November 2010 Archives

اصول طلايي مهمانداري

| No Comments | No TrackBacks

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات)

 

بیست و پنج اصل طلایی زیر در جهت تقدیم خدمات مطلوب به میهمانان هواپیما، قطار، اتوبوس های ویژه، هتل ها، رستوران ها، تالارهای مراسم و ... با عنوان "اصول طلایی مهمانداری" طراحی شده است تا کمک کند که مهمانداران بتوانند راحت تر و بهتر کار و خدمت کنند.

1)      در هنگام قرار گرفتن در كنار درب ورودي سالن مرتب و مؤدب بايستيد و با خوشرويي به میهمانان سلام كنيد.

2)      با احترام و تواضع میهمانان را به راهنمایی فرمایید.

3)   از كمك به میهمانان بخصوص خردسالان، كهنسالان و افراد بيمار و معلول دريغ نفرماييد. درصورت نياز در حمل بار و اثاثيه به میهمانان كمك كنيد.

4)      از تجمع چند مهماندار و بلند صحبت كردن در داخل سالن بطوري كه مخل آسايش میهمانان باشد پرهيز نماييد.

5)      پس از استقرار میهمانان در سالن، آمادگي خود را براي انجام خدمت به آنان اعلام كنيد.

6)      تعداد مراجعه به میهمانان را حتي المقدور كاهش داده و جز در مواقع ضروري به میهمانان مراجعه نكنيد

7)      در هنگام ارایه خدمات و يا دريافت دستور با متانت و احترام رفتار كنيد.

8)      حتي اگر اعتقاد داشته باشيم كه حق با ماست به هيچ وجه حق نداريم با میهمانان با تندي رفتار كنيم.

9)      هرگز در برخورد و ارايه خدمات در بين میهمانان تبعيض قائل نشويد.

10)   كلماتي منفي همچون: نمي توانم، غيرممكن است، امكان ندارد، هرگز و ... را در برخورد با میهمانان به كار نبريد.

11)   كوتاه، مؤدبانه و واضح با میهمانان گفتگو كنيد.

12)   اگر میهمان درخواست يا سؤالي داشت كه درباره آن اطلاعات نداريم اظهار نظر نكنيم.

13)   اطلاعات را از مسؤول ذي ربط دريافت و به اطلاع میهمان برسانيم.

14)   گوش دادن كامل به حرف میهمانان يعني اينكه براي آنها و حرفشان احترام قائل هستيم.

15)   هرگاه پاسخ سئوالي را نمي دانيد با صراحت بگوييد: نمي دانم.

16)   ارايه خدمات با عجله يا ديرهنگام ، میهمانان را ناراضي مي كند تلاش كنيد ارايه خدمات بموقع انجام شود.

17)  هيچ گاه نبايستي اين بهانه كه سازمان شما، حقوق شما را پرداخت نكرده است یا نسبت به آن کوتاهی شده است در انجام وظايف خود کم کاری یا كوتاهي كنيد.

18)   در هنگام ارايه خدمات با تواضع و احترام با میهمانان روبرو شويد.

19)   هنر مهماندار اين است كه بتواند رضايت میهمانان ناراضي و ناسازگار را نيز جلب كند.

20)   در شرايطي بحراني آرامش خود را حفظ كنيد تا به آرامش میهمانان كمك شود.

21)   مسايل خصوصي و مشكلات اداري خود را با میهمانان در ميان نگذاريد. وظيفه ما ارتباط درحيطه وظيفه شغلي است و نه بيشتر.

22)   هيچ گاه سازمان و مديران خود را مقصر جلوه ندهيد و با اين توجيه كه مشكل از آنهاست میهمانان را به سازمان بدبين نكنيد.

23)   اعتراضات و شكايات میهمانان را نسبت به كار خودتان در دفترچه اي ثبت كنيد تا از تكرار آنها جلوگيري شود.

24)  اگر در طول زمان مهمانداری به هر دليلي مشكلي توسط شما براي میهمان ايجاد شده است در پايان دوره پذیرایی از او عذرخواهي كنيد.

25)  در پايان دوره پذیرایی جلوي درب خروج بياستيد چنانچه میهمانان سئوالي داشتند آنان را راهنمايي كنيد و ضمن آرزوي دیدار مجدد آنان با میهمانان خداحافظي كنيد.

 

اصول طلایی روابط عمومی

| No Comments | No TrackBacks

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات)

این سئوال در هر شغل و حرفه ای بایستی پرسیده شود که "اصول اساسي انجام آن کار چیست؟"حال اگر شما کارگزار روابط عمومی هستید یا به عنوان متخصص روابط عمومی فعالیت می کنید با کدام اصول کار می کنید؟ از چه قواعدی پایدار پیروی می کنید؟ در این نوشته با قواعد و اصولی جهانی آشنا می شوید که از آن به عنوان"اصول طلایی روابط عمومی"یاد شده است. این اصول عبارتند از:

1- روابط عمومی علم توسعه ارتباطات انسانی است.

توضيح: اگر گونه هاي ارتباطات اجتماعي را به ارتباطات رسانه اي (ارتباط از طريق وسايل ارتباط شخصي، جمعي و چند رسانه اي و با واسطه) و ارتباطات انساني (ارتباط چهره به چهره) تقسيم كنيم، مي توانيم با تاكيد بگوييم كه كار روابط عمومي در حوزه ارتباطات انساني معنادار است.

 2- علم روابط عمومي به دنبال تلفيق ارتباط +اخلاق است.

توضيح: روابط عمومي صرفا برقراري ارتباط نيست برقراري ارتباط با تلفيق اخلاق است و كارگزاران روابط عمومي بايستي در تمامي مراحل فراگرد ارتباطي مفهوم اخلاق را فراموش نكنند و آن را بعنوان وجه ممتاز ارتباطات انساني مورد تاييد و تاكيد قرار دهند.

 3- هدف در روابط عمومي ايجاد، حفظ و توسعه تفاهم است.

توضيح: در ارتباطات رسانه اي هدف اقناع مخاطب است چه از طريق تبليغات، چه از طريق اطلاع رساني. در حالي كه ما در ارتباطات انساني به دنبال همديگر فهمي و توسعه تفاهم بين انسانها هستيم.

 4- براي برقراري ارتباطات انساني مثبت نگري گام اول است.

توضيح: بدون نگاه مثبت به مخاطب ارتباط از نوع انساني آن برقرار نمي شود هر چند ممكن است اطلاعات انتقال يابد. با همين استدلال روابط عمومي بايستي به مردم، مشتري و مخاطب با رويكردي خوش بينانه ارتباط برقرار كند.

 5-  کلید طلايي تداوم ارتباطات انسانی احترام است.

توضيح: اگر شاه كليدي براي تداوم ارتباطات انساني وجود داشته باشد آن احترام است. در روابط عمومي كسي نبايستي به دنبال احترام متقابل باشد حتي در شرايطي كه مخاطب شرايط ارتباطي را رعايت نكرده باشد احترام او الزامي است.

 6- در روابط عمومی ارتباط پيماني دوسویه است.

توضيح: روابط عمومي نه تنها شنونده است و نه تنها گوينده. شما نمي توانيد صرفا بلندگوي سازمان باشيد و شما نمي توانيد صرفا منتقد سازمان باشيد، روابط عمومي متعهد به ارتباطات انساني و دوسويه براي شنيدن پيام مخاطبان و رساندن پيام به آنان است.

تئوري روابط عمومي ناب

| No Comments | No TrackBacks

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات)

 

به اعتقاد بسياري از صاحب نظران مهمترين تقسيم بندي از ارتباطات اجتماعي تقسيم ارتباطات اجتماعي به: الف: ارتباطات انساني و ب: ارتباطات رسانه اي است.

در واقع ارتباطاتي كه بطور مستقيم بين انسانها برقرار مي شود ارتباطات انساني و ارتباطاتي كه بواسطه كانال يا وسيله ای بين انسانها برقرار مي شود ارتباطات رسانه اي ناميده مي شود. نوعي از ارتباطات كه در 100 سال اخير در زندگي بشر گسترش يافته است و متاسفانه شرايطي طوري ادامه مي يابد كه توسعه ارتباطات رسانه اي منجر به تخريب و تحريف ارتباطات انساني شده است. به اين معنا كه ارتباطات رسانه اي به جاي اينكه نقش تكميل كننده ارتباطات انساني را داشته باشد نقش جايگزيني را ايفا مي كند.

حال با چنين فضايي و با اين تعريف كه هدف و نتيجه واقعي و نهايي روابط عمومي، ايجاد، حفظ و تداوم تفاهم است اين مفهوم استنباط مي شودكه ارتباطات رسانه اي توانايي دستيابي به تفاهم را در ذات خود ندارد. به معنايي ديگر هدف غايي ارتباطات رسانه اي اقناع است اما هدف نهايي ارتباطات انساني تفاهم است. لذا با اين نسبتي كه از جهت نتيجه نهايي بين ارتباطات انساني و روابط عمومي برقرار است جاي دارد كه مهمترين شيوه روابط عمومي را ارتباطات انساني بدانيم.

ارتباطات سنتی يا ارتباطات انسانى، شفاهى و چهره ‌به‌ چهره عليرغم ظاهر ساده و ابتدایی می‌تواند کارکردهای پیچیده و متنوعی داشته باشد. این نوع ارتباطات گرچه به دلیل گسترده و پیچیده شدن جوامع انسانی جايگاه گذشته خود را از دست داده‌ است، اما هنوز هم از نفوذ و اعتبار والايي برخوردار است، زیرا به طبیعت انسانی و نیازهای عاطفی و معنوی او نزدیک‌ترند. همچنين است كه ارتباطات رسانه اي نیز هر جا براساس زیرساخت‌های ارتباطات انساني شکل گرفته‌ باشد، موفق‌تر و کارآمدتر عمل كرده است.

ارتباطات انسانی از طریق گفتگو  به تولید و توسعه اعتماد می انجامد و ارتباطات رسانه ای از طریق اطلاع رسانی و آگاه سازی، مشارکت عمومی را برای مجموعه اقدامات سازمانها و دولتها سازماندهی می کند. با این تفسیر می توان گفت که: كار توليد و بازتوليد فرهنگ عمومي در جامعه توسط رسانه ها و توليد و بازتوليد فرهنگ بومي در سازمان ها توسط روابط عمومي ها انجام مي شود.

اما توسعه بي حد و حصر تکنولوژیهای ارتباطات، به طور جدی ارتباطات انسانی را محدود کرده است. ارتباطات انسانی در عصر ارتباطات ، تخریب و تحریف شده است و ارتباطات مجازی جایگزین بلامنازع ارتباطات انسانی (ارتباطات ناب) شده است و در پی توسعه این نوع ارتباطات، انسان مجازی نیز شکل گرفته و جای خالی انسان ناب نیز احساس می شود. 

سازمانها نیز با بهره گیری از رسانه های فرا مدرن به توسعه ارتباطات الکترونیکی (مجازی) در سطح درون سازمانی با کارکنان و در سطح برون سازمانی با مشتریان می پردازند لذا اين تصور تقويت مي شود كه روابط عمومی مجازی نیز جایگزین روابط عمومی ناب (ارتباطات انساني) خواهد شد .

این فرصت و امکان برای انسان بوجود آمده است که بواسطه و بوسیله تکنولوژیهای موجود در سریع ترین زمان ممکن با همنوعان خود ارتباط برقرار کند اطلاعات بدهد و اطلاعات دریافت کند امّا کمرنگ شدن گفتگو و ارتباط چهره به چهره بین انسانها منتهی به کمرنگ شدن احساس انسان بودن خواهد شد . احساس عمیق و انسانی کمرنگ خواهد شد اعتماد بین انسانها کاهش خواهد یافت و اعتبار انسان بعنوان عضو برجسته حیات اجتماعی از رونق خواهد افتاد .

در سازمانها افراد با ساعت کار می کنند از طریق اتوماسیون با یکدیگر گفتگو می کنند و دیگر نمی‌توانند همدیگر را دوست داشته باشند زیرا همدیگر را نمی بینند و از همه مهمتر اینکه با هم گفتگو نمی کنند .

روابط عمومی ناب بایستی در صدد توسعه گفتگوهای رودررو بین مدیران و مدیران، مدیران و کارکنان، کارکنان و کارکنان و بین کارکنان و مشتریان باشد. جلسات گفتگو ، جلسات پرسش و پاسخ، سفرها و تفریحات جمعی و برنامه هایی از این قبیل می توانند ارتباطات چهره به چهره و بالطبع شناخت و اعتماد را توسعه دهد و حس نوعدوستی اعضای سازمان نسبت به یکدیگر را تقویت کند .

"روابط عمومی ناب" روابط عمومی متکی به ارتباطات چهره به چهره است و نبایستی توسعه تکنولوژی منجر به فراموش شدن آن شود زیرا دیگر مفهوم روابط عمومی در سازمانها بی معنا می شود . از این روی است که اصل مهمی با عنوان "روابط عمومي؛ فرا ارتباطات" يعني روابط عمومی فراتر از ارتباطات است زیرا  دوستي فراتر از برقراري و حفظ ارتباط است مطرح مي شود.

لذا دوستی با کارکنان و مشتریان موضوعی مهمتر و فراتر از ارتباطات رسانه ای و حتی ارتباطات انسانی ( که فقط جهت رفع منافع و مصالح انجام می شود) است و این مسئولیت در سازمانها بعهده روابط عمومی هاست.

برقراری ارتباط کامل بعنوان هدف غایی انسانها در تعاملات اجتماعی و انسانی است. اما همواره این امکان با مشکلات و ابهامات فراوانی روبرو می شود و انواع گوناگون ارتباطات اجتماعی (رسانه ای و انسانی) در راه رسیدن به این هدف یعنی ارتباط کامل همواره ناکام مانده‌اند.

بررسي عملكرد روابط عمومي در سازمانها نشان مي دهد كه روابط عمومی‌ها به محض تشکیل تحت تاثیر کارکردهای دیگر خود یعنی ارتباطات رسانه‌ای و تبلیغات و اطلاع رسانی محض قرار گرفته و همواره از هدف اصلی خود ( ارتباط موثر) که تنها از راه ارتباط چهره به چهره امکان پذیر است دور می شوند.

روابط عمومی بایستی نقش دوست کارکنان و مشتریان را داشته باشد و بتواند به آنان نزدیک شود و مشکلات آنان را لمس کند و با آنان همدلی کند و فراتر از یک ارتباط صوری برای رفع مشکلات و ابهامات آنان اقدام کند.

 


احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات) ..... يكي از اساسي ترين موانع توسعه روابط عمومي، فقدان رويكرد علمي و كيفي به روابط عمومي است. چيزي كه از سوي دانشگاهها، سازمانها و حتي استادان عرصه روابط عمومي كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

تعداد اندك كتب تاليف شده از سوي استادان روابط عمومي درباره اين موضوع به خوبي اين را نشان مي دهد كه رويكرد علمي به روابط عمومي در دانشگاههايي كه رشته ارتباطات و روابط عمومي در آن رونق دارد هم جايگاهي ندارد.

موضوع ديگر كه دراين باره قابل توجه است سرفصل دروس رشته روابط عمومي است كه ابعاد مختلفي از كار و فعاليت در عرصه روابط عمومي را پوشش نمي دهد و با عمل روابط عمومي انطباق ندارد. بررسي اين سرفصل ها نشان مي دهد كه دروس مديريت روابط عمومي، روابط عمومي در موسسات اقتصادي- تجاري، روابط عمومي در شركتهاي خدماتي و از اين قبيل در رشته روابط عمومي تقريبا جايگاهي ندارد. 

از طرفي ديگر ارزشيابي عملكرد روابط عمومي موسسات مختلف نيز نشان مي دهد كه تاكيد و تاييد اصلي مديريت روابط عمومي سازمانها بر اجراي فعاليتهاست و مديران روابط عمومي از فرايند كيفيت يعني نيازسنجي، برنامه ريزي، اجرا و ارزيابي غافل هستند و ياد به ندرت به آن توجه مي كنند.

همچنين بيش از 80 درصد مديران روابط عمومي تخصص كافي درباره روابط عمومي را ندارند و اين گروه دوره هاي آموزشي مرتبط با شغل (مديريت روابط عمومي، اصول و فنون روابط عمومي، مهارتهاي روابط عمومي و ...) را طي نكرده اند.

اين مديران علاقه اي نيز براي بكارگيري متخصصان روابط عمومي از خود نشان نمي دهند و يا در بكارگيري نيروي انساني تفاوتي معنادار بين كارشناسان فارغ التحصيل با ساير رشته ها قايل نيستند.

در واقع هم دانشگاهها و هم سازمانها تنها با برداشتي كلي از فعاليت و فلسفه  روابط عمومي كار خود را به پيش مي برند و توجه اي به تخصصي شدن و تخصصي كردن روابط عمومي ندارند. يعني در واقع رويكردي علمي و كيفي براي آينده روابط عمومي متصور نيست.

حال پيشنهاد اين است كه:

-         دانشگاهها تاليف كتاب در اين رشته را در اولويت اصلي خود قرار دهند.

-    و سازمانها استفاده از متخصصان روابط عمومي را بعنوان مهمترين اولويت براي كار در روابط عمومي لحاظ كنند.

تا انشاا... از نتايج اين دو فعاليت، توسعه علمي و كيفي روابط عمومي در علم و عمل پديد آيد.

 

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات) ..... نگاهي به تاريخ روابط عمومي مدرن نشان مي دهد كه روابط عمومي براي اولين بار در شركت راه آهن آمريكا كه يك شركت دولتي بود شروع شد. همچنين در ايران تجربه راه اندازي و فعاليت در حوزه روابط عمومي در شركت ملي نفت ايران كه يك شركت دولتي آغاز گرديد. زيرا غلبه دولت بر تمامي فعاليتها تا پايان جنگ جهاني دوم، حتي در بيشتر كشورهاي غربي هم مشاهده مي شد.

اما اين رويكرد از دهه 60 ميلادي با كوچك شدن دولتها و توسعه بخش خصوصي در عرصه هاي مختلف تغيير يافت و اصول علمي و استانداردهاي عقلاني در فعاليتهاي جاري سازمانها و شركتها جايگزين رفتارهاي سياسي و اقتضايي شد. روابط عمومي نيز با اينكه تحت سيطره تاريخي دولتها (سياست) رشد كرده بود و فعاليتهاي خود را همسوي با فعاليتهاي سياسي دولتها و سازمانها و شركتهاي دولتي همسو مي كرد اما با توسعه بخش خصوصي، با بازتعريف وظايف و فعاليتهاي خود در خدمت بخش خصوصي درآمد.

اما اين تحولات در عرصه روابط عمومي ايران تاكنون هرگز مشاهده نشده است و غلبه وظايف سياسي (تبليغات سياسي، تكرار و برجسته سازي اخبار، هياهو و بزرگنمايي و ...) در روابط عمومي هر روز بيشتر از گذشته رونق گرفته است. زيرا همچنان بخش دولتي بزرگترين بخش فعاليت و كار را در بر مي گيرد و ظاهرا و عملا دولت تمايلي به كوچك شدن و  واگذاري فعاليتها به مردم از خود نشان نمي دهد.

حال با اين رويكرد حاكم نمي توان انتظار داشت كه روابط عمومي به عنوان چشم بينا و گوش شنوا و زبان گوياي سازمان فعاليت كند. زيرا در چنين شرايطي روابط عمومي چشمي است كه فقط سازمان خودش را مي بيند، گوشي است كه صداي مديران خودش را مي شنود و زباني است كه صرفا بزرگنمايي و غوغاسالاري مي كند.

اما اميد است در آينده نزديك با تغييرات اساسي در نگرش دولت نسبت به مردم سهم و جايگاه بخش خصوصي براي خدمت به خودش بيشتر شود و بار سنگين فعاليتهاي اجرايي از دوش دولت كم شود تا هم دولت به كارهاي اساسي خود برسد و هم مردم از خدمت رساني "همه براي همه" سودمند شوند.