توجه نمى كنند كه در اختيار گذاشتن اطلاعات شخصى و خانوادگى تا چه حد مى تواند خطرناك باشد.
«پرى آفتاب» كه مسئول اداره سايت اينترنتى wiredsafety.org است مى گويد سايت هاى اينترنتى كه امكان وبلاگ نويسى را فراهم مى كنند به هيچ وجه جاى امنى براى كودكان محسوب نمى شوند. معمولاً به دليل خاصيت مجازى دنياى اينترنت كودكان و نوجوانان در اين محيط دست به كارهايى مى زنند كه در زندگى واقعى به خاطر شرم و حيا و خانواده از آن پرهيز مى كنند. گاهى عكس ها و حرف هايى ميان اين نوجوانان رد و بدل مى شود كه در حالت عادى- مثلاً پشت تلفن - اين حرف ها رد و بدل نمى شود. از آنجايى كه در حال حاضر براساس تخمين حدود ۶ ميليون وبلاگ وجود دارد صاحبان آن براى جلب مخاطب دست به هر كار وسوسه انگيزى مى زنند و از گذاشتن عكس ها يا جملات تحريك آميز روى وبلاگشان هيچ ابايى ندارند به طورى كه دنياى وبلاگ ها امروزه به عرصه رقابت براى جلب توجه تبديل شده است
myspace.com در حال حاضر ۱۳ ميليون كاربر دارد و ادعا مى كند كه سياست سختگيرانه اى را اعمال مى كند كه كاربران كمتر از ۱۶ سال از خدمات آن استفاده نكنند. «بنت رتكليف» سخنگوى سايت مذكور مى گويد براساس مرامنامه اين سايت در صورتى كه احراز شود وبلاگى بيش از حد اطلاعات شخصى و خانوادگى در اختيار گذاشته است از گردونه خارج مى شود اما طبيعى است كه كاربران در مورد سن خود دروغ مى گويند. سايت خبرى مايكروسافت موسوم به MSNBC تحقيقى در اين زمينه انجام داده و به اين نتيجه رسيده كه كودكان هنگام ورود به اين سايت ها ابتدا سن خود را به دروغ بالا عنوان مى كنند اما زمانى كه اطلاعات شخص شان را براى دوستان خود مى فرستند سن حقيقى خود را آشكار مى كنند.
سايت اينترنتى محبوب ديگرى كه خدمات مشابه Myspace در اختيار مى گذارد Live Journal نام دارد كه نوجوانان ۱۳ تا ۱۶ سال را مى پذيرد. ۴۰۰ هزار نفر از هفت ميليون كاربر اين سايت زير ۱۶ سال دارند. مجريان و مديران اين سايت بر اين باورند كه سايت آنها فرصتى بى نظير در اختيار نوجوانان مى گذارد تا به دوست يابى بپردازند و ياد بگيرند چگونه ابراز وجود كنند. اين سايت محتواى مطالب كاربرانش را مورد بازبينى قرار نمى دهد. «كريم كوين» مسئول مشتركان اين سايت مى گويد: «درست مثل فراهم كنندگان خدمات اينترنت (ISP) نه تنها به لحاظ فناورى ممكن نيست بلكه از لحاظ اخلاقى هم صحيح نيست كه ما نقش ويراستار، سانسورچى يا قضاوت كننده را ايفا كنيم.»
اما هوفيكر اعتقاد دارد كه اين سايت ها مستحق سرزنش و مواخذه اند و به خاطر انتشار اطلاعات شخصى و خانوادگى افراد مستوجب كيفرند. حتى كاربران هنگام ورود به اين سايت ها مجبورند آدرس اينترنتى خود را تايپ كنند. اين كار از چند جهت غلط است. يكى اين كه كودكان تصور مى كنند هرجا كه از آنان آدرس اينترنتى درخواست شد آنها مى توانند با خيال راحت آدرس خود را بدهند. دوم آنكه ممكن است همان آدرس اينترنتى از سوى متخصصان كامپيوتر كه قصد سوءاستفاده دارند مورد بهره بردارى قرار گيرد

• وبلاگ جنبه مثبت هم دارد
«هندى» مى گويد متاسفانه والدين به محض آن كه متوجه مى شوند نوجوانان آنها وبلاگ نويسى مى كنند و عكس و اطلاعات شخصى شان را در آن به نمايش مى گذارند از كوره در مى روند و اولين واكنش آنها اين است كه آب را از سرچشمه مى بندند و جلوى دسترسى فرزندشان به اينترنت را مى گيرند يا ديگر اجازه ارتباط با دوستانشان از طريق اينترنت را نمى دهند. اما واكنش هاى هوشمندانه تر و موثرترى هم وجود دارد. وى تاكيد مى كند: «اولين واكنش والدين قطع كردن ارتباط فرزندشان با اينترنت و دوستان اينترنتى است. كودكان و نوجوانان هم اين را خوب مى دانند بنابراين براى از دست ندادن اينترنت چاره اى جز مخفى كارى پيدا نمى كنند. يعنى واكنش احساسى نتيجه بدترى دارد. هيچ پدر و مادرى دوست ندارد كه فرزندانشان پنهان كارى كنند بنابراين بايد راه هاى ارتباطى را مسدود نكنند.»
از نظر هندى به جاى رفتارهاى قهرآميز والدين بايد بياموزند چگونه اعتماد فرزندانشان را جلب كنند و به اين وسيله در جريان مسائل خصوصى آنها قرار بگيرند و در جاى لازم و به روش مناسب هشدارهاى لازم را به آنها بدهند. در ضمن پدران و مادران بايد دقت بيشترى را به فرزندانشان اختصاص دهند. اين كافى نيست كه براى فرزندشان كامپيوتر بخرند و شرايط اتصال آن به اينترنت را فراهم آورده و از آن به بعد كودك يا نوجوان را به حال خود رها كنند.
هندى مى گويد: «چه طور تا مطمئن نشويد كه فرزندتان از عهده رانندگى برمى آيد خودرويتان را در اختيارش نمى گذاريد اما در مورد كامپيوتر و اينترنت اين حساسيت را نشان نمى دهيد؟» «ساندرا كالورت» همكار هوفيكر در مطالعه انجام شده توسط مركز رسانه هاى ديجيتالى مخصوص كودكان در دانشگاه جورج تاون كه استاد روان شناسى دانشگاه نام برده است مى گويد: «والدين نبايد بى اعتنا باشند يا رفتار طردكننده از خود نشان بدهند و به طور كلى وبلاگ يا وبلاگ نويسى را تخطئه كنند. انكار نمى توان كرد كه استفاده از اين ابزارها، مهارت هاى دانش آموزان را افزايش مى دهد و به يادگيرى كمك مى كند، انگيزه استفاده از اينترنت و كامپيوتر را در آنان تقويت كرده و خلاقيتشان را فزونى مى بخشد

• در دفاع از وبلاگ نويسى
«كريم كوين » هم مثبت انديش است و مى گويد: «اگر وبلاگ هاى نوجوانان را ببينيد، ممكن است با عكس هاى شرم آور مواجه شويد اما به همان اندازه هم مى توانيد انتظار جنبه مثبت داشته باشيد بسيارى از كودكان از اين ابزار درست استفاده مى كنند و حتى سخنانى كه ميان آنها ردوبدل مى شود جنبه معنوى دارد، آنها صادقانه احساس خود را نسبت به جنگ و ناامنى ابراز مى كنند و با اين وسيله دايره ارتباط خود را افزايش مى دهند

• والدين چه كار كنند
به جاى آنكه اينترنت و دنياى وبلاگ نويسى ميان والدين و فرزندان فاصله بيندازد اگر درست مورد استفاده قرار بگيرد، مى تواند به عنوان پلى ميان دو نسل عمل كند. والدين مى توانند از اين فرصت استثنايى بهره بگيرند و با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند و از همين فرصت مى توانند براى القاى ارزش ها به فرزندانشان استفاده كنند. اگر والدين با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند، بهتر مى توانند راه هاى تامين امنيت كودكانشان را به كار بگيرند. طبيعى است كه كودكان و نوجوانان در سنين خاصى حاضر به همكارى با والدين خود نيستند و حاضر نمى شوند والدين خود را در مسائل خصوصى خود شريك كنند. به هر حال پدر و مادر بايد به كودكان و نوجوانان خود فرصت بدهند كه با خود خلوت كنند. بايد پدر و مادر تحمل خود را بالا ببرند و اجازه بدهند فرزندانشان با دوستانشان رازهايى داشته باشند. گاهى هم لازم مى شود والدين به طور غيرمستقيم و نامحسوس فرزندان خود را چك كنند [البته منظور جاسوس بازى نيست]. كافى است گاهى اوقات اطلاعات فرزندانتان از جمله نام، تاريخ تولد و اطلاعات شخصى را در اينترنت مورد جست وجو قرار دهيد. اما اگر با سايتى مواجه شديد كه اطلاعات شخصى و خانوادگى فرزندتان در آن منتشر شده، زود از كوره در نرويد و با فكر و انديشه دنبال راه حل بگرديد. واكنش نسنجيده چند اثر يا نتيجه مخرب دارد. اول آنكه روابط صميمانه بين والدين و فرزندان را به تيرگى مى كشاند. دوم آنكه به مخفى كارى يا پنهان كارى دامن مى زند. چون اگر كودكان و نوجوانان حس كنند كه حريم خصوصى شان مورد بى احترامى يا بى توجهى قرار گرفته است واكنش نشان مى دهند. موثرترين واكنش آنها مخفى كارى و قطع ارتباط سالم با والدين است.
متاسفانه بسيارى از خانواده ها به خصوص والدين ميانسال پا به پاى فرزندانشان با نوآورى هاى عصر فناورى آشنا نمى شوند و همين فاصله ميان دو نسل را عميق تر مى كند. بسيارى از والدين هنوز با مسنجرها (نرم افزارهاى پيام رسان آنى مثل ياهو مسنجر كه در آن كاربران مى توانند در هر كجاى دنيا كه هستند بلافاصله پيام خود را از قبيل متن، صوت يا تصوير به دوستشان برسانند) آشنا نشده اند كه اكنون متخصصان حوزه كامپيوتر و اينترنت در مورد وبلاگ ها هشدار مى دهند. به بيانى ديگر تا والدين تلاش مى كنند با فناورى هاى روز آشنا شوند، فناورى جديدى جايگزين شده و فرصت برقرارى ارتباط با فرزندانشان را از آنها مى گيرد.
http://bia2dl.com/contentid-6.html

Posted by yahyaee at 08:27 AM | Comments (0)

تجارب كودكان در اينترنت

تجارب كودكان در اينترنت
مترجم : زهرا بتولي

خبرگزاري فارس: اين مقاله، تحقيقي در مورد تجارب مثبت و منفي كودكان هلندي از وب است . در اين تحقيق 391 كودك 8 تا 13 ساله كه در منزل خود به اينترنت دسترسي داشتند مورد بررسي قرار گرفته اند.مطالعات نشان مي دهد كه تجارب كودكان از اينترنت با سن و جنس آنها مرتبط است.
هدف: بيشتر كودكان به اينترنت دسترسي دارند . گشت و گذار در وب علاوه بر اينكه تجربه شگفت آوري براي كودكان است ، سرشار از خطر نيز هست. بعضي مربيان و والدين آگاهي ندارند كه كودكان در حين استفاده از اينترنت با مطالب نامناسب مواجه مي شوند. سوالي كه در اينجا مطرح است اين است كه حين استفاده از اينترنت چه عواملي براي كودكان ايجاد مزاحمت مي كند و باعث پريشاني آنها مي شود؟ آيا تفاوت سن و جنس در اين ميان مهم است و از همه مهمتر اينكه كودكان به هنگام رويارويي با اطلاعات مضر و مزاحم چه عكس العملي از خود بروز مي دهند؟
طرح ، روش شناسي ، رهيافت: اين مقاله، تحقيقي در مورد تجارب مثبت و منفي كودكان هلندي از وب است . در اين تحقيق 391 كودك 8 تا 13 ساله كه در منزل خود به اينترنت دسترسي داشتند مورد بررسي قرار گرفته اند.
يافته ها:معمولترين تجارب مثبت كودكان، بازيهاي كامپيوتري ، استفاده ICQ , MSN و اتاقهاي گفتگو مي باشد. تقريباً 50 درصد از كودكان مورد بررسي، داراي تجارب منفي، موقع استفاده از اينترنت بودند. كودكان ، رويارويي با نقاشي يا عكسهاي محرك احساسات جنسي را به عنوان تجربه منفي گزارش مي كنند كه اين نقاشي يا عكسها كه باعث رفتارهاي خشونت آميز در كودكان مي شود ، اغلب با ويروسهاي كامپيوتري و ... همراه هستند. تقريباً 80 درصد كودكان در مورد تجارب منفي خود با ديگران صحبت مي كنند اگر چه انتظار مي رود كه اين افراد مربي يا والدين باشند اما 45 درصد كودكان تجارب منفي خود را با دوستان خود در ميان مي گذارند.
مفهوم عملي:فقط با شناخت اين حقايق است كه مي توانيم در مورد اينكه چگونه اينترنت را به مكان امني براي كودكان تبديل كنيم شروع به تفكر كنيم.

ارزش:مطالعات نشان مي دهد كه تجارب كودكان از اينترنت با سن و جنس آنها مرتبط است.


كليد واژه: كودك( گروههاي سني) ، اينترنت ، هلند

مقدمه :
اينترنت درسالهاي اخير به يك رسانه محبوب تبديل شده است. در سال 1999 ، بيست و چهار درصد و در سال 2003 ، شصت درصد از خانواده هاي هلندي به اينترنت دسترسي داشتند. (CBS, 2004)
در ايالات متحده آمريكا ،هفتاد درصد از خانواده هايي كه يك كودك دارند از اينترنت استفاده مي كنند . در مقايسه با آنها پنجاه و سه درصد از خانواده هايي كه كودك ندارند به اينترنت دسترسي دارند. خانواده هايي كه كودك دارند بيشتر از خانواده هاي بدون كودك به تكنولوژي و مزاياي آن علاقه مند هستند و اعتقاد قوي دارند كه كودكان آنها جهت پيشرفت در زندگي نياز دارند كه تسلط كامل به كامپيوتر و اينترنت داشته باشند. (PEW Research, 2002)
در عين حال كه اينترنت محبوبيت زيادي در ميان خانواده ها پيدا كرده اما همچنين مي تواند محيطي خطرناك براي كودكان باشد. تحقيقات نشان ميدهد كه بيشتر از هشتاد درصد از خانواده ها در مورد رويارويي كودكان خود در حين استفاده از اينترنت نگران هستند . (Blauw Research, 2004). 57 درصد از خانواده ها نگرانند كه شخص بيگانه اي از طريق اينترنت با كودكان آنها تماس برقرار كنند.
شورتي، كودك 13 ساله اي است كه هر روز چند ساعت را در اتاقهاي گفتگو مي گذراند. او چت كردن با پسران را ترجيح مي دهد و يك بار نيز با پسري در ايستگاه قطار آمستردام قرار ملاقاتي ترتيب داده است. اما متاسفانه مشخص شد كه آن پسر، مردي چهل ساله با ظاهري خشن است. (Chatbox vaak schuilplaats voor pedofiel, 2002)
يك پروژه تحقيقاتي كه ميان كودكان مدرسه ابتدايي آمستردام انجام گرفته نشان ميدهد كه كودكان ، بيشتر از چند سال گذشته با خشونت با هم بحث و جدل مي كنند . از مهمترين دليل آن رورويايي كودكان با خشونت، خصوصاً از طريق اينترنت است.( ANP, 2005)
به نظر مي رسد كه خانواده اغلب اوقات از اين موضوع ناآگاهند كه كودكان ، چه مدت از وقت خود را به استفاده از اينترنت مي گذرانند. شصت و دو درصد از كودكان تمايل دارند كه به طور مخفيانه در خانه ، مدرسه ، كتابخانه ها و... از كامپيوتر استفاده كنند.) De Telegraaf, 2005)
خانواده ها و مربيان غالباً معتقدند كه آنها راجع به آنچه كودكان در هنگام استفاده از اينترنت در حال تجربه كردن هستند آگاهي دارند . براي مثال آنها كامپيوتر را در اتاق نشيمن نصب مي كنند تا بتوانند كودك را در حين تماشاي تلويزيون يا انجام امور ديگر مشاهده كنند و زير نظر داشته باشند. اگر چه بچه ها در گمراه كردن والدين خود خيلي باهوش هستند. و اين يك حقيقت است كه كودكان در بين خانواده ، ماهرترين كاربر شبكه هستند.( BBC News, 2005)
در سال 1999Valkenburg و Soeters تجارب كودكان از اينترنت را بررسي كردند. در آن زمان تحقيق روي اين موضوع خيلي سخت بود. نتايج نشان داد كه بيست و پنج درصد كل كودكان ، رويارويي با موارد ناخوشايند در اينترنت را گزارش كردند. (Valkenburg and Soeters, 2001) از آن زمان تا اكنون به تعداد كودكاني كه از وب استفاده مي كنند اضافه شده است، در نتيجه نويسندگان معتقدقند كه انجام تحقيقات روي تجارب كودكان از اينترنت امري ضروري است.
اين مقاله توصيفي است از يك بررسي و مطالعه كودكان بين هشت تا دوازده ساله كه در تابستان 2004 انجام گرفته است . اين بررسي بر اساس تحقيق Blauw Research, 2004 بود و سه هدف داشت . اولاً كشف اين كه چرا كودكان از اينترنت استفاده مي كنند. دوماً فهميدن تجارب مثبت كودكان از اينترنت و سرانجام كشف اينكه چقدر كودكان با مطالب مضر و مغشوش كننده در اينترنت مواجه مي شوند. يافته هاي به دست آمده از تحقيق Valkenburg و Soeters در مورد سه هدف مورد نظر جالب بود . بنابراين ما تصميم گرفتيم كه سوالي را به مجموعه سوالات تحقيق در مورد تجارب منفي كودكان اضافه كنيم . همچنين علاقه مند بوديم بدانيم آيا كودكان راجع به اين تجارب با ديگران صحبت مي كنند، اگر نه، چرا؟

روش:
كودكان بين سنين هشت تا دوازده سال از پنج مدرسه ابتدايي از سراسر هلند در نظر گرفته شدند. نمونه ما شامل بچه هايي با زمينه اجتماعي – اقتصادي گوناگون از مدارس مختلف بودند . از بچه ها سوالاتي شد از قبيل اينكه آيا آنها در خانه به اينترنت دسترسي دارند؟ آيا آنها بيشتر از سه بار از آن استفاده مي كنند. ما علاقه مند بوديم كه تجارب واقعي بچه ها از اينترنت را بسنجيم، بنابراين فقط كودكاني را كه به اين دو سوال پاسخ مثبت داده بودند ، انتخاب كرديم. جامعه نمونه نهايي ما شامل 391 كودك كه شامل 193 پسر و 198 دختر بود.
به كودكان در مدرسه پرسشنامه هايي داده شد. در اين پرسشنامه، سوالاتي بود از قبيل سن و جنس كودك، دفعات استفاده از اينترنت، انگيزه آنها جهت استفاده از اينترنت، تجارب ناخوشايند و تجارب لذت بخشي كه در حين استفاده از اين رسانه داشتند . كودكان در مورد شيوه پر كردن پرسشنامه راهنمايي شدند . مي خواستيم مطمئن باشيم كه آنها تجارب منفي خود را به ما خواهند گفت. چون در گذشته متوجه شده بوديم كه كودكان ممكن است از گفتن تجربيات خود به ما خودداري كنند. زيرا آنها از نتايجي كه ممكن است بيان تجربياتشان براي آنها داشته باشد مي ترسند. بنابراين تاكيد كرديم كه اطلاعاتي كه آنها به ما ميدهند محرمانه خواهد بود .
كودكان بايد در مدت 15 دقيقه به سوالات پاسخ مي دادند.

نتايج:
انگيزه كودكان براي استفاده از اينترنت:
اين تحقيق نشان داد كه بيشترين انگيزه كودكان هنگام استفاده از اينترنت شامل مواردي همچون بازيهاي كامپيوتري ، اتاقهاي گفتگو و بارگذاري موسيقي مي باشد. انگيزه ديگري كه كودكان جهت استفاده از اينترنت از آن ياد كردند شامل يافتن اطلاعات براي مدرسه و سرگرمي بود. (شكل 1)


تفاوت سن و جنس در انگيزه كودكان براي استفاده از اينترنت:
پسرها و دخترها هر دو بازيهاي كامپيوتري را دوست دارند. تنها تفاوت اينجا است كه آنها انواع متفاوتي از بازيهاي كامپيوتري را مي پسندند. پسرها كلكها و رمزهاي بازيها را به كامپيوتر انتقال مي دهند. اين بازيها باعث فراهم نمودن شادابي ، توانايي و انرژي بيشتر براي آنها مي شود. اين بازيها بيشتر خشن هستند و شخصيت اصلي اغلب مجبور است با نزاع راه خود را در مقاطع و حيطه هاي مختلف پيش ببرد. دختران به ندرت اقدام به انتقال كلكها و رمزها از اينترنت به كامپيوتر خود مي كنند ، آنها بازيهاي ديگري را مي پسندند. اين بازيها شامل حل معما يا يافتن گنجينه ها و جواهرات است. يك بازي مشهورBarbie Fashion Designer است (Valkenburg, 2002) . آنها بازيهايي را ترجيح مي دهند كه واقع گرايانه هستند.
تحقيقات ما همچنين نشان مي دهد كه پسران بيشتر از دختران به انتقال موسيقي به كامپيوتر مي پردازند. در حاليكه دختران بيشتر از پسران از اتاقهاي گفتگو و ايميل استفاده مي كنند. اين مطلب توضيحي است براي اين حقيقت كه دختران ارتباط برقرار كردن با افراد دور را مهمتر از پسران مي دانند. (Valkenburg, 2002) . چت كردن از طريق MSN در ميان پسران و دختران به يك اندازه اهميت داشت.
سن نقشي مهمي در انگيزه كودك جهت استفاده از اينترنت بازي مي كند . كودكان جوانتر بيشتر به بازي كردن و جستجوي اطلاعات مي پردازند و كمتر به ايميل زدن و چت كردن روي مي آورند. توضيح ساده اين مطلب مي تواند اين باشد كه كودكان جوانتر اغلب مهارتي جهت استفاده از برنامه ايميل و چت ندارند.

تجارت مثبت كودكان از اينترنت :
براي تعداد زيادي از كودكان مشكل است كه تجارب مثبت خود در هنگام استفاده از اينترنت را بيان كنند، شايد به اين دليل كه اينترنت قسمت اصلي از زندگي روزانه آنها شده بود. تقريباً 50 درصد از كودكان مورد سوال، به طور روزانه از اينترنت استفاده مي كردند. بعضي كودكان جهت پاسخگويي به سوالات اين قسمت پرسشنامه ، داستانها يا تصاوير مضحك و خنده دار را توضيح مي دادند.
از موارد ديگري كه كودكان در مورد فرصتهاي خوشايند و دلپذير كه توسط اينترنت براي آنها فراهم شده ذكر كردند شامل جستجوي اطلاعات راجع به سرگرميها و علائق آنها، ارتباط با دوستان و آشنا شدن با اشخاص جديد بود . اگر چه بيشتر كودكان اينترنت را به اين علت دوست دارند كه سرگرم كننده است . خصوصاً به علت بازيهاي كامپيوتري كه آنها مي توانند بوسيله آنها سرگرم شوند. يافتن اطلاعات براي مدرسه نيز به عنوان يك تجربه مثبت ذكر شد.

تجارب منفي كودك از اينترنت:
جهت بررسي و مطالعه تجارب منفي كودكان از اينترنت ، از كودكان خواسته شد تا بعضي چيزهايي كه در هنگام استفاده از اينترنت براي آنها ايجاد مزاحمت و اغتشاش مي كنند را بنويسند. كودكان اغلب اين نوع اطلاعات را به شما نمي دهند زيرا مي ترسند اين اطلاعات به گوش والدين يا دبيران آنها برسد، بنابراين ما تاكيد كرديم كه اطلاعاتي كه شما به ما مي دهيد كاملاً محرمانه است.
در 1999 ، 7/24 درصد از كودكان مورد مطالعه، هنگام استفاده از اينترنت با موارد ناراحت كننده ، ناخوشايند و اضطراب آور روبرو مي شدند. اما اين رقم در سالهاي بعد افزيش يافت ، بطوريكه در سال 2004 به 50 درصد رسيد.
تجارب منفي و ناخوشايندي كه كودكان به آن اشاره كردند مواردي بود از قبيل : عكسها و نوشته هاي مستهجن و تحريك كننده احساسات جنسي ، ترس و وحشت ، ويروسها ، تهديد توسط افراد شناخته ( تهديد A) و تهديد توسط افراد ناشناس ( تهديد B) . (شكل 2)
Valkenburg و Soeters سه خطر را در هنگام استفاده از اينترنت مطرح كردند: در معرض موارد نامناسب قرار گفتن ، آزارهايي كه به هنگام كار با اينترنت با آن مواجه بودند و فشارهايي كه متعاقب آن گريبانگير كودكان مي شود.
در 1999 ، يكي از تجارب ناخوشايندي كه كودكان ذكر كردند اين بود كه در حين استفاده از اينترنت ناگهان با يك ويروس برخورد مي كردند كه به دنبال آن تصاوير پورنوگراف و مستجهن ظاهر مي شود. آزارهاي اينترنتي توسط 5/2 درصد از كودكان گزارش شد. به طور قابل ملاحظه ، هيچ كدام از بچه ها آزارهايي كه بعد از استفاده از اينترنت ممكن بود گريبانگير آنها شود را گزارش نكردند. ويروس مي تواند به ميزان زيادي ناخوشايند باشد . اگرچه ويروسها نامرتبط با سه خطر ذكر شده در بالا هستند ، اما دريافتيم كه كودكان نه تنها به وسيله خود ويروس اذيت مي شوند ، بلكه آنها همچنين از سرزنشها و انتقادهايي كه والدين و مربيان به علت آسيبها و خسارتهاي ايجاد شده توسط آنها ايجاد مي شوند ، هراسانند. چون احتمال مي دهند كه از استفاده از اينترنت منع شوند.
نتايج نشان داد كه كودكان در سال 2004 نسبت به سال 1999 بيشتر در معرض موارد نامناسب قرار گرفتند.
تقريباً 80 درصد كودكان در مورد تجارب منفي خود با ديگران صحبت مي كنند اگر چه انتظار مي رود كه اين افراد مربي يا والدين باشند اما 45 درصد كودكان تجارب منفي خود را با دوستان خود در ميان مي گذارند.

تفاوت سن و جنس در تجارب منفي كودكان براي استفاده از اينترنت:
دخترها بيشتر از پسرها تجربيات ناخوشايند اينترنتي را گزارش مي كنند . بيشتر آنها در معرض قرار گرفتن تصاوير مستهجن و تحريك كننده احساسات جنسي را به عنوان يك مسئله آزاردهنده نام مي برند. برعكس پسران با سن بيشتر، موقعيتهاي سوء استفاده جنسي را موردي هيجان انگيز مي دانند. . دختران بزرگتر اغلب بيشتر از جوانترها و پسران تهديد مي شوند . توضيح اين موضوع مي تواند اين حقيقت باشد كه دختران بزرگتر بيشتر از پسران و دختران جوانتر از طريق اينترنت ارتباط برقرار مي كنند. توضيح ديگر اينكه دختران اغلب بيشتر از پسران ترس را تجربه مي كنند.( Valkenburg, 2002)

نتيجه گيري و بحث:
همواره امنيت كودكان روي اينترنت از زمانيكه كودكان شروع به استفاده از اينترنت كردند به موضوعي قابل بحث تبديل شده است. ، حفاظت از كودكان به طور مثال از طريق Children's Safety Foundation در هلند ، the Children's Online Protection Act و Cyber Angels در آمريكا ارائه مي شود. علاوه بر اين موسسات ، نرم افزارهاي فيلتر سايتهاي خلاف نيز به تعداد زيادي در دسترس هستند كه توسط تهيه كنندگان اينترنت ( كساني كه قول مي دهند كه محيط امني براي كودكان فراهم كنند) تهيه مي شوند. بيشتر افراد معتقدند كه استفاده از اينترنت مي تواند يك تجربه تربيتي و فرهنگي براي كودكان باشد ، اما همچنين اينترنت مي تواند يك مكان بسيار خطرناكي نيز باشد. والدين ، اين مطلب را مي دانند ، درنتيجه نرم افزارهاي فيلتر را روي كامپيوترها نصب مي كنند يا اينكه كامپيوتر را در اتاق نشيمن قرار مي دهند تا آنها بتوانند كنترل نزديكي روي كودكان ، در حين استفاده از اينترنت داشته باشند. با وجود اين همه تلاش ، 50 درصد از كودكان مصاحبه شونده هنوز در هنگام استفاده از اينترنت ، در معرض عوامل ناخوشايند و اضطراب آور قرار دارند.چگونه اين مسئله احتمال دارد؟
به كودكان بايد آموزش دهند كه هرگز اطلاعات شخصي خود را به افرادي كه در اتاقهاي گفتگو ملاقات مي كنند ندهند. كودكان معتقدند كه شخصي كه بيشتر از دو بار در اتاقهاي گفتگو با آنها ملاقات ميكند ، يك آشنا به حساب مي آيد. در نتيجه اين قابل قبول است كه آنها اطلاعات شخصي خود را به آنها بدهند. موقعي كه از خانواده ها سوال مي شود كه آيا آنها در مورد اطلاعات مضري كه كودك حين استفاده از اينترنت با آنها روبرو مي شود آگاهند ، تقريباً همه آنها جواب مثبت مي دهند.
اگر چه نرم افزارهاي فيلتر محتوا در دسترس قرار دارند، تاثير آنها قابل بحث است. كودكاني كه ترفندهاي استفاده از كامپيوتر را خوب مي دانند ، مي دانند چگونه اين فيلترها را دور بزنند و از كنار آن بگذرند. در واقع آنها با جنبه هاي منفي اينترنت دير يا زود روبرو خواهند شد.
علاوه بر آن خانواده ها ، به شدت معتقدند كه اينترنت يك ابزار آموزشي موثر است. نه تنها اينترنت يك منبع اصلي براي مدرسه است ، بلكه موادي كه در اينترنت يافت مي شود ، كودكان را در روشهاي ديگري آموزش مي دهد. براي مثال اينترنت ايجاد دوستي ها و نفرتها و دانش در مورد موضوعات حساس را فراهم مي كند. اينترنت امروزه تبديل به تفريحگاه كودكان شده است.
تعداد زيادي از كودكان به اينترنت دسترسي دارند.كه اين به عقيده ما چيز خوبي است. اگر چه اين دليلي است براي نگراني در مورد افزايش شمار كودكاني كه در معرض تجارب منفي اينترنت قرار مي گيرند. در چهار سال آينده كميسيون اروپا 45 ميليون در همكاري با بيست و پنج كشور عضو ، جهت افزايش خطراتي كه بوسيله اينترنت ايجاد مي شود ، هزينه كرد.
پيشنهاد آخر مجلس اروپا اين است كه همه وب سايتهايي كه مختص كودكان است ، لازم است به جاي پسوند .com داراي پسوند .kid باشد مجلس اميدوار است كه از اين طريق بتواند از كودكان حمايت كند.
بايد اميدوار باشيم كه بيشتر بودجه صرف كمك به شركتهاي نرم افزار، جهت گسترش يا بهبود نرم افزارهاي فيلتر جهت حفاظت كودكان از خطر اينترنت نشود ، بلكه ما اميدواريم كه بخش وسيعي از اين بودجه صرف برنامه هاي آموزشي و تعاون و همكاري بين دولت و ديگر آژانسهاي عضو اتحاديه اروپا جهت امنيت كودكان روي اينترنت شود . اگر چه ، مهمترين چيز در آينده اين است كه ما تحقيقات خود را در مورد تجارب و رفتار كودكان روي وب ادامه دهيم. تحقيقات به ما كمك خواهد كرد كه اينترنت را به مكان امني براي كودكان تبديل كنيم.

Reference:
ANP (2005), Groeiende verruwing op Amsterdamse basisscholen, April 26,
BBC News (2005), "Children drive home internet rse", May 23, .
BBC News (2005), "Children drive home internet rse", May 23, .
Blauw Research (2004), Ouders hebben behoefte aan meer informatie over internetopvoeding, available at: www.blauw.nl/, .
CBS (2004), ICT en media gebruik naar persoons- en huishoudkenmerken, available at: http://statline.cbs.nl, .
CBS (2004), ICT en media gebruik naar persoons- en huishoudkenmerken, available at: http://statline.cbs.nl, .
Chatbox vaak schuilplaats voor pedofiel (2002), "Inmiddels gaat het gesprek richting seks, op internet durven kinderen te zeggen wat op het schoolplein ondenkbaar", De Volkskrant, August 6, Vol. 1.
Consumentenbond (2005), Firewalles en Antivirus, available at: www.consumentenbond.nl, .
Consumentenbond (2005), Firewalles en Antivirus, available at: www.consumentenbond.nl, .
Consumentenbond (2005), Firewalles en Antivirus, available at: www.consumentenbond.nl, .
Consumentenbond (2005), Firewalles en Antivirus, available at: www.consumentenbond.nl, .
Consumentenbond (2005), Firewalles en Antivirus, available at: www.consumentenbond.nl, .
De Telegraaf (2005), "Internet bedreigt kinderziel", 9 May, Vol. 7.

.............................................................................................
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505280158

Posted by yahyaee at 08:19 AM | Comments (0)

August 29, 2006

رسانه ها و خانواده

تاثير وسايل ارتباط جمعي بر پيوندهاي عاطفي درخانواده ها
رسانه ها و خانواده

نويسنده: رضا پورحسين
خبرگزاري فارس: ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايراني نزديك به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است ومي تواند به كاهش فضاي گفت وگو ميان اعضاي خانواده گردد. اين روند به افزايش فردگرايي وكاهش جمع گرايي منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.
چكيده

يكي از مولفه هاي خانواده منسجم ، پيوند عاطفي است كه در اثر وجود و استمرار فضاي گفت وگو ، تعاطي افكار و تبادل نظر ميان اعضاي آن شكل مي گيرد. پيوند عاطفي ، خود به عنوان يك عامل انگيزشي موجب ارتقاء انسجام خانواده مي شود و اين سيكل مي تواند همچنان ادامه يابد. براين اساس پيوند عاطفي و انسجام خانواده با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند.

عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي از عوامل اثرگذار بر گسستگي انسجام خانواده ، گسترش رسانه هاي جمعي و استفاده افراطي از آنها مي باشد. رسانه هاي جمعي بويژه رسانه هاي شنيداري وغير متعامل به دليل كاركرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته ، بتدريج جاي ارتباط بين فردي ازنوع چهره به چهره را گرفته وتوانسته اند فضاي انفرادي را بجاي فضاي جمعي و اجتماعي خانواده حاكم كنند ، بطوري كه گسترش تكنيكي رسانه هاي شنيداري و رايانه اي ، ارتباط مستقيمي با فردگرايي ودوري از گروه را نشان مي دهد. دراين مسير ، تعامل فرد با رسانه الكترونيكي وغير احساسي شكل مي گيرد وبه دليل برتري تكنولوژيكي وتجهيز فني ابزارهاي رسانه اي ، نوعي رعب فرهنگي وانفعال شخصيتي درفرد ايجاد مي شود. نتيجه اين مي شود كه افراد خانواده به جاي گفت وگوي صميمي با يكديگر با ابزارهاي الكترونيكي ارتباط برقرار مي كنند ، ارتباطي كه فاقد بارعاطفي واحساسي است. اين آسيب دردو نوع ارتباط ، بيشتر خودرا نشان مي دهد : يكي ارتباط بين فرزندان و والدين ، و ديگري ارتباط بين زن وشوهر.

تجربيات نشان مي دهند كه هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب كاهش يابد ، فاصله عاطفي وهيجاني وهمچنين فاصله شناختي ميان اعضاء نظام خانواده بيشتر مي شود. آمارهاي رسمي نشان مي دهند كه ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايراني نزديك به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است ومي تواند به كاهش فضاي گفت وگو ميان اعضاي خانواده گردد. اين روند به افزايش فردگرايي وكاهش جمع گرايي منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.

خانواده و گروه

خانواده ، يك گروه پويا ست. گروه تنها مجموعه اي ازافرادنيست ، بلكه نشان دهنده نوع وشكل روابط ميان اعضاي آن نيز هست. گروه را مي توان مجموعه اي ازافراد دانست كه با برقراري ارتباط با يكديگر و انجام كاروفعاليت مشترك ، هدف مشتركي را نيز دنبال مي كنند (بورمان ، 1969، به نقل از فرهنگي ،1382). درتقسيم بندي گروه ها ، خانواده را مي توان جزو گروه هاي كوچك بحساب آورد كه با اندكي تفاوت ، ازقوانين گروههاي بزرگ تبعيت مي كنند. ازمهمترين قواعد اين گروهها تحولي بودن آنهاست.

تحول گروه

گروه به عنوان يك نظام جمعي، همواره درحال تحول وتغيير مي باشد. خانواده نيزكم وبيش ازآغاز شكل گيري خود از مراحلي گذر مي كند. گذرازاين مراحل درجهت هدفمندي نظام (سيستم) مي باشد. هدف اصلي گروه خانواده ، رسيدن به سطحي است كه بتواند ثبات و تداوم خودراحفظ نمايد. اين هدف را مي توان با عنوان انسجام خانواده نام برد كه به آن گروه ، شخصيتي پايدار مي دهد. به عبارت ديگر، انسجام گروه را مي توان به عنوان سطح بالاي گروه (خانواده ) مطرح نمود. وقتي اعضاي گروه بتوانند نيازهاي همديگر را درجهت هدف فردي وجمعي خود تامين نمايند ، درواقع موجد انسجام گروه مي شوند. به عبارتي انسجام گروه به عنوان سطح بالاي تحول ، درگرو مشاركت ، هدفمندي و عملكرد متناسب با تامين تعامل نيازهاي اعضاي گروه مي باشد. براين اساس ، انسجام خانواده را مي توان به عنوان مهمترين مولفه پويايي وحفظ آن قلمدادنمود.

پيوندعاطفي

اگر انسجام گروه به عنوان عامل پايداري خانواده ، طبعا واجد مشخصه هايي خواهد بود كه تضمين كننده شخصيت پايدارگروه مي باشد. در روي آورد روانشناختي ، پيوند عاطفي مشخصه اي است كه فضاي رواني گروه را براي وصول به اهداف تعيين شده وانسجام ، تسهيل مي كند. دليل آن ، وجود نيروي انگيزشي پيوند عاطفي است كه موجب مي شود اعضاي گروه درتامين نيازهاي يكديگر به صورت فعال مشاركت كنند.

پيوند عاطفي به دلايل گوناگوني پديدارشده و گسترش مي يابد. يكي ازمهمترين زمينه هاي ايجاداين پيوند ، وجود زمينه ارتباطات صحيح بين فردي است. اين ارتباط به درستي انجام نمي پذيرد مگرآنكه اعضاي گروه با نوعي تفهيم وتفاهم و درك متقابل با يكديگر تعامل داشته باشند. يكي ازاين عوامل كه ارتقادهنده پيوندعاطفي مي باشد ، گفت وگو است كه عبارت از برقراري ارتباط وتعامل كلامي با يك ياچندنفر مي باشد. درفضاي ارتباطاتي بويژه ارتباطات بين فردي ، گفت و گو صرفا يك رفتارعادي نيست بلكه الگويي است كه فضاي عاطفي وهيجاني حاكم بر مناسبات افراد را شكل مي دهد. گفت وگويي كه واجدمنظورارتباطي وتعامل مي باشد، داراي دومولفه وبه عبارتي داراي دو مهارت مي باشد : يكي ، مهارت گوش دادن وديگري مهارت همدلي. با بهره گيري مناسب ازاين دومهارت مي توان جريان ارتباطي گفت وگو را درجهت تفاهم ودرك متقابل براه انداخت.

گوش دادن ، با شنيدن متفاوت است. شنيدن يك عمل زيستي است كه شامل دريافت يك پيام ازطريق كانالهاي حسي است ، شنيدن ، تنها بخشي ازفرايندگوش دادن است. اما گوش دادن فرايندي است كه عناصري چون دريافت ، درك ، توجه ، معناگذاري وپاسخگويي توسط شنونده را درخود دارد(بركو وهمكاران ،1953، ترجمه دكتر اعرابي وهمكاران ،1378). نكته ديگر آن است كه فرايند گوش دادن همواره با ارتباط چشمي همراه است. تجربيات روانشناختي گواه اين يافته مهم هستند كه هنرگوش دادن كه مي تواند كاركرد درمانگري نيزداشته باشد ، به وسيله ارتباط چشمي براه مي افتد. همچنين يافته ها نشان مي دهند كه ارتباط چشمي به عنوان يكي ازمولفه هاي اساسي ايجاد امنيت و توجه مطرح مي شود. وقتي درمناسبات كلامي ، گوش دادن با ارتباط چشمي همراه شود ، طرفين ازيكديگر احساس احترام وتوجه دريافت مي كنند ، واين امر به همدلي ودرك متقابل آنها كمك مي كند. پس گوش دادن بدون ارتباط چشمي ، بكار نمي افتد و به مرتبه شنيدن ، به عنوان يك عمل زيستي ، نزول مي كند. اين دو مولفه را نمي توان ازهم تفكيك نمود. براين اساس ، خانواده هايي كه با يكديگر ارتياط چشمي برقرار وحرفهاي همديگر را خوب گوش مي كنند ، واجد پيوند عميق تري نسبت به خانواده هاي ديگر مي باشند.

همدلي ، فرايند عاطفي شناختي است كه طي آن يك شخص ازعواطف ، احساسات وشناخت طرف ديگر آگاهي مي يابد. برخي آن را به معني تجربه مشترك يك هيجاني در دونفر مي دانند. كارل راجرز ، همدلي را توانايي همراهي فرد بافردي ديگر به جايي كه احساسات آن شخص اورا رهنمون گرديده است ، مي داند ( پورافكاري ، 1373).

وقتي دراثر گفت وگو ، با عنايت به مولفه هاي گوش دادن و همدلي ، پيوندعاطفي درخانواده شكل مي گيرد ، تاثير آن به صورت متقابل ، موجب ارتقاي فضاي گفت و گو و انسجام مي شود واين سيكل همچنان رو به تكامل ادامه مي يابد، مگرآنكه اختلالي در روند تحول گروه بوجود آيد. به پاس استمرار فضاي گفت وگو ، تعاطي افكار و تبادل نظر ميان اعضاي خانواده شكل مي گيرد. براين اساس ، گفت وگو ، پيوند عاطفي و انسجام خانواده ، به عنوان متغيرهايي مطرح مي شوند كه با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند و همديگر را تسهيل مي كنند.


آسيبهاي خانواده

درمقابل ، عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي ازاين عوامل ، عامل تفرد است كه به صورت واگرايي اعضاي خانواده ، عمل مي كند. دردنياي پرشتاب فناوري امروز ، ابزارهايي وجود دارند كه افراد را به صورت انفرادي به خود مشغول كرده وآنهارا از تعامل با ديگران باز مي دارند. رسانه هاي جمعي ازاين دسته ابزارها به شمار مي روند. البته اين موضوع نافي منافع ابزارهاي تكنولوژيكي نيست ، اما نوع بهره برداري غيرفرهنگي ازابزارهاي فني موجب شده است كه كاركرد آنها عمدتا درجهت تقويت فردگرايي سوق پيدا كند. به عبارتي ، اگرجريان فرهنگي شدن ابزارهاي رسانه اي تحقق بيابد ، مضرات آنها به شدت كاهش مي يابد وكاركرد اصلي خودرا پيدا مي كنند. گرچه برخي نظريه ها بيانگر اين مطلب هستند كه ذات ابزارهاي الكترونيكي به دليل استفاده از عنصر تغيير ، نمي تواند موجد آرامش باشند ، بلكه مخل آن مي باشند. برخي ديگر اين نظريه را افراطي و يك سويه مي دانند. البته وارسي اين دو نظريه در اين نوشته مقدورنيست وطرح اين مطلب دراين نوشته براي بيان لزوم رعايت احتياط درجهت استفاده ازابزارهاي رسانه اي مي باشد.

كاركرد رسانه هاي جمعي بويژه رسانه هاي شنيداري وغير متعامل به دليل كاركرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته ، به تدريج جاي ارتباط بين فردي ازنوع چهره به چهره را گرفته وموجب شده اند فضاي انفرادي ، بجاي فضاي جمعي و عاطفي در خانواده حاكم شود ، بطوري كه گسترش تكنيكي رسانه هاي شنيداري و رايانه اي ، ارتباط مستقيمي با فردگرايي ودوري از فضاي رواني وعاطفي خانواده را نشان مي دهد. به عبارت ديگر ، اين ابزارها ، به تدريج فضاي رواني ومحيطي گفت وگو را دريك ارتباط بين فردي ، خدشه دارمي كنند و اعضاي گروه را به جاي همگرايي، به واگرايي سوق مي دهند ، تاجايي كه هرعضو خانواده صرفا دريك فضاي فيزيكي مشترك زندگي كرده ، اما هيچ تعاملي با هم نخواهند داشت. در ادامه ، متاسفانه ، اهداف آنها نيز به تدريج نسبت به هم ، واگرا شده و منفك مي شوند. دراين مسير ، تعامل واقعي فرد بجاي آنكه با افراد ديگري در محيط انساني سامان بيابد ، با رسانه هاي الكترونيكي ، شكل مي گيرد وبه دليل برتري تكنولوژيكي وتجهيزات خيره كننده رسانه اي ، نوعي رعب فرهنگي وانفعال شخصيتي درفرد ايجاد مي گردد. نتيجه اين مي شود كه افراد خانواده به جاي گفت وگوي صميمي با يكديگر كه مي تواند به تقويت پيوندهاي عاطفي وانسجام اعضاي خانواده منجرشود ، با ابزارهاي الكترونيكي ارتباط برقرار مي كنند ، ارتباطي كه فاقد بارعاطفي ، احساسي وهيجاني است. به تعبير فوكوياما به دليل تحديد اخلاق و كيفيت زندگي امروزي به تدريج شاهد يك فروپاشي بزرگ خواهيم بود. اين فروپاشي درزمينه هاي اخلاقي ودرنهاد ها ، بيشتر درزمينه خانواده اتفاق خواهد افتاد.

آسيب ارتباطي ، بيشتر دردو نوع ارتباط ، بروز مي كند. يكي ، ارتباط بين فرزندان و والدين و ديگري ، ارتباط بين زن وشوهر مي باشد. تجربيات نشان مي دهند كه هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب كاهش يابد ، پيوند عاطفي وهيجاني و همچنين همگوني شناختي ميان اعضاء خانواده نيزكاهش مي يابد كه اين موضوع ، انسجام گروه را به مخاطره مي اندازد.

فضاهاي الكترونيكي و فردگرايي

آمارهاي رسمي نشان مي دهند كه ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايراني نزديك به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان دركشورهاي ديگر به شش ساعت مي رسد. ميزان استفاده ازاينترنت و اتاقهاي چت نيز در برخي كشورها بيشترازاين گزارش شده است. بطوري كه ورود مردان وزنان در اتاقهاي چت به عنوان " زندگي دوم" مطرح كه زندگي اول را به مخاطره انداخته است. طبيعي است كه زندگي دوم (اتاقهاي چت) ميزان زيادي از انرژي و وقت گفتگو را به خود اختصاص مي دهد.

مك گاير (به نقل از حميدي ، مهديه ،1383) ورود ابزارهاي رسانه اي را به ورود بيگانه تعبير كرده است و مي گويد : " به طورمتوسط شش روز درهفته ، بيگانه اي درخانه شما حضوردارد. بيگانه اي كه آزادانه درهمه جاي خانه سرمي زند وتاثير مي گذارد. اين بيگانه وظيفه ساده اي دارد وآن محدود كردن توانايي ما وبچه ها درتشخيص رويا ازواقعيت مي باشد. ما به اواجازه مي دهيم كه درهرساعتي وارد خانه مان شود. اگر ما درباره بيگانگان وغريبه ها به بچه هايمان هشدارمي دهيم ، متاسفانه درباره اين بيگانه هيچ هشداري به بچه ها نمي دهيم. اين بيگانه يكسره حرف مي زند وهرچه مي خواهد مي گويد وديگران هم سراپا گوش مي شوند ".

جان تيلور گاتر (1999) درباره وسعت دنياي مجازي مي گويد : " تلويزيون ورسانه ها با صرف وقت كودكان به دنياي مجازي ، فرصت تجربه دنياي حقيقي وآشنا شدن با واقعيتهاي جذاب ، نشاط آور وحتي مخاطره آميز را ازآنان سلب مي كند واين امرآنان را بي حوصله ، حسود و... بارمي آورد. " گاتر براي جبران اين موضوع ، اعتقاد دارد كه كودك را بادنياي واقعي آشنا كنيد ، طبيعت ، مابقي كارها را انجام مي دهد.

در گزارش ان واي تي (NYT) ، زنان درامريكا بيشترازاينكه به فكرمراقبت ازكودكان خودباشند ، تلويزيون تماشا مي كنند. دراين گزارش آمده است كه اين زنان درمرتبه اول تلويزيون تماشا مي كنند و خريدخانه وصحبت با تلفن در رده هاي بعدي ارتباط قرار دارند. مراقبت ازكودكان وصحبت كردن با آنها درمراتب پايين تر قرار دارند. همانطوركه ملاحظه مي شود ، صرف وقت زياد براي رسانه ها بمنزله كاهش ميزان ارتباطهاي انساني بويژه با كودكان مي باشد. اين روند ، به افزايش فردگرايي وكاهش جمع گرايي منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.

روانشناسان درحوزة روانشناسي شخصيت و اجتماعي براي آنكه بتوانند مطالعات بين فرهنگي را بويژه دربارة خود و هويت سامان دهند ؛ مقياس فردگرايي ـ جمع گرايي رابه عنوان يك شاخص بكار مي برند.

واتس لوند وآرچر (2001) اين مقياس را بهترين موضوع روانشناختي و بين فرهنگي براي مطالعة هويت دانسته اند. همچنين اسميت وباند (1996؛ به نقل ازهمان) اين مفاهيم را درمطالعة اجتماع وروانشناسي سازماني و گروه به كار برده اند. تريانديس (1980) بيان مي كند كه تفرد از تجمع واجتماع كسب مي شود واجتماع نيز مطابقت وهمسان سازي با ديگران را شكل مي دهد. گرايش به هر كدام ازجنبه هاي اين شاخص ، آثار و نتايجي را درپي دارد كه هافستيد (1984) و تريانديس (1998 )آنها را مطابق جدول، فهرست مي كنند :

فرد گرائي جمع گرائي

1) علايق و نيازها و اهداف فردي ترجيح دارند

2) ارزشها و هنجارها ، مبناي فردي دارند

3) كسب لذت فردي در اولويت است.

4) باورهاي فردي ، متمايز كننده فرد از گروه است

5) استقلال و هويت فردي اهميت دارند

6) راهبردهاي مستقيم و مواجه رو در رو ترجيح دارد

7) ارتباط بين اعضاء متكي به افراد است، رابطه اعضاء با فاصله زياد صورت مي گيرد

8) روابط اجتماعي در بين اعضاء داوطلبانه بوده و اندازه گروه كوچكتر است

9) ورود و خروج به گروه براحتي صورت مي گيرد

10) دوستي ها رنگ كمتري داشته ، رفاقتها و وفاداري به گروه و شخص ديگر كمتر است

1) اهداف گروهي مهم هستند

2) هنجارها و ارزشها از طريق گروه مرجع تعيين مي شوند

3) رضايت گروه و اكثريت اهميت دارد

4) باورهاي فرد توسط جمع تعيين مي شوند

5) وابستگي بين اعضاء ، علقه هاي بين فردي و تجانس گروهي مهم هستند

6) از راهبردهاي غير مستقيم و اصل حفظ ظاهر در شرائط بحراني استفاده مي شود

7) رابطه اعضاء تنگاتنگ است

8)روابط اجتماعي بين اعضاء اجباري بوده و اندازه گروه بزرگتر است

9) ورود و خروج به گروه به سادگي انجام نمي گيرد

10) دوستي ها و رفاقتها از عمق و استحكام بيشتري برخورداراست

ماركوز وكيتاياما (1991) نشان داده اند كه فرهنگ اروپايي وغربي ، هويت فردي را درجهت فرديت گرايي وفرهنگ آسيايي وشرقي ونيز آمريكاي جنوبي ، فرد را به سوي تعلق به گروه سوق مي دهند. همچنين بوچنر ،1994؛ داون وهمكاران،1995؛ ماركوز وكيتاياما ،1991؛به نقل ازماير (1999) مشخص كرده اند كه افراد مالايي ، هندي ، ژاپني وماسايي ، بيشتر از افراد استراليايي ، آمريكايي وانگليسي ، جمله “ من 000 هستم “ را با هويت گروهي وجمعي بيان مي كنند. دليل آن اين است كه فرديت گرايي به دليل تجربيات فراوان ، تحرك و ويژگيهاي شتابدار شهر نشيني بوجود مي آيد (فري من ،2001 وماير،1999 ). درجوامع آسيايي كه جمع گرايي ترجيح دارد ؛ خودِ متكي به ديگران معمولا احساس تعلق را بوجود مي آورد. دراين جوامع ، بريدن از خانواده وگسستگي از دوستان وخانواده آسيب آفرين است وبه عنوان نابهنجاري اجتماعي قلمداد مي گردد. دليل آن اين است كه دراين فرهنگها ، تعداد خودها بيشتر است. هرفرد داراي يك خودنيست بلكه داراي چندين خود است ؛ همانند : خود با والدين ، خود در كار و خود با دوستان. خود با والدين و فرزندان در اين فرهنگها داراي اهميت بيشتري مي باشد.

دركل يافته هاي تحقيقي نشان مي دهندكه ميان كشورهاي غربي و شرقي تفاوتهاي قابل ملاحظه اي دربارة شاخص فردگرايي ـ جمع گرايي مشاهده مي شود كه دليل آن تفاوت درنوع نگرش ، رفتار وفرهنگهاي متفاوت وازجمله به چگونگي گسترش رسانه هاي جمعي درمتن خانواده ها مي باشد.
پهناوري جهان ، مسايل پيچيدة اقتصادي ، فناوري الكترونيكي ووضعيت اجتماعي اقتصادي بويژه فشار جهاني شدن ، تعييراتي را ايجاد مي كنند كه در زمينة تحول شخصيتي فرد ونيز هويت جمعي آنها درمحيط اجتماعي و خانواده تاثيرات بسزايي دارند (بانهام وهمكاران، 2000). علت اصلي كاهش جمع گرايي وافزايش فردگرايي رابه تجربيات فراوان شهرنشيني ، شتاب فناوري وويژگيهاي زندگي پر تنش وكاهش ارتباطات بين فردي نسبت مي دهند. كاهش فرهنگ گفتگو وتعامل عاطفي بدليل كيفيت جديد زندگي ، بيش از همه ، هويت فردي وجمعي ملتها را تحت تاثير قرارداده وبتدريج آنها را به سوي فردگرايي سوق مي دهد.


ملاحظه

گسترش پرشتاب فناوري بويژه فناوري الكترونيكي به ميزان زيادي كيفيت و روند طبيعي انسان را ازحالت عادي وطبيعي خارج كرده است و رفتارهاي جديدي را درعرصه فردي واجتماعي بوجود آورده است. رفتارهاي جديد ، به عرصه خانواده نيز گسترش پيداكرده است. مهمترين مشخصه اين رفتار ، فردگرايي و كاهش احساس تعلق وپيوند عاطفي در گروه خانواده مي باشد. براي رهايي ازاين كيفيت ، گسترش فرهنگ استفاده ازابزارهاي رسانه اي به گونه اي كه اين ابزارها درخدمت انسانها باشد ، نه شكل دهند رفتار ، الزامي بنظر مي رسد ، كه البته كار ساده اي نيست. هراندازه رسانه ها ، نجابت بيشتري بخرج دهند وبه سلامت پيام خود اهميت بدهند ، نمي توانند جاي ارتباط چهره به چهره را درمناسبات ارتباطي بگبرند. پس رويكرد خانواده ها بايد درجهت كاهش استفاده از ابزارهاي رسانه اي واستفاده مهاريافته ازآنها در جهت اهداف قابل كنترل ، سامان يابد. طبيعي است دراين وضعيت ، فضاي خانواده براي گفت وگو و هم كلامي آماده مي شود.


* روانشناس و استاديار دانشگاه تهران

منابع
• اسحاق ، ويليام (2001).گفتگو هنرباهم انديشيدن ،ترجمه محمود حدادي(1380). تهران :دفترمطالعات سياسي وبين المللي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران.
• بركو، ري ام وهمكاران (1998). ترجمه دكتر سيدمحمد اعرابي و داود ايزدي (1378). مديريت ارتباطات ، تهران : دفترپژوهشهاي فرهنگي.
• پورافكاري ، نصرت الله (1373). فرهنگ جامع روانشناسي وروانپزشكي. تهران : فرهنگ معاصر.
• پورحسين ، رضا(1383). روانشناسي خود. تهران :انتشارات اميركبير.
فرهنگي ، علي اكبر (1382). ارتباطات انساني : جلداول ، تهران : موسسه خدمات فرهنگي رسا.
• گاتر ، جان تيلور(1382). تلويزيون وكودكان ، سياحت غرب ، سال اول ، شماره7.
• نيومن ، ديويد (1383). تلويزيون وخشونت. ترجمه ساراحبيبي. باشگاه انديشه.

- Bumeister,R.F.(1999).The self in social psychology.New york:Library of congress cataloging-in-poblication data.
- Huiberts, A., Oosterwegel, A., Meeus, W. & Vollebergh, W. (2001). Individualism and collectivism in relation to parents and pears. Differences between duth and Moroccan adolescence.
- Kagitcibasi, C. (1986). Individual and Group Loyalties: Are they compatible? Selected papers from the Eighth International Conference of the International Association for Cross-Cultural Psychology held on at Istanbul.
- Maukus, H. R., & Kitayama, S. (1991). Culture and the self: Implications for
Cognition, emotion, and motivation. Psychological Review, 98, 224-253.
- Myers,D.G.(1999).Social psychology :6th edition.MacGraw-Hill college.
- WWW. turnoffyourtv.com
......................................................................................................
منبع: باشگاه انديشه
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8504270101

Posted by yahyaee at 04:07 PM | Comments (0)